تلویح گفتار یکی از اساسی ترین موضوعات زبانشناسی کاربردی است که نخستین بار توسط «گرایس» مطرح شد. وی برای گفتگوها ی عامه ی مردم، مبانی منطقی با عنوان اصول همکاری وضع کرد که نادیده گرفتن این اصول موجب پیدایش گفتار تلویحی می شود. این نظریه کارکرد بسیار ویژه ای در نمایشنامه دارد؛ چرا که نمایشنامه افزون بر دارا بودن عنصر «گفتگو» دارای مجموعه ای از گفتارهای دو پهلو است که دربردارنده معانی ضمنی است. در این جستار نگارندگان سعی دارند براساس مطالعات کیفی و با روش کاربرد شناسی زبان به تحلیل نمایشنامه «گنجشک گوژپشت» بر اساس نظریه گفتار تلویحی گرایس وی بپردازند تا از معنای ظاهری و روساخت نمایشنامه به زیرساخت آن انتقال یابند و بتوانند پیام اصلی این اثر را به مخاطب منتقل نمایند. دستاورد این پژوهش بیانگر آن است که اصول همیاری «گرایس» به وسیله شگردهای زبانی- بلاغی همچون اطناب، تکرار، استعاره ی تمثیلیه، آیرونی و استفهام قابل نقض است. تلویح گفتارهای عرفی و عمومی موجب می شوند که مدلول های تلویحی جدیدی به متن افزوده شود که به تقویت ژرف ساخت و پویایی آن می انجامد
مطالعه عبارات معترضه زبان فارسی و به ویژه عبارات معترضه «و»، از موضوعات جدید محسوب می شود، لذا پژوهش حاضر بر آن است تا مطالعه ای نظام مند بر روی عبارات معترضه «و» بر اساس چهارچوب توصیفی‑تحلیلی کاوالوا (2007) ارائه دهد. این پژوهش با بحث در خصوص محل قرارگیری و ویژگی معمول این عبارات نظیر سیاّل بودن آغاز گشته و سپس دیگر ویژگی های آنها از قبیل قابلیت حذف، پیروی از حذف به قرینه و عدم قرارگیری در دامنه وابسته سازان را مورد بررسی قرار داده است. بررسی داده ها مشخص نمود که جایگاه عبارات معترضه «و» در زبان فارسی اساساً سیّال و نسبتاً مستقل از دیدگاه نحوی بوده که می توانند به راحتّی حذف گردند. در ادامه نیز به تفاوت های موجود میان عبارات معترضه «و» و عبارات حاوی نقش نمای گفتمان «و» پرداخته شد و مشخص گردید علی رغم وجود برخی ویژگی های مشترک میان آنها تنها می توان قائل به رابطه ای یک طرفه میان آنها شد؛ به این معنا که عبارت معترضه «و» را می توان نوعی عبارت حاوی نقش نمای گفتمان در نظر گرفت، اما در مقابل نمی توان تمامی عبارات حاوی نقش نمای گفتمان «و» را به عنوان عبارات معترضه «و» تلّقی نمود. این پژوهش همچنین نشان داد که با اعمال تغییرات و اصلاحاتی جزئی می توان چهارچوب مورد استفاده (کاوالوا، 2007) را الگویی مناسب برای بررسی داده های زبان فارسی به حساب آورد. لازم به یادآوری است که داده های مورد نیاز این پژوهش از دو پیکره ی گفتاری و نوشتاری گردآوری شده است. پیکره ی گفتاری آن توسط نگارندگان از برنامه های تلویزیونی تهیه گردیده و داده های نوشتاری نیز از پیکره ی «تاک بنک» موجود بر روی «پلتفورم اسکچ اینجین» استخراج شده است.
