هدف این مقاله، اندازهگیری کارایی فنی و بازدهی نسبت به مقیاس تولید، با استفاده از روش تحلیل پوششی دادههاست. بدین منظور، وضعیت کارایی فنی و بازدهی نسبت به مقیاس منتخبی از شرکتهای بیمه خصوصی و دولتی در دوره زمانی 1384 و 1385 مورد بررسی قرار میگیرد. نتایج بهدست آمده نشان میدهد که با فرض وجود بازدهی متغیر نسبت به مقیاس، شرکتهای بیمه ایران، توسعه و رازی، در مقایسه با سایر بیمهها دارای بیشترین میانگین کارایی فنی و بیمههای کارافرین، دی و آسیا دارای کمترین میانگین کارایی فنی هستند. از بین شرکتهای منتخب، بیمه رازی از مطلوبترین عملکرد نسبت به بقیه شرکتها برخوردار است. به عبارتی این شرکت در سالهای مورد بررسی کاملا از نظر فنی کاراست و همچنین در مقیاس بهینه اقتصادی (بازدهی ثابت نسبت به مقیاس) قرار دارد. نتایج تحقیق همچنین نشان میدهد که شرکتهای بیمه دولتی (ایران،آسیا،البرز و دانا)، در این دو سال همواره در مرحله بازدهی کاهشی نسبت به مقیاس قرار دارند. لذا سیاست کارا برای این شرکتها، میتواند کوچکتر کردن مقیاس اقتصادی، همراه با کاهش نهادههای تولید باشد.
برای ارزیابی عملکرد طرح های اقتصادی- توسعه ای و رتبه بندی آنها در مقایسه با یکدیگر، روش های گوناگونی وجود دارد. این روش ها هم بر رویکردهای کمی است و هم کیفی. اما با توجه به اینکه واقعیت های پیرامون ما بر عدم دقت بنا نهاده شده و روشهای کمی بر خلاف نامشان، از صحت کافی برخوردار نیستند، بنابراین کارایی لازم در فضای تصمیم گیری کیفی را ندارند و روش های کیفی ارجح ترند. به همین دلیل بهکارگیری روشهای کیفی به منظور استفاده از طیف گسترده تری از نظرات افراد خبره در فراگرد تصمیم سازی و تصمیم گیری، سبب ارتقای سطح اعتبار یافته های علمی پژوهشگران و افزایش قابلیت اطمینان فضای تصمیم گیری مدیران و سیاستگذاران می شود. این مقاله، یافتههای مطالعه ای را ارایه می کند که با استفاده از روش تحلیل محتوا، ابتدا با رویکردی سیستمی و تکیه بر "مدل ریاضی اصیل"، به ارزیابی و تحلیل عملکرد طرح های اقتصادی- توسعه ای غرب مازندران پرداخته و در ادامه با استفاده از روش یاگر، به امتیازدهی و رتبه-بندی آنها میپردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد طرح های اقتصادی- توسعه ای آن منطقه بیش از آنکه منفعت زا عمل کنند، گاهی توسع? ناحیه ای و محلی را در آن منطقه به سمت ناپایداری سوق داده اند. ارایه سیاست های بهینه برای انتقال وضع موجود در آن منطقه به سمت موقعیتی مطلوب تر (از نظر پایداری توسعه)، از یافته های تکمیلی این مطالعه است.
این مقاله به این سؤال پاسخ میدهد که چه عواملی سبب مؤفقیت مؤسسات مالیه خرد در ایجاد دسترسی پایدار به خدمات مالی برای فقرا شدهاند؟ در این راستا، ازیکسو شیوههای عملیاتی مؤسسات مالیه خرد مبتنی بر اصول بنیادی اقتصاد خرد در زمینههای اطلاعات نامتقارن، ریسک و هزینه مبادله تحلیل میشود. از سوی دیگر با استفاده از دادههای مربوط به عملکرد مؤسسات مالیه خرد در سطح جهان، که ویژگیهای مؤسسات مالیه خرد موفق نشان داده میشود. تأکید بر پایداری و اولویت بخشیدن به آن، عدم دخالت دولت و استفاده از چارچوب عملیاتی متفاوت با بانکداری متعارف نظیر وامدهی گروهی، از مهمترین ویژگیهای مؤسسات موفق بوده است. نتایج این تحقیق، برای سیاستگذاری در زمینه مالیه خرد بهعنوان راهکاری برای ارائه خدمات مالی به گروههای فقیر و کم درآمد مفید است
در این مقاله به تحلیل نظری یکی از مهمترین مسایل مرتبط با توسعه در ایران، یعنی مدیریت توسعه پرداخته ایم. از آنجا که به اعتقاد ما قریب به یک قرن است که پیشگامان مدرنیته در کشور عموما و مدیریت توسعه بالاخص، مکتب نوسازی را آگاهانه یا غافلانه، در امر توسعه، الگوی خود قرار داده اند، از این رو ابتدا مبانی نظری و روش شناختی این مکتب را مطرح و سپس با نقد آن، به معرفی چهارچوب نظری خود که مبتنی بر رویکرد هابرماس است، مبادرت نموده ایم. بر اساس این تحلیل نظری به این نتیجه دست یافته ایم که مهمترین ویژگی مدیریت توسعه در ایران، تکیه بر بخش سخت افزاری وارداتی و غفلت از بعد نرم افزاری توسعه (بعد اجتماعی- سیاسی و فرهنگی) است. انتخاب این رویه، باعث گردیده که زیست جهان اجتماعی تحت تسخیر سیستم درآید و به تدریج آثار زیانبار خود را به صورت افزایش آسیب ها و جرایم اجتماعی، نشان دهد.