فرزندآوری یکی از مهمترین مؤلفه های علم جمعیت و از جمله موضوعاتی است که درحوزه مسائل اجتماعی، توجه زیادی را به خویش معطوف داشته است. به دلیل اهمیت تحولات جمعیتی ایران در چهار دهه اخیر و تاثیر پذیری فرزندآوری از عوامل اقتصادی، اجتماعی و.. ، پژوهش حاضر در نظر دارد با استفاده از تئوریهای مبادله، وبر، استرلین، فازیو، دورکیم و... به بررسی جامعه شناختی ارتباط بین گرایش دینی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی و منافع اقتصادی با گرایش به فرزندآوری پرداخته و سهم و تاثیر هر کدام از متغیرهای یاد شده را بر میزان گرایش به فرزندآوری مشخص نماید.
روش تحقیق، روش پیمایشی است. به منظور جمع آوری اطلاعات از ابزار «پرسشنامه ساخت یافته» بهره گرفته شده است. جامعه آماری بررسی حاضر، شامل جوانان متاهل شهر تبریز بوده که بر اساس فرمول کوکران، 386 نفر به روش نمونه گیری تصادفی مطبق انتخاب گردیده است. نرم افزار مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل های توصیفی و استنباطی رگرسیونی، SPSS و برای تجزیه و تحلیل های ساختاری چند متغیره، LISREL بوده است.
در مجموع نتایج به دست آمده نشان می دهد که متغیرهای مورد استفاده در پژوهش توانسته اند، 22 درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمایند. نکته قابل توجه این است که مشارکت اجتماعی تاثیر کاهنده ولی متغیر گرایش مذهبی تاثیر فزاینده ای بر میزان گرایش جوانان به فرزندآوری داشته است.
مقدمه: کیفیت زندگی یکی از عوامل مهم در ارزیابی مسایل بهداشتی و درمانی است. به همین دلیل سنجش کیفیت زندگی به صورت امر مهمی درآمده است.
روش کار: این مطالعه ی توصیفی تحلیلی و مقطعی در سال 1386 با حجم نمونه 700 نفر انجام شده این افراد از بین جمعیت 64- 15 ساله ی استان کردستان به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. اطلاعات توسط پرسش نامه ی کیفیت زندگی یوروهیس جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تی، ANOVA، آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل گردیدند.
یافته ها: میانگین نمره ی کیفیت زندگی در مردان به طور معنی داری بالاتر از زنان بود (001/0=P). میانگین نمره کیفیت زندگی در افراد شهری (4/4± 82/27) و روستایی (8/4±66/28) بود (01/0=P). تفاوت معنی داری بین افراد دارای فعالیت ورزشی یا تفریحی با شدت زیاد با افراد دیگر وجود داشت (002/0=P). کیفیت زندگی در افراد سیگاری پایین تر از افراد طبیعی بود (05/0P<). با افزایش سن، نمره ی کیفیت زندگی کاهش مییافت (197/0-= rو001/0 P<). افراد بی سواد کیفیت زندگی پایین تری نسبت به دیگران داشتند (246/13=F و 001/0>P) و افراد دارای درآمد بیشتر کیفیت زندگی بالاتری داشتند (814/13=F و 001/0 P<). افراد با وزن بیشتر (095/0 =r و01/0 P=) وقد بلندتر کیفیت زندگی بهتری داشتند (193/0= r و 001/0 P<).
نتیجه گیری: با توجه به کاهش نمره ی کیفیت زندگی با افزایش سن، عدم فعالیت ورزشی و مصرف سیگار هم چنین کمتر بودن نمره ی کیفیت زندگی در زنان لازم است این مسئله مورد توجه قرار گرفته و برنامه ریزی های لازم در جهت ارتقای کیفیت زندگی صورت گیرد.
مقدمه: در این مطالعه سعی شده است تا شیوع آسیب شناسی روانی در مبتلایان به پسوریازیس در نمونه ای از بیماران درجامعه ایرانی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گیرد.