در شهرهای امروز، اقدامات فراوانی در زمینه دستیابی به آرامش و شادی برای شهروندان با روش های عجیب و پرهزینه انجام می شود اما توجه چندانی به مکان های ساده که می توانند با کمترین هزینه، نیازهای مغفول مانده شهروندان جامعه را تأمین کنند، نشده است. توجه به این فضاها، تأمل بر محفلی است که ارتباط مهمی با آزادی، رضایتمندی و آرامش انسان دارد. پژوهش حاضر در تلاش است به معرفی یکی از پرطرفدارترین و تأثیرگذارترین این نوع فضاها بپردازد. در این راستا مرور مبانی پایه و فلسفی امری است ضروری برای شناخت ماهیت این فضاها. در ادامه در مقاله حاضر با توجه به سنت کیفی تحقیق، از رویکرد تفسیری و روش نمونه موردی استفاده شده است. ابزار این روش، مرور اسناد، تصاویر، یادداشت ها و مشاهده است. نمونه مدنظر این پژوهش ذیل روش یاد شده،"کافه" است. در این فرایند مطالعات اسنادی پیرامون سه مفهوم پایه برای تعریف انواع کافه ها ارائه شده و مدل مفهومی دگرفضاها استخراج و کاربست این مدل بر نمونه مدنظر (کافه ) انجام شده است. برای این بررسی و شناسایی انواع این فضاها، 20 کافه در شهر کرج مورد مطالعه قرار گرفته اند. در نتیجه این تحقیق، پنج دسته (مقوله اصلی) برای گونه بندی کافه ها ارائه شده است که طبق آن تعدادی از کافه های مورد پژوهش به ویژه گروهی که گرایشات فرهنگی_هنری بیشتری دارند، با ویژگی های بیان شده در مفاهیم پایه مدل دگرفضا شامل فضای سوم، مکان سوم و هتروتوپیا، قرابت نزدیک داشته است. بنابراین آموختن از این فضاها به برنامه ریزان و طراحان شهری نشان می دهد، کافه ها ظرفیت آن را دارند که ویژگی هایشان به عنوان مصادیق دگرفضا، در ابعاد گوناگون علوم شهری در تئوری و عمل مورد توجه و استفاده بهینه قرار گیرند.
Background: One of the most fundamental principles that should be considered in the care of the elderly is dignity. This study aims to analyze the concept of dignity in elderly by the Rogerschr('39') evolutionary approach. The most relevant concepts to dignity were included respect, independence and privacy of the elderly. There are four types of dignity. One of them is inherent dignity that everyone has it. Merit, moral and personal identity are the other types of dignity. Maintenance of privacy, personal information, proper communication and sensitivity to the needs of the elderly are the precedent of dignity. Identity preservation, personal participation, feeling of security, achieving the satisfaction by old adults, improving the quality of life, happiness, elderly prosperity, and so on are the antecedents of dignity. Conclusion: Dignity is a complex, abstractive, multidimensional, and evolutionary concept that should be considered as part of careerschr('39') thinking in order to provide appropriate nursing care. In this study, some of its most relevant dimensions were clarified in the nursing context, reflecting changes in some of the relevant features and concepts in recent decades. It is necessary that nurses consider them in their daily action.
Background: Nowadays, one of the aspects of power and distinction of organizations is the enjoyment of desirable organizational culture. The organizational culture of each complex is the full representation of the organization, which shows the inner and outer face of the commitment of the employees to principles of ethics. Professional ethic is related to values and norms and is one of the most important issues that have been considered in different areas of the modern world. Therefore, the purpose of this research is to predict professional ethics with respect to organizational culture. Method: The research method is descriptive-correlation. The statistical population consists of 230 people who are the employees of Islamic Azad University, Mashhad Branch and the sample size was determined 103 people using Cochran formula with 95% confidence level and a Stratified Random Sampling method. Standard questionnaires were used to collect data. The obtained data were analyzed using Smart PLS and SPSS structural equation modeling. Results: Findings of the research indicate that the components of perceived organizational culture have a significant effect on the dimensions of professional ethic including accountability, honesty, justice, fairness, loyalty, respect for others, competition, sympathy, respect for values. Also, based on the multiple regression analysis, components of organizational culture predict all dimensions of employee ethic and finally, it can be concluded that the professional ethic of the employees are at a favorable level. Conclusion: The results of the present research illustrate that the components of organizational culture predict the dimensions of professional ethics of the employees.
حمایت بین المللی از حقوق بشر صرف نظر از سطح جهانی، در سطح منطقه ای نیز مورد توجه قرار گرفته است. در این مورد سازمانهای منطقهای بین الدول، اسناد منطقه ای حقوق بشر را تصویب کرده اند که برجسته ترین آنها کنوانسیون های اروپایی، امریکایی و افریقایی حقوق بشر است. این کنوانسیون ها به منظور مراقبت در اجرای صحیح مقررات حقوق بشر، جلوگیری از هرگونه تجاوز و تعدی به حقوق انسانی شهروندانِ کشورهای عضو و در نهایت بهبود جایگاه حقوق بشر، سازوکارهای اجرایی را در گستره منطقه ای ایجاد و صلاحیتها و تکالیفی را به آنها محول کرده اند. هرچند این سازوکارها کارنامه قابل قبولی داشته اند ولی با چالش هایی نیز مواجه هستند. در جستار حاضر تلاش شده است تا مهمترین و جدیترین چالشهای فراروی سازوکارهای منطقه ای حقوق بشر و راهکارهای خروج از وضعیت موجود شناسایی و بررسی شوند.
ترتیبات منطقه ای که طیف وسیعی از نهادهای بین المللی را دربر می گیرند، باوجود برخی انتقادها، هم در نظام جامعه ملل و هم در نظام سازمان ملل متحد پیش بینی شدند تا از ظرفیت آنها در جهت حفظ صلح و امنیت بین الملل استفاده شود. بر این اساس، فصل هشتم منشور سازمان ملل متحد ضمن تأکید بر مشارکت ترتیبات منطقه ای در راستای حفظ صلح و امنیت منطقه ای، شروط و محدودیت هایی برای مشارکت این ترتیبات قائل شده است. این مقاله ضمن پرداختن به نقش ترتیبات منطقه ای در صلح و امنیت بین المللی، به مهم ترین شروط و محدودیت های این ترتیبات ذیل فصل هشتم منشور می پردازد. این شرایط عبارتند از: 1. رعایت اصول و اهداف منشور: این شرط هماهنگی سازمان ملل متحد و ترتیبات منطقه ای در حفظ صلح و امنیت است 2. برخورداری از سازوکار حل وفصل اختلافات: این شرط حاکی از تناظر فصل ششم و هفتم با فصل هشتم منشور ملل متحد است 3. اخذ مجوز از شورای امنیت در اتخاذ اقدامات قهری: این شرط با توجه به مسئولیت اولیه شورای امنیت در حفظ صلح و امنیت بین المللی است 4. اطلاع رسانی به شورای امنیت: این شرط مکمل شرط قبلی است.
دولت ها همواره قواعد و اسناد بین المللی را مورد توجه داده و در حد امکان در قوانین و سیاست گذاری های داخلی خود اعمال می کنند. در این راستا، مقاله حاضر درصدد است تا حقوق زنان شاغل از منظر قانون تأمین اجتماعی ایران را در مقایسه با اسناد سازمان بین المللی کار مورد بررسی و مداقه علمی قرار دهد. پرسش کلیدی مقاله این است که تا چه میزان قوانین ایران به ویژه قانون تأمین اجتماعی درخصوص زنان شاغل با اسناد سازمان بین المللی کار مطابقت دارد؟ در پاسخ به این پرسش، یافته های پژوهش نشان می دهد که بر طبق اصل بیستم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، زنان از کلیه حقوق انسانی و به طور خاص حق بر تأمین اجتماعی به صورت برابر با مردان با رعایت موازین اسلامی برخوردار هستند. در حقوق عمومی نیز مانند قانون تأمین اجتماعی، جنسیت نقشی نداشته و فرد به عنوان یک انسان موضوع قرار گرفته است. بااین وجود، قانون تأمین اجتماعی متأثر از قانون اساسی و قوانین مدنی، در برخی خدمات همسو با اسناد بین المللی کار و در برخی موارد متفاوت از اسناد یادشده می باشد.
