هدف از این بررسی تعیین میزان اثر بخشی ارتباطات، میزان منطقی بودن رفتار و شناسایی همبستگی بین دو متغیر مذکور می باشد. همچنین از جمله اهداف دیگر این تحقیق ، بررسی میزان همبستگی ارتباطات و رفتارهای منطقی با سن، جنس و میزان تحصیلات می باشد. روش تحقیق توصیفی بوده و جامعه آماری (آزمودنیها) تمامی اعضای هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه باهنر کرمان در سال 1383 هستند. تعداد اعضای مذکور40 نفر بوده است که کلیه آنها با روش سرشماری (تمام شماری ) انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات در مورد ارتباطات از طریق پرسشنامه شناسایی ارتباطات سوسمان و کریونوس و در مورد رفتار منطقی از طریق پرسشنامه شرکی و وایتمن استفاده شده است. تعداد 38 پرسشنامه بوسیله اعضای هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی تکمیل شده و عودت داده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نمودار پراکنش، ضریب همبستگی پیرسون و شاخصهای مرکزی (میانگین و میانه) و نمودار جعبه ای انجام گردید . نتیجه این پژوهش نشان داد که 8/83% آزمودنیهای از نظر ارتباطات خیلی مؤثر و مؤثر ، 5/10% تا حدی مؤثر بودند و همچنین از نظر میزان اثر بخشی ارتباطات اعضاء هیئت علمی با زیردستان 1/42% بسیار مؤثر ، 7/44% مؤثر ، 2/13% تا حدی مؤثر و با مافوقها 6/31% بسیار موثر، 8/36% مؤثر و7/23 % تا حدی موثر و همچنین با همکاران 6/31% بسیار موثر، 8/36% مؤثر و 7/23% تا حدی مؤثر بودند. در مورد رفتار منطقی 1/71% نسبتاً مناسب و نامناسب و 29% مناسب و کاملاً مناسب بودند و بین رفتار منطقی و تأثیر پذیری ارتباطات همبستگی منفی ضعیفی مشاهده شد.
پژوهش حاضر به بررسی چگونگی رابطه بین افسردگی و میزان اعتقادات مذهبی در میان دانش آموزان دبیرستانهای شهر زاهدان می پردازد. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای یک نمونه 272 نفری از دانش آموزان سال دوم دبیرستان انتخاب شدند، ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه محقق ساخته مقیاس خودسنجی اعتقادات مذهبی می باشد. نتایج بدست آمده از پژوهش نشان میدهد که:
1.بین میانگین نمرات افسردگی و اعتقادات مذهبی دانش آموزان همبستگی معکوس وجود دارد.
2.بین میزان افسردگی دختران و پسران تفاوت معنی دار وجود دارد
3.بین اعتقادات مذهبی دختران و پسران تفاوت معنی دار وجود دارد.