این مقاله حاصل مطالعه ای است در باب ماهیت رویکرد غالب بر جامعه شناسی در ایران، که طبق فرضیه آغازین آن، سنت پوزیتیویستی است. مقاله با بررسی تجربی مقالات جامعه شناختی نامه علوم اجتماعی، رساله های کارشناسی ارشد جامعه شناسی و طرح های انجام شده در موسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران سعی دارد این فرض را آزمون کند. در پایان آنچه حاصل می شود بیانگر غلبه تحقیقات پیمایشی کمی است که خود در چارچوب رویکرد پوزیتیویستی می گنجد. با این حال به نظر می رسد مقتضیات و ملزومات روش های کمی نیز به طور شایسته رعایت نشده است. همچنین دریافتیم که جامعه شناسی در ایران، به مرور زمان از مطالعات بیشتر بنیادی و کیفی به سوی مطالعات عمدتا کاربردی و کمی حرکت کرده است.
از مباحث مقدماتی و اساسی برای شناخت هر علم، آگاهی به نامها و اصطلاحات گوناگون آن علم و
تاریخچة پیدایش و وجه تسمیة آنهاست، و نیز اینکه مشهورترین نام آن علم چیست و کدام وجهتسمیه برای
آن مناسبتر است.
این مقاله با همین رویکرد، نامهای مختلف علم عقاید را بررسیده و سپس روی مشهورترین نام آن، یعنی «کلام» تمرکز یافته است، و با رویکردی تحقیقی و نقادانه، از تاریخچة پیدایش آن و نیز وجوه مختلف نامگذاری علم عقاید به «کلام» بحث کرده و سرانجام نظر برگزیده را مطرح ساخته است.
برزخ اصطلاحی است در علم کلام که نخستین بار به معنای اصطلاحی خود در قرآن و روایات اسلامی به کار رفته است. برزخ در مباحث علم کلام به معنای زندگی مابین دنیا و آخرت است و به صورت اصطلاحی خاص دیده میشود؛ به طوری که بنابر نظر اکثر محققان فرقههای اسلامی یکی از ضروریات اسلام است. این عقیده در بین مسلمین منکران جدی و مهمی ندارد.
عالم برزخ بر حسب یافتههای قرآنی و روایی، عالمی است پررمز و راز که با مرگ آغاز میشود و تا قیامت ادامه دارد. از یک سوی، برای مؤمنان سرشار از نعمتهاست، و از سوی دیگر، انعکاس گناهان کفار بوده، برای آنان جز عذاب ندارد.
در اینکه آیا همگان زندگی برزخی را درک میکنند یا این زندگی منحصر به مؤمنان محض و یا کافران محض است جای تأمل و تحقیق بسیار است.
بخشی از احوال عالم برزخ عبارتاند از: زنده شدن مرده در قبر، پرسش قبر، عذاب قبر، پاداش قبر، رؤیت پیامبر? و امامان? و ملائکه.
کیفیت زندگی در عالم برزخ نیز محل نزاع متکلمان است، که آیا بدن برزخی همان بدن طبیعی است یا مثالی و یا کیفیتی دیگر دارد؟
تحقیق موجود بر آن است که با توجه به انتظار حاضر از معلم زبان مبنی بر داشتن دانش لازم جهت ایجاد تغییرات متناسب در تدریس مبتنی بر درک درست از شرایط مختلفی که در کلاسهای مختلف وجود دارد خصوصیاتی را که چنین معلمی باید دارا باشد تا به این مهم دست یابد را بررسی و ارائه نماید. به این منظور چنین خصوصیاتی که در این نوشته عملکردهای اصلی معلم نامیده می شود با نظر به مسائل مطروحه در رشته آموزش زبان انگلیسی تعیین و در معرض قضاوت زبان آموزان معلمین و مدیران موسسات آموزش زبان قرار داده شد و اطلاعات حاصله از این منابع و نیز بازدیدهای کلاسی که توسط افراد واجد شرایط انجام شد تجزیه تحلیل آماری گردید. نتایج حاصله نشان داد که از هفت عملکرد اصلی تدریس که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت یعنی (1) کنترل رفتار زبان آموزان (2) نحوه ارائه مطلب درسی (3) نظارت بر روند تدریس (4) گرفتن بازخورد آموزشی (5) سعی در تسهیل روند آموزش و فراگیری (6) ایجاد ارتباط با زبان آموزان و (7) انجام فعالیت های آموزشی مرتبط در خارج محیط کلاسی عملکرد ششم و هفتم به ترتیب از نظر کلیه شرکت کنندگان در این تحقیق با عملکردهای دیگر تفاوت معنی داری داشت. باید خاطر نشان ساخت که نتایج حاصله در این تحقیق با روند موجود در بحث های مربوط به تربیت معلم که در آن ها اهمیت زیادی به ایجاد ارتباط با زبان آموزان و بالا بردن دانش تئوریک و درایت معلم داده می شود هماهنگ است.
