در مقاله حاضر، ویژگی های اجتماعی فیلمسازان ایرانی بررسی شده است. این بررسی با استفاده از رویکرد جامعه شناختی به هنر و نظریه جانت ولف در این زمینه انجام شده است. روش تحقیق این بررسی تحلیل محتوای اسناد مکتوب درباره فیلمسازان ایرانی است. فرضیه اصلی تحقیق این است که عوامل اجتماعی در کنار عوامل ذاتی، مانند خلاقیت هنری، در ورود افراد به عرصه فیلمسازان و نیز موفقیت در این عرصه نقش بازی می کنند. این عوامل شامل ویژگی های جمعیت شناختی، مانند جنس، محل تولد و میزان تحصیلات و ویژگی های اجتماعی مانند حمایت های دولتی و خصوصی می شوند. نتیجه تحقیق نشان می دهد که اگر چه داشتن استعداد و خلاقیت هنری در موفقیت هنرمندان نقش اساسی دارد، ولی برای هنرمند شدن کافی نیست، بلکه در کنار آن عوامل اجتماعی موافق نیز باید وجود داشته باشند تا امکان حضور فرد را در عرصه هنر فراهم کنند. تنها در این شرایط است که استعداد و خلاقیت هنری به کمک آمده و فرد را در هنر مورد نظر موفق می گرداند
پس از قیام مردم قم (19 دی 1356) و جنبش مردم غیور تبریز در چهلم شهدای قم (29/11/56) و خیزش یزدیان انقلابی در چهلم شهدای تبریز (فروردین 57) رژیم که از گسترش دامنه مخالفتها و مبارزات مردمی بیمناک شده بود، بر اقدامات حفاظتی خویش افزود و در این راستا فرمانده گارد شاهنشاهی طی ابلاغیهای به واحدهای تحت امر خویش ابلاغ میکند که در کلیه مکالمات تلفنی به جای ذکر اسامی شاه و خانوادهاش، از اسامی مستعار تعیین شده استفاده کنند (سند شماره 1)
روز 17 دی 1356 شاه دست به ریسک بزرگی زد که بعدها از آن به عنوان نوعی انتحار سیاسی تعبیر شد. عصر این روز، روزنامه اطلاعات در شماره 15506 با درج مقالهای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» توفانی بپا کرد. در مقاله یاد شده به امام خمینی به گونهای کینهتوزانه و بیمارگونه حمله شده بود و از وی به عنوان «مردی ماجراجو ولی بیاعتقاد و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بهخصوص جاهطلب» یاد شده بود؛ «مردی که سابقهاش مجهول بود و به قشریترین و مرتجعترین عوامل استعمار وابسته بود و چون در میان روحانیون عالیمقام کشور، با همه حمایتهای خاص موقعیتی به دست نیاورده بود، در پی فرصت میگشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند» و در ادامه آن نیز تهمتهای ناروا و ناجوانمردانه دیگری به رهبر جنبش اسلامی ملت ایران وارد شد و این در حالی بود که بر آمدن رژیم پهلوی، خود زاییده سیاستهای استعماری انگلستان بود.
در قیام جنگل، مهمترین نقش را مردم سلحشور گیلان برعهده داشتند که نور حقیقت را در سیمای طلبهای روشنضمیر (میرزا کوچکخان) دیدند و بهزودی با پیوستن و حمایت گسترده از انقلابیون، حاشیه امنیتی قوی و مطمئنی را برای آنان ایجاد کردند تا آنجا که شکست و نابودی نهضت جنگل برای استعمار خارجی و ایادی داخلی آن به رویایی دست نیافتنی بدل شد. تمامی سرداران و چهرههای برجسته جنگل از همان مردم عادی بودند که در کوران مبارزات انقلابی، گوهر وجودشان صیقل یافت و جلوهگر شد. در مقابل اما کسانی نیز در نهضت وارد شدند که حکم «نفوذی» را داشتند و تمام تلاش آنان مصروف ایجاد شکاف در صفوف به هم فشرده نهضت و به شکست کشاندن آن بود. اینان به مثابه بازوان استبداد داخلی و استعمار خارجی عمل میکردند. در این بخش به معرفی 5 تن از کسانی میپردازیم که در میان نهضت جنگل به ایفای نقش (مثبت و منفی) پرداختند.
