مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۰٬۲۸۱ تا ۳۶۰٬۳۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
بررسی وضعیت خاک فضای سبز شهر سبزوار از نظر عناصر میکرو
حوزههای تخصصی:
درباره ترجمه قدیم سریانی «کلیه و دمنه»
محمدعلی افراشته
حوزههای تخصصی:
فکر کردن به یک «تو»
حوزههای تخصصی:
تاثیر کتب «ترویج کتابخانی» بر میزان مطالعه کودکان و نوجوانان به همراه نقد و بررس کتاب های روانشناسی خواندن نوشته دکتر اکرم پدرام نیا و رویکردهای ترویج کتابخوانی نوشته دکتر کمال پولادی
حوزههای تخصصی:
او دیگر تنها نیست
حوزههای تخصصی:
میان ماندن و رفتن: بحثی در یک بُن مایه در غزل سعدی
حوزههای تخصصی:
نویسنده در این مقاله به بنمایه (عنصر بنیادین و تکرارشونده در تصاویر و توصیفات در اثر ادبی از جمله شعر) در غزل سعدی میپردازد و بحث تردید و دودلی یا فروماندگی شاعر میان دو یا چند شق متضاد در اشعار سعدی که تضاد یا پارادوکس نامیده میشود را بررسی میکند، مفاهیمی چون دوست و دشمن، عاشق صادق و مدعی، میان معشوق و تمامی عالم یا میان محبوب آسمانی و زمینی و... او منشا حالات و عواطف متضاد را سرشت تراژیک عشق و بنبستها، وسواسها، امیدها و نومیدیها یا ناسازگاریهای میان لذتها و رنجهای آن و به طور کل تمامی احوال دوسویه و دوقطبی آن میداند.
شاهکار ادبیات کودک و نوجوان انقلاب پس کی خلق می شوی؟
حوزههای تخصصی:
نقد و معرفی کتاب: راهنمای فرهنگ نگاری عملی آکسفورد، سو اتکینز و مایکل راندل، انتشارات دانشگاه آکسفورد، 2008
حوزههای تخصصی:
بررسی هوش فرهنگی رؤسای بانک های دولتی و غیر دولتی شهر اصفهان و تاثیر آن بر عملکرد آنان بر اساس الگوی کارت متوازن (BSC)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که ایران کشوری با اقوام، زبان ها و فرهنگ های مختلفی است. سازمان ها و نهادها نیز متشکل از کارکنان و مشتریانی است با زمینه های فرهنگی متفاوت. در این راستا مدیران با عنایت به تنوع فرهنگی موجود در سازمان ها برای مهارکردن تعارض های حاصل از آن و استفاده از فرصت ها در ایجاد خلّاقیت و نوآوری برای پیشبرد اهداف سازمانی و اثربخشی عملکرد خود بایستی قابلیت های زیادی را در خود بپروراند. یکی از قابلیت های اساسی که مدیران را در ایفای وظایف قادر می سازد که عملکردی مطلوب داشته باشند هوش فرهنگی می باشد. هوش فرهنگی عبارتست از توانایی برای خود از طریق یادگیری پیوسته و درک مطلوب تنوعات فرهنگی، ارزش ها و تعقل گرایی و درک انسان ها در بستر فرهنگ و تفاوت های رفتاری آن هاست. از آن جا که رسیدن به این قابلیت برای مدیران بسیار حایز اهمیت می باشد، پژوهشگر را بر آن داشت تا پژوهشی پیرامون بررسی میزان هوش فرهنگی رؤسای بانک های دولتی و غیردولتی و تاثیر آن بر عملکرد آنان بر اساس یک فرضیه ی اصلی و پنج فرضیه ی فرعی به انجام رساند. روش شناسی پژوهش، از نوع توصیفی همبستگی و سطح آن بنیادی است. جامعه آماری تحقیق را رؤسای بانک های دولتی و غیردولتی شهر اصفهان که شامل 549 نفر کل جامعه آماری را تشکیل داده اند که از بین آن ها 221 نفر به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری لایه ای انتخاب شده اند. برای گردآوری داده های مورد نیاز پرسشنامه ای در دو قسمت تهیه گردید که روایی صوری و محتوایی در سطح بال بوده و پایایی آن نیز، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، آزمون شده و مورد تایید قرار گرفته است. بین هوش فرهنگی رؤسای بانک های دولتی و غیردولتی با عملکرد آنان رابطه ی مثبت و معناداری وجود ندارد. امّا در بین برخی از ابعاد هوش فرهنگی و عملکرد رؤسای بانک ها رابطه وجود دارد. از میان ابعادی که با عملکرد رابطه دارد بعد انگیزش هوش فرهنگی و بعد استراتژی هوش فرهنگی می باشد. این یافته ها این نکته مهم را خاطر نشان می سازد که رؤسای بانک ها اگر انگیزش هوش فرهنگی و استراتژی هوش فرهنگی داشته باشند عملکرد موفق تری خواهند داشت.
