مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۴۱ تا ۳٬۰۶۰ مورد از کل ۵۴۳٬۲۹۴ مورد.
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
199-226
حوزههای تخصصی:
نیچه یکی از متفکران رادیکال و بن فکنی است که از رهگذر نقد اخلاق بردگی، اخلاق سروری را که در هیأت و هیبت ابرانسان متجلی و متبلور می شود مطرح می کند. ابرانسان به نزد نیچه، چرخ خودچرخی است که با پشت پا زدن به ارزشهای واپسین انسان و اخلاق بردگی مترتب بر آن، ارزشهای مترتب بر اخلاق سروری را که دربرگیرنده مؤلفه هایی چون تکینگی، آفرینندگی و خودآیینی است متحقق می کند. کیرکگور نیز به مثابه متفکری فردگرا و سیستم ستیز در تلاش است که همچون نیچه، تکنیگی؛ فردیت، کنشگری و گزینشگری آدمی را از چنگال نظام های متصلب اخلاقی و اجتماعی رها و آزاد کند. یافته پژوهش حاکی از آن است که در مقام مقایسه و تطبیق آراء نیچه و کیرکگور، می توان این سخن را به میان آورد که به رغم شباهت دیدگاه نیچه و کیرکگور در باب ضرورت رهایی و خلاصی فردیت و تکینگی آدمی از چنگال اخلاق، جامعه و فرهنگ، سورن کیرکگور بر خلاف نیچه که متفکری طبیعت گرا و زمینی است، از منظر و موضعی ایمانی سعی در احیاء اگزیستانس(هستی منحصر به فرد و تکرارناپذیر آدمی)، شور و عاملیت و فاعلیت آدمی دارد.
مبانی فرامتنی و زمینه ای مفهوم دشمن در اندیشه کارل اشمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف عرصه سیاست را نمی توان فارغ از منازعاتی تصور نمود که دشمنی در بستر آنها ایجاد گردیده، و حضور دشمن را در این عرصه استمرار می بخشد. ارتباط درونی سیاست با دشمنی در اندیشه کارل اشمیت بسیار برجسته بوده، و بررسی چگونگی ظهور کلیدواژه دشمن در اندیشه او اهمیت زیادی پیدا می نماید. این اهمیت مرهون قرار گرفتن مفهوم دشمن در ساحت کانونی اندیشه اشمیت، و موضوعاتی است که او در ارتباط با این مفهوم مطرح می کند. مقاله حاضر با تمرکز بر مبانی زمینه ای و فرامتنی به بازخوانی تفکرات اشمیت می پردازد تا به فهمی از اندیشه اشمیت در بستر آثار او و در ذیل مفهوم دشمن دست یابد. این سوال که چه فرایندهایی باعث قرار گرفتن مفهوم دشمن در ساحت کانونی اندیشه اشمیت گردیده، و او چه اهدافی را دنبال می نموده است، محور مباحثی است که با بهره گیری از روش اسکینر به آن پرداخته می شود.روشروش هرمنوتیک قصدگرای اسکینر، متن را به مثابه کنش گفتاری نویسنده با مقصودی معین در نظر گرفته، و فهم آن را نیازمند توجه به متن و زمینه شکل گیری آن در دو حوزه جغرافیای سیاسی و فکری می داند. اسکینر پیوندی بین متن، زمینه و نویسنده برقرار ساخته، و بر نقش کنشگری نویسنده، و وجه ارتباطی متن تاکید دارد. او متن ها را علاوه بر معنایی که منتقل می سازند دارای نیروی نهفته ای می داند که کنش های گفتاری را شکل داده، و درک آنها مسیر دستیابی به مقصود نویسنده را هموار می سازد. کاربست این روش با قراردادن آثار اشمیت در بستر جغرافیای سیاسی و فکری پیرامون او، و درک کنش های گفتاری دنبال می گردد. یافته ها تفکرات لیبرالی و جمهوری وایمار، مهمترین متغیرهای فرامتنی موثر بر اندیشه اشمیت در دو حوزه جغرافیای فکری و سیاسی محسوب می شوند. اشمیت بحران های جمهوری وایمار و دولت های فاقد اقتدار این دوره را معلول پیروی از تفکرات لیبرالی و اندیشه رومانتیسم سیاسی می داند که از منظر سیاسی خنثی و در موضع گیری منفعل است، در حالی که به باور او مهم