جنبش بازاریابی سبز از دهه 1980 به شکلی گسترده مورد توجه سازمان ها و مصرف کنندگان قرار گرفته است. سازمان ها با تولید محصولات دوست دار محیط زیست به دنبال کسب مشروعیت اجتماعی، درحالی که مصرف کنندگان به دنبال تأثیرگذاری در بینش جامعه به مسایل زیست محیطی هستند. در این راستا مقاله حاضر به دنبال آگاهی از سطح حساسیت مصرف کنندگان به مسایل زیست محیطی، میزان مشارکت در برنامه های اجتماعی مرتبط با بازاریابی سبز و سطح توجه و رعایت مسایل زیست محیطی در مصارف خود می باشد. برای آزمون فرضیه ها از تحقیق توصیفی پیمایشی استفاده شد. جامعه مورد بررسی دانشجویان دانشگاه تهران(پردیس قم) و حجم نمونه 90 نفر تعیین گردید. نتایج به دست آمده حکایت از آن دارد که مصرف کنندگان به محیط زیست و مسایل ناشی از آن حساسیت داشته و به برنامه ها و طرح های اجتماعی مرتبط با بازاریابی سبز توجه نموده و در آن ها مشارکت می نمایند. اما در رفتار خرید خود مسایل زیست محیطی را در نظر نمی گیرند.
نسبت عقل و شرع براساس دیدگاه هاى آیة الله میرزا مهدى اصفهانى (1303ـ1365 قمرى) موضوع این گفتار است. میرزاى اصفهانى عقل را نورى مى داند که خداوند به انسانها مى بخشد و حجّت خود بر آنها قرار مى دهد، حجّیّت تمام حجّتهاى دیگر به عقل برمى گردد. البتّه احکام شرعى براساس کسر و جبر مصالح و مفاسد، تشریع مى شود. و این تشریع ـ به حکم عقل ـ فقط کار خداوند حکیم است.
رسول و امّت، هر یک مسئولیّتى دارند. رسول، مسئول تبلیغ آیات و احکام الهى است و امّت اسلامى، مسئول فهم و پذیرش دعوت الهى. در واقع، حقیقت اطاعت، کوشش براى رسیدن به هدف والاى رسول است.
مسئولیّت خاتم پیامبران، بلاغ آشکار و وظیفه مؤمنین، اطاعت در مقابل وظیفه رسول، یعنى بلاغ است. اطاعت مؤمنین از رسول اکرم موجب هدایت، قبولى اعمال، وحدت و دورى از گناه مى شود و سرپچى از دستورات، باعث عذاب دنیوى و اخروى است. بنابراین، اطاعت از رسول یکى از موارد امتحانات الهى براى مؤمنان است.
پاسخ آیة الله میرزا مهدى اصفهانى به این پرسش که «شناخت پیامبر چگونه و از چه راهى محقّق مى شود»، در این گفتار بررسى شده است. محوریّت عبودیّت و تذکّر به نور عقل و اثاره عقول بشر، سبب مى شود که شناخت پیامبر، فطرى باشد. در این میان، نقش معجزه و کارکرد آن نیز بررسى شده است.
چکیده : معناى عصمت در لغت و اصطلاح، عوامل عصمت و ضرورت آن براساس آیات و روایات، موضوع این گفتار است. نویسنده به عصمت پیامبران : پرداخته و دیدگاههاى محدّثان و متکلّمان را بررسى مى کند. در باب عوامل عصمت، از علم و عقل، اطاعت خداوند، توفیق، طینت و روح القدس یاد مى کند.
در این مقاله سعی شده ویژگی های معنایی و دستوری عبارات خاصی از زبان، که معمولاً تحت عناوین مختلفی مانند ""تمثیل"" ، ""امثال و حکم""، ""اصطلاحات""، ضرب المثل ها""، "" تعبیرات"" ، ""کنایات"" و سایرعبارات مشابه به صورت پراکنده و از دیدگاه های مختلف ادبی، مردم شناسی، فرهنگ شناسی، مثل شناسی، فولکلور شناسی و غیره، مورد تحقیق پژوهشگران قرارگرفته است، از منظر زبان شناسی ودر قالب شاخه ای از این علم که در زبان شناسی روسی وتا حدودی غربی عنوان ""فرازیولوژی"" را به خود گرفته است موردارزیابی قرارگیرد. در ادامه ""عبارت شناسی"" به عنوان معادلی برای ""فرازیولوژی"" در زبان فارسی پیشنهاد شده و دلایل ارائه این پیشنهاد به تفکیک ذکر گردیده است. همچنین، آنچه را که در سرفصل های آموزشی رشته زبان روسی دردانشگاه های ایران با عنوان درس ""اصطلاحات و تعبیرات"" ارائه می شود مورد نقد قرار داده و پیشنهاد شده است عنوان درس از "" اصطلاحات وتعبیرات"" به ""عبارت شناسی"" تغییر باید. درنهایت هدف اصلی این مقاله فتح بابی است برای پاسخ صاحبنظران به این سوال اساسی که درزبان فارسی معادل دقیق phraseologie (فرانسوی)، фразеология (روسی) و Phraseologie (آلمانی) چیست؟.
