مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۳۹٬۴۰۱ تا ۴۳۹٬۴۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
زوال مسألهى تحدید
حوزههای تخصصی:
نویسنده ،آیینه زمان است .بخش دوم
حوزههای تخصصی:
لازمه یک حکومت دموکراتیک آزاذی مطبوعات است
حوزههای تخصصی:
کتب منتشر شده بنیاد تاریخ انقلاب ایران
حوزههای تخصصی:
وارسته مردی از میان مردم -2
حوزههای تخصصی:
فهرست مقالات مجله خواندنیها درباره ایران شناسی
حوزههای تخصصی:
نگاهی گذرا بر رویداد زمین لرزه اول تیرماه 1381 جنوب قزوین (زلزله چنگوره آوج)
حوزههای تخصصی:
تصمیم گیری مشارکتی و تعهد سازمانی
حوزههای تخصصی:
تحقیقات نشان می دهد مشارکت کارکنان در تصمیم گیری مزایای زیادی را به دنبال دارد که آن مزایا می تواند به طور مستقیم یا غیر مستقیم در تحقق اهداف سازمانی موثر باشند. یکی از مزایای مشارکت افزایش تعهد سازمانی کارکنان است اما چنین پیامدی همیشه و در همه شرایط حاصل نمی شود و تابعی است از مقتضیات محیطی. در این مقاله رابطه بین مشارکت و تعهد سازمانی در پرتو متغیرهای وضعی (سازمانی و فردی) بررسی شده است. یافته های پژوهش حاضر وجود وضعی را مورد تایید قرار می دهد.
نظریات اجتماعی فمنیستی کلاسیک
حوزههای تخصصی:
ویژگی نظریه فمنیستی آنست که نقطه شروع همه بررسی هایش، موقعیت و تجربه های زنان در جامعه است. نظریات اجتماعی فمنیستی کلاسیک، نظریات زنان هوشمندی است که در جستجوی امکاناتی برای بهبود علوم اجتماعی بوده اند، ولی جامعه شناسی متعارف همواره در مورد حضور زنان و تولید جامعه شناختی آنان مقاومت کرده است، و تا بحال این چهره ها کمتر شناخته شده اند. در این مقاله به معرفی نخستین جامعه شناسان زن و مقولات کلیدی و روش شناختی آنان می پردازیم.
زنان سرپرست خانوار: فرصتها و چالشها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زنان ۱۳۸۲ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
تواناییهای زنان در بخش کشاورزی-روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زنان ۱۳۸۲ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
معرفت شناسی و فمینیسم
حوزههای تخصصی:
بازگشت خدای بانو
حوزههای تخصصی:
لیبرالیسم
حوزههای تخصصی:
نسبت دین و هنر
منبع:
بیناب ۱۳۸۲ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
جستاری روان شناختی در آموزش و خلاقیت
حوزههای تخصصی:
آموزش آکادمیک هنر
حوزههای تخصصی:
ریشه فراملی چند قانون اساسی
حوزههای تخصصی:
« حقوق عمومی به قانون اساسی به عنوان یک وجود برتر می نگرد، حقوق اساسی هم آن را به منزله نماد حاکمیت ملی(داخلی) انگاشته و حقوق بین الملل نیزاز آن بعنوان حاکمیت بین المللی(خارجی) یاد می کند. بنابراین حقوق بین الملل، صلاحیت تصویب قانون اساسی را انحصاراً جزءِ صلاحیت های ملی دانسته و از آن در برابر مداخلات دیگر دولتها یا سازمانهای بین المللی، پشتیبانی می کند(بند هفت ماده دو منشور ملل متحد). اما قوانین اساسی می توانند رعایت برخی هنجارها و قواعد بین المللی را بپذیرند و حقوق بین الملل آنها را پیش بینی کند. با وجود اینکه حقوق عمومی، قوه مؤسس را به دولت حاکم وا می گذارد، حقوق بین الملل، میان قوانین اساسی اعطا شده توسط پادشاه و قوانین اساسی مصوب مردم یا نمایندگانشان، تمایز قائل می شود. همچنین حقوق بین الملل از قوانین اساسی اعطایی توسط یک یا چند دولت یا حتی یک سازمان بین مللی به یک دولت جدید و قوانین اساسی منتج از توافق چندین دولت جهت اتحاد خبرمی دهد. هدف استاد گوآ در این نوشته گونه شناسی برخی از مداخلات خارجی و بین المللی است که منجر به تدوین قانون اساسی (بعنوان امری داخلی) برای برخی از کشورها شده است.
قوه یا مقام قضایی؟
حوزههای تخصصی:
جایگاه امر قضاء و سازمان آن در ساختار حکومت همواره موضوع بحث های حقوقی و سیاسی مختلف بوده است. اندیشه تفکیک قوا مبتنی بر لزوم وجود سه قوه متمایز از یکدیگردر عقاید ارسطو، جان لاک انگلیسی و بطور مشخص تر در آثارمونتسکیو دارای پیشینه بسیار طولانی بوده است. مونتسکیو ، پس از ارائه نظریه تفکیک قوا، وتشریح لزوم آن، از میان سه قوه مورد نظر، قدرت قضاوت کردن را « بعبارتی هیچ» ارزیابی کرده و قضات را « موجودات بی حرکتی میداند که« فقط دهانهایی هستند که قوانین را اعلام میکنند و نمی توانند قوانین را، نه از نظرلازم الاجراء بودن و نه ازحیث شدت تعدیل نمایند». اماهمان گونه که خواهیم دید، برداشت از تئوری مونتسکیو ( اگر چه الهام بخش اکثر نظام های حقوقی در سازماندهی قدرت بوده است) لزوما" ، در بردارنده یک مفهوم واحد و کامل از این نظریه نبوده، و تعدیل هایی در اقتباس از آن صورت گرفته است. در ایالات متحده که بنیان گذاران آن حمایت از حقوق و آزادی های فردی را یکی از مبانی قانون اساسی خود قرار داده بودند با الهام از بخش اول نظریه مونتسکیو، و بر خلاف بخش دوم نظریه وی( که عمل قضاوت کردن را در ردیف دو قوه دیگر ندانسته؛ حتی انرا در مقابل اعمال قانونگذاری و اجرایی هیچ دانسته؛ و قضات را برده قانون و موجودات بی حرکت معرفی مینماید)؛ قدرت منحصر بفردی را در جهت حمایت از شهروندان در مقابل حکومت به قضات اعطا نمودند که نه تنها دستگاه قضایی را بعنوان قوه ای برابر در کنار سایر قوا مطرح میکند بلکه در مواردی اقتدار آن بر دو قوه دیگر آشکار است. برعکس، در فرانسه نگرانی از خطر قدرت گرفتن قضات، همواره مانع از پذیرش ارتقاء دستگاه قضایی به یک قوه مستقل در کنار سایر قوا بوده است؛ و مقامات عالی کشور حتی طی سالهای اخیر از مانع شدن در راه ارتقاء دستگاه قضایی در هیئت یک "قوه" مستقل ،تردید نکرده و همواره آن را بعنوان یک سرویس یا خدمت عمومی تلقی نموده اند. اما علیرغم این امر، و وابستگی آن به قوه مقننه (در رابطه با مقررات اداری، استخدامی و مالی)، به رییس جمهور (در خصوص انتصاب قضات شورا