مواد وروشها: در یک مطالعه مقطعی، 70 بیمار با تشخیص قطعی پسوریازیس، مراجعه کننده به کلینیکهای پوست شهرستان سمنان در طول نیمه اول سال 1387، مورد مطالعه قرار گرفتند. شدت بیماری پسوریازیس با استفاده از شاخص تعیین شدت و مساحت پسوریازیس (PASI) طبقه بندی گردید. اطلاعات مربوط به آسیب شناسی روانی بیماران نیز با استفاده از پرسشنامه SCL90 ارزیابی شد. مقایسه میان متغیرهای طبقه ای بین گروهها از طریق آزمون کای دو و ارتباط میان متغیرهای پیوسته با استفاده از آزمون t ویا آزمون مان-ویتنی انجام گرفت.
نتایج: شایعترین آسیب شناسی روانی تشخیص داده شده در بیماران پسوریاتیک شامل علائم افسردگی (4/31%)، وسواس (3/14%) و علائم اضطرابی (4/11%) بود. رابطه مستقیم معنی دار بین شیوع آسیب شناسی روانی و مدت ابتلا به پسوریازیس در مورد افسردگی مشاهده گردید. بجز پرخاشگری و پارانوییا، شدت سایر علایم روانپزشکی، با شدت پسوریازیس رابطه معنی دار آماری داشتند.
بحث: آسیب شناسی روانی به ویژه علائم افسردگی، وسواس و علائم اضطرابی به طور قابل ملاحظه ای در بیماران پسوریاتیک مشاهده می گردد و این علائم به طور محسوسی با شدت بیماری و هم چنین مدت ابتلا به بیماری پسوریازیس ارتباط قوی دارند.
هدف این تحقیق بررسی رابطه پردازش پس رویدادی و اجتناب شناختی با اضطراب اجتماعی در دانشجویان است.
روش: جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویانی می باشند که در نیمسال اول سال تحصیلی 88-87 مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای 400 دانشجو (221 دختر و 179 پسر) انتخاب شدند و به پرسشنامه پردازش پس رویدادی، پرسشنامه اجتناب شناختی و مقیاس انواع واکنش هراس پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون گام به گام و برنامه SPSS نسخه 16 تحلیل شدند.
یافته ها: بین پردازش پس رویدادی و اضطراب اجتماعی در کل دانشجویان همبستگی معنادار وجود دارد. هم چنین بین فرونشانی فکر، جانشینی فکر و تبدیل تصورات به افکار و اضطراب اجتماعی در کل دانشجویان همبستگی بالایی وجود دارد اما بین حواس پرتی و اجتناب از محرکتهدیدکننده و اضطراب اجتماعی همبستگی معنادار نبود. متغیر های پردازش پس رویدادی و جانشینی فکر بهترین پیش بینی کننده های اضطراب اجتماعی محسوب می شوند به طوری که 19 درصد واریانس اضطراب اجتماعی توسط این متغیر ها قابل تبیین می باشند.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که مبتلایان به اضطراب اجتماعی در قبال رویدادهای محیطی به پردازش شناختی می پردازند و این پردازش پس رویدادی آن ها را به سوی اجتناب بیشتر از محیط اجتماعی سوق می دهدو تداوم اضطراب اجتماعی را پیش بینی می کند. افزایش آگاهی و استفاده از درمان های شناختی به در مان اضطراب اجتماعی و بهبود عملکرد اجتماعی آن ها کمکمی کند.
مقدمه: لذا پژوهش حاضر به بررسی سطح هیجان ابراز شده، افسردگی و فرسودگی مراقب در همسران جانبازان و ارتباط آن با میزان بستری جانبازان می پردازد.
روش کار: این پژوهش مقطعی بر روی 50 نفر از جانبازان بستری در بیمارستان روان پزشکی ابن سینا و همسران شان در سال 1387 انجام شده است. تشخیص اختلال روان پزشکی جانبازان در ابتدای بستری بر اساس مصاحبه ی بالینی نیمه ساختاریافته و ملاک های تشخیصی ویرایش چهارم تشخیص اختلالات روانی گذاشته و شدت بیماری آنان توسط مقیاس تاثیر کلی بالینی ارزیابی گردید. آزمون افسردگی بک، پرسش نامه ی فشار روانی خانواده و مقیاس سطح هیجانی ابراز شده نیز در همسران جانبازان انجام شد. تعداد بستری مجدد جانبازان پس از پیگیری 6 ماهه، استخراج و نتایج تست ها توسط آزمون همبستگی، من ویتنی و ANOVA تحلیل گردید.
