در این پژوهش هدف، بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و هویت جمعی در میان دانشجویان 18-29 ساله دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی می باشد. این مطالعه از نوع پیمایشی است که بر روی 334 نفر از دانشجویان 18-29 ساله دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی که 253 نفرشان زن و 81 نفرشان مرد بوده اند و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند، صورت گرفته است. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه بوده است. در این پژوهش متغیر مستقل سرمایه اجتماعی و متغیر وابسته میزان هویت جمعی می باشد . برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون و ضریب تعیین آر- اسکوائر برای پیش بینی میزان تغییرات متغیر وابسته با متغیر مستفل استفاده شده است. یافته های حاصل از بررسی نشان داد که :
فرضیه اصلی تحقیق مبنی بر رابطه بین سرمایه اجتماعی و هویت جمعی تایید گردید.
2- فرضیه ای که در آن ها متغیرهای هویت قومی و هویت ملی متغیر وابسته بودند، تایید گردید.
3- فرضیه ای که متغیر هویت فراملی، متغیر وابسته آن بود رد شود.
نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که در کل سرمایه اجتماعی تاثیری مستقیم و معنادار بر هویت جمعی دارد . در مجموع از نتایج پژوهش ، می توان چنین استنباط کرد که دانشجویان مورد مطالعه به نسبت دارای هر سه نوع هویت قومی، ملی و جهانی بوده که این هویت ها چندان تقابل و ضدیتی با هم نداشته و در صدد نفی یکدیگر نبوده بله در یک حالت رفت و برگشتی قرار گرفته اند.
هدف از نگارش مقاله حاضر تبیین نظری و تجربی مدل تحلیلی است که در آن دینداری و ابعاد آن در نقش متغیر بیرونی و سطح سرمایه اجتماعی در نقش متغیر درونی تعریف شدهاند. تعریف هر یک از پارامترهای تدوین شده در مدل پژوهش دارای مبنایی نظری است. چهارچوب نظری پژوهش با استفاده از نظریات اندیشمندان مختلف چون دورکیم، وبر، برگر، مالینوفسکی، آسلینر، فوکویاما، کلمن، پاتنام تدارک دیده شده است. ترکیب وزنی متغیرهای آشکار به منظور تعریف سازه های پنهان با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها ، پرسشنامه دارای اعتبار و قابلیت اعتماد است. جامعه آماری تحقیق جمعیت 15 سال به بالای شهر اصفهان، تعداد نمونه 384 نفر و روش نمونهگیری سهمیهای براساس متغیرهای گروه سنی، جنس و منطقه محل زندگی بوده است. نتیجه مطالعه نشان داد که اکثر افراد نمونه به لحاظ سطح دینداری و سرمایه اجتماعی در سطح متوسط و بالا و تنها درصد کمی از آنها در سطح ضعیف قرار داشتهاند. آزمون فرضیهها نشان داد که دینداری به میزان 14/0 بر سرمایه اجتماعی تاثیر دارد و این تاثیر در سطح کمتر از 05/0 و معنادار بوده است. از بین ابعاد دینداری ، بعد اعتقادی با میزان 09/0 بیشترین تاثیر را بر سرمایه اجتماعی داشته است و بعد از آن به ترتیب بعد مناسکی با 08/0 ، بعد پیامدی با 06/0 و بعد عاطفی با 05/0 بیشترین تاثیر را در سطح معناداری کمتر از 05/0 بر سرمایه اجتماعی داشتهاند.
