یافتن راه حلی برای رفع تناقض میان آزادی و برابری، از مسائل اساسی، پیچیده و بغرنج فلسفه سیاسی معاصر است. متفکرین سنت های فکری مختلف ، از لیبرال تا چندفرهنگ گرا، تلاش نموده اند به نحوی این معضل را حل نمایند. یکی از برجسته ترین راه حل های مدرن برای مسئله آزادی و برابری، نظریه عدالت سیاسی جان رالز است. رالز تلاش می کند درون چارچوب فکری لیبرال این مسئله را حل نماید. مقاله حاضر ضمن بررسی راه حل رالز برای مسئله آزادی و برابری بر آن است که از منظر انتقادی نقاط قوت و کاستی های آن را نشان می دهد. چارچوب نظری مقاله حاضر، الگوی تحلیلی اصل موضوعی و روش تحقیق نیز تحلیل محتوای کیفی است. بر همین اساس با تحلیل محتوای نوشتارهای اصلی رالز ابتدا تلاش می شود مبانی و اصول نظریه رالز آشکار گردد، سپس سازگاری و ناسازگاری این اصول و مبانی با نتایج آن سنجیده می شود و در نهایت بسندگی یا نابسندگی این نظریه برای حل مسئله آزادی و برابری بررسی می گردد.
مکانیابی صنعتی تصمیمی بسیار پیچیده است و به دامنه وسیعی از معیارها وابسته است. بنابراین، می توان مکانیابی را فرایند تصمیم گیری چند معیاره ای دانست که برای اولویت بندی معیارهای مختلف و انتخاب بهترین گزینه از میان گزینه های ممکن، به کار می رود. در واقع ، می توان با مکانیابی تاثیرات منفی حاصل از ایجاد و بهره برداری از صنایع را به حداقل رساند و گامی مثبت برای توسعه پایدار برداشت. هدف از این مطالعه، ارزیابی امکان استقرار صنایع در داخل شعاع 50 کیلومتری شهر اصفهان با استفاده از فرآیند تصمیم گیری چندمعیاره در سیستم اطلاعات جغرافیایی است. ابتدا با بررسی منابع و کسب استانداردها، معیارهای استقرار صنایع مشخص گردید. این معیارها شامل فاصله از آب های سطحی، شیب، فاصله از جوامع انسانی، فاصله از راه های ارتباطی، مناطق حفاظت شده، فاصله از صنایع، عمق آب های زیرزمینی، فاصله از خطوط انتقال آب، فاصله از گسل ها و کاربری فعلی اراضی هستند. سپس کلیه معیارها با فرمت مشابه به سیستم اطلاعات جغرافیایی وارد و استانداردسازی شدند. در مرحله بعد از روش درجه بندی برای وزندهی معیارها استفاده شد و در نهایت کلیه لایه ها با استفاده از روش ترکیب خطی وزن دار تلفیق شدند. پس از حذف مناطقی که دارای مساحت کافی برای استقرار صنایع نبودند، چهار منطقه مناسب در بخش شرقی اصفهان برای استقرار صنایع تعیین شد.
در این تحقیق، اثربخشی رهبری مدیران ایران و هندوستان در سال تحصیلی 88-1387 بررسی گردید. این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. ششصد دبیر از 120 دبیرستان از شهرهای اصفهان و میسور از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده دو مرحلهای انتخاب شدند. انتخاب مدارس و دبیران به طور مساوی از هر دو نوع مدارس دولتی و خصوصی.غیرانتفاعی انجام گرفت. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس اثربخشی رهبری ( LES ) تاج (2001) استفاده گردید و از تحلیل واریانس ( ANOVA ) دو سویه برای تحلیل داده ها استفاده گردید. یافته ها، حاکی از آن است که تفاوت معناداری بین دو کشور در زمینه همه ابعاد اثربخشی رهبری مدیران وجود دارد. طبق ارزیابی دبیران، مدیران ایران هر شش بعد اثربخشی رهبری را بیشتر از مدیران هند دارا هستند (F=58.450; P< .001) . در رابطه با جنسیت (F=16.092; P< .001) میانگین نمرات اثر بخشی در زنان بیشتر از مردان بود و نوع مدرسه (F=9.180; P<.003) ، ادراک دبیران را درباره اثربخشی رهبری مدیران در هر دو کشور به طور معناداری تحت تأثیر قرار داده است.
پژوهش حاضر به منظور اعتباریابی آزمونهای طبقه بندی استعدادهای فلانگان (FACT) انجام گرفت. انتخاب بهترین کارکنان در سازمان، مسأله ای است که مدیران و کارکنان بخش گزینش پیوسته با آن مواجه اند. بنابراین، برای حل مسأله فوق پژوهشگران این مجموعه آزمونها را که با توجه به پیشینه پژوهشی دارای اعتبار پیش بین بالایی در مشاغل مختلف بوده اند، اعتباریابی کردند. این آزمون ها شامل چهار دسته آزمون های روانی حرکتی، فضایی دیداری، توانایی خاص و توانایی شناختی عمومی است. برای رسیدن به هدف فوق، در مرحله اول پژوهش 272 نفر و در مرحله دوم 185 نفر از دانشجویان رشته هنر دانشگاههای تهران و اصفهان با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. اعتبار ملاکی آزمون در دو مرحله که در مرحله اول اعتبار همزمان مجموعه آزمونها در دو ترم پاییز و بهار و در مرحله دوم اعتبار پیش بین آزمونها در دو ترم پاییز و بهار از طریق ضرایب همبستگی ساده و رگرسیون گام به گام محاسبه شد. همچنین ضرایب همبستگی ساده برای مقایسه اعتبار همزمان و اعتبار پیش بین و معناداری تفاوت آنها به Z فیشر تبدیل و مقایسه شدند . اکثر ضرایب همبستگی ساده بین آزمونهای طبقه بندی استعداد فلانگان و متغیر ملاک (معدل) در هر دو مرحله معنادار بودند؛ یعنی آزمونهای طبقه بندی استعداد فلانگان از اعتبار ملاکی خوبی برخورداربوده است. همچنین، با مقایسه اعتبار همزمان و اعتبار پیش بین، تفویض اعتبار پیش بین بر اعتبار همزمان در پیش بینی ملاک تایید شد. با توجه به ضرایب اعتبار پیش بین بالای این آزمونها به سازمانها، این مجموعه آزمون برای گزینش کارکنان و پیش بینی موفقیت آنها در مشاغل مختلف پیشنهاد می شود.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ناهنجاری زانوی پرانتزی و اجرای برخی آزمون های آمادگی جسمانی– حرکتی است. برای انجام این تحقیق، 60 فوتبالیست نوجوان با میانگین سن 78/0 ±2/15 سال، وزن 39/3 ±9/58 کیلوگرم و قد 21/6 ±166 سانتی متر انتخاب شدند. برای ارزیابی وضعیت بدنی آزمودنی ها از روش کندال و خط شاقولی استفاده شد. ناهنجاری زانوی پرانتزی با استفاده از کولیس اندازه گیری و ثبت شد. همچنین برای بررسی اجرای آزمودنی ها از آزمون اسکوات روی یک پا و به¬دست آوردن حداکثر فاصله، بیشترین فاصله به¬دست آمده از پرش روی یک پا (لِی¬لِی)، انجام سه پرش متوالی روی یک پا و به دست آوردن بیشترین فاصله، پرش عمودی و آزمون تی استفاده شد. برای بررسی اختلاف آزمون ها در دو گروه تحقیقی از t مستقل استفاده شد. با توجه به نتایج تحقیق حاضر، اختلاف معنی داری بین دو گروه، در اجرای آزمون ها یافت نشد (پرش عمودی (005/0P=)، اسکوات روی یک پا و به¬دست آوردن حداکثر فاصله (019/0P=)، بیشترین فاصله به¬دست آمده از پرش روی یک پا (011/0P=)، انجام سه پرش متوالی روی یک پا و به¬دست آوردن بیشترین فاصله (008/0P=) و آزمون تی (003/0P=)). نتایج تحقیق نشان می¬دهد وضعیت بدنی در متغیرهای اجرا در فوتبالیست ها تأثیرگذار است و ناهنجاری زانوی پرانتزی می تواند باعث تضعیف اجرا شود.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرین استقامتی بر نیمرخ لیپیدی و استقامت قلبی- عروقی در موش های سوری نر هیپرکلسترولمیک پس از مصرف عصاره زیره کوهی بوده است. بدین منظور، تعداد 60 سر موش سوری نر هیپرکلسترولمیک (8 هفته ای با وزن40-20 گرم) به 4 گروه شاهد، تمرین استقامتی، زیره کوهی و تمرین استقامتی+ زیره کوهی تقسیم شدند. برنامه تمرینی به مدت 6 هفته (5 روز در هفته و به مدت 40 دقیقه با سرعت 18 متر بر دقیقه) انجام شد. عصاره زیره کوهی نیز در طی 6 هفته و به میزان 8/0 میلی گرم (محلول در 4/0 میلی لیتر آب مقطر) در گروه های زیره کوهی و تمرین استقامتی+ زیره کوهی مصرف شد. تریگلیسیرید (TG)، کلسترول تام (TC)، HDL-c و LDL-c، ظرفیت تمرین هوازی، ضربان قلب، فشار خون سیستولی و دیاستولی استراحتی قبل و در پایان دوره، اندازه گیری شد. یافته ها حاکی از آن بود که 6 هفته تمرین استقامتی همراه با مصرف عصاره زیره کوهی (به عبارتی نتایج گروه تمرین استقامتی + زیره کوهی)، باعث افزایش معنی دار ظرفیت تمرین هوازی (پیش آزمون (متر) 9/19±4/293، پس آزمون (متر)2/39±7/600، 000/0P=) شد، همچنین کاهش معنی دار غلظت TC (پیش آزمون (mg/dl) 08/37±7/297، پس آزمون (mg/dl) 8/30±1/146، 019/0P=)، LDL-c (پیش آزمون (mg/dl) 4/14±8/151، پس آزمون (mg/dl) 7/8±12/0، 001/0P=)، ضربان قلب استراحتی (025/0P=) و فشار خون سیستولی استراحتی (010/0P=) را در مقایسه با سایر گروه ها به همراه داشت. از طرفی، مصرف زیره کوهی، به افزایش معنی دار HDL-c منجر شد (پیش آزمون (mg/dl) 1/12±9/75، پس آزمون (mg/dl) 9/17±9/119، 003/0P=). همچنین نتایج تحقیق نشانگر عدم تغییر معنی دار وزن بدن در گروه تمرین استقامتی+ زیره کوهی بود. نتایج تحقیق پیشنهاد می-کند که اجرای برنامه یاد شده (6 هفته تمرین استقامتی همراه با مصرف زیره کوهی)، به طور معنی داری نیمرخ لیپیدی، ظرفیت تمرین هوازی، ضربان قلب و فشار خون سیستولی را تحت تأثیر قرار می دهد و در حفظ وزن بدن موش سوری نیز مؤثر است؛ بنابراین ممکن است جهت پیشگیری از بروز بیماری قلبی مفید باشد.
یکی از مهم ترین مشکلات و آسیب های زانو، به¬ویژه در میان زنان ورزشکار، سندرم درد پتلوفمورال (PFPS) است که می تواند عملکرد ورزشکاران را تحت تأثیر قرار دهد. هدف از این پژوهش، بررسی اثر بانداژ کشکک بر درد و کنترل وضعیتی پویای افراد مبتلا به PFPS و مقایسه آن با گروه غیرمبتلاست. این تحقیق به روش نیمه¬تجربی روی 30 زن ورزشکار نخبه رشته فوتسال با میانگین سن 37/2± 22، قد 9/4±1/163 سانتی¬متر و وزن7/9 ± 76/61 کیلوگرم انجام شد که نیمی از آن¬ها به PFPS مبتلا بودند. نمونه ها به روش هدفمند از میان بازیکنان لیگ دانشگاه تهران انتخاب شدند. تعادل پویا در دو مرحله قبل و بعد از بانداژ، به¬وسیله دستگاه تعادل¬سنج بایودکس در دو سطح بی¬ثباتی کم (6) و زیاد (3) اندازه¬گیری شد. میزان درد در گروه مبتلا حین انجام حرکت اسکات، با استفاده از شاخص دیداری سنجش درد ثبت شد. برای مقایسه داده ها در هر گروه از آزمون t زوجی وابسته و برای مقایسه اثر بهبودی بانداژ بین دو گروه از آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد در گروه مبتلا ،درد قدامی زانو پس از بانداژ کاهش یافت (05/0>P) و تنها شاخص ثباتی قدامی خلقی در هر دو سطح بی¬ثباتی بهبود یافت. در گروه غیرمبتلا، شاخص¬های قدامی خلفی و طرفی در سطح بی¬ثباتی زیاد بهبود یافتند، ولی در سطح بی¬ثباتی کم، تنها شاخص قدامی خلفی بهبود یافت. مقایسه اثر بهبودی بانداژ بین دو گروه، در سطح بی¬ثباتی کم نشان¬دهنده تأثیر بیشتر بانداژ در گروه مبتلا (05/0>P) و نبود تفاوت در سطح بی¬ثباتی زیاد است (05/0<P). دلایل ارتقای تعادل در این تحقیق را می توان به اثر تحریک¬های پوستی بانداژ، اثر کاهش درد، افزایش حس عمقی یا افزایش فعالیت عضله چهارسر نسبت داد. به نظر می رسد این عوامل موجب افزایش ارسال اطلاعات حسی به مراکز کنترل حرکتی می¬شود و ارتقای تعادل را در پی دارند. هرچند بانداژ کشکک توانسته است درد قدامی زانو را کاهش و تعادل پویا را ارتقاء دهد، انجام بررسی های بیشتر لازم به نظر می رسد. همچنین پیشنهاد می شود کاربرد بانداژ کشکک علاوه بر افراد مبتلا، برای پیشگیری در افراد مستعد آسیب نیز استفاده شود.
فروغ فرخزاد و نازک الملائکه، دو شاعر بزرگ و پیشگام در ادبیات معاصر فارسی و عربی هستند. این دو شاعر که در قواعد عروضی شعر نو، تحولی بزرگ ایجاد کرده اند، ویژگی های مشترک زیادی دارند که داشتن نگاه و احساس زنانه در شعر، دارا بودن دیدگاه انتقادی نسبت به مسایل اجتماعی و برجستگی عامل زمان در شعر و نیز داشتن نوعی یاس و بدبینی از آن جمله است. موضوع محوری شعرهای «بعد از تو» از فروغ و «افعوان» از نازک، زمان است و هر کدام از این دو شاعر، از زاویه خاص خود به زمان پرداخته اند.
پاملا یا پاداش پاکدامنی رمانی از ساموئل ریچاردسون نویسنده انگلیسی است که شباهت های فراوانی با منظومه ی خسرو و شیرین نظامی گنجوی دارد. در مقاله ی حاضر به مقایسه ی این دو اثر و بیان شباهت های آنها پرداخته شده است. در هر دو داستان مردی ثروتمند، مشهور و هوسباز در پی کامجویی از شخصیت زن داستـان است و شخصیت زن هـرچنــد در عمـق وجــود خود عاشق مرد مقابل است ولی در برابر هوسبازی های او مقاومت می کند و خواستار ازدواج رسمی است. سرانجام شخصیت مذکر به ازدواج رسمی با زن مورد علاقه ی خود تن می دهد و عشق سبب تحول تدریجی و مثبت در او می شود. در واقع مضمون اصلی هر دو اثر پیروزی بردباری، عفت و پاکدامنی بر خودکامگی و هوسبازی است.