فراترکیب باورهای اسلامی اخلاق سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
49 - 82
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: مقدمه و هدف: امروزه اخلاق سازمانی، به ویژه با رویکرد اسلامی، از دغدغه های مهم مدیران و کارگزاران جامعه است. اخلاق سازمانی نقش کلیدی در تعاملات، انجام وظایف و مسئولیت اجتماعی سازمان و افراد سازمانی ایفا می کند. نهادینه سازی اخلاق اسلامی در سازمان، که مرتبه ای مطلوب در اسلامی سازی است، فراتر از رعایت صرف الزامات فقهی-حقوقی بوده و مستلزم تحول در باورها و نگرش های افراد است (نقی پورفر، ۱۳۹۰). پژوهش ها نشان می دهد التزام عملی به اخلاق اسلامی، پیامدهای مثبت فردی، شغلی، سازمانی و اجتماعی به دنبال داشته و بر بهره وری مؤثر است (امیدوار و همکاران، ۱۴۰۲). پایدارترین روش برای ترویج اخلاق، ایجاد تغییر در دانش و نگرش هاست (رضائیان، ۱۳۸۰). از دیدگاه آموزه های اسلامی، ارزش واقعی یک رفتار اخلاقی هنگامی است که از پشتوانه اعتقادی (حسن فاعلی) و نیز صحت نفس عمل (حسن فعلی) برخوردار باشد (مصباح یزدی، ۱۳۷۹). بنابراین، اخلاق سازمانی به طور عمیقی با مبانی ارزشی و اعتقادی مرتبط است و افراد زمانی برای عمل برانگیخته می شوند که نسبت به آن بینش و باور داشته باشند. آموزه های اسلامی با ارائه یک نظام اخلاقی جامع، تکیه بر فطرت انسانی و مسئولیت پذیری در برابر خداوند، پایه نظری مستحکمی برای اخلاق در سازمان ها می توانند فراهم کنند. اگرچه پژوهش های متعددی در زمینه اخلاق سازمانی با رویکرد اسلامی انجام شده، اما شناسایی باورهای محوری این حوزه به طور مستقل کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاین رو، این پژوهش با تمرکز بر سطح فردی (مدیران و کارکنان)، به دنبال شناسایی، ترکیب و تبیین باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی با مراجعه به منابع اخلاق سازمانی و اخلاق حرفه ای اسلامی است. روش: فرامطالعه روشی برای بررسی عمیق پژوهش های پیشین در یک حوزه است که در چهار قالب فراتحلیل، فراروش، فرا نظریه و فرا ترکیب انجام می شود. این پژوهش، با هدف کاربردی و به روش کیفی، از نوع فرا ترکیب است و از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شده است که شامل تعیین پرسش، جستجو و انتخاب منابع، بررسی متون، استخراج اطلاعات، تحلیل و ترکیب یافته ها، کنترل کیفیت و ارائه نتایج است. داده ها از مطالعات اولیه در زمینه های مختلف اخلاق سازمانی با رویکرد اسلامی و از طریق پایگاه هایی چون نور، SID و اسکاپوس گردآوری شد. از بین ۸۸ مقاله، پس از پالایش، ۳۲ مقاله مناسب انتخاب شد. با تحلیل محتوای منابع و بهره گیری از روش تحلیل مضمون، ابتدا ۱۷۹ کد استخراج شد که پس از حذف موارد تکراری، به ۱۲۲ مضمون پایه کاهش یافت. این مضامین در نهایت در ۲۰ مضمون سازمان دهنده و ۴ مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. در مرحله کنترل کیفیت، دو پرسش اصلی مطرح شد: تأیید این باورها توسط آموزه های اسلامی و ارتباط آنها با اخلاق سازمانی. برای اطمینان، باورهای استخراج شده افزون بر استناد به برداشت پژوهشگران اسلامی، مستقیماً با مراجعه به قرآن و روایات مورد بررسی و تأیید قرار گرفتند. همچنین، این باورها به پنج متخصص وخبره حوزه و دانشگاه عرضه شد و ارتباط تمامی آنها با اخلاق سازمانی مورد تأیید نهایی قرار گرفت. اگرچه سنجش میزان تأثیر هر باور نیازمند پژوهش کمّی مستقل است، اما این مطالعه چهارچوب جامعی از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی در سطح فردی ارائه می دهد. یافته ها: در این پژوهش، چهار