بحران مالی و اقتصادی اخیر که تمام کشورهای دنیا را به نوعی تحت تأثیر قرار داده است، به رغم اثرات ناگواری که به دنبال داشته، فرصت مناسبی را جهت تغییر و اصلاح قوانین و مقررات نظارتی در جهان فراهم کرده است. اجلاس گروه 20 که در 2 آوریل 2009 در لندن برگزار گردید، اقدامی در راستای استفاده از این فرصت بود. در این مقاله، ابتدا به بررسی دلایل بروز بحران مالی فعلی میپردازیم؛ سپس با استفاده از نظرات تخصصی انجمن ژنو و فدراسیون بیمه و بیمه اتکایی اروپا در مورد بحران مالی اخیر و وضعیت شرکت های بیمه- که پیش از برگزاری اجلاس فوق الذکر در اختیار سران کشورهای عضو گروه20 قرار گرفته بود- به شرح تأثیر این بحران بر روی شرکت های بیمه و راه های مقابله با آن میپردازیم. ضمناً ترجمه متن نامه انجمن ژنو به وزرای دارایی کشورهای عضو گروه 20 و همچنین نامه فدراسیون بیمه و بیمه اتکایی اروپا به نخست وزیر انگلستان درباره بحران مالی اخیر و وضعیت شرکت های بیمه به صورت خلاصه در پیوست های1 و 2 قابل مشاهده است.
پیش بینیهای قطعی، شاید در افق زمانی کوتاه و معینی درست باشند، ولی دیر یا زود با ظهور رویدادهای پیش بینینشده و غافلگیرکننده، ناتوانی رهبران و مدیران برای درک تغییرات نوظهور آشکار خواهد شد. این ناتوانی موجب عدمکارایی استراتژیهای طراحیشده براساس پیش بینیهای قطعی میشود. باید اذعان کرد که آینده ثابت و پایدار نیست و پیش بینیهای قطعی که فقط براساس مطالعه گذشته و تاریخ تهیه میشوند، جواب گوی نیازهای رهبران و مدیران ارشد دولت ها، سازمان ها و شرکت ها هنگام برنامه ریزی استراتژیک نیستند. روش «برنامه ریزی بر پایه سناریو» برای پاسخ گویی به چنین نیازهایی پا به میدان میگذارد. سناریوها به صورت نموداری و به صورت پویا و متحرک جریان تحول و پیدایش دنیای آینده را نمایش میدهند. سناریوها موجب تمرکز توجه ما بر روی نقاط انشعاب مسیر آینده و پیشامدهای بالقوه در این مسیر میشوند. به کمک تصمیم گیری بر پایه آینده های بدیل و آزمون استراتژیهای پیشنهادی در شرایط مختلفی که سناریوها معرفی میکنند، برای مواجهه با عدم قطعیت های آینده آمادگی بیشتری کسب میکنیم. اگر هنگام تدوین سناریوها تفکر جدی صورت بگیرد، آنگاه اصلاً مهم نیست که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؛ زیرا دولت، شرکت یا سازمان در مقابل «هر اتفاقی» آماده است و میتواند بر مسیر اتفاقات آینده تأثیرگذار باشد. مقاله حاضر، ترجمه ای از شماره یک مجله سیگما در سال 2009 میباشد.
پژوهش حاضر به بررسی الگوهای فرهنگی – اجتماعی ارایه شده در کتاب های آموزش زبان انگلیسی دبیرستان های ایران از نظر میزان ایجاد انگیزش روحیه تحقیق و تتبع پرداخته است. گنجاندن بعد فرهنگی - اجتماعی بر اساس پایه ای علمی و منظم، از مسایل بسیار مهم در برنامه آموزش زبان است که به نظر می رسد این بعد به طور اصولی مورد توجه قرار نگرفته است. در این مقاله، پس از معرفی برخی شیوه های آموزشی، بعد فرهنگی – اجتماعی زبان و همچنین سیر تطور کتاب های زبان دبیرستان در یک دوره سی ساله (1380-1350)، سه کتاب زبان دوره دبیرستان در دو دوره زمانی متفاوت مورد بررسی قرار گرفته اند. در انتها، راهکارهایی برای رفع کاستی ها پیشنهاد شده است. از جمله این راهکارها می توان به لزوم توجه خاص به نوع چهارچوب موردنیاز جامعه امروز ایران اشاره نمود.