تصحیح بی چندوچونِ شاهنامه و رساندنِ این متن، در همه جوانب، به آنچه دقیقاً سروده فردوسی است، با امکاناتِ کنونی کاری دشوار و حتی غیرممکن می نماید. با وجود این، مصحِّحان شاهنامه در دهه های اخیر کوشیده اند با تکیه انتقادی بر دستنویس های این کتاب و استفاده از روش / روش های علمی، این متن را به اصلِ سروده شاعر نزدیک کنند.باوجوداین، پژوهش در متنِ شاهنامه، به هیچ روی، به پایان نرسیده و دقّت در همه جوانبِ این کتاب زمینه پژوهشی پرکاری برای پژوهشگران این حوزه از مطالعات ایرانی به وجود آورده است. اکنون که متنی انتقادی از شاهنامه فراهم آمده که می توان آن را متنِ «فعلاً» نهایی این کتاب دانست، دقّت و درنگ در نویسش ها و نسخه بدل های آن می تواند نویسش هایی را که نیازمندِ بازنگری اند، به ریختی نهایی و پذیرفتنی برساند. بر همین اساس، در این جستار، نویسشِ «ندید و» در بیتِ «به گلشهر گفت آنک خرّم بهشت/ ندید و نداند که دهقان چه کشت» از داستان سیاوش و نویسش «برسان شیر» در بیتِ «شه غرچگان بود برسان شیر / کجا پشت فیل آوریدی به زیر» از داستان جنگ بزرگ کیخسرو بررسی شده اند. سپس، علاوه بر نقدِ نظریاتِ پیشین درباره این نویسش ها، با دقّت در رسم الخطِ شاهنامه، شیوه داستان سرایی فردوسی، منطق داستان و با کمکِ دستنویس های شاهنامه صورت های «ندیدو» و «بسطام شیر» به جای دو نویسشِ مذکور پیشنهاد شده است.
این نوشتار کوششی برای دریافت مفهوم دیگری از واژه «طبلِ باز» بوده که در فرهنگ ها وارد نشده است. هرچند که در لغت نامه ها به معنا و کاربرد «طبلِ باز» به عنوان ابزاری برای شکار پرندگان، پرداخته اند، امّا جای گیری این واژه در بیت زیر از شاهنامه فردوسی و ابهاماتی که برای شارحان شاهنامه به وجود آورده بود، بهانه ای شد که نگارنده جستاری تازه را درباره این واژه پی گیرد و ضمن بررسی معنای مضبوط در واژه نامه ها، با ارائه شواهد گوناگون از آثار نظم و نثر متون فارسی و عربی، بیان کند که «طبلِ باز» تنها در شکارگاه استفاده نمی شده است و می توان کاربرد دیگری از این ابزار را در صحنه های نبرد متون حماسی، تاریخی و داستان ها مشاهده کرد. فردوسی می گوید: چو خورشید بر چرخ بگشاد راز/سپهدار جنگی بزد طبلِ باز
سبک شناسی یکی از شاخه های نقدِ ادبی است که از دانش زبان شناسی و بلاغت در تحلیل متن بهره می جوید و در بررسی نقدی و ادبی، بر سه عنصر اصلی متن، نویسنده و مخاطب تکیه می کند. این پژوهش که بر مبنای سبک شناسی ساختارگرا مبتنی است، می کوشد تا به کشف زوایای زبانیِ پنهان اشعار اجتماعی شیخ احمد وائلی بپردازد و از این منظر، اشعار وی در سطوح آوایی، لغوی و نحوی با شیوه ی توصیفی-تحلیلی مورد کنکاش قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که شاعر با استفاده از اوزان خفیف و سبک و نیز کاربرد زحاف های فراوان، موسیقی اشعار خود را رونق بخشیده است و به ندرت از اوزان عروضی خارج می شود، ضمن آنکه تکرار واژه و عبارت و به خصوص حرف ندا کلام او را آهنگین نموده است. در سطح لغوی، شاعر سعی دارد با فراخوانی میراث گذشته، مجد و عظمت گذشته را به مسلمانان یادآوری نماید، ضمن آنکه الهام گرفتن از طبیعت، باعث شده است اشعار او پویا و روان باشد. در سطح نحوی نیز شاعر سعی کرده است از کارکردهای مختلف جملاتِ اسمیّه و فعلیه بهترین بهره را ببرد، و در بسیاری از قصاید، حرف ندا را حذف می کند.
