هدف: هدف از مطالعه اخیر بررسی تأثیر آموزش جرأت آموزی به روش گروهی در افزایش توان کنار آمدن و مقابله با استرس کارگری در گروهی از کارگران کارخانجات شهرکهای صنعتی شهرستان مبارکه بود . روش: از میان کلیه شرکت های قطب صنعتی شهرستان مبارکه تعداد 4 کارخانه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و نهایتاً 16 نفر کارگر مرد که در معرض استرس های کارگری قرار داشتند به طور تصادفی در دو گروه تجربی و شاهد جایگزین شدند. ابزار سنجش عبارت است از پرسشنامه راههای مقابله با استرس ( فولکمن و لازاروس ) بود که در پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. نتایج: داده های بدست آمده از اجرای اصلی با استفاده از روشهای آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و نیز روشهای آماری استنباطی مانند آزمون تی تحلیل گردید. یافته های این پژوهش نشان داد آموزش ابراز وجود یا جرأت ورزی به روش گروهی قادر است توان مقابله با استرس کارگری را در بین آزمودنی های گروه آزمایشی افزایش بخشد
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی سیستم های اطلاعات مدیریت در شرکت شهرکهای صنعتی استان گلستان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه کاربران سیستم شرکت شهرکهای صنعتی بوده بود. صفت مشترک کلیه اعضای جامعه آماری کاربر بودن آنها در سیستم اطلاعات مدیریت شرکت شهرکهای صنعتی است که حداقل 2 سال کاربر سیستم بوده اند. الگوی ارزشیابی سیستم روش IPO بوده و از مدل آهیتوف و نیومان برای سنجش استفاده شده است. در این روش ارزشیابی بر روی سه محور اساسی شامل درونداد، فرآیند و برونداد تأکید می شود که در بر گیرنده عملکرد کل سیستم است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد سیستم اطلاعاتی بالاتر از حد متوسط اثر بخش است و توانسته بطور نسبی رضایت کاربران را در شرکت شهرک های صنعتی جلب نماید.
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان سندرم دلزدگی شغلی نزد کارکنان مراکز مشاوره آموزش و پرورش استان اصفهان بود . روش تحقیق: نمونه پژوهش شامل 193 نفر از راهنمایان و مشاوران شاغل در مراکز مشاوره بود که به طور تصادفی از شهرهای مختلف استان اصفهان انتخاب شده بودند . ابزار تحقیق شامل پرسشنامة 40 سئوالی دلزدگی شغلی گلدارد بود. یافته ها: نتایج نشان داد که تقریباً 37 درصد از افراد مورد مطالعه به طور متوسط و 61 درصد در حد خفیف از سندرم دلزدگی شغلی برخورداراند . همچنین بین مشاوران مرد و زن ، متأهل و مجرد ، دارای سابقه کاری بالا و پایین ، دارای مدارک تحصیلی مختلف ، در گروه مورد پژوهش از لحاظ میزان برخورداری از سندرم دلزدگی شغلی تفاوت معنی داری مشاهده نگردید . امّا ، شیوع سندرم مذکور بین شاغلانی که ابراز داشته بودند از حمایتهای مدیریتی برخوردارند و کسانی که ابراز محرومیت در این زمینه داشتند ، تفاوت معنی داری نشان داد ( 11/9 = t ) . نتیجه: یافته های حاصل در مجموع حکایت از این داشتند که علائمی از سندرم دلزدگی شغلی در بین راهنمایان و مشاوران شاغل در مراکز مشاوره آموزش و پرورش استان اصفهان ، شیوع داشت .
هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی میزان شادکامی و ارتباط آن بامتغیرهای جمعیت شناختی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزاد شهر بود. روش پژوهش:توصیفی از نوع همبستگی بود و نمونه ای شامل170تن از میان3800 نفر با استفاده از روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. حجم نمونه با مراجعه به جدول تعیین اندازه نمونه مورگان و کرجسی تعیین گردید. داده ها با بهره گیری از پرسشنامه شادکامی آکسفورد جمع آوری و با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه و آزمونt برای گروههای مستقل تحلیل شد. یافته ها :تفاوت مشاهده شده بین افراد با سنین مختلف در میزان شادکامی رابطه معنیداری را نشان داد. تفاوت افراد مجرد و متأهل ، زنان ومردان و افراد با مذهب مختلف در نمره شادکامی براساس آزمونt برای گروههای مستقل معنی دار نبود . تفاوت میان افراد در رشته های مختلف تحصیلی و قومیت های مختلف در نمره شادکامی بر اساس آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه معنی دار نبود.