کیفیت التقاطیِ متون، ناشی از تولید آنها در فضاهای بینابینی من جمله دایاسپورا است. در این پژوهش کیفیت التقاطی متونی را که در زمره ادبیات مهاجرت محسوب می شوند با متون تولید شده در وطن (ایران)، بر اساس مدل نمودهای التقاط در سه رویکرد دورگه سازی، مقایسه کردیم تا به این پرسش پاسخ دهیم که: آیا هر متنی که در دایاسپورا تولید شود، ضرورتاً دورگه خواهد بود و اینکه آیا متون تولید شده در وطن ویژگی التقاطی نخواهند داشت؟ نتایج تحقیق نشان داد التقاط ویژگی ای منحصر به متونِ تولید شده در دایاسپورا نیست و در متون تولید شده در وطن هم به میزان قابل توجهی یافت می شود. بر اساس این نتایج لازم است در تعریف دایاسپورا بازاندیشی کنیم: همچنین معلوم شد محیط تولید متن صرفاً یکی از عوامل مؤثر در کیفیت التقاطی متن است و نیت خاص نویسنده از نگارش یا ترجمه متن و یا توصیف جامعه ای التقاطی نیز ممکن است به تولید متن دورگه بینجامد.
اتحادیهی اروپا به عنوان سومین مصرفکنندهی بزرگ گاز جهان، پس از ایالات متحده و جمهوریهای شوروی سابق، وابستگی قابل ملاحظه ای به واردات گازطبیعی دارد و روسیه به عنوان بزرگ ترین صادرکنندهی گاز به اروپا، پس از مناقشات گازی سال های 2006 و 2009، عملا به طرف غیرقابل اعتمادی برای اروپا تبدیل شده است.
در چنین چارچوبی، اروپا در راستای سیاست تامین امنیت انرژی خود، به دنبال آن است تا مبادی تامین انرژی به ویژه گاز خود را متنوع کند، بنابراین ایدهی احداث خطوط لوله ای که از روسیه سرچشمه نگرفته است و نیز از خاک کشورهای نامطمئن (مانند اوکراین) نمیگذرد، مطرح میشود. احداث خط لولهی نابوکو در این بستر معرفی شده است. علیرغم وجوب دومین ذخائر گاز جهان در جغرافیای ایران و ابراز تمایل اولیهی کشورهای اروپائی به حضور ایران در این پروژه، در نهایت قرارداد احداث خط لولهی نابوکو بدون حضور ایران در ترکیه منعقد گردید. این مقاله به دنبال آن است تا با نگاهی صرفاً کارشناسی، بررسی کند آیا کشورهائی که به عنوان تامینکنندهی گاز این خط لوله (بدون ایران) در نظر گرفته شده اند، قادر خواهند بود این حجم گاز را به نابوکو تحویل دهند و به عبارت دیگر آیا این خط لوله خواهد توانست بدون حضور ایران دوام داشته باشد یا خیر و اگر پاسخ، مثبت باشد، تبعات این عدم حضور برای کشور ما چه خواهد بود.
نگاهی گذرا به بودجه ایران نشان می دهد که در اغلب قریب به اتفاق سالها، همواره بخش قابل توجهی از کسری بودجه دولت ایران از طریق چاپ پول تامین مالی شده است. انتشار پول از طریق تورم و رشد حقیقی اقتصاد، منجر به تحقق درآمد برای دولت و با افزایش سطح عمومی قیمت ها، از نظر کاهش قدرت خرید مردم، منجر به «مالیات تورمی» می گردد که بدون آگاهی مردم، ازآنها اخذ می شود.
با رشد حقیقی اقتصاد به منظور به گردش درآمدن تولیدات اضافی، نیاز به مانده حقیقی پول بیشتر می شود. در این شرایط، دولت با اعطای پول اعتباری، کالاها و خدماتی را که دارای ارزش ذاتی هستند به تصاحب خود درمی آورد.