??? که در بیشتر متون مربوط به زبان شناسی روسی به «نمود» ترجمه شده است، یکی از ویژگی های دستوری فعل در زبان روسی است. انتخاب اصطلاح «نمود» در زبان فارسی، به عنوان معادل اصطلاح دستوری ??? با استناد به وجود چنین ماهیت دستوری، تحت عنوان aspect، در زبان هایی، همچون انگلیسی و فرانسه است. ??? یا «نمود» ویژگی دستوری غیر تغییر دهنده است که در نتیجه تقابل شکل های صرفی فعلی «نمود کامل» و «نمود غیر کامل» موجودیت می یابد و نحوه «جریان عمل» را به طور عمده از نقطه نظر «حصول نتیجه» یا «عدم حصول نتیجه»، «استمرار» یا «عدم استمرار» و برخی مفاهیم دستوری دیگر بیان می کند. ??? از نظر صورت به کمک یک سری ابزارهای صرفی از قبیل، پیشوندها، پسوندها، تبدیل تکواژها، تغییر محل تکیه واژه در درون شکل های صرفی افعال بیان می شود. در زبان روسی، ac?e?یک مقوله کاربردی - معنایی است که همچون ??? می تواند بیانگر «نحوه جریان عمل» باشد، اما از نظر صورت قادر است نه تنها به کمک ابزارهای صرفی، بلکه به واسطه ابزارهای زبانی دیگری، از قبیل واژه های غیر فعلی، ابزارهای نحوی و معنای لغوی بیان شود.
پژوهش فروید با عنوان «شگرف» زیر عنوان ادبیات روان کاوانه مطرح می شود. این مقاله، دو اثر از ادبیات کهن فارسی را از دیدگاه گونه ادبی وهمناک بررسی می کند: گنبد سیاه از نظامی گنجوی که متنی شگفت است و حکایتی از فرج بعد از شدت (از تنوخی) که متنی شگرف است. این آثار زیر مجموعه نوع ادبی دیگری اند که وهمناک/ فانتاستیک نام دارد و در آن ترس و تردید خواننده شرط اول محسوب می شود: بسته به این که خواننده حوادث داستان را به علل طبیعی نسبت دهد یا فراطبیعی، داستان به ترتیب زیر عناوین شگرف و شگفت قرار می گیرد. روایت فرج بعد از شدت، به محرمات و ممنوعیت های حاکم بر جامعه می پردازد. دختر قاضی شهر با عمل نباشی، ممنوعیتی را نقض می کند و علیه پدر و جامعه که زنانگی او را فراموش کرده اند، شورش می کند.
اساسا وضعیت اندیشه در زبان شناسی، متکی بر دو رویکرد است: عملکردی و تطبیقی. هدف دنبال شده در این کار تحقیقی، معرفی یک رشته مسایل مربوط به نمایان سازی تشابه و اختلاف وجه در زبان روسی و فارسی می باشد. فقط در صورت رویکرد تطبیقی در زمینه مطالعه مقوله وجه در زبان های روسی و فارسی که اجازه تعیین وجوه تشابه و تضاد را می دهد، می توان پدیده های نامحسوس را در زبان های اشاره شده، نمایان ساخت. در زبان روسی معاصر، معمولا وجه را به سه گروه اخباری، امری و التزامی تقسیم می کنند و هم چنین این گروه ها به دو گونه مستقیم و غیر مستقیم تقسیم می شوند. به عقیده زبان شناسان، مقوله وجه عبارت است از هسته مقوله عملکردی - معنایی ذهنیت، که شامل ابزار برابر دستوری بیان رابطه گفته با واقعیت است. در دستور زبان فارسی از زبان فارسی به عنوان زبانی تحلیلی با عناصر صرفی یاد می شود. اگر چه برخی از دستورنویسان زبان فارسی، مقوله وجه را به بیش از سه دسته هم تقسیم می کنند، اما بسیاری از آن ها مقوله وجه را (همچون در زبان روسی) به سه دسته به عنوان وجوه اصلی، تقسیم می کنند و وجه دعایی به عنوان وجه غیر مستقل، فقط در ادبیات کلاسیک مشاهده می شود.