هنر با هر تعریفی ، از آن که در جامعه وجود دارد ، یک عنصر اجتماعی است و در ساختار اجتماعی جایگاهی اشغال کرده است و بنابر این به ناگزیر صرف نظر از خواست هنرمند . در رابطه با دیگر عناصر اجتماعی قرار دارد . ساختار اجتماعی بر مبنای رابطه قوا بنا شده است . هر عنصر اجتماعی در پی کسب حداکثر قدرت در ساختار اجتماعی ، بر پایه هزینه های معقول ، هنجارها و ارزش های معینی است . روشن ترین ( اگر نه مهم ترین و قطعا نه تنها ) شیوه کسب یا تنظیم قدرت در هر ساختار اجتماعی مدرن ، سیاست است . هنر چه نسبتی با سیاست ( روشن ترین ابزار و نمود ( ابزار ) قدرت ) دارد ؟ ...
استانلی فیشر از اقتصاددانان صاحب نام در زمینه اقتصاد کلان و به خصوص سیاستگذاری اقتصادی است. وی در تجربة کاری خود، ترکیب مناسبی از فعالیتهای حرفهای آکادمیک (دانشگاهی) در دانشکدههای تراز اول اقتصاد و مناصب مدیریتی در سازمانهای بینالمللی را کنار هم جمع کرده است. وی در مصاحبه حاضر، که در شماره آوریل 2005 مجله پویاییهای اقتصاد کلان به چاپ رسیده، زندگی نامه علمی خود را از ابتدای جوانی به تفصیل تشریح کرده و بهخصوص چالشهای دوران مسئولیت خود در صندوق بینالمللی پول را توضیح میدهد. مصاحبه کننده، الیویر بلانچارد، خود از چهرههای مطرح اقتصاد کلان در دو دهه اخیر است . نام این دو تن از زمان انتشار کتاب "درسهایی در اقتصاد کلان" که بلانچارد و فیشر آن را نوشتهاند، از مشهورترین نامها در دروس اقتصاد کلان دوره کارشناسی ارشد و دکتری در سرتاسر دنیاست. نکته اینجاست که با وجود آنکه اقتصاد کلان طی دو دهه گذشته تقریباً از نو متولد شده، کتاب بلانچارد و فیشر هنوز از معتبرترین کتب درسی اقتصاد کلان است. این مصاحبه به همان اندازه که برای علاقهمندان به جنبههای سیاستی و کاربردی اقتصاد کلان جالب است، برای شیفتگان جنبههای نظری این شاخه پرتحول اقتصاد نیز جالب توجه خواهد بود. بهخصوص کارشناسان اقتصادی و مالی از هر دو منظر میتوانند نکات زیادی از مطالعه این مصاحبه بیاموزند...
این مقاله در مورد نظریه و عمل روششناسی اقتصاد به رشتة نگارش درآمده است و به مسئله مستعمل و نخنمای رایج مقایسة نظریه با عمل نمیپردازد. شناسایی روششناسی که اقتصاددانان واقعاً در عمل به کار میبندند بسیار جالبتر از پرسش در مورد عمل آنها بدان چیزی است که از آن جانبداری مینمایند. به روشنی، این پرسش تا حدودی تجربی است و همچون تمام پرسشهای تجربی، نیازمند چارچوبی نظری برای بررسی جزئیات تجربی است. بدین منظور به ارائة «نظریة روششناسی» میپردازم که در بیش از 30 سال گذشته آن را بهکار بستهام. با توسل به این نظریة روششناسی برخی از شیوههایی را بررسی خواهم کرد که امروزه روششناسی از طریق آنها به عمل در میآید.
تغییرات زمانی و مکانی بارش از ویژگیهای اصلی اقلیم ایران می باشد. طبق آمارهای موجود، ایران بین سالهای 1966 تا 1974 دوره خشکی را پشت سر گذاشته، در حالی که بین سالهای 1974 تا 1983 دوره ترسالی داشته است. در مقاله حاضر تغییرات زمانی و مکانی مذکور برای سالهای 1966 تا 1998 محاسبه و ترسیم شده است. نتیجه این مطالعه نشان می دهد که سالهایی که میانگین بارش سالیانه برابر میانگین کل یا بیشتر است 14 سال و سالهایی که میانگین بارش سالیانه کمتر از میانگین کل است 19 سال میباشد. به عبارت دیگر، چولگی منحنی فراوانی میانگین بارشهای سالیانه به طرف بارشهای کمتر از میانگین می باشد . نتایج پهنهبندی تغییرات مکانی وزمانی بارش نشان دهنده 7 الگوی مکانی بارش و 7 الگوی زمانی بارش در سطح کشور است.