تاثیر زبان رسانه های جمعی قدرتمند همچون تلویزیون و رادیو بر جامعه و گویش مردم‘ ایجاب می کند که این زبان‘ تا حد ممکن آراسته و ویراسته شود؛ متاسفانه این مهم در بسیاری از برنامه ها‘ به خصوص آنجا که سرو کار با ترجمه است‘ رعایت نمی شود و زبان برنامه های علمی‘ ادبی‘ داستانی‘ هنری و حتی خبری‘ گاهی با غلط های فاحش و اشتباه و ایراد فراوان همراه است. در این زمینه سؤالات بسیاری مطرح است؛ این که چه قدر مفاهیم مطرح شده در برنامه های خارجی توسط مترجمان فهم و درک می شود؟ تا چه حد عبارت ها و واژه های فارسی‘ معادل عبارت ها و واژه های زبان اصلی یا زبان علمی است؟ اشتباه ها و غلط های راه یافته در ترجمه ها از کجا ناشی میشود؟ آیا متن اصلی معیوب و مغلوط بوده یا مترجم کارایی لازم را نداشته و یا گویندگان و مدیران دقت کافی نداشته اند؟ تلاش این مقاله بر این است تا به این مباحث بپردازد و بتواند راهکاری را ارائه دهد.
تساهل، در لغت، به معنی «همدیگر را آسان گرفتن» آمده است (منتهی الارب، ذیل س ه ل) و گاه آن را با تسامح «سهل انگاری و اغماض و چشم پوشی و بی احتیاطی و بی پروایی و بی اهتمامی و نرمی و ملایمت به خاطر کسی و جوانمردی کردن» (لغت نامه دهخدا، ذیل تسامح) مترادف و معطوف (تساهل و تسامح) آورده اند. در اصطلاح، تساهل را می توان نوعی «سیاست مدارای صبورانه در حضور چیزی که مکروه یا ناصواب می شماریم» )کرنستن 1376، ص (62 بدانیم. به عبارت دیگر، تساهل حاصل نوعی نگرش مداراگر است نسبت به دگر اندیشان هر جامعه ای - نگرشی که انتقاد و نظر مخالف را در حکم رگه های آبی تلقی می کند که در پهنه بیابانی خشک از چشمه ای می جوشد و تا حدی از بی رحمی گرمای خاک و خشکی آن می کاهد. در این تعبیر، تساهل عاملی برای تعدیل روابط قدرت حاکمان و قاطبه شهروندان است )سادا - ژاندرون 1382، ص (17. با این اوصاف، پیشینه تساهل می تواند به دورانی دور بازگردد که جوامع ابتدایی تشکیل و قدرت ها ایجاد شدند و لزوما، برای ماندگاری، نیازمند مدارا و کنار آمدن با عقاید و باورهای گوناگون بودند. در نتیجه، هر چه جامعه بزرگ تر و قدرت دامنه دارتر باشد، نیاز به تساهل در عرصه های سیاسی، مدنی و مذهبی بیشتر احساس می شود. بدین ترتیب، اندیشه تساهل را برای ایجاد تعادل اجتماعی در همه جوامع، و در هر زمانی، می توان سراغ گرفت.
مقاله حاضر تلاشی است برای معرفی و بررسی قطعه سوم از مجموعه اشعار تاسی از قرآن الکساندر سرگییویچ پوشکین که با الهام از مفاهیم قرآن کریم سروده شده است. نویسندگان بزرگ روسیه با بهره گیری از مفاهیم قرآن کریم‘ آثار جاودانی ازخود به یادگار گذاشته اند که این آثار‘ در عین جذابیت برای خوانندگان مشرق زمین‘ متاسفانه به دلایلی نامشخص‘ کمتر مورد توجه مترجمان و محققان ایرانی قرار گرفته اند. قطعه سوم مجموعه اشعار تاسی از قرآن پوشکین یکی از بارزترین و زیباترین آنهاست که با الهام از مفاهیم آیات مختلف سوره عبس سروده شده است. در این مقاله‘ ضمن تحلیل و بررسی قطعه سوم ازمجموعه 9 قسمتی تاسی از قرآن وی ‘ سعی شده تا آیاتی از قرآن کریم را که منبع الهام و پیدایش این قطعه اند‘ نشان داده شود. این اشعار بازتاب شرایط روحی و روانی پوشکین در دوران سخت تبعید در شمال روسیه در روستای میخائیلوفسکویه است. او با بهره گیری ا زمفاهیم قرآنی و با سرودن این اشعار‘ روحیه و امید به آزادی را در خود تقویت می کرد.
