مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۱۹٬۹۴۱ تا ۳۱۹٬۹۶۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
تفکر؛ وقتی عرفان «نظری» می شود... / تأملی در جدایی عرفان نظری از عرفان عملی
تفکر؛ نه عرفان شرقی، نه فلسفه ی غربی، فقط حکمت اسلامی / بررسی امکان تمسک به عرفان در مواجهه با مسائل فکری و اجتماعی معاصر
اسنادى از افتتاحیه یک مدرسه ایرانى در نجف
رویکرد و رویارویی محمدعلى شاه با مجلس اول
معرفى نسخه خطى «اخلاق حسنى» یا«اخلاق قطب شاهى»على بن طیفور بسطامى ١٠٨٣ ه.ق
زلزله شیراز در سال ١٢٦٩ ق در اشعار خاندان وصال شیرازى
درخشش دربار فاطمیان و تنوع فرهنگى آن؛ مؤلف: سیبل ماسوت
خیزش جمعیت دیانت اسلامى تبریز ضد سیاست هاى فرهنگى رضاشاه (نمونه اى از جنبش هاى مذهبى- مردمى در تاریخ معاصر)
جستارى در نسخه خطى تذکره السلاطین محمود میرزا قاجار
ابرام شاهرخ تیموری و قرایوسف قراقویونلو برای سلطه بر سلطانیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های آغازین سده نهم هجری، شاهرخ تیموری برای حفظ سلطه بر سلطانیه و قرایوسف ترکمان برای کسب سلطه بر آن شهر تلاش داشتند.سلطانیه شهری خوش آب و هوا با کشاورزی پررونق بود و جایگاه بازرگانی و سوق الجیشی ممتاز داشت.پیشینه تاریخی آن نیز بر اهمیت سیاسیش می افزود.شهریار تیموری برای حفظ سلطه بر ایران مرکزی و باختری، نیز موقعیت خویش در تجارت بین الملل، و فرمانروای ترکمان برای تثبیت قدرت و نیز در راستای اهداف توسعه طلبانه خود به ویژه در عراق عجم، هر دو سلطه بر آن شهر را بایسته می دانستند.با آنکه شاهرخ آمادگی خود را برای دادن امتیازاتی به جای سلطانیه اعلام نمود، قرایوسف تنها خواهان سلطانیه بود.ابراهم دو فرمانروای جغتای و ترکمان برای سلطه بر سلطانیه، سرانجام به نبرد میان آن دو انجامید.برای تبیین این ابرام، طبیعیت غنی، موقعیت بازرگانی و جایگاه سوق الجیشی سلطانیه، موقعیت و اهداف سیاسی قرایوسف، بازرگانی جهان در آن زمان، جایگاه ایران در تجارت جهانی، نقش سلطانیه در این میان و اوضاع عراق عجم در آن دوره بررسی می گردد.
آشفتگی منابع درباره فرمان های تشکیل مجلس در نهضت مشروطیت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پی مشارکت مردم، روحانیت و روشنفکران در جریان نهضت مشروطیت، سرانجام در فاصله روزهای 14تا 18 جمادی الثانی 1324، مظفرالدین شاه سه فرمان در پاسخ به خواست های معترضان، مبنی بر تغییر در ساختار اداره کشور صادر کرد که محوریت فرمان ها بر تشکیل مجلسی از نمایندگان اقشار مختلف قرار داشت، اما حساسیت در نام گذاری مجلس، که عمده دلیل آن عوامل سیاسی بود، موجب شد فرمان نخست که در آن فقط از تشکیل مجلس سخن رفته بود، به «مجلس شورای اسلامی» و در پی اعتراض ها و رایزنی های بعدی به «مجلس شورای ملی» تغییر نام یابد.از آنجا که فرمان آخر به لحاظ زمان نگارش امضای تاریخ 14 جمادی الثانی را در پای خود دارد، این امر موجب خطای بسیاری از نویسندگان تاریخ مشروطیت شده است و این فرمان را که به واقع در 18 جمادی الثانی صادر شده است، با فرمان نخستین که به روایت ناظم الاسلام و مخبرالسلطنه هدایت که به تاریخ 14 جمادی الاخری(یا الآخره) مربوط است، خلط کرده اند.