با ورود به هزاره سوم و شتاب تغییرات در محیط سازمانها، توجه به مسائل درون سازمانی و از جمله فرهنگ سازمانی بسیار مهم است. سازمانها جهت رسیدن به اهداف خود و فعالیت در محیطی رقابتی و پرچالش میبایستی به فرهنگ سازمانی توجه نمایند. هدف از این مقاله ارائه الگوی مدیریت فرهنگ سازمانی در شرکتی تولیدی است که این هدف با رویکردی زمینهای نسبت به شناخت فرهنگ موجود و مطلوب سازمان و ارائه پیشنهادهای تغییر فرهنگ سازمانی جهت رسیدن به فرهنگ مطلوب دنبال میشود. در راستای هدف مزبور سه سؤال طراحی شده تا بر اساس بررسی سؤالهای مورد نظر الگوی مدیریت فرهنگ سازمانی طراحی گردد. روش تحقیق مورد استفاده توصیفی- پیمایشی است و ابزار گردآوری دادهها مشاهده، مصاحبه نیمه ساختارمند و پرسشنامه محقق ساخته بوده است. از مشاهده و مصاحبه نیمه ساختارمند جهت شناخت زیر بناهای فرهنگ سازمانی موجود و تایید متغیرهای اولیه فرهنگ سازمانی موجود و از پرسشنامه جهت آزمون و بررسی متغیرهای اولیه فرهنگ سازمانی موجود و شناخت فرهنگ سازمانی مطلوب استفاده شده است. جهت سنجش فرهنگ سازمانی موجود با استفاده از فرمول آماری کوکران، از جامعه آماری 150 نفری تعداد 116 نفر به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتهاند. نتایج نشان داد که بین فرهنگ سازمانی موجود و مطلوب سازمان شکاف وجود دارد که بر اساس این شکاف و مطالعه ادبیات و تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق، الگوی مدیریت فرهنگ سازمانی طراحی و ارائه گردیده است. نتایج کاربردی این مقاله میتواند مورد استفاده جامعه شناسان سازمانی، مدیران سازمانهای خدماتی و صنعتی، محققان و پژوهشگران حوزه فرهنگ و مدیریت قرار گیرد.
تحولات فنی و جمعیتی قرن نوزدهم و دهه های آغازین قرن بیستم، سبب گردیده که نسل جوان کنونی به سادگی گذشته، حاضر به پذیرش نقشهای اقتدارگرای گروههای اجتماعی و والدین و همچنین ارزشها، الگوها و قواعد رفتاری آنها نشود. حاصل این فرایند بروز نوعی تفاوت ارزشی، هنجاری و... بین نسل هاست که با تعابیری مختلفی از تفاوت و فاصله نسلی تا گسست و شکاف نسلی مورد خطاب قرار گرفته است. نوشتار حاضر نیز در پی واکاوی وضعیت رابطه نسلی در شهر کرمانشاه برآمده است. به عبارتی هدف نوشتار حاضر سنجش وضعیت تفاوت میان نسل ها در ابعاد مختلف است. این نوشتار از نظر کنترل شرایط پژوهش یک بررسی پیمایشی، از نظر وسعت پهنانگر و از نظر زمانی، مقطعی است (نیمه دوم 1388). جامعه آماری پژوهش شهروندان 18-29 و 40 سال به بالای مناطق 3 گانه شهر کرمانشاه بوده، حجم نمونه مقتضی بر اساس فرمول کوکران 360 نفر تعیین شده است، البته این میزان با توجه به بررسی دو نسل در 2 ضرب شده و نمونه نهایی 720 نفر تعیین شد و نمونه گیری به روش خوشه ای چندمرحله ای انجام پذیرفته است. یافته ها نشان از آن دارند که تفاوت دو نسل در مقوله های نوگرایی، مادیگرایی/فرامادیگرایی، نگرش به زنان و خانواده معنی دار بوده و این نسل جوان است که در هر چهار مقوله رتبه بالاتری کسب کرده است. در رابطه با پیوستار نسلی در زمینه دینداری می توان تفاوت های مکشوف میان نسل ها را با عبارت « فاصله نسلی» بیان داشت. اگرچه در پاره ای از ابعاد مانند بعد مناسکی می توان تاحدودی قائل به «شکاف نسلی» بود. در باب تقاوت در نوگرایی، مادیگرایی/فرامادیگرایی، نگرش به زنان و خانواده نیز بهترین مفهومی که توان تبیین وضعیت را دارد همان مفهوم « فاصله نسلی» است.
The concept of place and the necessity of understanding the plan and thus the reality of architecture has always been an important issue for architects. The mental and psychological effects of architectural frames on human beings have been considered from the early shelters to today΄s modern structure. Since the human behavior is performed in defined spaces, it is necessary to design the physical space based on people’s behavioral characteristics. In this papar, different perspectives on the relation between psychology and architecture as an interdisciplinary plan in two areas of perception and planning are studied. First, some general concepts and principles are presented and then an attempt is made to integrate the two. The main purpuse is to study how the designed environment by man affects his mind and soul in terms of function, form and other factors and also how the architecture is affected by controlling the behavior and individual as well as social motivation based on the principles of environmental psychology. Establishing optimum relations between man and his designed environment is the main objective of this study.
