"هدف از این تحقیق، مطالعه فرایند تقطیع واجی کلام زبان آموزان زبان می باشد که به روش کنترل کردن موقعیت واج (اول کلمه/ وسط کلمه) و تکیه بر روی واج (بدون تکیه/ تکیه دار) انجام گرفته است. بدین منظور از 100 نفر از دانشجویان کارشناسی زبان انگلیسی خواسته شد که جایگاه واج های مورد نظر را در کلمه های از پیش تعیین شده تشخیص دهند. دو مورد عکس العمل دانشجویان و درستی تشخیص جایگاه اوج مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که تقطیع واجی این دانشجویان به طور عمده تحت تاثیر موقعیت واج در کلمه و نه تحت تاثیر این موضوع که واج مورد نظر تکیه دار و یا بدون تکیه بوده است قرار گرفت.
"
" تحقیق حاضر تاثیرات نگرش، انگیزه و سال تحصیلی را بر استفاده از راهبردهای یادگیری زبان توسط دانشجویان ایرانی رشته ی زبان انگلیسی بعنوان زبان خارجی مورد مطالعه قرار داده است. شرکت کنندگان در این تحقیق 126 دانشجوی سال اول و چهارم بودند که در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز در رشته های مترجمی زبان انگلیسی و دبیری زبان انگلیسی مشغول به تحصیل بودند. دو ابزار جهت گردآوری اطلاعات لازم بکار برده شد: یک پرسشنامه راهبردی 50 فقره ای و یک پرسشنامه جهت جمع آوری اطلاعات شخصی نظیر نگرش، انگیزه و سال تحصیلی. در هر دو پرسشنامه از مدل سنجش لیکرت استفاده شده است.
تجزیه و تحلیل نتایج نشانگر این بود که شرکت کنندگان در این تحقیق راهبردی های فراادراکی، اجتماعی، عاطفی و جبرانی را بیش از راهبردهای حافظه ای و ادراکی مورد استفاده قرار داده اند. مضافا به اینکه در این مطالعه نگرش در استفاده ی از راهبردهای یادگیری از تاثیر بسزایی برخوردار بود. بدین معنی که یادگیرندگان با نگرش مثبت از راهبردهای ذکرشده بیشتر از یادگیرندگان با نگرش منفی استفاده می کردند. از نظر انگیزه دانشجویانی که از انگیزه ی درونی برخوردار بودند نسبت به دانشجویانی که دارای انگیزه ی ابزاری بودند از بکارگیری راهبردهای یادگیری بیشتر استفاده می نمودند. بعلاوه سال تحصیلی تاثیر معناداری بر استفاده از راهبردهای یادگیری زبان به طور کلی داشته است. بدین معنی که دانشجویان سال آخر در مقایسه با دانشجویان سال آخر در مقایسه با دانشجویان سال اول از این راهبردها استفاده ی بیشتری می کرده اند.
"
"این موضوع که زنان و مردان دارای وضعیت متفاوت و در نتیجه نیازهای متفاوتی از نظر توسعه هستند، مورد قبول است. این واقعیت بر هیچ کس پوشیده نیست که بدون در نظر گرفتن زنان که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، دست یابی به توسعه واقعی میسر نخواهد شد. لذا بایستی به اهمیت این نقش در توسعه توجه شود و مشکلات زنان هم به خاطر بهبود وضعیت آن ها و هم به منظور افزایش در تولید حل گردد. این مقاله به بررسی موقعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی زنان روستایی در سه روستای توسعه نیافته، نیمه توسعه یافته و توسعه یافته در استان فارس پرداخته است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش تحقیق موردی با استفاده از پرسش نامه می باشد. در این مطالعه جنبه های اقتصادی شامل درآمد خانوار، دارایی ها و استقلال زنان، جنبه های اجتماعی شامل بعد خانوار، میزان سواد زن، همسر و فرزندان، میزان ساعات فراغت، دسترسی به خدمات آموزشی و اعتبار و جنبه های فرهنگی شامل قدرت تصمیم گیری، منزلت و حقوق زنان در خانواده، مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد توسعه منجر به افزایش درآمد خانوار و سطح سواد زنان گردیده، اما بر اشتغال زنان به کارهای کوچک درآمدزا، تاثیر منفی گذاشته است، به طوری که زنان در روستای توسعه یافته، بیشتر به بهبود زندگی در منزل می پردازند. توسعه بر تشکیل کلاس های آموزشی و دسترسی به اعتبارات، موثر بوده اما مشارکت زنان در تصمیم گیری امور خانواده کاهش یافته است. منزلت زن در خانه طی جریان توسعه کاهش یافته و همسر آزاری افزایش پیدا کرده است. در نهایت توسعه بر میزان رضایت زنان روستایی از وضعیت خود موثر بوده است. در آخر، پیشنهاد شده است که توسعه، بایستی علاوه بر توجه به جنبه های تکنولوژیکی و عمرانی، با توجه به جنبه های روحی - روانی ابعاد وجود بشری نیز برنامه ریزی و طراحی شود.
"