"مرحله تولید سفر به عنوان اولین و یکی از مهم ترین مراحل چهارگانه پیش بینی تقاضای سفر است که هدف از آن برآورد تعداد کل سفرهای تولیدی از یک مبدا است. با توجه به حجم وسیع اطلاعات لازم در مدلسازی تولید سفر، در طی سالیان مختلف محققین تلاش نموده اند که مدل های جدید و کاراتری برای ارزیابی تولید سفر ارایه نمایند.
در این پژوهش مدلسازی تولید سفر با استفاده از منطق فازی و براساس پارامترهای موثر ، انجام شده است. برای این منظور با معرفی چهار تابع، تعداد افراد خانواده ، مالکیت خودرو، درآمد و ساختار منزل به عنوان توابع ورودی و استفاده از عملگر منطق فازی، روش جدیدی برای پیش بینی تعداد سفرهای تولید شده ارایه شده است. اساس این روش استفاده از فازی سازی _ غیر فازی سازی و انتخاب توابع ورودی و خروجی براساس داده های به دست آمده از تحقیق انجام شده، است. در انتها پس از معرفی مدل فازی و با استفاده از داده های مربوط به تولید سفر، نتایج روش برازش خطی و روش مدل فازی با یکدیگر مقایسه شده است. نتایج این مقایسه بیانگر دقت بسیار بالای روش فازی ارایه شده در پیش بینی تعداد سفرهای تولید شده است. "
هدف پژوهش حاضر شناسایی و مقایسه گروههای ترکیبی نه گانه سنخهای جنسیتی زنان شاغل و همسران آنان از لحاظ سلامت روانی، رضایت زناشویی و هوش هیجانی بود. جهت دستیابی به این هدف، از کلیه سازمانها، ادارات و شرکتهای دولتی شهر اهواز به روش تصادفی طبقه ای 824 زن شاغل و همسران آنان (در مجموع 1648 نفر) به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری عبارت بودند از، مقیاس نقش جنسی بم، فرم کوتاه مقیاس سلامت عمومی، مقیاس سنجش خانواده و مقیاس هوش هیجانی پترایدز و فارنهام. نتایج این پژوهش نشان دادند که سنخ جنسیتی آندروژن در زنان شاغل و سنخ جنسیتی آندروژن در همسران زنان شاغل به طور معنی داری از سنخهای جنسیتی دیگر بیشتر بود و نیز گروه ترکیبی زوجین، زن آندروژن – همسر آندروژن به طور معنی داری از گروههای ترکیبی دیگر بیشتر بود. زنان شاغل و همسران آنان در همه گروههای ترکیبی نه گانه سنخهای جنسیتی زوجین از سلامت روانی خوبی برخوردار بودند و بین سلامت روانی این گروهها تفاوت معنی داری وجود نداشت. بین رضایت زناشویی گروههای ترکیبی نه گانه سنخهای جنسیتی زوجین (زنان شاغل و همسران آنها) تفاوت معنی داری وجود داشت. رضایت زناشویی گروه ترکیبی مردانه – مردانه به طور معنی داری از گروههای ترکیبی دیگر بود. بین هوش هیجانی گروههای ترکیبی نه گانه سنخهای جنسیتی زوجین (زنان شاغل و همسران آنان) تفاوت معنی دار مشاهده شد. در این ارتباط، هوش هیجانی گروههای ترکیبی زوجین آندروژن – زنان و زنانه – آندروژن به طور معنی داری از گروه ترکیبی زوجین مردانه – مردانه بیشتر بود.
هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه سبکهای دلبستگی بزرگسالی با جهت گیری به کار و درگیری با کار در بین پرستاران بیمارستانهای دولتی شهر اصفهان بوده است. در این پژوهش سبکهای دلبستگی بزرگسالی متغیرهای پیش بین و جهت گیریهای کاری و درگیری با کار متغیرهای ملاک بودند. در این پژوهش، 160 (95 زن و 65 مرد) نفر از پرستاران بیمارستانهای دولتی شهر اصفهان به شیوه نمونه برداری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. نوع پژوهش توصیفی (همبستگی) بود. آزمودنیها پرسشنامه های سبک دلبستگی بزرگسالی، پرسشنامه جهت گیری به کار و پرسشنامه درگیری با کار را تکمیل کردند. در این پژوهش روش آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام برده شد. نتایج نشان دادن که آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی ایمن نسبت به آزمودنیهای دارای سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا جهت گیری به کار ایمن تری دارند. همچنین، میزان درگیری با کار آزمودنیهای دارای سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا نسبت به آزمودنیهای دارای سبک دلبستگی ایمن کمتر است. علاوه بر این، نتایج تحلیل سوالات هم سهم معنی دار متغیرهای پیش بین با در پیش بینی متغیرهای ملاک نشان داد و مشخص ساخت که سبک دلبستگی می تواند جهت گیری به کار و درگیری با کار را به خوبی پیش بینی نماید. یافته های پژوهش بر اصالت و اهمیت دلبستگی ایمن به منزله یک نیاز نخستین و اساسی در موقعیتهای صنعتی – سازمانی اشاره دارد.