ترین منبع حیات سیاسی مبتنی بر این اصل است که چه چیزی بهنجار و بر حق می باشد. او با تعریف مرزی مفهوم حاکمیت در وضعیت استثنا، ناب ترین وضعیت استثنا را در مواجهه با دشمن، و لحظات چشمگیر سیاست را مقارن با لحظاتی می داند که دشمن با وضوحی عینی به عنوان دشمن شناسایی می شود. وضعیت استثنا همچنین شرایطی را فراهم می آورد که دولت در جایگاه بالاتر از قانون قرار گرفته، و هدف اشمیت در راستای اقتدار دولت محقق شود. تمایز دوست و دشمن به عنوان معیار امر سیاسی اوج ظهور مفهوم دشمن در اندیشه اشمیت محسوب می گردد. اشمیت در تقابلی صریح با لیبرالیسم، جستجوی ساحتی خنثی و فارغ ازمنازعات که بتوان به وسیله گفتگو به تفاهم و اجماع عقلانی دست یافت را به دلیل تضاد با منطق امرسیاسی نفی می نماید، و پیامد روند فوق را مصالحه هایی موقت می بیند. نتیجه گیریسیاست عرصه تضادهایی است که دشمنی ها در بستر آنها ایجادگردیده، رشد نموده و استمرار می یابند. فهم و چرایی وقوع طیف گسترده ای از رویدادهای سیاسی تنها در ذیل مفهوم دشمن و روابط دشمنی و دوستی امکان پذیر است. تمایز بخشی میان دوستان و دشمنان مبنایی است که به رفتارهای کنشگران سیاسی شکل داده و به آنها معنا می بخشد. امکان همیشگی نبرد به عنوان حد نهایی دشمنی سیاسی وابسته به مفهوم دشمن است، و این واقعیت برای شناخت سیاست، حیاتی می باشد.
Israeli Obstinacy: A Major Hurdle in Palestine Peace Talks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۹, Issue ۲, spring ۲۰۲۵
227 - 256
حوزههای تخصصی:
The conflict between Palestinians and the Jews has been ongoing for seven decades. Despite numerous proposed solutions from the United Nations, the Organization of Islamic Cooperation, and various countries involved in the issue, the crisis persists. The past three decades of right-wing leadership in Israel have shown that supported by major European powers and the US, meaningful negotiations are not anticipated from Israel. Meaningful talks would involve agreements on recognizing Palestine, affirming Palestinian sovereignty, establishing an independent Palestinian state, allowing for the return of displaced populations and determining the status of Jerusalem as the capital. The ascension of the extreme right in Israel has clouded the prospects for peace, augmenting the Israeli demands for more privilege, while sidelining those of the other side. This article posits that Israel's negotiation approach under the right-wing is built on a zero-sum mentality, with minimal concessions offered to the Palestinians. Moreover, its various political, security and economic pressures on Palestinians, along with sustained US and EU sanctions and its military superiority, render any peace model unattainable. This uncompromising approach, intended to impose unilateral conditions and prolong talks to thwart the establishment of an independent Palestinian state, accounts for the recurrent failure of negotiations. Israel's aim in these talks appears to demoralize the Palestinians and prevent the realization of their aspirations by imposing “the real”.
