مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۲٬۹۴۱ تا ۳۴۲٬۹۶۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
گفت و گو یا مشاجره؟
اساس عصب شناختی هیپنوتیزم
حوزههای تخصصی:
مادران شاغل و فرزندان
حوزههای تخصصی:
اختلال آسپرگر
روابط شما با همسرتان چگونه است ؟
حوزههای تخصصی:
بررسی اثربخشی درمان گروهی شناختی- رفتاری مدیریت درد بر افسردگی زنان مبتلا به کمر درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعات متعددی حاکی از شیوع اختلالات روانپزشکی در بین مبتلایان به انواع دردهای مزمن و از جمله در بین مبتلایان به کمردرد مزمن است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر درمان شناختی- رفتاری مدیریت درد بر افسردگی بیماران زن مبتلا به کمردرد مزمن است.
روش: این پژوهش مطالعه ای تجربی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است که از مراکز درمانی شهر یزد انتخاب شده اند. نمونه شامل 24 بیمار، با تشخیص کمردرد مزمن بود که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از زیرمقیاس افسردگی پرسشنامه SCl-90-R استفاده شد که در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط افراد هر دو گروه تکمیل گردید. درمان شناختی- رفتاری مدیریت در طی هشت جلسه بر روی گروه آزمایش انجام گرفت.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین نمرات افسردگی در گروه آزمایش به طور معناداری نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که درمان شناختی رفتاری مدیریت درد در کاهش افسردگی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن مؤثر است.
مقایسه گروه درمانی مبتنی بر هوشیاری فراگیر توام با آموزش مهارت های مطالعه در کاهش اضطراب امتحان و اضطراب صفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر گروه درمانی مبتنی بر هوشیاری فراگیر با آموزش مهارتهای مطالعه در کاهش اضطراب امتحان و اضطراب صفت در دانشجویان اجرا گردید.
روش: 20 نفر دانشجوی مبتلا به اضطراب امتحان در یک پژوهش آزمایشی به روش نمونه گیری در دسترس از میان جامعه پژوهش (دانشجویان مبتلا به اضطراب امتحان که به کلینیک روان شناسی بالینی دانشگاه فردوسی مشهد مراجعه کرده بودند) انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه آزمایشی و گروه کنترل گماشته شدند (10 نفر برای هر گروه). پرسشنامه اضطراب امتحان و سیاهه حالت ـ اضطراب صفت اشپیل برگر به عنوان پیش آزمون در مورد دو گروه اجرا شد. پس از اجرای 5 جلسه درمان (5 هفته و هرهفته 1 جلسه 2 ساعتی) در هر گروه، به منظور سنجش میزان متغیرهای وابسته (اضطراب امتحان و اضطراب صفت) پرسشنامه اضطراب امتحان و سیاهه حالت ـ اضطراب صفت اشپیل برگر مجدداً به عنوان پس آزمون اجرا گردید.
یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر هوشیاری فراگیر در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه درمانی مبتنی بر آموزش مهارت های مطالعه در گروه کنترل باعث کاهش معنادار اضطراب امتحان و اضطراب صفت در دانشجویان شده است.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، گروه درمانی مبتنی بر هوشیاری فراگیر تاثیر معناداری در کاهش اضطراب امتحان و اضطراب صفت دانشجویان دارد.
رابطه بین منابع قدرت مدیر و انواع فرهنگ سازمانی در مدارس متوسطه و راهنمایی شهرستان خمین
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی «رابطه بین منابع قدرت مدیران و نوع فرهنگ سازمانی در مدارس متوسطه و راهنمایی شهرستان خمین بود. عوامل قدرت مورد مطالعه عبارت بود از: قانونی، پاداش، اجبار، تخصصی و مرجعیت و نوع فرهنگ سازمانی ثبات، مشارکتی، انعطاف پذیری و رسالتی. روش تحقیق از نوع توصیفی ـ همبستگی و جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان راهنمایی و دبیران (290 نفر) شهرستان خمین در سال 88 ـ87 تشکیل می دادند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم 120 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش شامل دو پرسشنامه محقق ساخته منابع قدرت با 21 سؤال بسته پاسخ و پرسشنامه فرهنگ سازمانی با 30 سؤال بسته پاسخ تدوین گردید. روایی پرسشنامه ها با بهره گیری از نظر آزمودنی ها و متخصصان صاحب نظر و پایایی آنها از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب 87/0 و 96/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون ضریب همبستگی کانونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین قدرت قانونی با فرهنگ سازمانی ثبات و مشارکتی رابطه وجود دارد، در صورتی که بین قدرت قانونی با فرهنگ انعطاف پذیری و رسالتی رابطه ای وجود ندارد. همچنین بین قدرت پاداش، تخصص و مرجعیت با تمام انواع فرهنگ سازمانی رابطه معنادار وجود داشت.