جایگاه دینی آذربایجان در دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آذربایجان یکی از مراکز مهم سیاسی و دینی در طول تاریخ ایران، به خصوص ایران باستان بوده است.به دنبال روی کار آمدن دولت دینی ساسانی، آذربایجان مانند فارس از جایگاه دینی ممتازی برخوردار گردید؛ به طوری که پادشاه ساسانی هنگام تاج گذاری با پای پیاده به زیارت آتشکده آذرگشنسب در آذربایجان می رفتند و در هنگام تصمیم گیری های سخت به ویژه در زمان جنگ، برای به جا آوردن آداب نیایش و نذر و نیاز به آنجا مراجعه می کردند.به دیگر سخن، با قرار گرفتن آتشکده آذرگشنسب در آذربایجان، این سرزمین به موازات سرزمین پارس به یکی از پایگاه های مهم دینی و نمادی از اتحاد و یگانگی دین و دولت در دوره ساسانیان تبدیل شده بود. با توجه به قرار گرفتن یکی از سه آتشکده مهم دوره ساسانی، یعنی آذرگشنسب در آذربایجان- که آن را تبدیل به مکانی مقدس و زیارتگاهی برای شاهان، بزرگان و روحانیان زرتشتی کرده بود- این مقاله بر آن است تا با استفاده از اسناد، شواهد تاریخی و به کارگیری شیوه های پژوهش های تاریخی، جایگاه دینی آذربایجان در دوره حکومت دینی ساسانیان را تبیین کند.
بررسی جایگاه آتش در تاریخ ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با کشف آتش در دوره پارینه سنگی، از آنجا که این پدیده نقش به سزایی در پیشرفت و تداوم زندگی بشری داشت، به تدریج در باورهای دینی ملل باستان، به ویژه مشرق زمین، از جایگاه خاصی برخوردار شد. بدیهی است که ایرانیان باستان نیز از این امر مستثنی نبوده اند. اگرچه تاکنون تحقیقات علمی فراوانی در عرصه ایران شناسی انجام گرفته است، بیشتر این پژوهش ها درباره اقوام و دولت های آریایی بوده و کمتر به اقوام بومی فلات ایران پرداخته اند. درنتیجه، از یک سو، پیشینه بسیار کهن و غنی تمدن های بومی فلات- اگرچه اطلاعات کمی از اوضاع فرهنگی آن ها داریم- و از سوی دیگر، قداست و اهمیتی که اقوام آریایی برای عناصر چهارگانه آب، باد، خاک و به ویژه آتش قائل بوده اند، این پرسش را مطرح می کنند که: «سنت تقدیس آتش و آیین های ویژه آن، خاستگاهی بومی دارد یا آریایی؟»باتوجهبه داده های تاریخی و باستان شناسانه، این پرسش را می توان در قالب این فرضیه که «سنت تقدیس آتش و آیین های مربوط به آنپیشینه بسیار کهنی در فرهنگ بومیان فلات ایران داشته و پس از ورود آریایی ها نیز تبادلات فرهنگی بین بومیان و تازه واردان آریایی انجام گرفته و درنتیجه، از یکدیگر تأثیراتی پذیرفته اند»، مورد بررسی قرار داد. از بررسی و مقایسه جایگاه آتش در آثار و مدارک تاریخی و باستان شناسانه بازمانده از اقوام بومی و تازه واردان آریایی- مثلاً تطبیق جایگاه آتشدان در نقش برجسته های ایلامی و هخامنشی- می توان دریافت که اگرچه آریایی ها پس از ورود خود به ایران، در عرصه سیاسی بر اقوام بومی این سرزمین غالب شدند، ولی در عرصه فرهنگی به دلیل پیشینه غنی فرهنگی بومیان فلات ایران، به تدریج وام دار برخی از آیین ها و سنت های فرهنگی ایشان شدند که از آن میان می توان به «سنت تقدیس آتش» و آیین های ویژه آن اشاره کرد. در این مقاله سعی شده است که درابتدا، براساس داده های تاریخی و باستان شناسانه، «سنت تقدیس آتش» در دوره ایلامی ها تبیین شود. سپس، نتایج به دست آمده با آثار و داده هایی از دوره ماد و هخامنشی مقایسه و تشریح خواهد شد تا چگونگی سیر انتقال «سنت تقدیس آتش» از دوره ایلامی ها- بومیان فلات- به دوره ماد و هخامنشی- آریایی ها- و تحول و تکوین آن نیز تبیین گردد
پارسی ها و عیلامی ها: بررسی جایگاه فرهنگ و تمدن عیلام در حکومت هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ورود پارسی ها به انشان و حملات مکرر اقوام میانرودان، به ویژه آشور، علیه اقوام و دولت های منطقه، منجر به برقراری روابط دوستانهای میان پارسی ها و عیلامی ها در هزاره اول ق. م. و درنتیجه، نفوذ بسیاری از ویژگیهای سیاسی، فرهنگی، نظامی و اداری تمدن عیلام درمیان پارسی ها شد.در این مقاله تلاش شده است تا با کمک منابع میانرودانی، عیلامی، الواح تخت جمشید و پژوهشهای تاریخی، ضمن بررسی روابط میان پارسی ها و عیلامی ها تا پایان پادشاهی داریوش اول (522- 482 ق. م.)، به تأثیرات فرهنگ عیلام بر تمدن هخامنشی در این دوره، به ویژه در دوره کوروش دوم و داریوش اول، و زمینه های آن پرداخته شود. به این منظور، ابتدا در مقدمه، به طور خلاصه به روابط میان پارسی ها و عیلامی ها پیش از تشکیل حکومت هخامنشی اشاره می کنیم و سپس، به بررسی این روابط وتأثیرات فرهنگی عیلامی ها بر تمدن هخامنشی از ابتدای حکومت کوروش دوم تا پایان دوران پادشاهی داریوش اول، خواهیم پرداخت
تأملی در برهان اخلاقی کانت(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو در پی آن است که برهان اخلاقی کانت را که از برهان های شناخته شده برای اثبات وجود خداوند در الهیات مغرب زمین است، مطالعه و بررسی کند. از این رو، نخست دیدگاه کانت را در زمینه دیگر برهان های اثبات وجود خداوند، همانند برهان وجود شناختی، برهان کیهان شناختی و برهان غایت شناختی مطرح ساخته و بیان می کند که این برهان ها از نگاه کانت هیچ ارزش و اعتباری ندارند و اثبات وجود خداوند از راه هیچ یک از آنها امکان پذیر نیست. سپس برهان اخلاقی کانت را ـ که تنها تکیه گاه او در اثبات وجود خداوند است ـ بر اساس یکی از تقریرهای شناخته شده از آن تبیین می کند. سرانجام، به واکاوی و ارزیابی این برهان از چشم اندازهای گوناگون پرداخته و نشان می دهد برهان اخلاقی کانت ـ که از احکام عقل عملی است ـ توانایی اثبات وجود خداوند را به عنوان یکی از احکام عقل نظری ندارد.
واکاوی نسبت میان اسلام و فلسفه اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دانشی که موضوع خویش را وجود مطلق قرار داده و با روش عقلی و بهره گیری از برهان در پی درک حقایق اشیا است را «فلسفه اسلامی» نامیده اند. امّا چرا این فلسفه را با پسوند «اسلامی» وصف کرده اند؟ برای پاسخ گویی به این پرسش، نخست به امکان تحقق فلسفه اسلامی و سپس به ویژگی ها و مؤلفه هایی که در مجموع، امکان شکل گیری فلسفه ای با وصف اسلامی را قابل قبول می سازند، پرداخته شده است.
بررسی جنبه اسلامی آنچه که امروز با نام «فلسفه اسلامی» شناخته می شود، بخش دیگر این مقاله را تشکیل می دهد. در آغاز این بخش در نقد دیدگاهی که عنوان «فلسفه اسلامی» را ساخته و پرداخته شرق شناسان می داند، به تبارشناسی این واژه پرداخته و آثار آن در نوشته های فیلسوفان اسلامی پی گرفته شده است و در ادامه، واژة «فلسفه عربی» مورد بررسی و نقد قرار گرفته است. آن گاه مؤلفه هایی که بیانگر اسلامی بودن فلسفه موجود است، برشمرده شده و در پایان به طرح و نقد دیدگاه مخالف تحقق فلسفه اسلامی پرداخته شده است. این مقاله در مجموع با گردآوری دیدگاه های گوناگون درباره نسبت میان اسلام و فلسفه اسلامی، به ارائه معیارهایی که انتساب فلسفه اسلامی به اسلام را قابل قبول می سازد، پرداخته است.
مبناگرایی معتدل از دیدگاه پل موزر و ابن سینا(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اختلاف در عوامل توجیه کننده یک باور، تفسیرهای متفاوتی از مبناگرایی را پدید آورده است. از جمله این تفسیرها، «مبناگرایی معتدل» است که از سوی معرفت شناس برجسته غربی، پل موزر ارائه شده است. از دیدگاه او، معرفت های تجربی انسان دارای دو دسته مبانی هستند: گزاره ای و غیرگزاره ای. مبانی غیرگزاره ای یا غیرمفهومی به یاری تبیین و نوعی انسجام گرایی، می توانند مبنای مبانی گزاره ای قرار گیرند و این مبانی گزاره ای، مبنایی برای دیگر معرفت های بشری باشند. وی این دیدگاه را «درون گرایی غیرافراطی» می نامد.
نویسنده با تبیین این تفسیر، آن را با دیدگاه ابن سینا سنجیده است. به نظر می رسد ابن سینا به دو نوع مبنا معتقد است. براساس یک نوع مبنا، می توان وی را مبناگرای رادیکال دانست، اما براساس مبنای دیگر که مربوط به معرفت های تجربی است، مبناگرای معتدل به شمار می رود که این امر دیدگاه موزر و ابن سینا را به یکدیگر نزدیک می سازد. مسئله مهم دیگر، نوعی برون گرایی در هردو دیدگاه است.