Political Obstacles to a Referendum in Palestine: The Case of Iran's Proposal(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۹, Issue ۲, spring ۲۰۲۵
329 - 369
حوزههای تخصصی:
This study assesses the political challenges that hinder the implementation of a proposed referendum on Palestine, framed within Hegemonic Stability Theory (HST), which underscores the significance of a dominant global power in sustaining international order. The Supreme Leader of the Islamic Republic of Iran has suggested this referendum as a means to determine Palestine's political system. From an HST perspective, the United States significantly impacts the international arena, including policies regarding Palestine. Its support for Israel complicates the political landscape and undermines alternative peace proposals, including those from Iran. This article seeks to answer the main question: what political obstacles prevent holding a referendum in Palestine, and what methods can be used to overcome those obstacles? The findings of the article indicate several political dynamics and factors that impede the referendum: political divisions within Israel regarding peace with the Palestinians, lack of consensus among Palestinian factions, differing approaches among Arab states, and conflicting positions of both Islamic and non-Arab countries. Additionally, the stances of the permanent members of the UN Security Council exacerbate these challenges. The author finds that Iran’s proposal has overlooked the international framework of a two-state solution.
نقش فرهنگ سیاسی در مشارکت سیاسی (مطالعه موردی: آزادگان، جانبازان و خانواده های شاهد و ایثارگر در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
344 - 309
حوزههای تخصصی:
نظام جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، بر پایه هویت دینی-سیاسی و در چارچوب فرهنگ سیاسی اسلامی استقرار یافت. این هویت به ویژه در میان نیروهای ایثارگر از جمله شهدا، جانبازان، آزادگان و خانواده های آنان، نهادینه شده و در گذر زمان به یکی از منابع مشروعیت سیاسی نظام بدل گردیده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل گفتمان های فرهنگ سیاسی و تأثیر آن ها بر مشارکت سیاسی فرزندان ایثارگران در شهر تهران انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که گفتمان های حاکم بر فرهنگ سیاسی این گروه چیست و چه رابطه ای با میزان و نوع مشارکت سیاسی آنان دارد. روش پژوهش کمّی و مبتنی بر پیمایش میدانی از ۱۶۰۰ نفر از اعضای خانواده های ایثارگر و تحلیل آماری داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی و واریانس بوده است. یافته ها نشان می دهد که فرهنگ سیاسی مشارکت محور، به ویژه در قالب گفتمان دموکراتیک و مردم سالاری دینی، دارای بیشترین فراوانی است و با متغیرهای زمینه ای مانند سن، تحصیلات، قومیت و اشتغال ارتباط معنادار دارد. در نهایت، نتایج پژوهش بر این نکته تأکید دارد که تداوم مشروعیت نظام سیاسی در گرو تقویت مشارکت آگاهانه نسل جدید ایثارگران است و این امر مستلزم بازتعریف سازوکارهای مشروعیت بخش متناسب با تحولات فرهنگی و نسلی آنان می باشد.
قیمت گذاری ضمانت سپرده تعدیل شده با ریسک و تاثیر آن بر مخاطرات اخلاقی نظام بانکداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر قیمت گذاری نرخ حق ضمانت سپرده تعدیل شده با ریسک بر مخاطرات اخلاقی نظام بانکی ایران و مقایسه آن با مکانیسم قیمت گذاری دستوری ضمانت سپرده است. به منظور قیمت گذاری حق ضمانت سپرده تعدیل شده با ریسک بانک ها، از روش بلک شولز مبنی بر تئوری قیمت گذاری اختیار معامله استفاده شد. همچنین بنا به پژوهش ایسلام (2009) نسبت تسهیلات غیر جاری (سررسید گذشته، معوق و مشکوک الوصول) به کل تسهیلات به عنوان شاخص مخاطرات اخلاقی قرار گرفت. در این پژوهش از رگرسیون چند متغیره و روش حداقل مربعات معمولی با رویکرد داده های تابلویی برای آزمون فرضیه ها استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که قیمت گذاری حق ضمانت سپرده تعدیل شده با ریسک باعث کاهش مخاطرات اخلاقی می شود. این در حالی است که قیمت گذاری دستوری موجبات افزایش مخاطرات اخلاقی را فراهم می آورد.
