بررسی مفهوم قدرت و امرسیاسی در نظریه های گفتمان
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره دوم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۳
91 - 114
حوزههای تخصصی:
گفتمان در حقیقت محصول سازه دانش و سامانه زبان است که نظامی خاص از نمادها و معانی را شکل داده و به این ترتیب قدرت را به عنوان عنصر اساسی گفتمان بر بدن به عنوان ابژه قدرت تحمیل می کند. گفتمان نظام معنایى وسیع تری از زبان است و هر گفتمان بر قسمت هایى از حوزه جامعه چیره شده و از طریق سیطره بر ذهن ها، به گفتارها و کردارهاى فردى و جمعی سوژه ها شکل مى دهد. هرچه کار ویژه های گفتمانی پیچیده تر، عمق و شدت قدرت اعمال شده می تواند بیشتر و پیچیده تر باشد. و در نتیجه فرد را در شبکه ای از مناسبات دانش و حقیقت قرار دهد. کارویژه اصلی نظریه گفتمان حقیقت زدایی از قدرت و سوژه زدایی از سیاست بود، اما رهیافت گفتمانی به مراتب بیش از این بر حوزه مطالعات سیاسی تاثیرگذار بود. مفهوم قدرت تا پیش از آن، مفهومی سیاسی بود و ریشه یابی آن اساساً محدود به مناسبات حوزه سیاست بود، اما در نگرش گفتمانی این مفهوم دایره وسیع تری پیدا می کند و به شکل نا محدودی می توان ریشه های قدرت را در تمامی مناسبات انسانی، در حوزه زبان، فرهنگ و حتی سازه های دانایی بازیابی کرد. به عبارت دیگر اگر قدرت را مفهومی سیاسی تلقی کنیم، باید تعریف جدیدی از حوزه سیاست ارائه کرد. تعریفی که در آن امر سیاسی جایگزین مفهوم کلاسیک سیاست شده است.