هدف از این مقاله ارزیابی توسعة بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران از طریق تحلیل وضعیت شرکتهای صنعت فناوری اطلاعات کشور است. نخست بستر ساختاری و نهادی توسعة فناوری اطلاعات در ایران به اجمال مورد ارزیابی قرار میگیرد و سپس وضعیت کنونی بخش فناوری اطلاعات شامل تولید نرم افزار و سخت افزار به تصویر کشیده میشود. در بخشی دیگر، نتایج مصاحبههای نیمه ساختارمند با 30 شرکت که در زیربخشهای مختلف فناوری اطلاعات کشور فعالیت میکنند تحلیل میشوند و امکان برخی نتیجه گیریهای کلی را فراهم میآورند. مقاله در کل نشان میدهد که از طریق طرح تکفا و دیگر برنامههای دولت تسهیلات قابل ملاحظه ای به این بخش عرضه شده است و رشد سریع شرکتهای خصوصی در بازاری که به نوعی انحصاری است نشان گر قابلیت گسترش و رشد در این بخش است. در عین حال، بخش فناوری اطلاعات کشور همچنان توسعه نیافته باقی مانده است. ضعف قوانین مرتبط با حقوق معنوی موجب کاهش انگیزهها در تولید نرم افزار گشته، در حالی که بازار ایران طی سالهای اخیر مملو از بستههای نرم افزاری ارزان و غیر اصل شده است. همچنین، موانع پیش روی واردات سخت افزار کمتر بر ارتقای تولید داخلی و بیشتر بر گسترش کالاهای قاچاق تاثیر گذاشته است. هرچند تحریمهای بین المللی در توسعه نیافتگی بخش بی تاثیر نبوده اند، لیکن سیاستگذاری بخش عمومی بر پایة تزریق پول هم مشوق ارتقای کیفی بخش نبوده است. این در حالی است که نیاز توسعة این بخش، به تشکیل و ارتقای شبکههای توانایی افزا در تعامل با بازارهای بین المللی مربوط می شود. این امر خود مستلزم محیطی است که درآن به پرورش تواناییهای فناوری و مدیریتی، بهبود کارایی، و ارتقای کیفیت جهت رقابت در بازارهای بین المللی پرداخته شود. ایران در حال حاضر قابلیت رقابت در تولید سخت افزارهای صادراتی را ندارد، اما در صورت به وجود آمدن فضای سیاستگذاری مساعد و شبکة توانایی افزای مورد نظر، با توجه به سطح مطلوب نیروی انسانی کشور در زمینههای مرتبط، میتوان ورود جدیتر و شتابان بنگاههای نرم افزار کشور را به بازارهای بین المللی متصور شد.
زندگانی استاد علامه دکتر سیدجعفر شهیدی (1386- 1297 ش) یکسر تحصیل و تدریس و تحقیق است. سابقه تحقیقات علمی و فعالیت های پژوهشی استاد که از سال 1327و با همکاری مرحوم علامه دهخدا، آغاز شد تا پایان عمر همراه او بود. حاصل عمر پربرکت استاد، علاوه بر تعلیم و تربیت دانشجویان فراوان، تالیف، شرح و تصحیح بیش از بیست عنوان کتاب و یکصد و بیست مقاله است. این مقاله بر آن است تا در حد ممکن به بررسی مهم ترین آثار استاد در حوزه های ادبی، تاریخی، دینی؛ ترجمه و... بپردازد و ضمن توجه به ویژگی های هریک از آثار، ویژگی های عمومی حوزه های تحقیقاتی را معلوم و اجمالاً گزارشی از آنها ارائه کند.