در این مطالعه، با توجه به اهمیت رشد اقتصادی در مباحث کلان، رابطه حق الضرب پول با رشد سرانه اقتصادی، با استفاده از مدل های اقتصادسنجی بررسی، و مدل های تصریح شده با بهره گیری از داده های دوره 86- 1345 و به روش CLS برآورد و نتایج آنها مورد تجزیه و تحلیل واقع شده و حد آستانه ای سهم حق الضرب از تولید ناخالص داخلی نیز مورد سنجش قرار گرفته است.
نتایج این مطالعه نشان می دهد حق الضرب پول در سطوح بالا تر از حدآستانه، دارای اثر منفی و معنی دار بر رشد اقتصادی است ولی در سطوح پایین تر از حد آستانه، تاثیر حق الضرب بر رشد اقتصادی خنثی است.
سیاست های ارزی به عنوان ابزاری قدرتمند در میان سیاست های اقتصادی دولت، می توانند تأثیرات معنی داری بر متغیرهای مختلف اقتصادی از جمله صادرات داشته باشند. در این میان، نرخ ارز متغیری است که چگونگی سیاستگذاری در زمینه آن، متغیرهای کلان اقتصادی و بویژه صادرات غیر نفتی را متأثر می سازد. لذا با توجه به ارتباط تنگاتنگ صادرات با سیاست های ارزی و نقش حساسی که سیاست پیمان ارزی و سیاست تک نرخی ارز در توسعه صادرات غیرنفتی کشور در سه دهه گذشته بپردازیم.
سؤال اساسی که در این خصوص مطرح می شود، این است که آیا این سیاست ها در راستای رشد صادرات غیر نفتی صورت گرفته است؟
در این مطالعه، تلاش می شود تا در پاسخ به این سؤال اساسی، نقش پیمان ارزی و سیاست تک نرخی ارز بر این بخش صادرات کشور به صورت کمی برآورد گردد. به همین منظور، با به کارگیری روش خودرگرسیون برداری با وقفه های گسترده (ARDL) و با استفاده از داده های آماری سه دهه گذشته، مدلی برای عرضه صادرات غیر نفتی کشور تخمین زده شده است.
یافته های این پژوهش نشان می دهد در طول تمامی سالهای مورد بررسی (1387-1356) با اجرای سیاست پیمان سپاری ارزی، سطح صادرات غیر نفتی کاهش یافته، اما سیاست تک نرخی شدن ارز تأثیر مثبتی بر افزایش صادرات غیر نفتی ایران داشته است.
بررسی همگرایی و کسب منافع بیشتر، برای کشورهای کمتر توسعه یافته و در حال توسعه - از جمله کشورهای منطقه منا - از اهمیت ویژه ای برخوردار است. زیرا گسترش همکاری های منطقه ای می تواند نقشی بسیار وسیع تر در تعاملات اقتصادی بین المللی برای اقتصادهای منطقه، که از زمینه رشد بازار منطقه ای خوبی برخوردارند، فراهم آورد و توسعه آنها را رقم بزند.
در این راستا، در مطالعه حاضر سعی شده است تا فرضیه همگرایی بین کشورهای منتخب منطقه منا (15 کشور) و در بازه زمانی 2008-1980 آزمون شود. برای این منظور، از مدل سری زمانی با استفاده از روش های اقتصاد سنجی ریشه واحـد دیکی- فولر تعمیم یافته، ریشه واحد زیوت- اندریوز با شکست ساختـاری درونزا و آزمون های ریشه واحـد داده های تابلویی ایم، پسران، شین و همچنین لوین، لین و چو استفاده شده است.
نتایج تخمین مدل سری زمانی با آزمون های دیکی- فولر تعمیم یافته و زیوت- اندریوز، حاکی از آن است که دو گروه همگرایی، بین کشورهای منتخب منطقه منا وجود دارد: گروه اول، شامل کشورهایی می باشد که از درآمد سرانه پایین به سمت میانگین درآمد سرانه کشورهای منتخب منطقه در حال همگرا شدن می باشند و گروه دوم، شامل کشورهایی است که از درآمد سرانه بالا به سمت میانگین درآمد سرانه همگرا شده اند. سایر کشورها نیز نسبت به میانگین درآمد سرانه واگرا شده اند.
همچنین، بر اساس نتایج آزمون ریشه واحد ایم، پسران، شین و آزمون لوین، لین و چو، فرضیه همگرایی درآمد سرانه کل نمونه کشورهـای منتخب، به سمت میانگین درآمد سرانه منطقـه پذیرفتـه می شود. به عبارتی در مجموع، کشورهای منتخب به سمت کاهش شکاف درآمدی با میانگین درآمد سرانه، در حرکت می باشند.