" مسئله ازدواج و انتخاب همسر و علل و انگیزههای سوقدهنده مؤثر بر آن، یکی از مسائل اساسی جامعه در حال گذار امروزی ایران است که بدون آگاهی همهجانبه درباره چگونگی کمیت و کیفیت آن نمیتوان نظری کامل وکافی داشت. در این مقاله به بررسی علل و انگیزههای مؤثر بر ازدواج افراد و رابطه آن با میزان رضایت از زندگی زناشویی آنها پرداخته شده است. درتبیین علل و انگیزههای ازدواج و رضایتمندی از زندگی زناشویی ازچارچوب نظریی مشتمل بر نظریات و تئوریهای نیاز، محرومیت نسبی، میدانی لوین، همسانهمسری، نیازهای مکمل، مبادله،کنش متقابل نمادین و عادتواره گیدنز استفاده شده است. نتایج این تحقیق پیمایشی که از یک نمونه 300 نفری، بهصورت نمونهگیری خوشهای و از طریق فرمول کوکران از جامعه آماری557/41 نفری از زوجین45-25 سال شهر بیرجند انتخاب شدهاند، نشان میدهد که متغیرهای نیاز به انتخاب همسر ، فشار محیط در انتخاب همسر ، عامل تکمیلکنندگی شخصیت، همخوانی عادتها، میزان اهمیت ادراک از پایگاه همسر در هنگام ازدواج و سن همسر، تاثیر معنی داری بر رضایت از زندگی زناشویی داشتهاند. تحلیل چند متغیره نیز نشان میدهد که متغیرهای همخوانی عادتها، فشارمحیط، ادراک از پایگاه همسر درهنگام ازدواج، تعداد فرزند و تحصیلات همسر، در جهت مثبت بر رضایتمندی اثر میگذارند،یعنی با افزایش آنها (بهصورت مرتبط با هم) میزان رضایتمندی نیز افزایش مییابد. اما با توجه به علامت منفی ضریب بتا در مورد متغیرهای سن همسر و مدت زمان زندگی مشترک، در صورتی که میزان این متغیرها افزایش یابد (با درنظرگرفتن اثر همه متغیرها) میزان رضایـتمندی از زندگی زناشویی کاهش پیدا میکند و عکس این رابطه نیزصادق است. درکل، این هفت متغیر توانستهاند که 49/0 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کنند.
"
هدف این پژوهش بررسی دیدگاه میران ارشد بخش تربیت بدنی در فرایند خصوصی سازی و تعدیل ساختار ورزش قهرمانی در کشور بود . بدین منظور 8 گروه اصلی مدیران بخش های ستادی و اجرایی سازمان تربیت بدنی ، مدیران تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش و علوم ، تحقیقات و فناوری مورد پرسش قرار گرفتند . روش پژوهش بررسی کتابخانه ای و تحلیل مطالعات انجام شده و نیز میدانی و پیمایشی بوده است . در این تحقیق با استفاده از پرسشنامه که یکی از ابزارهای تحقیق زمینه یابی است ، نظرهای مدیران ورزش کشور در مورد موضوع تحقیق در خصوص تعدیل ساختاری از طریق سیاست خصوصی سازی در ورزش بررسی شد . روایی و پایایی پرسشنامه که برای بررسی متغیرهای مورد نظر به کار گرفته شد ، پس از تایید مورد استفاده قرار گرفت . بر اساس نتایج تحقیق ، 89/2 درصد مدیران ورزش کشور با تعدیل ساختاری ورزش کشور از طریق خصوصی سازی موافق اند . در این میان مدیران آموزشی بیشترین توافق و مدیران اجرایی کمترین توافق را با این نظر داشتند.