A Systematic Review of Design Research Approaches in Architectural Design Processes(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper reviews 70 scholarly studies to explore and organize key methodologies in architectural design research through a systematic lens. It is grounded on three widely used frameworks: Frayling's research into, through, and for design; Cross's typology of design knowledge as epistemological, praxeological, and phenomenological; and Buchanan's basic, applied, and clinical research model. The study employed a structured review procedure, following PRISMA guidelines, to evaluate articles from 1982 to 2023 in major scholarly databases. A shared set of strategies and methods was also developed for each type of design research. The proposed conceptual framework—derived from the timing of the research intervention (pre-, through-, or post-design)—provided a more distinct charting of the research landscape. It revealed prevalent clusters of design research practice, each shaped by unique pairs of epistemological emphasis and methodological stance. Based on past studies, this research developed a further typology known as research through design (II), an expansion of the three earlier categories. By offering a distinct and understandable classification, the article aims to assist architecture students, instructors, and novice researchers in selecting the most suitable research approaches. The conclusions enhance the clarity of architectural education and help position design research as a central component of both academic study and professional practice.
سیاست جنایی تقنینی ایران در حفاظت از سلامت غذا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
129 - 142
حوزههای تخصصی:
حق بر سلامت غذا به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشری در نظام حقوقی کشورهای مدرن مورد قبول واقع و ابزارهای حمایت از این حق در گونه های سیاست جنایی تقنینی، قضایی، اجرایی و پیشگیرانه منعکس شده است. هدف مقاله حاضر بررسی این سؤال است که سیاست جنایی تقنینی ایران در حفاظت از سلامت غذا چگونه است. مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافته ها نشان داد باوجود آن که قوانین و مقررات در نظام حقوقی ایران در این حوزه منطبق با استانداردهاست، اما از جامعیت لازم برخودار نیست و پیشنهاد می شود قانونی جامع درخصوص حفاظت از سلامت غذا به تصویب رسد. در نظام حقوقی ایران نبود یک قانون جامع و مانع اعم از کیفری و حقوقی خاص سلامت و ایمنی غذا و تضمین آن، ازجمله ضروریاتی است که باید به آن توجه شود. نتیجه این که جرم انگاری و استفاده از سیاست جنایی تقنینی در حوزه حقوق جزا به تبعیت از اصل آخرین حربه باید به صورت موردی و گزینشی استفاده شود.
Analysis and study of Beveled Rim Bowls (BRB) based on their distribution in Iran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۴, Issue ۱ - Serial Number ۱۳, June ۲۰۲۵
31 - 44
حوزههای تخصصی:
From a temporal perspective, we observe the presence and distribution of beveled rim bowls in Iran and Mesopotamia from the mid-fourth millennium BC until the beginning of the Bronze Age. The large production and specific shape of this pottery, alongside its extensive distribution, have prompted many archaeologists to study this subject. Beveled rim bowls is categorized into two types: Uruk and proto Elamite, based on their shape and structure. The geographical conditions in Iran have differentiated the distribution of this pottery compared to Mesopotamia. During this period, the Uruk type gradually changed in structure and transformed into the proto Elamite type. The regions of Khuzestan, Central Zagros, and the Central Plateau have the highest density of sites and pottery in Iran, connecting these centers through intermediary areas. According to the studies conducted, this distribution in Iran has been exported to various other regions by local elites or specific groups of people. Perhaps, this group consisted of local merchants who, through migration, spread the proto Elamite culture in Iran, while the Uruk type of beveled rim bowl was produced and distributed for economic or political purposes in significant sites such as Susa, Chogha Mish, Tepe Yahya, Sefalin, and Godin Tepe.