نقد جامعه شناختی با مطالعه ادبیات در بافت تاریخی و اجتماعی ، همواره در پی شنیدن فریادهای هنرمند است. با توجه به این که اثر ادبی جزو صور روساختی جامعه است ضرورت دارد که ناقد علاوه بر متن، توجه خود را به آنچه در اطراف متن می گذرد، معطوف بدارد. با استفاده از این نوع نقد می توان مسائل پشت متن را بیان نمود و مناطق سکوت آن را به حرف واداشت تا به جهان بینی عامه مردم دست یافت. نگارندگان در جستار پیش روی بر آنند تا با در پیش گرفتن روش نقدی- تحلیلی و براساس دیدگاه هیپولیت تن (1828-1893م) به نقد جامعه شناختی سروده« وصف ذئب» بحتری، شاعر عصر عباسی، بپردازند. دستاورد پژوهش بیانگر آن است بحتری، با نفوذ در پوست جامعه، در سروده « وصف گرگ» که یک کل به هم پیوسته ی یکدست است، روابط دیالکتیک جامعه ی آن روز عباسی را به تصویر کشیده است. وی در این سروده در بیان احساسات و عواطف خود از «معادل موضوعی» استفاده کرده است. او هنرمندانه و کیمیاگرانه مفاهیم اجتماعی- تاریخی روزگار خود را بیان می دارد. این سروده دارای لایه های توتمیستی است و گرگ خاکستری، نمادی از ترکان است که نقش اول در جامعه آن روز عباسی را ایفا می نمودند.
در این مقاله، چگونگی شکل گیری نظریه دلالت و تأثیرپذیری اندیشمندان مسلمان در طرح و گسترش این مبحث مورد بررسی قرار می گیرد. برای این منظور، به آموزه های سه مکتب مهم یونانی ای اشاره می شود که به بررسی و تحلیل نشانه ها پرداخته و آموزه هایشان در نویسندگان دوره های بعد مؤثر واقع شدند: نخست ارسطو بود که در ابتدای العباره و انتهای دفتر دومِ تحلیل پیشین به بررسی نشانه ها پرداخت؛ دودیگر پزشکان که نشانه ها را ذیل دو دسته اصلی تقسیم می کردند و سدیگر رواقیان که نشانه ها را به مثابه مدخل بحث از استدلال ها مورد بررسی قرار می دادند. در دوره اسلامی، ابن سینا نخستین منطق دانی است که با تقسیم بندی انواع دلالت لفظی وضعی به بررسی دقیق دلالت روی می آورد و آموزه های وی که اغلب توسط دیگر منطق دانان تکرار می شود، عمدتاً با توجه به گفتارهای ارسطو در ابتدای کتاب العباره شکل می گیرد؛ پس از ابن سینا، همگام با تصریح به دلالت های لفظی طبعی در آثار خونجی و دیگر منطق دانان به پیروی از فخرالدّین رازی، دلالت های لفظی عقلی نیز در آثار ارموی، علامه حلی و قطب الدین شیرازی مورد اشاره می گیرند و قطب الدین رازی با بحث از دلالت های غیرلفظی دامنه نظریه دلالت را گسترش داده و تعریف جدیدی از «دلالت» ارائه می کند؛ این تعریف جدید از دلالت و توجه به دلالت های غیرلفظی را می توان ناشی از مباحث ارسطو در دفتر دوم تحلیل پیشین و همچنین آموزه های رواقیان و پزشکان دوره باستان دانست که احتمالاً از دو طریق، یعنی آثار متکلمان و شارحان منطق ارسطو بر منطق دانان دوره های بعد مؤثر واقع شده اند.
