مساله پژوهش حاضر تبیین نسبت اقتصاد با اخلاق در نظام فکری فارابی است. او مدینه ها را به دو دسته عمده فاضله و جاهله تقسیم می کند و سپس به بحث از انواع فضایل می پردازد. ابونصر فارابی تصریح می کند انسان باید بکوشد خود را به زینت فضائل آراسته سازد و از رذایل و صفات ناپسند دوری جوید. فضائل به چهار دسته اصلی تقسیم می شوند که فضائل اخلاقی و فضائل عملی به معنای ایجاد فضائل جزئی در امت ها و اصناف، بخشی از آن ها به شمار می آیند. فارابی علاوه بر تاکید بر اکتساب فضائل اخلاقی و عملی، به مباحث اقتصادی و معیشتی عطف توجه می کند و در رساله سیاست تصریح دارد که انسان مکلف است در به دست آوردن مال و ثروت مبالغه کند و در کسب جاه و موقعیت های اجتماعی مجاهده ورزد. به این ترتیب فارابی تلاش در کسب مال و موقعیت های اجتماعی را در تعارض با اخلاق نمی داند، بلکه از وظایف اخلاقی افراد مدینه فاضله به شمار می آورد.
زمینه: اخلاق تربیتی معلمان یکی از عوامل کلیدی در شکل دهی به شخصیت و رفتار دانش آموزان است. نظریات اخلاق تربیتی بارو، با تأکید بر اصولی همچون توجه به تفاوت های فردی، خودآگاهی اخلاقی و تقویت حس مسئولیت پذیری، به عنوان یک چارچوب نظری ارزشمند برای بهبود عملکرد تربیتی معلمان شناخته می شود. با این حال، تاکنون پژوهش جامعی که به طراحی الگویی بومی و کاربردی بر اساس این دیدگاه در نظام آموزشی ایران بپردازد، انجام نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی اخلاق تربیتی معلمان مبتنی بر دیدگاه فیلسوف تعلیم وتربیت روبین بارو بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه آماری شامل تمامی معلمان مشغول به کار شهر گرمسار در سال تحصیلی 1402-1401 بود و از میان آن ها به شیوه هدفمند و باتوجه به ملاک های ورود 20 نفر انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Maxqda2022 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که اصول پنج گانه بارو (سعادت، حقیقت، انصاف، آزادی، احترام) از منظر مشارکت کنندگان همسو با اهداف غایی در در نظام آموزشی ایران هستند و الگوی شناسایی شده مبتنی بر دیدگاه بارو در جامعه ایرانی می تواند مورد استفاده قرار گیرد. نتیجه گیری: می توان گفت که مدل اخلاق تربیتی مبتنی بر دیدگاه روبین بارو می تواند به عنوان یک چارچوب معتبر برای تعلیم و تربیت در مدارس ایران مورد استفاده قرار گیرد. بومی سازی این مدل و توجه به ویژگی های فرهنگی و اجتماعی خاص ایران می تواند به کارایی و اثربخشی بیشتر آن در محیط های آموزشی کمک کند. این الگو به معلمان کمک می کند تا به عنوان الگوهای اخلاقی برای دانش آموزان عمل کنند.