رابطه بین هوش هیجانی مدیران و توانایی آنان در جلب اعتماد معلمان در دوره ابتدایی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی مدیران و توانایی آنان در جلب اعتماد معلمان در دوره ابتدایی شهر اصفهان انجام شده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل 1098 مدیر و 10880 آموزگار از دبستانهای دخترانه و پسرانه نواحی پنجگانه شهر اصفهان بوده که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم تعداد 110 مدیر و 233 آموزگار، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه هوش هیجانی بار ـ آن، با 90 گویه و پرسشنامه محقق ساخته اعتماد با 30 گویه بوده است. ضریب پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ برای هوش هیجانی 92/0 و برای اعتماد 98/0 به دست آمده و روایی محتوایی پرسشنامه هوش هیجانی و اعتماد را متخصصان تایید کردند. داده های این پژوهش در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، درصد و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل رگرسیون چند متغیره، ضریب همبستگی، آزمونt ، و مانوا و LSD) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین اعتماد با 15 مؤلفه هوش هیجانی بار ـ آن رابطه مثبتی وجود دارد. از نظر ویژگیهای جمعیت شناختی نیز بین هوش هیجانی مدیران از نظر مدرک تحصیلی تفاوت معناداری در سطح 05/0≥P وجود نداشت، اما بین هوش هیجانی مدیران برحسب جنسیت تفاوت بین میانگین نمره مؤلفه انعطاف در سطح 05/0≥P معنادار بوده است، بنابراین مؤلفه انعطاف در مدیران زن بیشتر از مدیران مرد بود. همچنین بین هوش هیجانی مدیران برحسب سابقه خدمت بجز در مورد مؤلفه مسؤولیت پذیری در سطح 05/0≥P بقیه رابطه ها معنادار نبوده است، بنابراین مسؤولیت پذیری مدیران با سابقه 25ـ20 سال بیشتر از مدیران با سابقه 15ـ10 سال بود. همچنین بین نظرات معلمان در مورد مؤلفه اعتماد برحسب جنسیت، مدرک تحصیلی و سابقه خدمت تفاوت معناداری در سطح 05/0≥P وجود نداشت.
تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر روابط بین فردی، عزت نفس و ابراز وجود دختران نابینا
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر روابط بین فردی، عزت نفس و ابراز وجود دختران نابینای مرکز فاطمه زهرا (س) اصفهان در سال 1386 بود. پژوهش از نوع تجربی بوده و در آن از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دختران نابینای این مرکز تشکیل می دادند که از بین آنها دختران بین سنین 20 تا 40 سال به دلیل توانایی درک بهتر جلسات برای تحقیق مد نظر قرار گرفتند و از میان آنها 26 نفر به طور تصادفی انتخاب و در 2 گروه 13 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت 9 جلسه 2 ساعته و 2 روز در هفته تحت آموزش مهارتهای زندگی قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده در این تحقیق زیر مقیاس روابط بین فردی از پرسشنامه هوش هیجانی برادبری و گریوز (1384)، پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ (1965) و پرسشنامه ابراز وجود آلبرتی و آمونز بود. نتایج این پژوهش استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیری نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی بر عزت نفس و ابراز وجود دختران گروه آزمایش تاثیر مثبت معنادار داشته است (001/0>P)، ولی بر روابط بین فردی آنها تاثیر معناداری نداشته است (05/0>P).