Today, most of the big cities or metropolises around the world have been encountering with the problem of informal habitation. The present study, thus, tries to focus on the role of endogenous development in such type of habitation process. For that matter, the paper takes into account architectural programming and urbanism as its theoretical framework because the endogenous development is related to new ways of architecture and urbanism. For a society, exogenous or vertical development and Endogenous or people are two main developmental processes. The current study tries to show as how the endogenous development solves the informal habitation problem. At first, the study analyzes the meaning of habitation, exogenous and endogenous development and then determines how the endogenous development, which is based on sustainable development, help peoples deal with their problems. The methodology applied in this study is analytical, combined with qualitative (from the case study to the theory) and quantitative (from the theory to the case study) researches. Explaining seven factors, the study concludes that the endogenous development has key role in solving the informal habitation problems.
یکی از رویکردهای مورد توجه در پژوهش های مربوط به ادبیات در دهه های اخیر مطالعات بینامتنی است. بینامتنی یادآور این نکته است که متون به نوعی همواره در تعامل با یکدیگرند. یافتن این روابط ما را به خوانشی نو از متون رهنمون می سازد. از جمله این متون کتاب مجمع البحرین ناصیف یازجی نویسنده و شاعر معاصر است. این تحقیق به روش تحلیلی– توصیفی و با استقراء آیات کریمه قرآنی در مجمع البحرین انجام شده است. هدف از پژوهش، شناخت و معرفی چگونگی و اندازه تأثیر قرآن کریم بر لفظ و محتوای مقامات ناصیف است. ناصیف در مقامات خود رویکرد قابل توجّهی به قرآن دارد. این امر وقتی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد که بدانیم او یک مسیحی است. استفاده از مَثَل های رایج و مرسوم، اشاره به حوادث، داستان ها و اسامی شخصیت های قرآنی نیز که از آن به تلمیح یاد می شوند، نوعی از بینامتنی مقامات ناصیف با قرآن است. با تحلیل و بررسی عملیات بینامتنی در مقامات(متن حاضر) و قرآن(متن غایب) در می یابیم که این تعامل هر چند بیشتر به صورت نفی متوازی و نفی جزیی است، اما نفی کلی نیز در آن کم نیست.
یکی از موضوعات مهم نقد ادبی معاصر عربی پدیده تناص یا بینامتنی است که در یک معنای عام به اندیشه انتقال معنی یا لفظ و یا هر دو، از یک متن به متنی دیگر، یا از یک اثر ادبی به اثر ادبی دیگری با اختلاف در مقصد و هدف اطلاق می شود. بینامتنی یکی از پدیده های زبانی شایع در آثار شاعران معاصر عرب است. اشعار عبدالوهاب بیاتی شاعر نوپرداز معاصر نیز به این ویژگی متمایز و برجسته گشته است. او نه تنها اشکال و انواع گوناگون تناص را در اشعار خویش به کار گرفته، بلکه مصادر و منابع تناص نیز در اشعار او متنوع می باشند. این شاعر پرآوازه عرب، میراث دینی خویش را یکی از منابع و مصادر مهم بینامتنی در اشعار خود قرار داد. لذا از میان بینامتنی های موجود در شعر او، بینامتنی قرآنی بخش قابل توجهی را به خود اخصاص داد. بدین منظور بررسی ریشه تاریخی این پدیده نزد ناقدان غربی و عربی، تبیین و تشریح بینامتنی قرآنی در اشعار شاعر پرآوازه عراقی و بیان انواع مختلف الهامات وی از قرآن کریم از اهداف مقاله حاضر می باشد. بررسی اشعار بیاتی گواه این است که او گاه مضمون و مفهوم آیه یا آیاتی از قرآن کریم را منبع الهام خویش قرار می دهد. و در بعضی از اشعار خود مفردات و یا واژ ه های قرآن را به خدمت می گیرد. و گاه به حوادث و شخصیت های قرآنی اشاره می کند تا به اثر ادبی خویش صفت ماندگاری بخشد.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه شرکت درکلاسهای آموزشی تلاوت و تفسیر قرآن کریم با شادکامی پرداخته است. هدفاصلی این پژوهش بررسی این مسئله است. که کدامیک از انواع ارتباط با قرآن )مدت زمان آموزش، نوع دوره آموزشی( پیش بینی کننده بهتری برای شادکامی می باشد. بدین منظور 328 نفر از افراد شرکت کننده در کلاسهای آموزشی قرآن )مرد و زن( شهر رشت ازطریق روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. افراد نمونه پرسشنامه شادکامی آکسفورد 29 گزاره ای (2001 ) و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی را تکمیل نمودند. اطلاعات به دست آمده با استفادهضریب همبستگی پیرسون، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمرحله ای به روش گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد که شرکت در دوره های آموزشی قرآن کریم بر اساس زمان دوره رابطه معنی داری با شادکامی دارد. در عین حال شرکت در دوره های آموزش قرآن بر اساس نوع دوره)تلاوت،تفسیر( رابطه معنی داری با شادکامی ندارد.