Comparative Analysis of Cooperative Versus Hybrid of Cooperative Competitive Learning Approaches on EFL Learners' Writing Complexity, Accuracy, and Fluency(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
71 - 83
حوزههای تخصصی:
This quasi-experimental study investigated the comparative effects of two instructional approaches – cooperative learning and a hybrid model integrating cooperative and competitive elements – on English as a Foreign Language (EFL) learners' writing proficiency. Participants (n = 23) were female EFL learners aged 16 to 45 (Mage = 30.5) selected through convenience sampling and homogenized based on their Preliminary English Test scores. Participants were randomly assigned to one of two experimental groups. Both groups received pre- and post-tests. The experimental groups received instruction using either a cooperative learning approach or a hybrid approach incorporating both cooperative and competitive elements. Repeated Measures ANOVA was employed to analyze the data. Results indicated that the hybrid approach significantly outperformed the cooperative learning approach in enhancing learners' writing complexity, accuracy, and fluency. These findings suggest that integrating competitive elements within a cooperative framework can significantly improve EFL learners' writing proficiency, offering valuable pedagogical implications for educators and materials developers.
پیش بینی ادراک دانشجویان از یادگیری مشارکتی، حضور اجتماعی و رضایت آنان در محیط یادگیری ترکیبی: پیگیری کیفی یک مطالعه کمی در دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۲)
117 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه آمیخته، بررسی نقش یادگیری مشارکتی به عنوان رویکردی آموزشی در تقویت حضور اجتماعی و افزایش رضایت کلی دانشجویان در محیط یادگیری ترکیبی بود. در این پژوهش، یادگیری مشارکتی به عنوان فرایند همکاری دانشجویان در قالب فعالیت های گروهی با هدف دستیابی به اهداف مشترک تعریف شد؛ حضور اجتماعی به معنای ادراک تعامل، ارتباط و نزدیکی در فضای آنلاین؛ و رضایت کلی به عنوان میزان رضایت دانشجویان از دوره، مدرس، و فرآیند یادگیری در نظر گرفته شد. شرکت کنندگان 24 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران بودند که دروس برنامه ریزی آموزشی و یاددهی-یادگیری را در محیط یادگیری ترکیبی گذراندند و در قالب دو پروژه گروهی مشترک فعالیت کردند. آموزش ها به صورت ترکیبی، شامل جلسات حضوری و از راه دور ارائه شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد و مصاحبه های کیفی آنلاین جمع آوری شد. برای تحلیل داده های کیفی، از رویکرد تحلیل محتوای کیفی استفاده شد و داده ها با کمک نرم افزار Atlas.ti تحلیل گردید. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ادراک دانشجویان از یادگیری مشارکتی به طور معناداری می تواند رضایت کلی آنان از دوره و سطح حضور اجتماعی در محیط یادگیری ترکیبی را پیش بینی کند. به منظور تبیین عمیق تر داده های کیفی نشان داد که رسانه های ارتباطی، ساختار دوره و حمایت عاطفی به طور چشمگیری این روابط را تقویت می کنند و نقش اساسی در ادراک دانشجویان از یادگیری مشارکتی، حضور اجتماعی و رضایت آنان دارند.