شناسایی ویژگیهای مهم دانشگاه های هزاره سوم به منظور ارایه چارچوبی مناسب برای دانشگاه های ایران در راستای حرکت از دانشگاه های سنتی به دانشگاه های نوین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش بسیار مهم دانشگاه ها در عصر رسانه ها و شکل گیری جامعه اطلاعاتی و با توجه به پدیده جهانی شدن و نفوذ بازار بی کنترل فرهنگ غرب که موجب گردیده بسیاری از ضد ارزشها به صورت ارزش و مشروع جلوه کرده و جامعه دانشگاهی را در معرض آسیب و تهدید قرار دهد، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی به منظور نهادینه کردن مؤلفه های دانشگاه هزاره سوم در دانشگاه های ایران به روش توصیفی – پیمایشی انجام شده است. برای تحقق هدف کلی ابتدا تعداد83 بعد و مؤلفه از طریق مطالعه منابع مربوط شناسایی شد و چارچوب پیشنهادی مطابق با مؤلفه های تنظیم شده در دو قسمت اهداف و فلسفه چار چوب و چارچوب ادراکی شکل گرفت. جامعه آماری این پژوهش را اعضای هیئت علمی تمام وقت دانشگاه های اصفهان، صنعتی اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی تشکیل داده اند.به منظور تعیین چارچوب نهایی پرسشنامه بر روی یک نمونه آماری متشکل از 200 نفر از افراد جامعه آماری اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و واریانس) و آمار استنباطی (تحلیل عاملی) استفاده گردید. اهم یافته های این پژوهش از این قرار است: 1- تدوین مهمترین مؤلفه ها و ویژگی های دانشگاه هزاره سوم 2- تدوین چارچوب مناسب برای دانشگاه های ایران و تعیین روایی سازه مؤلفه ها از طریق تحلیل عاملی. به این ترتیب بخش فلسفه و اهداف چارچوب با روایی سازه بالا تایید گردید، اما در بخش چهارچوب ادراکی ترکیب مؤلفه های اصلی تغییر یافت و 83 زیر مؤلفه که در چارچوب پیشنهادی ذیل شش مؤلفه اصلی قرار گرفته بود در 14 عامل توزیع گردید و به این ترتیب چارچوب نهایی به دست آمد
عوامل فردی و سازمانی مؤثر بر عدم کشف پرونده های قتل
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال سوم زمستان ۱۳۸۷ شماره ۴
452 - 473
حوزههای تخصصی:
توجه به عوامل فردی وسازمانی مؤثر بر عدم کشف پرونده های قتل می تواند راهگشای معماهای پیچیده پلیسی در کشف قتل باشد. بررسی این عوامل در شهرستان ماهشهر در سال های 1376 تا 1386 به روش توصیفی- پیمایشی انجام شد و براساس نظرسنجی از جامعه آماری به تعداد 60 نفر شامل خبرگان (کارآگاهان پی جویی قتل، دادستان، بازپرسان ویژه قتل، حقوقدانان و وکلای دادگستری) و قاتلین ماهشهر در سال های 1376 تا 1386 با استفاده از ابزارهای پرسشنامه و مصاحبه به مرحله اجرا در آمد. و از طرفی نیز کلیه پرونده های قتل در محدوده زمانی نیز مورد بررسی اسنادی قرار گرفته و موانع و مشکلات و نواقص تحقیق احصاء گردید. این پژوهش به بررسی میزان تأثیر عدم هدایت عملیاتی مناسب، ضعف تجزیه و تحلیل اطلاعات مکتسبه در پرونده های قتل، عدم استفاده از فناوری های نوین، عدم توجه به زمان در پرونده های قتل بر عدم موفقیت کارآگاهان کشف قتل می باشد. نتایج حاصل از مصاحبه ها و اسناد پرونده ها با روش تحلیل محتوا و سؤالات پرسشنامه و با آزمون های آماری(توصیفی و خی دو) ارزیابی شدند. نتایج نشان می دهدکه: عدم هدایت عملیاتی مناسب، ضعف تجزیه وتحلیل اطلاعات مکتسبه در پرونده های قتل، عدم استفاده از فناوری های نوین، عدم توجه به زمان و عدم مدیریت زمان در پرونده های قتل از عوامل فردی و سازمانی هستند که تأثیر فوق العاده و معناداری بر عدم موفقیت کارآگاهان کشف قتل دارند. براین اساس و با توجه به بررسی نتایج حاصله از مصاحبه و آزمون های آماری انجام شده تمامی سؤالات در عدم کشف پرونده های قتل مؤثر بوده اند.
