تجلی قرآن و عرفان در زبان شعر حسین پناهی
منبع:
مطالعات زبان فارسی (شفای دل) سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۱
61 - 88
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی ژرفانگی و نظام مند تجلی مضامین قرآنی و عرفان اسلامی در زبان اشعار حسین پناهی انجام شده است. مقاله با تمرکز بر مجموعه های شعری «به وقت گرینویچ»، «افلاطون کنار بخاری»، «من و نازی»، «کابوس های روسی» و «سال هاست که مرده ام»، به روشی توصیفی-تحلیلی و در چارچوب رویکردی تطبیقی، به بررسی این مسئله می پردازد که چگونه پناهی با تکیه بر پیشینه تحصیلات حوزوی و آشنایی با متون دینی و عرفانی، این مفاهیم را در بافت شعر مدرن خود بازآفرینی و تلفیق کرده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که اشعار پناهی مشحون از اشارات مستقیم و غیرمستقیم به آیات قرآن کریم است که از جمله مهم ترین آن ها می توان به ارجاعات مکرر به سوره های بقره (آیات خلافت انسان، انفاق و وسعت کرسی الهی)، ص (نفخه روح)، ملک (مفهوم ملکوت)، اسراء (ناتوانی در توصیف کلمات الهی) و الرحمن (مفهوم فنا و بقا) اشاره کرد. در کنار این، مفاهیم بنیادین عرفانی همچون «وحدت وجود» با تأثیرپذیری از اندیشه ابن عربی، «عشق الهی» به عنوان محرک کائنات، «فنا فی الله» و محو در ذات حق، «سکوت عارفانه»، «شفقت بر حیوانات» و «سیر آفاقی و انفسی» از کانونی ترین درون مایه های شعری او به شمار می روند. نتایج نهایی پژوهش نشان می دهد که پناهی این مفاهیم را در قالب شگردهای بیانی نوین از جمله شطح، واسازی، پارادوکس و برهم زدن زبان عادی باز سازی کرده و از این رهگذر میان سنت عرفانی ایران و شعر معاصر پیوند برقرار ساخته است.







