مقدمه و هدف :تحقیقات نشان داده است که اختلالات روانی همه ساله رو به افزایش است، اختلالات روانی بار سنگینی را بر فرد و خانواده تحمیل میکند. عواملی مانند؛ تغییرات در روش زندگی، سن جمعیت، شهر نشینی، محیط اجتماعی، فقر، سو مصرف مواد، جنگها و خشونت بر سلامت روانی مردم جهان تاثیر دارد. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت سلامت روانی خانوادههای مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر شیراز و ارتباط آن با متغیرهای جمعیت شناختی انجام گرفته است.
مواد و روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی ـ تحلیلی به صورت مقطعی بوده که در سال 81 – 1380 با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشهای و سیستماتیک 1536 نفر (816 نفر زن و 720 نفر مرد) از مراکز بهداشتی شمال، جنوب، غرب و شرق شهر شیراز انتخاب گردیدند که از طریق تکمیل پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی و مصاحبه مورد مطالعه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آمار توصیفی و آزمونهای مجذور کای ، آنالیز واریانس و ضریب همبستگی صورت گرفته است.
یافته ها: نتایج این بررسی نشان داد که 9/22 درصد از خانوادهها (354 نفر) به نوعی از نظر روانی مشکل دارند. میزان شیوع اضطراب 6/27 درصد، علایم جسمانی 1/29 درصد، اختلال در کارکرد اجتماعی 29 درصد و افسردگی 7/13 درصد بوده است.
نتیجه گیری: در این بررسی ارتباط معنی داری میان متغیرهای جنس، میزان تحصیلات و وضعیت تاهل با میزان اضطراب، علایم جسمانی ، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی نشان داده شده است.
در این مقاله آنچه را که ناصرخسرو در دیوان در بارهء اطلاعات علمى خویش بیان داشته، مورد بررسى قرار داده ایم. از آنجا که مشغلهء اصلى ذهن او، مذهب و اعتقادات دینى است، به تبع آن، مطالعه در اصول مذاهب مختلف و بررسى آراى آنان نیز مورد توجه شاعر قرارگرفته است. ناصرخسرو را به حق قبل از شاعر بودن، باید حکیم فرزانه و متکلمى خردگرا دانست, چون و چرا کردن، مقدم دانستن تحقیق بر تقلید و پیگیرى مسایل کلامى از جمله عللى بودکه باعث بروز تحولات بزرگ روحى در جان و دل وى شد و همین شوق تفحص و تحقیق بودکه ار را در علوم زمان خود سرآمدکرد و در علومى مانندکلام و فلسفه، منطق، حساب و هندسه، موسیقى و علرم قرآنى متبحر ساخت.
چکیده
سیاست کسر بودجه از ابزارهای برنامة توسعه است؛ امّا پولی شدن آن بی تردید به تورّمهای شدید میانجامد. تورّم سبب توزیع ناعادلانة درآمد و مخدوش شدن وظایف پولی است. نگارنده، با بررسی آیات و روایات نشان میدهد، از آنجا که دولت اسلامی مجری عدالت است، سیاستی اتخاذ نخواهد کرد که باعث توزیع ناعادلانة درآمد در جامعه شود؛ افزون بر اینکه این آیات و روایات از تخلّف و مخدوش کردن مقیاسهای سنجش متداول و متعارف جامعه و بی ارزش کردن اموال مردم به شدّت نهی میکند. حال آن که پول از جملة مهم ترین اموال بوده و در جایگاه مقیاس سنجش، این اموال با پول ارزشگذاری میشود؛ پس مخدوش کردن آن، بهمراتب فساد اقتصادی بیشتری در پی دارد. در عین حال، دولت اسلامی میتواند به سبب مصلحت حفظ اصل نظام و مصلحت رشد اقتصادی آن، از این سیاست به شرط موقّت بودن و اجرای سیاست هماهنگی پرداختها در حقوق و دستمزدها استفاده کند.
چکیده
آیا امکان دارد علم اقتصادی که بتوان آن را به صفت اسلامی وصف کرد، پدید آید و آیا این به معنای انکار وجود قوانین و سنّتهای اقتصادی جهانشمول و دربرگیرندة نظامهای اجتماعی مختلف نیست؟ مقاله حاضر میکوشد به این دو سؤال، پاسخهای عمیق به صورت ذیل بدهد:
أ. به رغم این که هر علم، عموماً به وسیلة مقولات وصفی خود یعنی قوانینی که بدانها دست مییابد، متمایز میشود، هر علم (به ویژه علوم اجتماعی و از جملة آنها اقتصاد) دارای جنبههای اساسی متّکی بر ارزشهای از پیش تعیین شده است که هیچ محقّقی توان گریز از آنها را ندارد.
ب. با وجود این که نصوص شریعت اسلامی اساساً منشأ ارزشها هستند، بسیاری از این نصوص شامل مقولات وصفی در بارة زندگی اقتصادی نیز میشوند.
چنانچه ارزشهای مورد استناد علم اقتصاد (ذکر شده در أ) با ارزشهای اسلامی جایگزین شوند و نیز به مقولات وصفی علم اقتصاد که تا کنون به دست آمده است، مقولات یاد شده در (ب) افزوده شود میتوان علم اقتصاد اسلامی را پدید آورد.
مقالة حاضر به بررسی رابطه میان علم اقتصاد اسلامی و فقه نیز میپردازد و طرح عملی برای اسلامی کردن علم اقتصاد را پیشنهاد میکند.
هدف: پژوهش حاضر کارکردهای اجرایی شامل سازمان دهی، تصمیم گیری - برنامه ریزی و بازداری را در کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی بررسی می کند.
روش: در این پژوهش مقطعی - تحلیلی، 60 دانش آموز مقطع ابتدایی در دو گروه 30 نفره با اختلال هماهنگی رشدی )براساس (DSM-IV و میانگین سنی 8.2 سال و گروه عادی با میانگین سنی 8.5 سال بر اساس نمونه گیری تصادفی انتخاب و مقایسه شدند. برای به دست آوردن داده ها، از آزمون های توانایی حرکتی پایه، آزمون عصبی روان شناختی و شخصیتی کولیج و همین طور آزمون هوش ماتریس های رنگی ریون استفاده شد. داده ها با آزمون t مستقل تحلیل شدند.
یافته ها: این کودکان در کارکردهای اجرایی سازمان دهی و تصمیم گیری - برنامه ریزی با گروه عادی تفاوت داشتند، ولی در زمینه کارکرد بازداری هیچ تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های فوق می توان برای کاهش نارسایی کارکردهای اجرایی، راهبردهای زیر را پیشنهاد نمود: تاکید بر کار شخصی و اضافی خارج از مدرسه؛ استفاده از ابزارهای برنامه ریزی مثل ساعت، تقویم و رایانه؛ تاکید بر آموزش مهارت های تفکر و حل مساله؛ و استفاده از داروهای محرک روانی.