اخلاق کارگزاری و حکمرانی مهم ترین بخش از فلسفه سیاسی منسیوس است که مبتنی بر مبانی معرفت شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی اوست. مقاله با بهره گیری از الگوی اسپریگنز و نظریه بحران وی بر راه حل های منسیوس در پاسخ به چیستی و چرایی بحران تمرکز دارد. منسیوس قدرت طلبی و جنگ طلبی حاکمان از یک سو و تعالیم نادرست برخی آموزگاران و فلسفه دانان را منشا و علت بحران می داند. منسیوس به پیوستگی فرد، خانواده و حکومت معتقد است و رابطه ای منطقی میان درستکاری کارگزار/دولت و درستکاری ملت و اقتدار حاکمیت می شناسد. وی پذیرش و مقبولیت مردم را شرط اساسی حاکم شمرده و بر آن است که حکم آسمان در اراده مردم متجلی است. از نظر او فراگیری نیک خواهی همان بسط عدالت است؛ نیک خواهی متضمن تهذیب نفس و عشق به دیگران است؛ جنگ به قصد کشور گشایی امری نامعقول است؛ میان حکومت کنندگان و حکومت شوندگان تمایز طبقاتی نباید وجود داشته باشد و رفاه مردم وظیفه قطعی حکومت است. منسیوس حق طغیان و انقلاب را برای مردم در نظر می گیرد و روند خطی میان کسب فضیلت و کسب ثروت قایل است. او برای اداره کشور توسط حاکم به جز حکمت و فلسفه که برای حاکم قایل است چندین قانون و وظیفه را برای کارگزار/دولت لحاظ می کند. از دیدگاه وی ثبات سیاسی مهم ترین خصیصه دولت کارآمد است و دانش و آگاهی، استخدام کارگزاران شایسته، وجود اهداف دراز مدت برای فعالیت های سیاسی، اولویت بندی در حل مشکلات و اقدام سیاسی معطوف به سود همگانی حکومت خوب را بر می سازد.
جنسیت زدگی اخلاق عمدتاً در دو قرن اخیر و بیش از همه از سوی فمینیست ها مورد توجه قرار گرفته که معتقدند اخلاق غربی از زمان یونان باستان تا دوره مدرن، دارای رویکردی مردانه یا مردسالارانه است. درعین حال پس از نقدهای فراوان فمینیستی به این رویکرد، نه تنها دیدگاه جنسیتی به اخلاق به کلی طرد نشد؛ بلکه رویکردهای بدیلی مطرح شد که سویه های جدید جنسیتی دارند و می توان آنها را ذیل پنج رویکردِ «اخلاق فمینیستی (لیبرال)»، «اخلاق زنانه»، «اخلاق مراقبت»، «اخلاق هم جنس گرایانه» و «اخلاق دگرباشی» تقسیم بندی کرد؛ با ذکر این نکته که دو رویکرد اخیر افزون بر سویه های جنسیتی بر گرایش جنسی نیز تأکید و تمرکز دارند. در مقاله پیش رو پس از معرفی و مرور این پنج رویکرد جنسیتی و مقایسه شباهت ها و تفاوت هایشان، ملاحظاتی نقادانه درباره اصل رویکرد جنسیتی به اخلاق و چالش های پیش روی آن مطرح خواهد شد.
حاکمیت اخلاق حرفه ای می تواند به میزان قابل توجهی، به سازمان در جهت کاهش تنش های سازمانی و توفیق در تحقق اهداف یاری رساند. اعضای هیئت علمی به عنوان الگو و نمونه برای دانشجویان در کنار نقش علمی خود، نقش اخلاقی حساسی نیز ایفا می نمایند. هدف این تحقیق، شناسایی مؤلفه های حرفه ای در آموزش، در دانشگاه شهید بهشتی تهران بود. این پژوهش از نوع تحقیقات، نظری و رویکرد آن با توجه به اهداف پژوهش، کیفی از نوع تحلیل مضمون بود. جهت جمع آوری داده ها از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده گردید. جهت بهره گیری از نظرات متخصصان و خبرگان، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 20 نفر از متخصصانی که اطلاعات لازم جهت پژوهش را در اختیار داشتند، انتخاب، و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته، اطلاعات مورد نیاز پژوهش جمع آوری گردید. مصاحبه تا رسیدن اطلاعات به حد اشباع نظری ادامه پیدا کرد. سؤالات این مصاحبه بر اساس مرور ادبیات تحقیق تهیه شد و به منظور مناسب بودن و کفایت توسط چند نفر از استادان و صاحب نظران مورد بررسی قرار گرفت. جهت اطمینان از روایی پژوهش: از بررسی توسط اعضا (مصاحبه شوندگان)، روش چند سویه نگری منابع داده ها و بررسی توسط همکار همچنین برای محاسبه پایایی از روش پایایی توافق درون موضوعی (توافق بین دو کدگذار) استفاده گردید. بر اساس نتایج، سه مضمون اخلاق فردی، روابط انسانی و توانمندی های حرفه ای به عنوان مؤلفه های اخلاق حرفه ای شناسایی شد.