"امروزه رسانههای غربی با حداکثر برد و کارایی در صدد کنترل کشورهای اسلامی برای حذف دین از تدبیر امور اجتماعی هستند. در این میان رسانه ملی ایران ضمن رقابت شدید با دیگر رسانههایی که در سپهر رسانهای کشور حضور دارند، باید به نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه از جمله ترویج و تبلیغ دین اسلام پاسخ مقتضی بدهد.
مقاله حاضر در پی تبیین این نکته است که ترویج و تبلیغ دین برای مخاطب عام نیاز به طراحی مدل خاصی دارد و بدین منظور باید به بافت اجتماعی، زمینههای ذهنی و شرایط زندگی مخاطبان توجه کرد تا بتوان به طور مؤثر به ایجاد یا تحکیم رابطهای جدید میان مخاطبان و آموزههای دینی اقدام کرد.
در این راستا نویسنده معتقد است برای پذیرش و ترویج یک رفتار دینی در جامعه که آن را میتوان در قالب مناسک و آیینهای مذهبی یا شبه مذهبی عرضه کرد باید دو اصل مشروعیت و مقبولیت را رعایت کرد. وی سپس میکوشد نشان دهد که پیوند بین مردم و این مناسک باید به طور طبیعی در بطن اجرای مناسک ایجاد شود نه از طریق میانجیهای رسمی و برای تأمین این هدف میتوان از نمودار پذیرش مخاطبان استفاده کرد. البته باید توجه داشت که ابداع مناسک رسانهای مستلزم رعایت اصولی همچون استفاده از عناصر دینی دارای قابلیت فراگیری سریع، طراحی ساده (به منظور فراهم شدن امکان مشارکت عامه مردم) و… است. وظایف و نقشهای رسانه برای رسیدن به این مهم عبارتند از: میانجیگری، نهادینهسازی و استفاده از گروه نوآوران و توجه به گروه دنبالهروان.
"
"مقالة حاضر تلاشی است برای تبیین نحوة حضور دین در متن فعالیتهای رسانهای. این مقاله به دو بخش نظری و عملی تقسیم شده است.
در بخش نخست پس از تعریف انواع هنجارها و ارزشها و اهمیت وجود آنها در جامعه، هنجارهای دینی مهمترین مجموعة ارزشی یک جامعه شناخته شده است. سپس شرحی از خصوصیات یک رسانة دینی در جامعة اسلامی آمده است. در این بخش نشان داده میشود که اگر رسانهای فعالیتهای خود را بر اساس اهداف الهی و نظام سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی اسلام تنظیم کند میتواند از غلبة سودپرستی، جمود فکری و ساخت تودههای انبوه بیهدف در جامعه جلوگیری کرده و بر کیفیت اطلاعرسانی، ایجاد و حفظ انسجام فرهنگی و اجتماعی و تربیت انسان مختار، مسئول و رشد یافته تأکید کند.
بخش دوم مقاله به برخی از احکام مورد استفاده در جریان برنامهسازی اختصاص دارد و طی آن نظر علما و مراجع تقلید دربارة موضوعاتی چون: نحوة استفادة بازیگران زن از کلاه گیس در فیلمها، نگاه مرد به زن نامحرم، نگاه به عکس و فیلم زن نامحرم، ابراز احساسات زنان و مردان نامحرم در فیلمها، بازیگری در نقش معصومان، بازی در نقش جنس مخالف، همکاری و اختلاط بازیگران و دستاندرکاران زن و مرد در فعالیت رسانهای، چهرهپردازی بازیگر توسط نامحرم، تقلید صدای جنس مخالف، شبیه کردن خود به کفار و فیلمبرداری از کارهای حرام و نمایش آنها بیان میشود.
"