ابوتمام حبیب بن آوس طائی 188) یا 231-190 یا 232 ق( از بزرگ ترین شاعران عرب در عصر عباسی است. وی در قریه جاسم، نزدیک دمشق، به دنیا آمد. پدرش مردی نصرانی و تدوس نام بود که، پس از اسلام آوردن، نام اوس برای خود برگزید. ابوبکر صولی )وفات: (335 نسبت شاعر را به قبیله طی صحیح و اصیل می داند. )صولی (1)، ص (59 ابوتمام در نوجوانی به شهر حمص رفت و نخستین اشعار خود را در آنجا سرود و همان جا با دیک الجن حمصی شاعر )وفات: (236 آشنا شد و این آشنایی سبب نضج شاعری او شد. ابوتمام به مصر، عراق، ارمینیه و ایران سفر کرد و بسیاری از بزرگان، ادیبان و ناقدان را مجذوب اشعار خود کرد؛ چندان که مقام ادبی او را ستودند و وی را «اشعرالناس» و «اشعر اهل زمانه» لقب دادند. ← )مسعودی، ج 4، ص 74-68؛ اصفهانی، ج 16، ص 390-383؛ خطیب بغدادی، ج 8، ص (248 ابوتمام، در یک سال آخر عمر خود، عهده دار دیوان برید در موصل بود و در همان جا درگذشت و به خاک سپرده شد. )صولی (1)، ص (273-272 علاوه بر دیوان اشعارش که بارها به چاپ رسیده و نقایص جریر والاخطل، این آثار نیز از اوست: کتاب الحماسه، فحول الشعرا، الاختیارات من شعر الشعرا. )ابن خلکان، ج 2، ص (12
در این مقاله ویژگی های نحو منفی در زبان فارسی و انگلیسی مورد مقایسه و مقابله قرار می گیرد و وجود دستور جهانی در مراحل فراگیری ساختارهای منفی در زبان اول و دوم بحث می شود. شواهد نشان می دهد که ساختار نحو منفی در زبان فارسی در جایگاه فرافکن منفی معین می شود و نیازی به انتقال افعال زماندار و غیر زماندار به جایگاه فرافکن زمان ندارد این در حالی است که در زبان انگلیسی جهت منفی کردن، افعال زماندار باید به جایگاه فرافکن زمان منتقل شوند. برای اثبات این موضوع در زبان فارسی وجود و عدم وجود نشانه منفی با نشانه استمراری "داشتن" بررسی می شود.
عوامل عدیده ای در شکل گیری دیوان غربی - شرقی گوته نقش تعیین کننده ای داشته اند، و در این میان نقش حافظ و عشق عرفانی این نویسنده نامدار آلمانی به ماریانه فون ویلمر (Mariane von Willmer) بسیار چشمگیرترند. در این که اندیشه حافظ و دیوان وی منبع الهام گوته برای خلق این شاهکار ادبیات غنایی آلمان شد و ارادت خاص گوته به حافظ انگیزه اصلی او برای پی ریزی این اثر و هجرتی روحانی و عرفانی از دنیای پرآشوب غرب به شرق بود، هیچ شک و تردیدی وجود ندارد، اما نباید از نظر نیز دور داشت که بدون آشنایی گوته با ماریانه و بالطبع تاثیرپذیری او از این عشق، آفرینش دیوان غربی - شرقی به گونه ای که در سال 1819 منتشر شده است، ممکن نبود و این اثر جلوه دیگری می یافت. عشق افلاطونی گوته به ماریانه، زلیخای دیوان غربی - شرقی، برای او محملی شد تا با سیر و سلوک در ادبیات شرق و بخصوص دیوان حافظ و سفر خیالی خود به مشرق زمین به مفهوم عشق عرفانی دست یابد و عشق شرقی خمیر مایه دیوان او شود.
در این مقاله بنیان های فکری «بنیادگرایی اسلامی» مورد بررسی قرار می گیرد. در حقیقت سئوال اصلی آن است که بنیادگرایی اسلامی چیست و دارای چه مؤلفه ها و گزاره هایی است. بنا بر فرضیه نویسنده بنیادگرایی اسلامی به عنوان یک ایدئولوژی، دارای مؤلفه ها، گزاره ها و بنیان های فکری ـ سیاسی خاصی است که آن را از سایر ایدئولوژی های رایج در قرن بیستم همچون لیبرالیسم، سوسیالیسم، ناسیونالیسم و مانند آن جدا می کند. بنیادگرایی اسلامی به رغم تعدد و تنوع اش در عرصه نظر و عمل در دنیای اسلام، بنیان های فکری و سیاسی مشترکی دارد که عبارتند از: جامعیت و شمولیت دین اسلام؛ پیوند میان دیانت و سیاست؛ لزوم بازگشت به اصول و مبنای دین اسلام؛ برقراری حکومت اسلامی؛ و عمل گرایی و داشتن برنامه و راهبرد عملی برای گذار از وضع نامطلوب غیراسلامی به وضع مطلوب اسلامی. به این معنا نویسنده بنیادگرایی را مترادف با «الاصولیه» در برداشت اسلام گرایانی چون یوسف قرضاوی، راشد الغنوشی و حسن البنا می داند و به بررسی نسبت آن با مفاهیمی چون «بیداری اسلامی» و «اصلاح طلبی دینی» می پردازد. بر این اساس بنیادگرایی اسلامی تفسیری جدید و مغایر با قرائت مدرنیته از روابط میان انسان، خداوند و جامعه ارائه می دهد تا سعادت دنیوی و اخروی بشر را تأمین کند.