در بعضی تذکره های صوفیه از گفت وگوی مرد صوفی با زنی عارف نقل آمده است که در بیشتر موارد زن عارف بدون نام است و با عنوان مجهوله الاسماء از وی سخن می رود. در برخی روایت ها، این زن شکلی رؤیایی دارد و در یکی از احوالات عرفانی که در آن صوفی در حال درون بینی و یا تمرکز قرار می گیرد، با عارف دیدار می کند و مشکلی از وی می گشاید. این حکایت ها ویژگی های مشترکی دارند که موضوع این مقاله با اشاره به دو نمونه از آن حکایت ها، تبیین مختصات این دیدارها و صفات زن رؤیایی است. این دو حکایت برگرفته از روایت هایی درباره دو عارف بزرگ قرن سوم و هفتم هجری، ذوالنون مصری و ابن عربی است که نگرش ایشان نسبت به زنان شباهت بی مانندی به یکدیگر دارد. این مقاله در سه بخش اصلی تدوین یافته است. بخش نخست با عنوان ذوالنون و زنان، درباره نگرش روشن ذوالنون نسبت به زنان است، و در بخش دوم، از ابن عربی و مکتب عاشقانه او که زن، محور اصلی وی است، سخن می رود. سپس با ذکر حکایت هایی مشابه از این دو عارف که روایت دو واقعه، از دیدار با زن درون است، به تحلیل درباره جایگاه و اهمیت این زن در این گونه واقعه ها پرداخته می شود. عده ای از زنان گمنام تذکره های اولیا، تجسمات روحانی درون خود عارفان است. آن بخش از درون ایشان که مایل به حقایق برتر و والاست و روی به سوی تعالی و تقدس دارد، رحیم و آرامش دهنده است. این زنان، همان زن سوفیایی اندیشه های افلاطون، دئنای آیین زرتشتی، شخینه یهود، بئاتریس دانته، و به قول یونگ، آنیمای شاعر است. آن بخش نهفته در ضمیر ایشان که در هنگام مراقبه و مکاشفه فرصت ظهور می یابد و روان عارف را هدایت می کند، و محصول خیال فعال عارف است.
نگارنده مقاله حاضر بر آن است تا در بررسى مبانى معرفت شناختى فلسفه اسپینوزا، برخى ازمهم ترین سؤالات معرفت شناسى معاصر را پیش روى نظریات فلسفى این فیلسوف عقل گراى قرن هفدهم قرار دهد و از این طریق، نوشتارى جامع را در ارائه منظومه وار اندیشه هاى معرفت شناسانه وى سامان بخشد. ضمن اینکه در مقاله حاضر، با مرورى بر درجات صعودى صدق (معرفت ناشى از تجربه مبهم، معرفت استدلالى، و معرفت شهودى)، به بررسىِ اعتبار، وثوق و نیز ویژگى هاى مراتب ادراک در نظریه شناخت اسپینوزا پرداخته خواهد شد.
نظریه شناخت اسپینوزا با برشمردن معیارهاى درونى و بیرونى صدق، از تصوّرات تام (ناظر به تأمین معیارهاى درونى صدق) و حقیقى (ناظر به معیار بیرونى صدق) سخن مى گوید. مطابقت با واقع (امر متصوَّر)، به عنوان معیار بیرونى و وضوح (بداهت)، و نیز تمایز و سازگارى، به عنوان معیارهاى درونى صدق، پدیدآورندگانِ تصوّرى تامّ و حقیقى خواهند بود. بر این اساس، نظریه شناخت اسپینوزا با دو نظریه مشهور حوزه معرفت شناسى ـ که عبارت اند از: نظریه کلاسیک معرفت و نظریه انسجام یا هماهنگى ـ در موضوع «معیار صدق» قرابت هایى خواهد داشت. گفتنى است که در بخش پایانى این مقاله، به بررسى نسبت نظریه شناخت اسپینوزا با دو نظریه مذکور پرداخته خواهد شد.
زمان حقیقتى است که با وجود انسان پیوند یافته است و انسان همیشه خود را در چنبره آن مىیابد،گویا انسان اسیرِ زمان است و راهى براى برون رفت از این اسارت ندارد. ملّاصدرا و برگسون کهفیلسوفانى از دو سنّت فلسفى متفاوت هستند، در تلقّى خویش از زمان، افقى تازه گشوده و راهى نوآغازیده اند. هم ملّاصدرا و هم برگسون بر آن بوده اند که حقیقت زمان را باید در نسبت با وجودتفسیر کرد. ملّاصدرا زمان را حقیقتى مى داند که از نحوه وجود مادّیات انتزاع مى شود؛ برگسون نیززمان را مرادف حرکت مى داند و آن را دیرندى مى شمارد که فقط از طریق خودآگاهى و شهود محض قابل درک است و بنیاد هستى ما را تشکیل مى دهد. در این نوشتار، پس از تبیین زمان از منظر این دو فیلسوف، سعى خواهیم کرد تا میان این دو دیدگاه، الفتى ایجاد نماییم و روزنه اى براى مقارنه و تطبیق بگشاییم.
نحوه برخورد با یادمان ها نباید به گونه ای باشد که یادمان ها را در حد یک اثر هنری مدرن پایین بیاورد و به اعتبار آنها لطمه بزند. یادمان ها به دو گروه کلی یادمان های عمدی و غیر عمدی تقسیم می شوند که اهمیت یادمان های عمدی به وسیله سازندگانشان تعیین می شود. مرمت یادمان ها باید به گونه ای باشد که کارکردهای درونی و معانی سمبلیک درون آنها را از بین نبرد و همچنین باید به میراث معنوی موجود در یادمان ها هم توجه خاص شود زیرا یادمان ها نمایندگان جامعه هستند. یادمان ها توسط یونسکو و سیستم های سایتهای میراث جهانی و توریسم جهانی قانون گذاری می شوند. در زمینه مرمت یادمان ها دو منشور اساسی بورا و ونیز وجود دارند که می توانند راهکارهای درستی را در امر حفاظت از یادمان ها در اختیار بگذارند. یادمان ها به علت قدرت سمبلیکی که دارند همواره در معرض آسیب های مختلف مخصوصاً واندالیسم و تروریسم قرار دارند مانند یادمان بودا در بامیان و برج های مرکز تجارت جهانی نیویورک. پدیده توریسم ارتباط تنگاتنگی با یادمان ها دارد که منجر به تعریفی از یادمان های عمدی چه از لحاظ مفهوم و چه از لحاظ کارکردهای اجتماعی، فلسفی و سیاسی می شود.
مصالح خاکی به عنوان قدیمی ترین ماده ی مورد استفاده ی بشر از ابتدای شکل گیری یکجا نشینی، نقش مهمی در پیشرفت و شکوفایی تمدن ها داشته است. با توجه به اهمیت این ماده ی طبیعی در طول تاریخ تمدن بشر و همچنین کشف سایت های باستانی خاکی در جای جای این کره ی خاکی، ضرورت مطالعه، بررسی، حفاظت و مرمت این نوع یادمان های بشری بیش از پیش احساس می گردد. در این نوشته تلاش شده است تا با مروری بر تاریخچه ی حفاظت و مرمت این نوع آثار، آخرین فعالیت های انجام گرفته در این بخش ارائه گردد.