بهداشت روان در معلمان دانش آموزان عادی و استثنایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
میزان شیوع اهمالکاری در دانشجویان و ارتباط آن با اضطراب و افسردگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
کانون کنترل درونی و بیرونی
حوزههای تخصصی:
استفاده از فناوری های نو در تربیت کودکان
حوزههای تخصصی:
کودک، عشق و نقاشی
طراحی مدل منطقی ابعاد تعامل خرده سیستم های سیاسی و اداری در حکومت حق مدار بر مبنای نهج البلاغه امام علی (ع)
حوزههای تخصصی:
بررسی نحو? تعامل دو خرده سیستم سیاسی و اداری در نمونة أعلی حکومت داری در طول تاریخ بشر، به طراحی و مدل سازی نمونه های برتر حکومت داری و اداره کمک میکند. مشخصات چنین الگویی را میتوان به خوبی از سنت و کلام امام علی (ع) بازیابی نمود. سؤال اصلی تحقیق، بر نحو? تعامل دو خرده سیستم سیاسی و اداری در حکومت حق مدار علوی ناظر بوده، پژوهشگران برشناسایی ابعاد اثرگذار بر این تعامل تأکید داشته اند. این پژوهش در دو مرحله ابتدا با روش تحلیل محتوای کیفی نهج البلاغه و سپس طراحی مدل منطقی معرف مختصات خرده سیستم های سیاسی و اداری منطبق، بر اساس روش تحلیل منطقی انجام گرفته است. حاصل کار تدوین گزاره های بیست و نه گانه ای است که در پنج بخش طراحی شده اند. این گزاره ها بر اساس اصل مبنایی توحید و اصول موضوعه برابری مبتنی بر یکسانی در خلقت، آزادی و اختیار ناشی از همانندی در خلقت و قضایای مبنایی تناسب حق و تکلیف و تسهیل سیر کمال گرایی انسان بنیان نهاده شدند. سپس در جریان نظرسنجی از خبرگان حوزه های نظری گوناگون، دیدگاه های آنان نیز مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت، تأیید شد. با استناد به نهج البلاغه دو خرده سیستم سیاسی و اداری به گونه ای با یکدیگر تلفیق می گردند که هولوگرامی هماهنگ در جهت اهداف اصلی حکومت
بررسی میزان تجددگرایی دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد و عوامل موثر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق یافتن پاسخ سوال های پژوهش است، که عبارتند از: 1ـ «تجددگرایی» چیست؟ 2-تجددگرایی دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد چگونه است؟ 3-چه عواملی به چه میزان در تجددگرایی دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد موثر هستند؟ در مباحث نظری از نظریات اندیشمندانی همچون کارل مارکس، کارل مانهایم، یورگن هابرماس، ویلفردوپاره تو، دیوید رایسمن و آلفردآدلراستفاده شده است. روش تحقیق پیمایشی و جامعه آماری آن دختران دانشجوی کلیه دانشکده های دانشگاه فردوسی مشهد درسال 1386 بوده اند. روش نمونه گیری، روش تصادفی سیستماتیک بوده وحجم کل نمونه 400 نفر است. مهم ترین روش های آماری استفاده شده عبارتند از: مقایسه میانگین ها، تحلیل عاملی، تحلیل واریانس، تحلیل رگرسیون، ضریب مسیر.
بر اساس تحلیل علی چند متغیری هم زمان محرومیت نسبی، و به ویژه ناهماهنگی پایگاه، بیشترین تاثیر را در تجددگرایی دختران دانشجو دارد. میزان استفاده از وسایل ارتباطی مدرن، و گسترش دامنه ارتباطات، به ویژه با جوامع صنعتی و فرهنگ آن ها از این نظر در درجه دوم اهمیت قرار دارد. عدم تاهل و تثبیت نیافتگی پایگاه در خانواده تولید مثل از این نظر در درجه سوم اهمیت است. بر اساس تحلیل دو متغیری با متغیرهای مستقل کیفی، تماس با جوامع صنعتی و فراصنعتی و فرهنگ آن ها همراه با عدم اطمینان به آینده شغلی رشته تحصیلی، با فاصله، بیشترین تاثیر را بر افزایش تجددگرایی این دختران دانشجو دارد. از این نظر منشا سکونتی غیرشهری در درجه دوم، و عدم تأهل در درجه سوم اهمیت قرار دارد.همه این عوامل افزایش تجددگرایی را با توجه به نتایج بالا می توان به چهار دسته اصلی خلاصه کرد: 1-محرومیت نسبی و به ویژه ناهماهنگی پایگاه 2-گسترش دامنه ارتباطات و ارتباط با جوامع صنعتی و فراصنعتی و مظاهر و فرهنگ آن ها 3-نامناسب بودن وضعیت ازدواج و اقتصادی تاکنون 4-عدم اطمینان به آینده ازدواج و اقتصادی (یا اشتغالی).