در نظام حقوق بین الملل تحولات قابل تاملی روی داده که ملاحظات انسانی فصل مشترک بسیاری از آنهاست. در این میان، دیوان کیفری بین المللی ساختار نوینی برای تعقیب مرتکبین جنایات بین المللی و ناقضان حقوق انسانهاست. دیوان مزبور از طریق ایجاد پیوند بین صلح و امنیت بین المللی و عدالت میبری با مقوله حقوق بشر دوستانه ارتباط یافته است که در پرتو اساسنامه اش، می تواند نقش مهمی در پیشبرد سیاست های حقوق بشردوستانه داشته باشد. تفسیر قواعد اساسنامه بر اساس حقوق بشردوستانه، ماهیت حقوق بشردوستانه جنایات بین المللی مشمول صلاحیت دیوان و...همگی دال بر تحول و تکامل حقوق کیفری بین المللی به سمت حمایت سازمان یافته از حقوق بشردوستانه و برخورد کیفری با نقض های بنیادین حقوق بشردوستانه می باشد.
زمینه و هدف: توجه به افزایش بهره ورى مهم ترین عامل در افزایش قدرت رقابتى سازمان ها است. سازمانى که افزایش بهره ورى را سرلوحه کار خود قرار دهد مى تواند بر محیط متلاطم و متغیر امروزى فائق آید. رهبرى آینده نگر و تعهد سازمانى از مهم ترین متغیرهایى هستندکه زمینه ساز ارتقاء و بهبود بهره ورى سازمانى هستند. این پژوهش به دنبال بررسى نقش رهبرى آینده نگر در بهبود بهره ورى سازمانى با میانجیگرى تعهد سازمانى است.
موادو روش: این پژوهش ازنظر هدف، کاربردى و ازنظر ماهیت و روش، توصیفى - تحلیلى است. داده هاى پژوهش به وسیله پرسشنامه جمع آورى شدند. نمونه آمارى پژوهش شامل 291 نفر از کارکنان ستادى فرماندهى انتظامى ویژه شرق استان تهران است. داده ها به وسیله ضریب همبستگى پیرسون و مدل یابى معادلات ساختارى، مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان دادکه رهبرى آینده نگر داراى نقش مثبت و معنا دارى در تبیین بهره ورى سازمانى و تعهد سازمانى است؛ همچنین تعهدسازمانى، نقش مثبت و معنى دارى در تبیین بهره ورى سازمانى دارد. درنهایت، نقش غیرمستقیم رهبرى آینده نگر در بهبودبهره ورى سازمانى با میانجیگرى ناقص تعهد سازمانى مورد تأیید قرار گرفت.
نتیجه گیرى: با توجه به نتایج پژوهش مبنى بر رابطه مثبت و مستقیم رهبرى آینده نگر بر تعهد و بهره ورى سازمانى، مسئولان سازمان باید به ایجادیک چشم انداز مطلوب براى کارمندان و القاء آن در میانشان بپردازند؛ آنها باید نه تنها فن بیان خود بلکه راهبردهاى خودشان را به منظور نفوذ بر پیروان تقویت کنند، نیازهاى کارمندان سازمان خود را مورد ملاحظه جدى خود قرار دهند، نسبت به نشانه هاى موجود در محیط حساس باشند و براى ایجاد تغییر به منظور پاسخ گویى به تلاطم محیطى انعطاف پذیر باشند.
