" هدف: تحقیق حاضر شیوه های موجود پیشگیری از اعتیاد را مورد مطالعه قرار داده و نگرش افراد مختلف را نسبت به روش های پیشگیری بررسی کرده است.
روش بررسی: در این تحقیق از روش توصیفی و پیمایشی (survey) استفاده شد، یعنی با استفاده از پرسشنامه نسبت به سنجش آگاهی و نگرش افراد مورد مطالعه در مورد روش های پیشگیری پیشنهادی و موجود و مقبولیت آنها اقدام گردید. برای طراحی پرسش نامه ابتدا با متخصصان و صاحب نظران این حوزه مصاحبه های باز صورت گرفت و با توجه به نظرات آنان پرسش نامه نهایی با 60 سوال بسته و 2 سوال باز طراحی شد. نمونه های تحقیق 2500 نفر از افراد 13 تا 35 ساله کل کشور می باشند که با نمونه گیری تصادفی از 15 استان که استان ها هم تصادفی انتخاب شده بودند گزینش شدند.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که نگرش کلی افراد نسبت به روش های پیشگیری مطرح شده در پژوهش و مقبولیت آنها مثبت است، هر چند بین میزان مقبولیت روش ها تفاوت هایی وجود دارد که بنا بر نظر آزمودنی ها روش های رشد و توسعه فرهنگی، آموزش مهارت های زندگی و ارایه مشاوره به مردم از مقبولیت بیشتری برخوردارند.
نتیجه گیری: آزمودنی ها مقبولیت روش های موجود و پیشنهادی پیشگیری از اعتیاد را تعاملی می دانند که بر یکدیگر تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم دارند که با توجه به این یافته ها الگوی مطلوب الگویی تلفیقی است.
"
عملکرد، ابزاری میباشند که پس از اجرا میتوانند اطلاعات گوناگونی را در اختیار تصمیمگیرندگان قرار دهند. بنابراین استفاده از اینگونه مدلها به منظور پاسخگویی به سؤالات و مسائلی که در ذهن تصمیمگیرندگان شکل گرفته است، اجتنابناپذیر میباشد. در این صورت در این مقاله سعی شده تا مدل ریاضی تحلیل پوششی دادههای مناسب، رتبهبندی کارایی گروههای آموزشی، نقاط ضعف و قوت هر یک از گروهها و وضعیت استفاده بهینه از منابع در دسترس در دانشکده علوم انسانی از منظر مدل DEA بیان شود. از آنجا که مدلهای گوناگونی از DEA در طول سالهای گذشته به منظور استفاده در حوزههای گوناگون توسعه یافتهاند، یکی از گامهای بسیار مهم قبل از ارزیابی واحدهای مطالعه شده، انتخاب مدل یا مدلهای متناسب با آنها میباشد. این مقاله مجموعهای از گامهای پیدرپی را در قالب یک مدل مفهومی به منظور انتخاب صحیح مدل ارزیابی عملکرد، ارائه میکند. این مراحل به مثابه حلقههای یک زنجیر تکاملبخش فرایند ارزیابی است و نبود هر یک از آنها میتواند اعتبار مدل ارزیابی را از حیث ضعفهای ذاتی روش DEA، خدشهدار کند.
"با آغاز هزاره سوم میلادی و گذشت حدود سیصد سال از انقلاب صنعتی، حوزه عمل و رقابت بنگاهها در مقیاس جهانی گسترش پیدا کرد. صنعت خودروی ایران با بیش از چهل سال قدمت و تخصیص 5/2 درصد درامد ناخالص ملی، 20 درصد ارزش افزوده در بخش صنعت و 54/2 درصد سرمایه گذاریهای کشور به خود، طی سالهای اخیر رشدی معادل 30 درصد را تجربه کرده است، اما تاکنون نتوانسته است تا حضوری شایسته در بازارهای جهانی داشته باشد. آیندهنگری ایجاب میکند تا برای پیشگیری از وقوع آینده محتمل، توانایی استراتژیک این صنعت برای حفظ بازار داخلی و ورود به بازار جهانی مستمراً ارزیابی شود. بررسی نظریههای موجود در خصوص دادوستد بینالمللی و مدلهای بینالمللی شدن بنگاهها نشان میدهد که اغلب این نظریهها براساس مفروضات پایهای بازار رقابتی کشورهای توسعه یافته غربی و بر اساس مطالعات انجام شده روی شرکتهای غول آسای چند ملیتی تدوین شدهاند و هر یک از آنها از زاویه دید یک سطح تجزیه و تحلیل (بنگاه، صنعت، کشور و محیط بینالمللی) به موضوع پرداختهاند. بنابراین به نظر میرسد هیچ یک از آنها بتنهایی از تعمیمپذیری کاملی برای تعیین توان استراتژیک بنگاههای فعال در کشورهای در حال توسعه که در تلاش برای ورود به بازارهای جهانی هستند، برخوردار نمیباشند.
هدف از این مقاله ارائه یک مدل مفهومی برای تعیین الگوی استراتژیک ورود بنگاههای فعال در کشورهای در حال توسعه به بازار جهانی است. این مدل در برگیرنده چهار سطح تجزیه و تحلیل (بنگاه، صنعت داخلی، سیاستهای توسعه مزیت رقابتی ملی و روابط با بازیگران جهانی) میباشد. الگوی مفهومی ارائه شده در این مقاله آثار چهار متغیر مستقل «فضای درونی بنگاه»، «ساختار صنعت داخلی»، «مشخصات و ویژگیهای فضای رقابتی ملی» و «روابط بنگاه با بازیگران بینالمللی صنعت» را بر «توان استراتژیک بنگاه برای جهانی شدن و ورود به بازار جهانی در یک چارچوب واحد منسجم کرده است و نشان میدهد که چگونه توان استراتژیک بنگاه برای جهانی شدن تابعی از شایستگی محوری بنگاه و همافزایی ساختار صنعت داخلی، هم افزایی فضای رقابتی ملی و هم افزایی مزیت مشارکتی حاصل از روابط بینالمللی بنگاه با بازیگران جهانی صنعت میباشد."
هدف از این تحقیق، تعیین تاثیر تمرین تناوبی شدید بر VO2 max ( حداکثر اکسیژن مصرفی )،vVO2max (حداقل سرعت در VO2 max)، Tmax ( مدت زمان فعالیت با شدت vVO2 max) و زمان اجرای دوی 3000 متر دوندگان تمرن کرده بود. متغیرها نیز سه روز جداگانه، قبل و پس از اعمال متغییر مستقل روی 16 آزمودنی اندازه گیری شدند. مقادیر VO2 max و vVO2 max با گاز آنالیزر تعیین شدند. آزمودنیها بر اساس زمان اجرای دوی 3000 متر به صورت تصادفی جفت شدند و در دو گروه کنترل ( سن 20.5 ±1.55 سال ) و تجربی ( سن 19.2 ±1.85 سال ) قرار گرفتند. آزمودنیها هر دو گروه به مدت 10 هفته هر هفته دو جلسه در تمرینها شرکت کردند. تمرینهای تناوبی گروه تجربی در هر جلسه عبارت بود از: پنج تا هشت تکرار با شدت vVO2 max D50 و مدت 50-60 Tmax درصد و زمان بازگشت به حالت اولیه1:2 . گروه کنترل به تمرینهای متداول تدامی با شدت 75 درصد VO2 max ، vVO2 max، Tmax و مدت 55 تا 65 دقیقه در هر جلسه ادامه دادند. از روش آماری t استودنت همبسته برای مقایسه میانگینهای پیش آزمون – پس آزمون در هر گروه و از GLM اندازه گیریهای مکرر به منظور مقایسه تفاوت میانگینها بین دو گروه استفاده شد. پس از دوره تمرینی، بهبود معناداری در مقادیر VO2 max ( 8.4 درصد) ، vVO2 max ( شش درصد ) ، Tmax (35.4 درصد) و زمان اجرای دوی 3000 متر ( هفت درصد ) گروه تجربی مشاهده شد (P<0.05). در گروه کنترل، تغییر معناداری در هیچ کدام از متغییرها مشاهده نشد . پیشرفت تمام متغییرها در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل معنادار بود(P<0.05). نتایج تحقیق حاضر نشان دادند که به کارگیری تمرینهای تناوبی شدید با تاکید بر vVO2 max ، Tmax توانست، زمان اجرای دوی 3000 متر دوندگان تمرین کرده را بهبود بخشد.