مقاله حاضر با بررسی پدیده جهانی شدن و تلاش برای توضیح این پدیده به برآورد چالش ها و فرصت هایی می پردازد که اسلام سیاسی در شرایط جدید با آن مواجه است. نویسنده رهیافت مناسب برای این بررسی را رهیافت مطالعات تحلیل گفتمانی می داند و بر این اساس به جای تلقی جهانی شدن به مثابه گفتمان واحد، معتقد است که تصویر جهانی شدن به منزله وضعیت جدید منازعه گفتمانی، توان توضیح دهندگی بیشتری دارد. از این منظر آنچه جهانی می شود نزاع گفتمان هاست و از این رو گفتمان ها درصدد معنابخشی به جهانی شدن و تقریر آن بر حسب مفصل بندی خود می باشند تا به گفتمانی مسلط تبدیل شوند. در این میان اسلام سیاسی نیز می تواند به مثابه گفتمانی قلمداد شود که دال محوری و مرکزی آن احیای هویت اسلامی در عرصه عمل سیاسی است. در این صورت در فضای جهانی شدن، اسلام سیاسی می تواند با فراخوانی به هویت مبتنی بر محوریت اسلام به عنوان دال برتر و کلمه نهایی در برابر هویت های دیگر همچون مدرنیسم غربی عمل نماید. در واقع مدرنیسم به دلیل تمرکز بر زندگی مادی ـ دنیوی و کم رنگ ساختن ابعاد معنوی حیات بشری دچار بحران معنا شده و در معرض خطر از دست دادن سیطره گفتمانی است.
تهدید پول شویی علیه امنیت ملی به ویژه در جاییکه این پدیده به صورت سازمان یافته و از طریق واسطه های الکترونیکی تحقق می یابد، به صورت توامان از حالت «تور و زنجیر» ناشی می شود. استقرار و لایه گذاری عواید حاصل از جرم که عمدتاً از طریق بانک ها و سایر مؤسسات مالی صورت می گیرد، در مرحله ادغام و استحلال در چرخه مالی همچون توری، سراسر سیستم مالی و اقتصادی را در بر می گیرد و در اثر تنوع و تکثر مبادلات مالی، این تور هر لحظه گسترده تر شده و امنیت اقتصادی را با خطر جدی مواجه می سازد. پول شویی همچنین در امتداد زنجیره اقدامات مجرمانه و بهره های ناشی از آن قرار دارد. در توالی حلقه های این زنجیره، پول شویی توسط حرفه ای ترین افراد در آسیب پذیرترین قسمت های سیستم مالی با استعانت از خلاهای قانونی صورت می گیرد. هدف نگارنده در این نوشتار، تبیین تأثیر شگرف پول شویی بر امنیت ملی با تأکید بر جرم انگاری دقیق و کارشناسی شده آن است تا به این واسطه نه فقط عامل بازدارنده جرایم مقدم بر آن شود، بلکه از مشتبه شدن روابط تجاری و بانکی در هاله ای از مفاهیم متضاد(مشروع و نامشروع) جلوگیری کند. وضعیت پول شویی در ایران به مدد این جرم انگاری مشخص و در برابر حضور منابع پول کثیف و به ویژه عواید قاچاق مواد مخدر سدی محکم بنا می شود .
تداخل مفهومی میان امنیت، سیاست و استراتژی، همواره باعث ایجاد ابهام و وابستگی حوزه مطالعات امنیتی به حوزه های مطالعات سیاسی، استراتژیک و روابط بین الملل شده است. در این مقاله، با در معرض سؤال قرار دادن مفروضات ادبیات موجود در مطالعات امنیتی، تلاش می شود تا زمینه های برون رفت از این وضعیت مورد بررسی قرار گیرد. به اعتقاد نگارنده، برای حل مشکل تداخل مفهومی امنیت با سیاست و استراتژی و به تبع آن، برای رفع وابستگی مطالعات امنیتی به مطالعات سیاسی، استراتژیک و روابط بین الملل، بایستی مفروضاتی چون یکسانی مفهوم امنیت و مطالعات امنیتی، تأخر پیدایش مفهوم امنیت نسبت به سیاست و استراتژی و روابط بین الملل و محدودتر تلقی کردن حوزه مطالعات امنیتی نسبت به حوزه های مطالعات سیاسی، استراتژیک و روابط بین الملل، مورد بازنگری قرار گیرد. نوشتار حاضر ضمن تلاش برای بازنگری در این مفروضات، با نگاهی تبارشناسانه درصدد وضوح بخشیدن به مرزهای مطالعات امنیتی با حوزه های مطالعات سیاسی، استراتژیک و روابط بین الملل است و در کنار توجه به نظریات مختلف در این زمینه، می کوشد سیر تحول مطالعات امنیتی و نسبت آن با دیگر حوز ه های مطالعاتی را مورد بررسی قرار دهد.