مقاله فوق، مستخرج از طرح پژوهشی شماره 2 «ویژه» مصوب جلسه مورخ 20/3/85 کمیته منتخب شورای محترم پژوهشی دانشگاه فردوسی مشهد می باشد
بررسی سرمایه اجتماعی و عوامل موثر بر شکل گیری آن در سطح محله(مقاله علمی وزارت علوم)
در این مقاله سعی گردیده است، تا ضمن بیان اهمیت مفهوم سرمایه اجتماعی مهم ترین شاخص های سنجش سرمایه اجتماعی در سطح محله معرفی و اندازه گیری شوند. شاخص های پیوند همسایگی، اعتماد در سطح محله، مشارکت در امور محله، کنترل اجتماعی غیر رسمی و احساس تعلق به محله مهم ترین شاخص ها در نظر گرفته شدند. هدف اصلی تحقیق حاضر شناسایی عوامل موثر بر شکل گیری سرمایه اجتماعی در سطح محله می باشد. میزان همگونی (در درآمد، تحصیلات و بعد خانوار) در محله، ثبات مسکونی، شرکت در مراسم مذهبی محله و ویژگی های بافت محله به عنوان عوامل موثر بر شکل گیری سرمایه اجتماعی در این سطح انتخاب گردید.
روش تحقیق مطالعه حاضر از نوع پیمایشی بوده، داده های این پژوهش با استفاده از پرسش نامه و به روش نمونه گیری چند مرحله ای به دست آمده است.جامعه آماری ساکنان محله های منطقه 9 مشهد بودند که تعداد 381 نفر در 8 محله انتخاب گردیدند.
یافته های این تحقیق نشان می دهد که میانگین سرمایه اجتماعی افراد در سطح محله در یک طیف 5 قسمتی 2.99 است. همچنین از بین عوامل موثر بر شکل گیری سرمایه اجتماعی شرکت در مراسم مذهبی در محله بالاترین تاثیر را دارد، وجود رابطه بین سرمایه اجتماعی با ثبات مسکونی و ویژگی های محل زندگی افراد نیز تایید شد. بین همگونی افراد در محله و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت وجود داشت اما به لحاظ آماری معنادار نیست
نقش توانمندسازی در توسعه کشاورزی مطالعه موردی: استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر چه توسعه کشاورزی تابعی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی است اما به نظر می رسد توسعه کشاورزی می تواند به میزان درخور توجهی تابعی از تغییر و تکامل دانش و مهارت کشاورزان به منظور افزایش کارایی، اثربخشی و پایداری در این بخش باشد. بسیاری از پژوهشگران معتقدند ارتقای ظرفیت های شناختی (آگاهی، دانش) می تواند هسته های لازم را برای دستیابی به توانمندسازی کشاورزان - که از عناصر توسعه پایدار - به شمار می آیند فراهم آورد و توسعه کشاورزی را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل در مقاله حاضر به این پرسش اساسی پرداخته می شود که آیا بین توانمندسازی و توسعه کشاورزی رابطه معنی داری وجود دارد. به منظور پاسخگویی به پرسش مذکور، شاخص های تبیین کننده توسعه کشاورزی و توانمندسازی بر اساس نوشتارهای موجود و منطقه مورد مطالعه، تدوین گردید و پرسش نامه ای در دو سطح کارکنان جهاد کشاورزی و کشاورزان طراحی شد. بدین ترتیب از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی به شیوه پیمایشی استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که میزان P محاسبه شده بین متغیرهای خود تعیینی، شایستگی و تاثیر با متغیر توسعه کشاورزی، سطح معناداری کمتر از 0.01 دارند. بنابراین می توان گفت که رابطه ای بسیار قوی با جهت مثبت میان سطح توسعه کشاورزی روستاهای نمونه با ابعاد خود تعیینی، شایستگی و تاثیر وجود دارد، اما در سایر ابعاد رابطه معناداری مشاهده نمی شود. بنابراین، در کل تحلیل آماری، توانمندسازی کشاورزان در توسعه کشاورزی استان اردبیل تاثیرگذار بوده است، به طوری که همبستگی توسعه کشاورزی در اکثریت ابعاد توانمندسازی در قالب پرسش تحقیق به تایید رسیده است.







