این مقاله در صدد یافتن حکم فقهى بیع دین، بیع دین به دین و بیع دین پولى(تنزیل) بوده و به جهت این که دین، رکن اصلى آنها است به بررسى هاى مختلف در مورد آن پرداخته است.
در بخش اول و در مباحث مقدماتى به گستردگى دیون و اهمیت بیع دین و ریشه هاى آن پرداخته شده است.
در بخش دوم و در راستاى شناخت دین، به معرفى دین به عنوان یک نوع مال پرداخته شده و پس از ارائه بحث لغوى در خصوص دین، دیدگاه علماى عامه و فقهاى شیعه در مورد معناى اصطلاحى دین مطرح گردیده و به تناسب،مباحثى در مورد ذمه و دین و حقیقت آنها طرح شده است.
پس از ارائه مطالب لازم در مورد دین و روشن شدن ماهیت آن، در بخش سوم، بررسى هاى فقهى و شرعى در زمینه حکم بیع دین و نیز بیع دین به دین صورت پذیرفته و به نظر فقهاى عامه و دیدگاه فقهاى امامیه پرداخته شده است.
در ادامه مباحث این مقاله و در بخش چهارم، کنکاش فقهى در خصوص بیع دین پولى(تنزیل) صورت گرفته و انظارعلماى عامه و نظریات فقهاى امامیه مطرح گردیده است.
در پایان و در بخش پنجم، به برخورد قرآن با مساله و موضوع دین پرداخته شده و در این زمینه، اهمیت و جایگاه دین و معاملات بر اساس آن مشخص گردیده و به خصوص نحوه تلقى قرآن تا حدودى آشکار شده است.
ضمنا در دو ضمیمه و به صورت جداگانه، مستندات روایى در یک دسته بندى ویژه (به همراه بررسى مختصر آنها) ونیز نمودار کامل معاملات که نشان دهنده نوع هر یک و حکم شرعى مربوط در نظر مشهور مى باشد (با نمادها و علایم اختصارى، و به همراه توضیحات لازم و کافى) ارائه گردیده است.
حکومت جوان و نیرومند مغول در آغاز راه جهان گشایی مبهوت چشم نوازیهای سرزمین های آباد و مراکز مدنی دور دست آسیای غربی و حوزه مدیترانه گردید. تسلط بر فلات ایران، بین النهرین (عراق کنونی) شامات و مصر از جمله مهم ترین اهداف مغولان در غرب بود. اگر چه در نخستین تهاجم های ویرانگر مغول به سوی آسیای مرکزی و ایران و تکاپوهای بعدی پیشرفت های نظامی مغول در ایران و بین النهرین تثبیت نگردید و فتح شامات و مصر نیز محقق نشد، امّا در مهم ترین اقدام نظامی امپراطوری مغول جهت تحکیم فتوحات غربی پس از سرکوب کانون های مقاومت در ایران و بین النهرین، ادامه پیشروی ها تا شامات و مصر نیز محقق نشد، امّا در مهمترین اقدام نظامی امپراطوری مغول جهت تحکیم فتوحات غربی پس از سرکوب کانون های مقاومت در ایران و بین النهرین، ادامه پیشروی ها تا شامات و مصر و تسلط بر حوزه مدیترانه در زمره برنامه های اصلی مأموریت هلاکو به سوی غرب قرار گرفت. اگر چه در دوران فرمانروایی ایلخانان بر ایران، پیگیری اهداف نظامی در غرب، به سبب پاره ای تحولات درونی امپراطوری پهناور مغول و تغییرات داخلی نظام سیاسی ایلخانی، چشم اندازهای متفاوتی یافت، امّا همواره دست یابی بر شامات و مصر از دغدغه های اصلی حکومت ایلخانی و اشراف ایلی مغول بود. تجزیه سیاسی امپراطوری مغول، تشکیل حکومت مقتدر ممالیک در مصر و تجدید نهد خلافت عباسی در قاهره از جمله عوامل مهم در تغییر شرایط تاریخی در پایان دوره نخست حکومت ایلخانی بود که علاوه بر اهمیت در مناسبات خارجی، در پاره ای تغییرات درونی حکومت ایلخانی نیز قابل تأمل است. بدین روی مناسبات با مصر به عنوان عرصه ای در روابط خارجی ایلخانان به سبب پیوند ویژه با تحولات داخلی حکومت ایلخانی باید با تأمل بر پاره ای رویکردهای اساسی مورد مطالعه و ارزیابی قرار گیرد. این مقاله به سبب شرایط و پاره ای ویژگی های دوران ایلخانی به خصوص بروز جدّی تأثیر گذاری های متقابل عوامل خارجی و داخلی در دوران سلطنت احمد تگودار (683-681 هـ) به رویکردهای اساسی در مناسبات ایلخانان و مصر، به ویژه در دوره مورد نظر بر پایه منابع موجود، خصوصا مکاتبات فی ما بین ایلخان مسلمان و سلطان مملوک می پردازد.