یافته ها: میانگین تعداد بستری جانبازان در پیگیری 6 ماهه 28/1 ± 6/1 بار بود. هم چنین 42% از همسران جانبازان دارای علایم افسردگی خفیف، 26% متوسط و 8% شدید بودند. 52% فرسودگی روانی شدید و 14% هیجان ابراز شده ی بالا داشتند. نمرات افسردگی بک، سطح هیجان ابراز شده و زیرگروه های آن و میزان فرسودگی روانی همسران با تعداد دفعات بستری جانبازان رابطه ی معنی داری نداشتند (0.05 >P )
نتیجه گیری: سطح هیجان ابراز شده، افسردگی و فرسودگی همسران جانبازان با تعداد بستری جانبازان ارتباط آماری معناداری نداشت.
موضوع اصلی نامه چیز دیگری بود که در ضمن آن از دکتر داوری درخواست کرده بودیم تا در خصوص سبک زندگی، ما را از نظرات ارزشمندشان بهره مند کنند. در پاسخ دربارهی سبک زندگی این گونه نوشتند.
پیش و پس امور و از جمله امور و اتفاقات بزرگ نقطه تمرکز اذهان بسیار گردیده است؛ این که چه شد که این اتفاق افتاد و یا حال که این اتفاق افتاده، چه می شود. رخدادهای عظیم مصداق بارزتر این امرند. انقلاب اسلامی نیز به مثابه تغییری بنیادین، به جهت عمق و گستره تأثیرگذاری آن، اسباب اشتغال اذهانی چند شده است. پاسخ هایی نیز صواب و ناصواب به این پرسش داده شده است. دکتر موسی نجفی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از جمله کسانی است که تأملات و تتبعات بسیاری در این رابطه داشته اند. متن پیش رو برگرفته از سخنرانی ایشان در دوره آموزشی طرح علم و دین مؤسسه اشراق اندیشه می باشد. وقتی از یک انقلاب صحبت میکنیم باید سه مقطع را در نظر بگیریم. یعنی اگر بخواهیم یک تقسیمبندی درمورد مراحل تکامل انقلاب داشته باشیم، یک مرحله، جنبش و انقلاب است که هدفش سرنگونی نظام سیاسی است؛ یک مرحله، نظام سیاسی است و مرحلهی سوم، تمدن است. مثلا میتوانیم بگوییم جنبش اسلامی یا انقلاب اسلامی، نظام اسلامی و تمدن اسلامی. ما ایرانیها ظاهرا در زمان فعلی نزدیکترین تفکر را به این مرحلهی آخر داریم. یعنی مثلا فلسطینیها در مرحلهی جنبش ماندند و نتوانستند جلوتر بروند. اکثر کشورهای اسلامی نتوانستند به نظام سیاسی برسند و در همان مرحله انقلاب ماندند. حتی بعضیها اصلا انقلاب را هم انجام ندادند.
گرچه پدیده های بزرگ و تأثیرگذار از چشم هیچ صاحب تأملی پوشیده نمی مانند، با این حال نباید چنین پنداشت که همه به یک نحو و در یک شکل و قامت پدیده مورد نظر را به نظاره می نشینند. در واقع دیدن، چیزی است و درست دیدن چیزی دیگر. این که در بهمن پنجاه و هفت پدیده ای در ایران رخ نموده و بسیاری در باب آن نوشته اند و سخن رانده اند، نباید به این معنا پنداشته شود که آن ها همه دیده اند و صحیح دیده اند. در واقع بسیاری از کسانی که در باب انقلاب اسلامی ایران قلم زده اند، به دلایلی متفاوت از جمله عدم هم زبانی آنان با انقلاب اسلامی تفاسیری صحیح و صائب از انقلاب ارائه نداده اند. این امر را تجربه های محقق پس از انقلاب اسلامی مؤید است. بسیاری کسان از اثرات عمیق و فراگیر انقلاب، پی به عظمت و بزرگی آن برده اند. اما «این انقلاب چه بوده و اثرات آن کدام اند؟» سوالی است که متن پیش رو ـ که به همت مرکز آینده پژوهی پارک علم و فناوری دانشگاه تهران تدوین شده است ـ سعی در پاسخ دادن اجمالی به آن دارد.
شاپور رواسانی استاد تمام کرسی اقتصاد اجتماعی دانشگاه الدنبرگ، نام وی در سال 1983 در فهرست مشاهیر علمی جهان و در سال 1990 در تقویم دانشمندان آلمان و انگلستان ثبت گردید. از وی مقالات بسیاری در نشریات و دایره المعارفهای مطرح و معتبر ایران و آلمان در دست است. ایشان پژوهش های عمده ای نیز در زمینهی ایران باستان و جنبشهای معاصر ایران داشته است، از جمله کتابهای ایشان»نادرستی فرضیه های آریا و سامی و ترک»و «اتحادیه مردم شرق» میباشد.
دکتر مسعود درخشان، فارغ التحصیل مدرسه اقتصاد لندن و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی است. او یکی از چهر ه های منحصر به فرد و از ذخایر علمی کشور محسوب میشود و در میان اقتصاددانان کشور به عنوان یک چهره برجسته شناخته شده است. اما آرا و نظراتش، در این سال ها چندان مورد توجه قرار نگرفته و در متن مسائل اقتصادی کشور به کار گرفته نشده است. از یک سو، مخالفت و عدم همراهی جریان غالب اقتصاددانان کشور و از سوی دیگر، پرهیز ایشان از ورود به حوزه سیاسیکاری و سعی در دوری از جنجال های سیاسی و رسانه ای، در عدم شناخته شده بودن ایشان موثر بوده است. قصد داریم که سلسله درس هایی را از ایشان در حوزه های مختلف اقتصادی منتشر کنیم. متن پیش رو، برگرفته از جلسات درس و بحث ایشان پیرامون نظام های اقتصادی بوده که در دهه ٦٠ در حاشیه حضور و فعالیت علمی ایشان در قم تهیه و تنظیم گردیده و سپس در دانشگاه های تهران تدریس شده است.
نظام سرمایه داری را میتوان از چند وجه مورد بررسی قرار داد، نخست این که، چه جنبه هایی از نظام سرمایه داری قابل تامل و بحث است، وجه دیگر بحث چیستی سرمایه داری و وجه سوم سیر تطور سرمایه داری، بعد از آن آثارش و در نهایت هم آینده آن میباشد. از این رو نیازمند تحلیلی جامع و تاریخی از این پدیده، که آثارش گریبان گیر ماست، هستیم. دکتر فرشاد مومنی، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در این نوشتار، که حاصل گفت وگوی ما با ایشان است، به شرح نسبتا جامعی از خاستگاه، مبانی، ادوار، پیامد ها و آینده ی سرمایه داری پرداخته اند.
متن حاضر ترجمهی مقاله ای برگرفته از ویرایش دوم The New Palgrave Dictionary دائره المعارف اقتصادی میباشد. این دائر ه المعارف شامل ١٨٧٢ مقاله of Economics از ١٥٠٦ نفر از اقتصاددانان معتبر جهان میباشد که ٢٥ نفر از آن ها موفق به کسب جایزهی نوبل در اقتصاد شده اند. نویسندهی این مقاله آقای رابرت ال. هیلبرونر اقتصاددانی آمریکایی و مورخ اندیشه های اقتصادی میباشد. او نزدیک به ٢٠ عنوان کتاب به رشتهی تحریر درآورده است. طی جنگ جهانی دوم در ارتش آمریکا و در اداره کنترل قیمت زیر نظر جان کنت گالبرایت مشغول به کار شد. بعد از جنگ، اندکی به بانکداری پرداخت و در سال ١٩٥٠ به عنوان محقق مشغول به تحقیقات اجتماعی «مکتب جدید» دانشگاه یبهنام شد. در این مدت او تحت تأثیر شدید مکتب تاریخی آلمان قرار گرفت و در سال ١٩٦٣ در رشتهی اقتصاد مدرک دکتری را از همان دانشگاه اخذ نموده وبه مطالعهی تفکر اقتصادی پرداخت.