آن طور که شایع است عموم جامعه شناسان دین را "نهاد اجتماعی'' می دانند. برخی از صاحب نظراناسلامی معتقدند که دین فرانهادی است و در قالب یک "نهاد اجتماعی" نمی گنجد. در این مقاله بحث می شود که چرا دو دسته فوق به پاسخهای متفاوتی رسیده اند. نویسنده در جستجوی یافتن خطای یکی از دو قضیه 1. "دین نهاد اجتماعی است" و 2. "دین نهاد اجتماعی نیست" از یک بحث شناخت شناسی که مبتکر آن مرحوم علامه طباطبایی است بهره جسته است. در این مقاله جامعه شناسان به دو دسته تقسیم شده اند: دسته اول جامعه شناسانی مانند دروکیم که معتقدند منشأ همه نهادها منجمله نهاد دین خود جامعه است و دسته دوم جامعه شناسانی که به منشأ نهادها و منجمله منشأ نهاد دین کاری ندارند و در نزد آنان نهادها و منجمله دین صرفاً از آن جهت که در جامعه استقرار و ثبات می یابند و بر رفتار انسانها کنترل دارند نهاد نامیده می شوند. نویسنده در پایان نتیجه می گیرد که علت آنکه برخی صاحب نظران اسلامی در قضاوت خود به پاسخ متفاوت رسیده اند آن است که در تعریف "نهاد اجتماعی" از تعریف جامعه شناسان دسته اول چون دورکیم سود جسته اند و در تعریف دین از جامعه شناسان دسته دوم‘ لذا به قضاوتی از قضاوت جامعه شناسان رسیده ا
نماهای تماماً شیشه از دوران معماران مدرن در بناها بکار گرفته شدند. در صورتی که در این قبیل نماها سایه بان مناسب پیش بینی نشده باشد، در اثر تابش آفتاب به درون طی اوقات گرم و معتدل سال، دمای داخل از د آسایش خارج می شود و بر بار برودتی ساختمان افزوده می گردد. در اوقات سرد نیز به علت ضریب هدایت حرارتی زیاد نماهای شیشه ای ، اتلاف حرارت به بیرون صورت می گیرد و بر بار گرمایش ساختمان می افزاید. در مقاله حاضر ضمن مقایسه وضعیت حرارتی یک دیوار آجری ودو جدار شیشه ای مختلف، تأثیر استفا ده از نماهای شیشه ای بر دمای داخل مورد بررسی قرار گرفته است. به همین منظور به کمک یک دستگاه ثبات، وضعیت حرارتی یک نمای شیشه ای موجود مطالعه شده است. نتایج مطالعات نشان می دهد که استفاده از نماهای تماماً شیشه در اقلیم های آفتابی یا سرد مناسب نبوده ، و طراحان تمایل به استفاده از نماهای مزبور باید جزئیات اجرایی خاصی را پیش بینی نمایند تا در مصرف انرژی صرفه جویی شود و شرایط آسایش حرارتی در فضای داخل تأمین گردد. کلیدواژگان: آسایش حرارتی، اقلیم، حرارت ، ساختمان و شیشیه دو جداره
توزیع عادلانه تر خدمات بهداشتی و درمانی با قبول سطح معینی از کارامدی این خدمات، در مقابل پایین آوردن یا بدتر کردن درجه توزیع، آن هم در ازای بالا بردن سطح کارامدی خدمات مزبور، تعارض پیوسته دو جریان و رویکرد در «اقتصاد بهداشت و درمان» بوده است. در این مقاله، نخست، مبانی شماری از بحث های تحلیلی و ارزشی در این خصوص ارائه گردیده و آنگاه در مورد نحوه اندازه گیری، روش های مختلف مطرح شده اند و باتوجه به اعتقاد مؤلف، «یک روش مناسب» ارائه شده است. به اعتقاد نویسنده «مناسبت» روش ارائه شده در این است که می تواند بهینه سازی انتخاب بین دو جریان را از طریق روش های ارزیابی کاربردی، میسر سازد. در این زمینه، تجربه سوئد مورد توجه قرار گرفته و پس از آن، روش مذکور برای ایران به کار رفته و تبیین شده است. در پایان، نتیجه گیری شده که ضروری است برابری بیش تر در توزیع خدمات درمانی به دست آید و لو این که کارامدی متوسط تاحدی تعدیل گردد.
