یکی از درخشان ترین ادوار نقاشی ایرانی مربوط به عصر صفوی بوده و مکتب اصفهان آغازگر تحولاتی جدید در این عرصه به شمار می آید. تجزیه و تحلیل نقاشی این دوران نه فقط امکان شناسایی شیوه های هنری این عصر و تصویری از تکامل تدریجی نقاشی را فراهم می آورد، بلکه: با هر بار اندیشیدن و بازاندیشی در مورد آثار هنری این دوران، امکان شناسایی زوایای ناشناخته و پنهان این عرصه نیز فراهم می آید. این مقاله در مورد نگاره هایی که یک ویژگی منحصر به فرد دارند بحث می کند: تمام آنها دارای نقش مهرهای شاه عباس اول هستند. در بررسی این آثار، دستیابی به بهترین نتیجه از انتخاب نگاره هایی حاصل می شد که در محدوده یک مکتب و در زمانی مشابه خلق شده بودند. در این راستا آثار سه تن از برجسته ترین نقاشان این عصر به نام های محمدی، محمد قاسم و رضا عباسی مطالعه گردید. پس از بررسی مشخص شد که اگرچه حضور این مهرها می توانند به تاریخ خلق اثر اشاره داشته باشند، اما نمی توان در این مورد به نتیجه گیری قاطعی دست یافت. از این رو مطالعه انتساب های موجود بر حاشیه تصاویر نیز می توانست اطلاعات جدیدی در مورد هنرمندان مذکور ارائه دهد. از جمله اینکه: نیمه اول قرن هفدهم از نظر استاد متنوع و غنی بوده و دیگر با یک شخصیت محوری «رضا عباسی» تفسیر نمی شود.
تمرکز بیش از حد جمعیت و فعالیت، عمدتاً در بزرگ ترین شهرهای کشورهای در حال توسعه، باعث جذب بخش عمدهای از پتانسیلهای توسعهای این کشورها به این شهرها شده و در نتیجه این شهرها به طور نسبی بیش از حد بزرگ تر از دومین و سومین شهر این کشورها شدهاند. برخی از کشورهای در حال توسعه، برای مقابله با این پدیده نخست شهری و تبعات سوء آن سیاستها و اقدامات مشخصی را به کار گرفتهاند. در ایران نیز برای جلوگیری از رشد شتابان و فزاینده شهر تهران، از اواسط دهه چهل خورشیدی به بعد، سیاستها و اقدامات متعددی به کارگرفته شده است. در این مقاله سعی می شود تا با به کارگیری روشهای بررسی میزان نخست شهری، برای این سئوال که آیا به کارگیری سیاستهای تمرکززدایی توانستهاند از تمرکز بیش از حدّ فعالیت و جمعیت در تهران بکاهند، پاسخی بیابد. نتایج به دست آمده از این بررسی نشان می دهد که نخست شهری کماکان در کشور وجود دارد. علی رغم این، توزیع نظام شهری کشور از سال 1335 تا 1355 با روند تمرکز بیش از حد و یا نخست شهری بیشتر همراه بوده و از سال 1355 به بعد و تا 1375 به تدریج از تمرکز آن کاسته شده و به سمت توزیع متناسب تری در حال حرکت بوده است و اعمال سیاستهای تمرکززدایی از اواسط دهه 1340 به بعد باعث کاهش میزان نخست شهری تهران شده و در شکلگیری نظام شهری موجود کشور تأثیرگذار بوده است. نتایج به دست آمده از این بررسی نشان می دهد که نخست شهری کماکان در کشور وجود دارد. علی رغم این، توزیع نظام شهری کشور از سال 1335 تا 1355 با روند تمرکز بیش از حد و یا نخست شهری بیشتر همراه بوده و از سال 1355 به بعد و تا 1375 به تدریج از تمرکز آن کاسته شده و به سمت توزیع متناسب تری در حال حرکت بوده است و اعمال سیاستهای تمرکززدایی از اواسط دهه 1340 به بعد باعث کاهش میزان نخست شهری تهران شده و در شکلگیری نظام شهری موجود کشور تأثیرگذار بوده است.
"مقاله حاضر با بررسی روشهای موثر آگاهسازی و آموزش در حوزه سلامت، به دو شیوة آموزش سنتی و نوین در این زمینه میپردازد. نگارنده معتقد است در حالی که مدلهای سنتی آموزش سلامت، بر جنبههای فردی و معمول تاکید دارند، در آموزشهای نوین، تاکید بر توانمندسازی و عمل اجتماعی است. اگر آموزش تعاملی و مقتدرساز در حوزه سلامت از طریق رسانه اجرا شود، ارزشها، نگرشها و رفتارها به مرور در فرد و جامعه تغییر خواهند یافت زیرا در روشهای نوین آگاهسازی، به برانگیختن سطحی فرد و جامعه بسنده نمیشود بلکه سعی در تعمیق آگاهی پیامگیران و انگیزش حس مشارکت واقعی آنهاست.
" "آگاهسازی موثر، رسانه، سلامت.
"
"ایدز در حالی که همچنان یک موضوع مهم حوزة سلامت است، مهمترین مانع در برابر توسعه نیز هست. مؤثرترین راه مبارزه علیه ایدز آموزش بهداشت است، از طرف دیگر اگر آموزشهایی که تا به حال انجام گرفته کاملاً مؤثر بود نباید 3/4 میلیون عفونت جدید در سال 2006 به وجود میآمد. بنابراین پیامها باید تا زمان مورد نیاز برای افزایش درک مردم از آنها در اشکال متفاوت ارائه و تکرار شوند. در این میان رسانههای جمعی در مبارزه علیه ایدز نقش حیاتی دارند و میتوانند عامل مهمی در وارونه کردن پیشروی HIV/AIDS باشند. نویسندگان این مقاله پس از توصیف اپیدمیولوژیک ایدز در جهان و ایران به بررسی مطالعات انجامشده دربارة رسانهها و ایدز پرداختهاند.
" "ایدز، آموزش، رسانه، منابع اطلاعاتی.
"