زبان قرآن و زبان حدیث از مسائل مهمی محسوب می شوند که عدم توجه به آن ها موجب پدید آمدن کژفهمی در این دو متن مقدس خواهد گردید. در این راستا نکته ای که توجه بدان شایسته به نظر می رسد فهم تمایز و بیان تمایزات این دو زبان است. چرا که عدم توجه به این تمایزات و یکسان انگاشتن زبان این دو متن متفاوت
بی گمان ، اصطلاحات دستوری به تنهایی کمک چندانی در آموختن زبان بیگانه نمی کنند، اما باید توجه داشت که چنانچه دستور زبانی ، به هر دلیل، به زبان فارسی نوشته شود ، باید تفاوت های میان اصطلاحات دستوری این دو زبان نیز در نظر گرفته شوند تا خوانندگان دچار لغزش نشوند . بیشتر نویسندگان دستور آلمانی در ایران ، آلمانی دانهای ایرانی اند که گاهی در برگردان اصطلاحات دستوری دچار خطا شده اند ، امری که می توان در مقوله خطای معنایی بررسی کرد و در زمینه آموزش زبان به کار گرفت . بررسی تأثیر احتمالی اصطلاحات دستوری در سرعت یا کیفیت فراگیری زبان در این مقال نمی گنجد . جستار پیش رو ، بر آن است تا با بازتاب نمونه هایی چند از خطا های رایج در دستور زبان های آلمانی نگاشته شده به زبان فارسی ، به بررسی تباین کلی اصطلاحات دستوری در دو نظام زبانی بپردازد .
با توجه به اینکه نیروهای پلیس به دلیل ماهیت و مشغله کاری از استرس زیاد رنج م ی برند و یکی از نتایج آن کاهش خدمات مطلوب به شهروندان است و این در نهایت به ضرر جامعه می باشد. لذا لازم است که فرماندهان و مسئولان در سطوح مختلف ناجا با اتخاذ تدابیر مناسب به این پدیده توجه ویژه ای نموده و با هنر مدیریت خود، کارکنان را در سطحی از استرس قرار دهند که سازنده و مفید باشد. از این رو بنا به این ضرورت، در پژوهش حاضر به شناسایی عوامل ایجاد کننده استرس در محیط های کاری نیروهای پلیس از ابعاد مختلف پرداخته شده و در قالب یک مدل مفهومی، راهکارها و پیشنهادات کاربردی به منظور کنترل و مدیریت استرس ارائه می گردد. از نظر هدف، پژوهش حاضر کاربردی بوده و روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش از نوع کتابخانه ای و همچنین مصاحبه با کارشناسان با تجربه نیروی انتظامی می باشد. این پژوهش به کارکنان نیروی انتظامی کمک می کند تا در راستای حفظ و نگهداشت نیروی انسانی در ناجا با مدیریت و کنترل استرس در سطح فردی و سازمانی، ضمن کاهش یا حذف منابع استرس زای نامطلوب، محیط های کاری مناسبی برای خود ایجاد نموده و توانایی مقابله و کنترل استرس خود را بهبود بخشند که در نهایت باعث بهبود خدمات پلیس به جامعه می شود. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن است که استرس همواره در محیط های کاری نیروی پلیس بوده است.