از حدود 3 دهه پیش که مدیریت استراتژیک به عنوان تئوری جدید در مدیرت سازمان ها و شرکت ها مطرح گردیده است، به دلایلی همچون پیچیدگی ، بی ثباتی و ناپایداری محیطی، اشتیاق فراوانی از سوی محققان و صاحبنظران علوم در ارائه نظریات جدید همسو با شرایط محیطی، نشان داده شده است. از جمله این تحقیقات که همواره مورد توجه صاحبان صنایع قرار گرفته است مدل های تصمیم گیری در حالت وجود رقیب است. مقاله حاضر با استفاده از مفاهیم مدیریت استراتژیک، و علوم تصمیم گیری با معیارهای چندگانه(MADM) ، متدولوزیی را پیش روی مدیران قرار می دهد تا با استفاده از آن بتوانند موقعیت نسبی شرکت یا سازمان تحت مدیریت خود را در برابر رقبای خود ارزیابی نمایند.همراه با ارائه روش، یک مثال موردی نیز جهت درک هرچه بیشتر این روش آورده شده است.
به دلیل اهمیت تغییرات زمانی- مکانی بارش این موضوع با استفاده از روش های مختلف و دیدگاه های متفاوتی مورد بررسی قرار گرفته است. برخی از روش های مورد استفاده متکی بر تکنیک های زمین آماری و آمار کلاسیک است. نتیجه این قبیل مطالعات تهیه نقشه های هم ارزش از بارندگی و مشخصات آن می باشد.در این تحقیق با استفاده از تکنیک های زمین آمار و آمار کلاسیک و بر پایه تکنیک های ترسیمی طی دوره آماری 2003-1961 و بر اساس داده های 152 ایستگاه سینوپتیک و 170 ایستگاه کلیماتولوژی و مجموعا 92940 داده ماهانه، تغییرات زمانی بارش برای 8012 سلول در محدوده ایران زمین مورد تحلیل قرار گرفت.در راستای این پژوهش ضمن تهیه نقشه همباران کشور بر اساس روش کریگینگ نواحی که طی دوره آماری مورد بررسی، متحمل تغییر قرار گرفته اند، مشخص گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که حدود 4/51 درصد از مساحت کشور در معرض تغییرات بارش قرار گرفته اند. این تغییرات عمدتا در نواحی کوهستانی و نیز نیمه غربی کشور رخداد بیشتری داشته اند. عموما نواحی با بارندگی بیشتر متحمل تغییر بیشتری نیز بوده اند. میزان تغییرات به ازای هر سال از 6/29 میلی متر در کوهرنگ تا 7/15- میلی متر در سراب بوده است.
براساس نظریه بخش عمومی، وظایف بخش عمومی را در جوامع مختلف میتوان بهسه دسته تخصیص منابع، توزیع درآمد و ثروت و تثبیت اقتصادی طبقهبندی کرد. انجام اینوظایف توسط دولت، میتواند به صورت متمرکز، به وسیله دولت مرکزی یا به صورتغیرمتمرکز توسط مقامات محلی منتخب مردم مناطق یا دولت مرکزی انجام گیرد (تمرکززداییاز ساختار مدیریتی بخش عمومی). واگذاری اختیارات و مسئولیتهای مربوط به وظایفتخصیصی در مورد کالاها و خدمات عمومی ملی و وظایف توزیعی و تثبیتی، کارایی مدیریتمتمرکز بخش عمومی را ندارد و منجر به کاهش رفاه اجتماعی میگردد. ولی واگذاری اختیاراتو مسئولیتهای مربوط به تخصیص منابع در مورد کالاها و خدمات عمومی محلی، رفاه جامعهرا افزایش میدهد، زیرا سلیقهها و ترجیحات مقامات محلی، به ویژه مقامات محلی منتخبمردم مناطق (عرضهکنندگان کالاها و خدمات عمومی محلی)، تناسب و نزدیکی بیشتری باسلیقهها و ترجیحات مصرفکنندگان محلی دارد. بنابراین، به نظر میرسد تمرکززدایی ازساختار مدیریتی موجود بخش عمومی در ایران، رفاه اجتماعی را بهبود خواهد بخشید.پیشنهاد این مقاله در زمینه تمرکززدایی از ساختار مدیریتی موجود بخش عمومی، تشکیلمجالس استانی مرکب از اعضای شوراهای شهر و روستای هر استان و تفویض اختیار تخصیصمنابع در مورد کالاها و خدمات عمومی محلی به آنها میباشد.