اندازه گیری پتانسیل تجاری طرحهای تحقیقاتی با استفاده از منطق فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
اعتلای صنعتی و اقتصادی هر جامعه ای مرهون تحقیقات علمی و سازمان یافته آن جامعه است. تشخیص نیاز بازار مصرف، اجرای تحقیقات و مطالعات برای توسعه فنّاوری و در نهایت تجاری سازی آن از مراحل اجتناب ناپذیر ایجاد یک فنّاوری جدید است. سازمانهای تحقیقاتی از طریق تجاری سازی فنّاوریها، هزینه های توسعه فنّاوریهای خود را جبران کرده و امکان سرمایه گذاری در فنّاوریهای بهتر و پیشرفته تر را برای خود به وجود می آورند. یکی از راهکارهایی که برای برطرف کردن مشکل تجاری سازی طرحهای تحقیقاتی ارائه شده ارزیابی مقدماتی پتانسیل تجاری شدن آنها قبل از اجرای طرح است، اما آنچه که از اهمیت ویژه ای برخوردار است چگونگی برآورد پتانسیل تجاری دستاوردهای تحقیقاتی می باشد. پتانسیل تجاری عبارت است از احتمال تجاری شدن یک فنّاوری جدید. هر فنّاوری جدید برای تجاری شدن و رسیدن به بازار نیازمند حرکت و پیشرفت در یک مسیر پر پیچ وخم، متغیر و غیرقابل پیش بینی است. بنابراین تعیین پتانسیل تجاری یک فنّاوری جدید پیش شرط لازم برای تعریف موفق راهبرد تجاری شدن آن می باشد. تمرکز این مقاله بر توسعه یک سیستم فازی برای اندازه گیری پتانسیل تجاری فنّاوریهای برگزیده برای توسعه در مراحل اولیه و قبل از صرف زمان و منابع، بر مبنای مدل ارزیابی راهبرد فنّاوری 1(STEP) می باشد. بر مبنای مدل STEP، هر فنّاوری جدید برای تجاری شدن نیازمند برخی ویژگیهای خاص است. این ویژگیها به ابعاد مختلف تقسیم شده و هر یک از ابعاد نیز دارای تعدادی شاخص می باشند. در این مقاله ضمن پرداختن به طراحی یک سیستم فازی به منظور اندازه گیری پتانسیل تجاری طرحهای تحقیقاتی برمبنای مدل STEP، مقدار کمی پتانسیل تجاری یکی از مهمترین طرحهای تحقیقاتی در پژوهشگاه صنعت نفت اندازه گیری می شود.
رویکردی تحلیلی به ضرورت توجه به فرهنگ جوامع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۸۷ شماره ۳
51-62
حوزههای تخصصی:
ویژگیها و اصول نظارت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۲ زمستان ۱۳۸۷ شماره ۶
111 - 128
حوزههای تخصصی:
این گزارش بخشی از ترجمه کتاب با عنوان « عصر جدید مدیریت و نظارت در سازمان پلیس» نوشته مایکل ای. پتریلو و دانیل دلباگنو می باشد. هدف از این ترجمه ارائه چارچوبی برای مطالعه رفتار فردی، گروهی و روشهای مدیریت و نظارت کاربردی به ناظران و مدیران پلیس است. رهبری، نظارت و مدیریت اموری ناملموس و توصیف و ارزیابی آنها دشوار است. با این حال، ناظر با درک و به کارگرفتن مطالب این کتاب می تواند دریابد چگونه به زیردستانش انگیزه بدهد و به چارچوبی شخصی برای نظارت و مدیریت برسد. درک رفتار افراد لازمه روشهای نظارت و مدیریت است. در این کتاب اصول دیرین نظارت با دیدی انتقادی تحلیل و بررسی شده و نشان می دهد، اصول نظارت همچنان معتبر و ارزشمنداند. این نتایج همچنین یادآوری می کند بهتر است به ناظران در حوزه علوم رفتاری و انگیزه آموزش دهیم، چگونه این اصول را مؤثرتر به کار برند. درک صحیح اصول نظارت و علت رفتارهای افراد، همراه با استفاده مؤثرتر از روشهای نظارت، مدیران را در رسیدن به معیارهای نظارت مورد نیاز امروز یاری می دهد. این کتاب بر اساس این مفهوم شکل گرفته که هر ناظری می تواند با مطالعه و یادگیری به ناظر بهتری تبدیل شود و بر رفتار و ضوابط فردی که از ناظر انتظار می رود تأکید دارد.
کشاکش اقتصاد و سیاست
سرمایه داری خانوادگی
حوزههای تخصصی:
مهربان تر از مادر
حوزههای تخصصی:
سفرهای جیمز موریه به ایران
حوزههای تخصصی:







