سفر سخت و پررنج کمال الدین عبدالرزاق بن اسحاق سمرقندی، سفیرشاهرخ تیموری دردکن ، به سوی هند دستاورد ویژه ای برای شاهرخ به همراه نداشت، اما وی شرح سفر سه ساله خود را نگاشت و آن را مطلع السعدین و مجمع البحرین نامید که منبعی پر ارزش و مستند از تاریخ امپراتوری هندویی بیجانگر و بخشی از تاریخ هند است.
سفارت بریتانیا در تهران در سال 1888 (م) با ارسال یادداشت رسمی به وزارت امور خارجه ایران بر مالکیت مشاع یا دوگانه حاکمیت قوام لنگه و شارجه بر جزایر سه گانه تاکید کرد اما استدلال دولت بریتانیا در نفی حاکمیت و مالکیت دولت ایران بر جزایر سه گانه آن چنان سست و بی اساس بود که کارشناسان بریتانیا نیز آن را نپذیرفتند.
این کتاب به برسی آن زمینه های سیاسی و اجتماعی می پردازد که بین سال های 1979 تا 1986 در سه کشور ایران، نیکاراگوئه و فیلیپین وقوع انقلاب را موجب شدند. به گفته نویسنده، این اثر اولین مطالعه تطبیقی درباره انقلابات در این سه کشور است. بر این اساس عمده توجه نویسنده بر گروه های تاثیر گذار اجتماعی در این سه کشور از جمله دانشجویان، روحانیت، کارگران و سرمایه داران متمرکز می شود، ضمن آن که تحلیلی از ایدئولوژی های موثر و منافع کنشگران اجتماعی عمده عرضه می شود. پارسا از این رهگذر اساسا می کوشد نظریه های رایج در مورد انقلاب اجتماعی را به چالش بکشد و یک مدل بدیل در این باره ارایه نماید که در آن متغیرهای دیدگاه های مختلف در ترکیب با هم مد نظر قرار می گیرند.
این مقاله در پی آن است تا اهمیت سرمایه اجتماعی در حکمرانی خوب و شکنندگی و آسیب پذیری آن در برابر رفتار و اقدامات دولت را برجسته کند. سرمایه اجتماعی سنگ بنای جامعه مرفه و دولت کارآمد است و در سایه حفظ، تقویت و انباشت این منبع ارزشمند است که جامعه می تواند از دستاوردهای توسعه و حکمرانی خوب بهره مند شود. از این رو، دولت نه فقط باید پیامدهای اقداماتش بر سرمایه اجتماعی را ارزیابی کند، بلکه لازم است همواره محیط اجتماعی اعتمادآوری را فراهم آورد که اعتمادپذیری، تمایل به حفظ قول و قرارها، تمایل به همکاری و همیاری و واردشدن در شبکه های اجتماعی را برای اعضای جامعه سودمند و معنادار سازد. نگارنده معتقد است که سرمایه اجتماعی با تعدیل یا از مطلوبیت انداختن نارسایی هایی چون ناکارایی تخصیصی، کسادی سازمانی، مشکل کارگزاری و فساد در بخش عمومی و نیز تنش و تعارض های احتمالی بین سیاستمداران و بوروکرات ها، و در عین حال تقویت نظارت درونی، امکان عرضه کالای مدیریت عمومی بهتری را فراهم می کند. دولت از یک سو می تواند از طریق بهسازی فردی، اجتماعی و نهادی و نیز تدارک محیط اجتماعی اعتمادزا، زمینه تولید سرمایه اجتماعی را فراهم آورد و از سوی دیگر، با تضعیف منابع سازنده سرمایه اجتماعی به تخریب آن کمک کند.