با عنایت به اینکه حدود 34 درصد سطح زیر کشت برنج کشور به استان گیلان تعلق دارد، در مطالعه حاضر برخی ابعاد اقتصادی و مدیریت بکارگیری منابع تولید بویژه ارزش اقتصادی آن ها در شهرستان رشت مورد بررسی واقع شد. برای این کار داده های لازم از 80 شالیکار منطقه در سال 1386 جمع آوری گردید. با توجه به مزایای روش های پارامتریک در تبیین ساختار تولید و تقاضای نهاده ها، جهت نیل به هدف تحقیق از رهیافت تابع سود استفاده شد. با انتخاب و برازش الگوی سود ترانسلوگ به روش رگرسیون های به ظاهر نامرتبط، توابع تقاضای نهاده ها مشخص گردید. نهایتاٌ با بهره گیری از قضیه هتلینگ ارزش اقتصادی هر هکتار شالیزار 16000000 ریال و ارزش اقتصادی نیروی کار خانوادگی حدود 200000 ریال برای هر نفر روز به دست آمد. بدین ترتیب توجه تولید کنندگان به ارزش های فوق برای نهاده ها ی مورد نظر می توانند به سود آوری فرایند تولید برنج منجر شود.
در این تحقیق مزیت نسبی غلات شامل گندم، جو و ذرت دانه ای با استفاده از شاخص های هزینه منابع داخلی، نسبت هزینه به منفعت اجتماعی و شاخص نرخ حمایت موثر در سال 84-83 درشهر ستان کرمان، بافت و بردسیر بررسی شد و تاثیر نرخ های مختلف ارز، تغییرات قیمت و هزینه های تولید بر روی مزیت نسبی فعالیت های زراعی ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که تولید گندم در استان کرمان فاقد مزیت نسبی می باشد. تولید ذرت دانه ای در شهرستان بافت و جو در شهرستان بردسیر دارای بالاترین مزیت نسبی می باشد. در کلیه محصولات مورد بررسی حمایت اسمی از بازار محصول و نیز حمایت موثر به نفع تولید کنندگان بوده است، لذا توجه بیشتر به تولید این محصولات و حمایت آنها دارای اهمیت ویژه ای است
صادرات کالاهای غیرنفتی در فعالیتهای اقتصادی اهمیت ویژه ای داشته و اثر آن بر اقتصاد و رشد نسبی انکار ناپذیر است. لذا، تکیه بر توسعه و گسترش صادرات بخش کشاورزی می تواند زمینه مناسبی را برای حضور ایران در بازارهای جهانی در امر صادرات کالاهای غیرنفتی فراهم آورد. هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی سیاست های مورد نیاز جهت افزایش توان صادراتی محصولات کشاورزی کشور است. لذا برای دستیابی به این اهداف، متغیرهای تاثیرگذار بر عرضه و تقاضای صادرات محصولات کشاورزی ایران طی دوره زمانی86-1345 با استفاده از روش حداقل مربعات سه مرحله ای4 بررسی شدند. نتایج مطالعه نشان می دهد که متغیرهای نرخ ارز واقعی، قیمت های نسبی، مقدار تولید، قیمت های داخلی و متغیر مجازی جنگ، متغیرهای تاثیر گذار بر توابع عرضه و تقاضای صادرات هستند. همچنین کشش قیمتی5 تقاضای صادرات در کوتاه مدت و بلندمدت به ترتیب 83/1- و 12/2- محاسبه شدند. کشش قیمتی عرضه صادرات در کوتاه مدت نیز 17/2 به دست آمد
در این تحقیق به بررسی رابطه بین متغیرهای توسعه واسطه های مالی و ارزش افزوده بخش کشاورزی ایران در طول سالهای 1352 تا 1385 پرداخته می شود. 5 شاخص استخراج شده از سیستم بانکی به عنوان شاخصهای توسعه واسطه های مالی مرتبط با بخش کشاورزی تعریف شده و با معرفی روش آماری تحلیل عاملی و کاربردهای آن، شاخصهای متعدد مالی به یک شاخص جامع که بیانگر توسعه واسطه های مالی است تبدیل شده و با استفاده از روش هم انباشتگی انگل-گرنجر رابطه آن با ارزش افزوده بخش کشاورزی تخمین زده می شود. همچنین با استفاده از آزمون علیت گرنجر، رابطه علی بین این متغیرها مورد ارزیابی قرار می گیرد. نتایج برگرفته از این تحقیق نشان می دهد بین متغیرهای توسعه واسطه های مالی و ارزش افزوده بخش کشاورزی رابطه مستقیمی وجود دارد؛ ولی درباره رابطه علی بین آنها نمی توان اظهار نظر کرد.
بـه منظور بررسی و روایی و اعتبار پرسشنامه دشواریهای بین فردی نوجـوانان (QIDA؛ انگلس، هیدالگو و مندز، 2005)، 276 دختر و 224 پسر 12 تا 18 سالـه ساکن تهران، QIDA و مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان (SASA ؛ پاکلک، 1997) را تکمیل کردند. نتایج نشان دادند که نسخه فارسی پرسشنامه همانند با سـاختار عاملی اصلی QIDA از پنج عامل جرئت ورزی، روابط با غیرهمجنس، صحبت کردن در جمع، روابط خانـوادگی و دوستیهای نزدیک ـ در نمونه ایرانی ـ تشکیل شده اند. ضرایب همبستگی مثبت و معنادار بین عاملهای QIDA و مجموع نمره های SASA در دامنه ای از 10/0 = r (دوستیهای نزدیک) تا 35/0=r (جرئت ورزی)، روایی همگرای QIDA را تایید کرد. ضرایب اعتبار بازآزمایی با فاصله دو هفته برای نمره کل QIDA برابر با 82/0 و برای عاملهای آن به تـرتیب برابر با 77/0، 84/0، 71/0، 62/0 و 51/0 بودند. نتایج روایی و اعتبار، نسخه فارسی QIDA را تایید کردند و سازه جهانی دشواریهای بین فردی براساس یافته های یکسان در بافتهای فرهنگی متفاوت بحث شد.
با هدف اعتباریابی و رواسازی مقیاس کیفیت زندگی افـراد دیابتی (بویر و ایرپ، 1997)، از بیماران 20 تا 60 ساله انجمن دیابت ایران، 263 زن و 197 مرد، به پـرسشنامه مقیاس کیفیت زندگی افراد دیابتی (D-39، بویرویرپ، 1977) و زیرمقیاس بهزیستی روان شناختی از پرسشنامه سلامت روانی (بشارت، 1388) پاسخ دادند. ضرایب همسانی درونی و بازآزمایی با فاصله 4 هفته به ترتیب برابر بـا 89/0 و 75/0 بودند. نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی با استفاده از روش چـرخش پروماکس و تحلیل عاملی تائیدی نشان دادند که پرسشنامه با 6 عامل مهار دیابت، انرژی و تحرک، فشار اجتماعی، اضطراب و نگرانی، عـوارض دیابت و بیماریهای دیگر و کنش وری جنسی تقریباً 64 درصد واریانس را تبیین می کند. همبستگی منفی معنادار بین نمره کل کیفیت زندگی و زیرعاملهای استخراج شده کیفیت زندگی با زیرمقیاس بهزیستی روان شناختی، روایی همگرای مقیاس را تایید کرد. تفاوت بین عاملهای مقیاس اصلی با نسخه فارسی بر مبنای گستره سنی بیماران مورد بحث قرار گرفت.
هدف این پژوهش بررسی تشخیص افتراقی الگوهای رفتار تکراری قالبی و اجتماعی در کودکان با نیازهای ویژه بود. با استفاده از مصاحبه تجدیدنظرشده تشخیصی درخودماندگی (لرد و دیگران، 1994) در دو گروه درخودمانده (5 دختر و 11 پسر) و عقب مانده ذهنی آموزش پذیر (5 دختر و 11 پسر) در دامنه سنی 8 ـ6 سـال از مدارس استـثنایی انتخاب شدند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان دادند که میانگین نمره تخریب کیفی تعامل اجتماعی، ارتباطی و الگوهای رفتار تکراری قالبی در کودکان درخودمانده به گونه معناداری بیشتر از کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر است. استلزامها براساس تشخیصهای افتراقی کودکان استثنایی بحث شد.
بر مبنای الگوی کیز (2002) سلامت روانی به سه مقوله در حال شکوفایی، در حال پژمردگی و سلامت روانی نسبی تقسیم می شود. این پژوهش با هدف بـررسی این الگو در جمعیت ایرانی انجام شد. یک نمونه 424 نفری (226 دختر، 198 پسر) از دانشجویان دانشگاه تهران، سه مقیاس بهزیستی هیجانی (کیز، 2002)، بهزیستی روان شناختی (ریف و کیز، 1995) و بهزیستی اجتماعی (کیز، 1998) را تکمیل کردنـد. یافته ها آشکار ساخـت که در حـدود 16 درصد دانشجویان در حال شکوفایی، 20 درصد در حال پژمردگی و 64 درصد از سلامت روانی نسبی برخوردار بودند. در الگوی سلامت روانی بین دو جنس تفاوت معناداری به دست نیامد.
این پژوهش با هدف مقایسه دو روش مداخله شناخت درمانگری آموزش محور (فری، 1999) و گروه درمانگری شناختی ـ هستی نگر (کی سان و دیگران، 1997) در بهبود مشکلات روانی زنان افسرده مبتلا به سرطان سینه اجرا شد. چهل زن (20 تا 65 ساله) افسرده مبتلا به سرطان سینه به دو گـروه آزمایشی و یک گروه گواه تقسیم شدند. گروه نمونه سابقه بیماری روان پزشکی قبل از ابتلا به سرطان نداشتند و در زمان اجرای پژوهش میانگین نمره افسردگی آنها براساس آزمون افسردگی تجدیدنظر شده بک (بک، استیر و براون، 1996) از متوسط بالاتر بود. هر سه گروه به پرسشنامه های افسردگی تجدیدنظر شده بک (1996)، امید (میلر و پاورز، 1988)، حرمت خود (پوپ و مک هیل، 1988) و کیفیت زندگی (آرنسون و دیگران، 1993) قبل و بعد از اجرای درمانگری که در قالب 12 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی اجرا شد، پاسخ دادند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان دادند که میانگین افسردگی در گروه درمانگری شناختی ـ هستی نگر کمتر و میانگین امیدواری آنها به گونه معناداری بیشتر از میانگین گروه شناخت درمانگری آموزش محور بود. بین میانگینهای حرمت خود و کیفیت زندگی در دو گروه درمانگری تفاوت معنادار به دست نیامد. میانگین هر چهار متغیر در دو گروه آزمایشی تفاوت معنادار با گروه گواه داشت. نتایج براساس نظریه های زیربنایی دو روش درمانگری و طرح مداخله مورد بحث قرار گرفت.