زمینه و هد ف: مد یریت الکترونیک منابع انسانى، یکى از راه هاى اجراى راهبرد ها، سیاست ها و عملیات مربوط به منابع انسانى د ر سازمان ها است. هد ف از این پژوهش، ارائه مد ل بهینه سازى استقرار مد یریت الکترونیک منابع انسانى د ر نظام بانکد ارى ایران است. روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش هاى کاربرد ى است، نوع د اد ه ها کمى و کیفى و روش اجرا به صورت مید انى و ابزار آن پرسشنامه و مصاحبه است. روایى پرسشنامه ها با تایید خبرگان و پایایى پرسشنامه ها با 0 مورد تایید قرار گرفت. جامعه آمارى بخش کمى شامل / محاسبه ضریب آلفاى کرونباخ به مقد ار 88 همه مد یران و کارکنان حوزه ستاد ى بانک سامان بود و مشارکت کنند گان بخش کیفى، 15 نفر از خبرگان د انشگاهى و سازمانى بود ند . نمونه آمارى بخش کمى براساس فرمول کوکران، 258 نفر از کارکنان و مد یران بانک سامان محاسبه شد . از روش هاى آزمون آمارى بهینه سازى زنجیره مارکوف پنهان براى تجزیه و تحلیل د اد ه ها استفاد ه شد . یافته ها: 6 دسته از عوامل مهم در استقرار بهینه م دیریت الکترونیک منابع انسانى در بانک سامان تاثیرگذار هستن د که شامل عوامل سازمانى، محیطى ( دولت)، فراین دى، فرهنگى، هوشمن دسازى، فناورانه و فر دى هستند. 0)، عوامل سازمانى / همچنین نتایج نشان م ى ده د که در بانک مور د مطالعه با عوامل فراین دى ( 005485 0)، عوامل فرهنگى / 0)، عوامل محیطى ( 004987 / 0/007144 )، عوامل هوشمن دسازى و فناورانه ( 033584 ) 0،) استقرار م دیریت الکترونیک منابع انسانى بهینه خواهد بو د. نتایج: نتایج نشان د اد که عوامل فرد ى ازنظر سود مند ى اد راک شد ه و رضایت کاربر، بیشترین تاثیر و به ترتیب عوامل فناورانه، سازمانى، فرایند ى، فرهنگى و محیطى د ر استقرار الگوى بهینه مد یریت الکترونیک منابع انسانى نقش خواهند د اشت.
زمینه و هدف: پدیده طردشدگی در محیط کار توجه بیشتر اندیشمندان علوم اجتماعی را به خود جلب کرده است زیرا تأثیر منفی این پدیده بر عملکرد فرد و سازمان به اثبات رسیده است؛ بنابراینهدف این پژوهش، بررسی تأثیر ادراک طردشدگی در محیط کار بر رفتارهای انحرافی با نقش میانجی بدبینی سازمانی و نقش تعدیل گر روان رنجوری است. روش شناسی: پژوهش حاضر، ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش 180 نفر از افسران ستاد فرماندهی انتظامی استان یزد است که تعداد 123 نفر براساس رابطه کوکران تعیین و به روش نمونه گیری تصادفی ساده، انتخاب شدند. داده های موردنیاز با استفاده از پرسشنامه های استاندارد طردشدگی در محیط کار فریس، براون، بری و لیان (2008)، بدبینی سازمانی ویلکرسون، ایونز و دیویس (2008)، رفتارهای انحرافی بنت و رابینسون (2000) و روان رنجوری جان و سریواستاوا (1999) جمع آوری شد. پایایی و روایی ابزار پژوهش با استفاده از آزمون های پایایی ترکیبی، آلفای کرونباخ، روایی همگرا و روایی واگرا اندازه گیری شدند، سپس برازش کلی مدل پژوهش سنجیده شد. از آزمون های سوبل و واف نیز برای اندازه گیری شدت اثر و آماره تی میانجی بدبینی سازمانی استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که ادراک طردشدگی در محیط کار بر رفتارهای انحرافی و بدبینی سازمانی مؤثر بوده؛ همچنین روان رنجوری نیز نقشی تعدیل گر در این رابطه ایفا می کند. از سوی دیگر آزمون سوبل و واف نشان داد که تقریباً بیش از 32 درصد از اثر کل طردشدگی در محیط کار بر رفتارهای انحرافی به صورت غیرمستقیم توسط متغیر میانجی بدبینی سازمانی تبیین می شود. نتایج : با درنظرگرفتن این که رفتارهای انحرافی در محیط کار مشهود و به آسانی نیز قابل تشخیص نیستند، یافته های پژوهش حاضر می تواند برای مدیران منابع انسانی در ارتباط با استخدام افراد برای مشاغلی که در آن ها بروز رفتارهای انحرافی مشکل ساز است، کاربردپذیر باشند.