نوسنگى به عنوان مرحله اى از زندگى بشر که زمینه استقرار و تولید غذا را فراهم آورد نقش اساسى را در توسعه جامعه انسانى بازى مى کند.
آناتولى به عنوان سرزمینى که به لحاظ شرایط زیست محیطى شرایط مساعدى براى ورود به دوره نوسنگى داشته است در ارتباط با پیشرفت ها و نوآورى هاى این دوره نیز حائز اهمیت است. شرایط اقلیمى و زیست محیطى منحصر به فرد آناتولى، موجب توسعه و پیشرفت در زمینه هاى مختلف شده است. استفاده بهینه از سنگ به عنوان فراوان ترین داده خام در این منطقه، یکى از مهمترین مشخصه هاى هنر و معمارى نوسنگى آناتولى محسوب مى شود. به کارگیرى سنگ در پى بناها حاکى دانش و آگاهى معماران این دوره دارد.
ایجاد نقوش برجسته و طبیعت گرایانه از انسان، حیوانات و جانوران علاوه بر این که حاکى از توانایى حجاران و هنرمندان این دوره دارد بیانگر اهمیت مذهبى این آثار و تأثیر مذهب در خلق این قبیل آثار هنرى است. نمود دیگر این آثار را در نقاشى هاى دیوارى و پیکرک هاى بدست آمده از محوطه هاى این دوره در آناتولى مى توان دید. استفاده از رنگ هاى متنوع در این نقاشى ها حاکى از بهره گیرى بهینه از امکانات بالقوه طبیعى در منطقه آناتولى در دوره نوسنگى است. تدفین به عنوان جنبه دیگرى از نوآورى هاى دوره نوسنگى در آناتولى جالب توجه است. تنوع شیوه هاى تدفینى در محوطه هاى نوسنگى این منطقه خود مى تواند ناشى از جنبه فردى داشتن مذهب و تنوع آن در این دوره در آناتولى باشد. وجود آثار تدفینى تزیینى و آیینى به همراه فرد متوفى علاوه بر این که بیانگر ذوق هنرى و توانایى سازندگان آن است، نشان از نوعى اعتقاد به زندگى دوباره نیز دارد. در این پژوهش سعى خواهد شد به این جنبه هاى نوآورى نوسنگى در آناتولى با شرح بیشترى پرداخته شود.
در پی اهمیت روزافزون فعالیت شرکت ها در بازار بین الملل و ابقای آنها در بازار رقابتی و استفاده از مزایای بازار بین الملل، باید به دنبال فرآیندی بود تا از آن طریق شرکت ها بتوانند به سوی بین المللی سازی پیش روند. در تحقیق حاضر فرآیندی را طراحی می کند تا از طریق آن، صنعت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران حضور بیشتری در فعالیت های بین الملل داشته باشد. بدین منظور با استفاده از مطالعه فرآیندهای بین المللی سازی، عوامل مهم را شناسایی کرده و در مرحله بعد، این عوامل توسط جامعه آماری امتیازدهی شده است. با استفاده از امتیازات جامعه آماری، مدل مفهومی مناسب جهت بین المللی سازی صنعت کشتیرانی انتخاب گردید. سپس، با استفاده از نظرات خبرگان، مدل اصلاح شد و با مقتضیات تحقیق مورد مطالعه تطبیق داده شد. در نهایت مدل به دست آمده از این روش، مدل کسب وکار جدید بین الملل است که پس از انتخاب این مدل، با نظرات خبرگان در امور کشتیرانی مورد تحلیل قرار گرفت و عوامل مهم آن در هر گام مطالعه شد. پس از اصلاح این مدل بر اساس تحلیل های مذکور و استفاده از مدل انتقال فناوری منتخب، فرآیند مناسب جهت بین المللی سازی صنعت کشتیرانی با رویکرد انتقال فناوری در این صنعت استخراج گردید.