این مقاله ضمن مرور مهم ترین آموزه های شکل گیری خط مشی در پارادایم مدرنیسم، با بهره گیری از روش ساختار شکنی ژاک دریدا به بازسازی این دانش، در زمینه آموزه های پست مدرنیسم می پردازد. بر این اساس، در بخش نخست، آموزه های کلیدی مدرنیسم، در قالب بحث از عینیت گرایی، عقلانیت، توسعه و وحدت گرایی و تاثیر آن در شکل گیری خط مشی مرور می شوند. در بخش دوم، ضمن معرفی آموزه های مختلف پست مدرنیسم، نظریات شکل گیری خط مشی در پارادایم پست مدرن بازسازی می شوند.این مقاله ادعا نمی کند که بر خلاف مشی متفکران پست مدرن، به بازسازی دانش تدوین خط مشی پست مدرن، در قالب یک فراروایت می پردازد؛ بلکه صرفا، در مقام تبیین و نقد نظریات مدرن سیاست گذاری در زمینه ای جدید است.
پژوهش کیفی فرصت مناسبی برای گسترش قلمرو بررسی های روان شناختی به حوزه هایی که قابل کمی سازی نیست، فراهم می آورد؛ اما چالش های خاصی را نیز در مورد موضوع معیارهای ارزیابی پژوهش همانند اعتبار و روایی پیش می کشد. به طور کلی، پژوهشگران کیفی به معیارهای پژوهشگران کمی به هنگام ارزیابی آثارشان معترضند و آنها را رد می کنند. این معیارها شامل روایی، اعتبار و تعمیم پذیری است.این مقاله تلاش می کند با ملاحظه مفهوم رویکرد و تاثیر آن بر موضوع علم، از معیارهای اثبات گرایی سنتی درباره اعتبار، پایایی و تعمیم پذیری فاصله گرفته اند و به ارایه صورت بندی متفاوتی از این مفاهیم که با پژوهش کیفی همخوانی داشته باشد بپردازد. به نظر می رسد برای پژوهش های کیفی، قضاوت درباره درستی فرآیند پژوهش و کیفیت محصول نهایی مستلزم معیارهای ارزیابی کاملا متفاوتی است.