در این مقاله، با استفاده از روشهای نوین اقتصادسنجی، تجزیههای واریانس (VDCs)و توابع واکنش آنی (IRFs)تعامل میان متغیرهای دستمزد، بهرهوری و نرخ بیکاری در اقتصادایران را در کوتاهمدت و بلندمدت بررسی مینماییم. در مجموع، نتایج حاصله دلالت بر آن دارندکه نظریههای نئوکلاسیک به تنهایی نمیتوانند حقایق موجود در بازار کار اقتصاد ایران راتوضیح دهند و تشخیص دوگانگی بازار کار برحسب بخش رسمی و غیررسمی برای فهمنوسانهای نرخ بیکاری، عرضه و تقاضای نیروی کار و همچنین سیاستگذاریهای مربوطهبسیار اساسی است. استفاده مؤثر از بخش غیررسمی برای ایجاد اشتغال و درآمد و توجه بیشتربه بهرهوری در بخش رسمی یا مدرن برای حصول به هدف کاهش نرخ بیکاری و هم زمانافزایش قدرت رقابتپذیری بخش مدرن ضروری است.
چکیده
علوم شناختی بعد از چند دهه کناره گیری نسبی از مساله شناخت حیوانات مجددا به این مقوله علاقه نشان داده است. طی 2 دهه اخیر مقالات عدیده ای درباره شناخت در سایر جانداران به ویژه نخستی ها به چاپ رسیده است. این مقالات حکایت از آن دارند که به غیر از نخستی های عالی تر، سایر جانداران از تقلید به معنی اخص کلمه عاجزند. اما نخستی ها تا حدی قادر به درک قصدمندی و تقلید رفتار دیگران بوده و در آنها یادگیری اجتماعی و نوعی فرهنگ ساده وجود دارد. با این حال شواهد علمی درباره احتمال وجود تئوری ذهن، توانایی انجام نیرنگ و فریب آگاهانه و انتساب حالات ذهنی به دیگران از جمله هم نوعان متناقض، مبهم و ناکافی هستند. این مقاله به جمع بندی شواهد معاصر می پردازد.
در دهه گذشته نظریه پردازی و پژوهش درباره هذیان و تلاش برای پیشنهاد سازوکارهای شکل گیری آن، رشد چشمگیری داشته است. در این مقاله، نخست به دشواری ها در تعریف و تبیین مشخصات هذیان اشاره می شود، و سپس نظریه های مطرح زیر عنوان های ادراک نابهنجار، نقص در نظریه ذهن، نقص در استدلال، نظریه اسناد اجتماعی، مدل های عصب- روان شناختی و شبکه عصبی توضیح داده، و شواهد له و علیه هر یک بیان می شوند. با مرور این نظریه ها، به نظر نمی رسد که هنوز بتوان با سازوکاری یگانه، هذیان های مختلف را در بیماری های مختلف تبیین کرد، و نیاز به ارایه مدل های تلفیقی بسیار محسوس است. با این حال، پژوهش هذیان می تواند آگاهی ما را از این پدیده شاخص افزایش دهد و کاربردهای زیادی نیز در تشخیص و درمان بیماری ها داشته باشد.
این مقاله می کوشد برنامه های صندوق بین المللی پول را در مورد مقوله رفاه و تأمین اجتماعی و نیز نحوه اجرای آن ها را در کشورهای عضو صندوق تشریح کند. از این منظر، نخست وظایف و اهداف صندوق بین المللی پول و آنگاه فعالیت های صندوق در این راستا، به اجمال بیان می شود. نویسنده همچنین دیدگاه های صندوق را در باب رشد اقتصادی، کنترل تورم و تقویت بخش کشاورزی توضیح می دهد. به عقیده او، تحقق رشد در سه زمینه یاد شده، مستلزم سیاستگذاری اقتصادی مبتنی بر سیاست های اقتصاد کلان، اصلاح ساختاری، اجتماعی و مدیریت صالح دولتی و نیز مشارکت عام در امر توسعه است که موارد یاد شده را تبیین می کند. مقاله همچنین ابعاد اجتماعی سیاست های پیشنهادی صندوق، و مسائل سیاستگذاری های اجتماعی را در عملیات نظارتی و طراحی برنامه های صندوق شرح می دهد. تبیین آثار اجتماعی کوتاه مدت و تورهای ایمنی اجتماعی و معیارهای بلندمدت تر سیاستگذاری های اجتماعی در پیوند با اهداف و وظایف صندوق بین المللی پول، و موضوع همکاری صندوق با نهادهای دیگر، از جمله محورهای دیگری است که در مقاله به آن ها پرداخته شده است.
در این مقاله، نخست مقوله تأمین اجتماعی و اهمیت جهانی آن و سپس نسبت بانک جهانی با این موضوع تشریح می شود. این نوشتار، معیارهای بانک جهانی را در ارزیابی سیاستگذاری های تأمین اجتماعی، اهداف یک برنامه اصلاحات ساختاری و نیز تحقیقات و نوآوری ها را از منظر این نهاد توضیح می دهد. پس از آن، تأکیدات جدید بانک جهانی بر مقوله «حمایت های اجتماعی» و رویدادهایی که به طرح مجدد این مفهوم منجر شد بیان می گردد.دکتر صالح خو، اصول و به گزینی تجربه های سیاستگذاری اجتماعی و فعالیت های مرتبط با به گزینی تجربه ها در بانک جهانی را شرح می دهد. مدیریت تبعات اجتماعی تکان های اقتصادی و تجربه های متعالی در سیاستگذاری و نحوه های مقابله رسمی، ازجمله سیاست های اقتصاد کلان، تورهای تأمینی، آموزش و پرورش ، بهداشت و درمان، سیاست های بازار کار، اطلاعات و نهادها نیز بررسی شده اند. به تصریح نویسنده، بانک جهانی بر این باور است که هیچ مدل واحدی برای سیاستگذاری ایدئال در دست نیست و هر کشوری باید راه حل های خود را با عنایت به ویژگی های پیشینه تاریخی، فرهنگ و نهادهای موجود انتخاب کند؛ ضمن این که از دیدگاه بانک جهانی، نظام موجود تأمین اجتماعی به طور کلی در پنج زمینه (عدم انطباق با شرایط محیط اقتصادی جدید، ارائه خدمات غیر مؤثر، آثار اقتصادی نامطلوب، فقدان پایداری مالی، و مخاطرات سیاسی بیش از حد) دچار مشکل است.
در این مقاله با این فرض که معمولا رفتار انحصاری و گرایش به انحصار با تمرکز بالا توام است و درجه تمرکز مهمترین متغیر ساختاری برای تبیین عملکرد بازار به حساب می آید، درجه تمرکز در سطح تولید و عمده فروشی بازار انواع یخچال خانگی با استفاده از شاخصهای تعداد بنگاهها، معکوس شاخص H (هرفیندال – هیرشمن) و سهم یک و چهار بنگاه برتر (CRn) برآورده شده است. ضمن بررسی علل و پیامدهای تمرکز محاسبه شده این نتیجه به دست آمده است که سیاستهای دولت و نحوه دخالت آن در بازار مهمترین عامل توضیح دهنده تمرکز بالا در سطح تولیدکنندگان و درجه تمرکز به دست آمده در سطح عمده فروشان بوده است. درعین حال که نقش تفاوت محصولات تولیدکنندگان مختلف نیز به عنوان یک متغیر ساختاری، جدی تلقی شده است.