دسته محوری از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی را شناسایی شده است: باورهای توحیدمحور: شامل دو مضمون سازمان دهنده «حکمرانی الهی بر تصمیم و عمل» و «حکومت دانای روزی رسان» است. این باورها با تأکید بر حضور و نظارت مطلق خداوند، و رزاقیت او، زیربنای اخلاص و مسئولیت پذیری را شکل می دهند. باورهای معادنگر: در دو محور «قیامت آینه تمام نمای اعمال» و «محاسبه دقیق اعمال» دسته بندی می شوند. این باورها با ایجاد انگیزه پاسخگویی در برابر حسابرسی عادلانه، قوی ترین مکانیسم خودکنترلی را ایجاد می کنند و فرد سازمانی را نسبت به کوچک ترین اعمالش آگاه و مسئول می کنند. باورهای تکلیف گرایانه: مناصب را امانت و پلکان اخروی می دانند و کار را دارای ارزش و قداست فوق العاده می شمرند. این نگرش، رفتارهای اخلاقی مانند شایسته سالاری، درستکاری، کسب حلال و پرهیز از کم کاری و کسب حرام را تقویت می کند و سنگ بنای مسئولیت پذیری سازمانی است. در این دیدگاه، مدیریت یک تکلیف و خدمتگزاری است و قدرت، ابزاری برای آزمون الهی محسوب می شود. باورهای کرامت محور: با تأکید بر کرامت ذاتی افراد، سازمان را بر پایه مضامینی چون مسئولیت فراگیر انسان، مدیر به عنوان نماد اخلاق، عبادت بودن خدمت به دیگران، حرمت حقوق دیگران و همکاری کریمانه بنا می نهند. این چهارچوب فکری یکپارچه، رابطه اعضای سازمان را بر اخوت و برادری دینی استوار و سازمان را به جامعه ای مبتنی بر کرامت، خدمت و همکاری تبدیل می کند. این باورهای اسلامی، نگرش فرد سازمانی را تغییر داده، معیار درونی ایجاد می کند و انگیزه های فرامادی را تقویت می نماید که در نهایت به رفتارهای اخلاقی منجر می شود. نتیجه گیری: باورهای توحیدمحوری، هسته مرکزی و اساس دیگر باورهاست که چرایی مسئولیت پذیری را تبیین می کند. باورهای معادنگر، موتور محرک و ضمانت اجرای درونی را ایجاد می کند. باورهای تکلیف گرایانه با قداست بخشیدن به کار، چگونگی عمل را مشخص و باورهای کرامت محور، قواعد روابط بین ذی نفعان را تنظیم می نماید. این چهارچوب در یک نظام یکپارچه با هم ارتباط داشته و اخلاق سازمانی اسلامی، تجلی همین نظام اعتقادی است. در تقابل با پارادایم غربی که اخلاق را بر پایه فایده گرایی یا الزامات قانونی بنا می کند، منبع نهایی الزام اخلاقی در این دیدگاه، رضایت الهی و پاسخگویی در پیشگاه خداوند است. قوی ترین مکانیسم نظارتی، نظارت درونی ناشی از باور به علم مطلق خدا و محاسبه اخروی است. همچنین، انگیزه اصلی رفتار اخلاقی در این نگاه، کسب رضایت الهی و انجام تکلیف است، نه انگیزه های مادی و خارجی رایج در ادبیات غربی. نوآوری اصلی این پژوهش، ارائه چهارچوبی نظام مند و جامع از باورهای اسلامی مؤثر بر اخلاق سازمانی در سطح فردی است که از طریق روش فراترکیب تدوین شده است. این چهارچوب نشان می دهد اخلاق سازمانی اسلامی صرفاً یک مجموعه آداب نیست، بلکه خروجی یک جهان بینی یکپارچه است. این دستاورد، قابلیت تبدیل شدن به یک چهارچوب نظری برای توسعه شاخص های بومی اخلاق سازمانی و طراحی برنامه های آموزشی با اثربخشی بالاتر را دارد؛ زیرا به جای تمرکز بر رفتار، به درمان ریشه های اعتقادی و درونی می پردازد. تقدیر و تشکر: برخود لازم می دانم از خبرگان، ناظران و سردبیر و مسئولین محترم مجله، تشکر و قدردانی نمایم. تعارض منافع: در تدوین این مقاله موارد مربوط به اخلاق نشر، رعایت شده و منافع تجاری در این راستا وجود ندارد و نویسنده در قبال ارائه اثر خود وجهی دریافت نموده است. همچنین، بدین وسیله اصالت محتوای مقاله و عدم انتشار آن در جای دیگر اعلام می شود..