واکاوی تفاوت های حقوقی جنسیتی در آئینه حقوق بشر اسلامی با تأکید بر رویکرد حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) در مقایسه با نظام بین المللی حقوق بشر معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲
103 - 126
حوزههای تخصصی:
حقوق زنان ازجمله موضوعات مهم در حوزه حقوق بشر است که در چارچوب ادعای برابری حقوق این قشر با مردان قابل بررسی می باشد. آنچه مسلم است در دیدگاه غربی از تساوی کامل حقوق زن و مرد سخن گفته شده، درحالی که آیت الله خامنه ای با ارجاع به اسلام ضمن تأکید بر ارزش انسانی زن، عدالت و تفاوت های طبیعی را مبنا و معیار توزیع حقوق و تکالیف میان زنان و مردان قرار داده است. حقوق زنان در نظام حقوق بشر اسلامی و در منظومه فکری ایشان، بر پایه کرامت انسانی و ارزش های اخلاقی تعریف شده است. اسلام با شناسایی تفاوت های طبیعی میان زن و مرد، حقوق و تکالیف خاصی برای زنان تعیین کرده است که در چارچوب عدالت و تکامل اجتماعی معنا پیدا می کنند. این مقاله درصدد پاسخ به این سؤالات می باشد که رویکرد معظم له نسبت به وجود احکام ظاهراً نابرابر میان زن و مرد در اسلام چیست؟ زنان در رویکرد اسلامی از چه جایگاهی برخوردارند؟ فلسفه و علل تفاوت و عدم تساوی حقوق و تکالیف زنان و مردان در رویکرد آیت الله خامنه ای در چه موضوعی است و تفاوت آن با رویکرد غربی نسبت به حقوق زنان در چیست؟ با بررسی های صورت گرفته مشخص شد برابری و تساوی معنوی یکی از ارزش های مورد توجه اندیشه اسلامی می باشد که در رویکرد ایشان مشهود است، اما با توجه به اینکه برابری مطلق حقوقی منطبق با واقعیت نمی باشد و رعایت عدالت، لزوماً به معنای برابری مطلق نیست، اقتضای عدالت، دلیل اصلی تفاوت های حقوقی زنان و مردان است. در حقوق بشر اسلامی و دیدگاه معظم له، برابری جنسیتی باید در چارچوب اصول اسلامی و با تأکید بر تفاوت های طبیعی میان زنان و مردان و احترام به ارزش های دینی مورد توجه قرار گیرد.
نهادهای آموزشی فاطمیان و تحولات تمدنی مغرب اسلامی (297- 362 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
33 - 54
حوزههای تخصصی:
نهادهای آموزشی و کم و کیف کارکرد آن ها، از جمله شاخص های ارزیابی اوضاع تمدنی هر دوره تاریخی محسوب می شود. یکی از ویژگی های مهم تاریخی مغرب عهد فاطمی، تأسیس نهادهای آموزشی اسماعیلی فاطمی است. به طور کلی آنچه درباره این نهادها اغلب مورد توجه قرار می گیرد وجه تبلیغی و مذهبی آنها است، حال آنکه در اصل آن ها نهادهایی آموزشی بودند که درعین حال کارکرد تبلیغی نیز داشتند. از این رو، این پژوهش با اتکاء بر روش تاریخ پژوهی تحلیلی با رویکرد تمدنی در پی بررسی نقش آفرینی تمدنی نهادهای آموزشی فاطمیان در مغرب است. بنابر یافته های این پژوهش، مجالس الحکمه از جمله این نهادها محسوب می شود که در افریقیه در این دوره پدیدار شدند و در این نهاد به آموزش علم یا حکمت به مفهوم اسماعیلی آن می پرداخت. همچنین در این دوره مناظره، به عنوانی نهادی آموزشی مورد استفاده چشمگیر اسماعیلیه در مغرب قرار گرفت و در نتیجه آن نه تنها در تاریخ این نهاد آموزشی در تاریخ اسلام، بلکه در تاریخ مباحثات مذهبی و اندیشه ورزی دینی مغرب اسلامی فصل جدیدی گشوده شد. افزون بر این، حاصل ملموس و عینی فعالیت های آموزشی اسماعیلیه و نهادهای علمی و تبلیغی فاطمی، ظهور شخصیت های تراز اول مانند قاضی نعمان بود که آثار مهمی در علوم مختلف تألیف نمود و از این طریق در تثبیت و بسط گفتمان علمی، آموزشی و مذهبی فاطمیان نه تنها در مغرب بلکه ادوار بعدی نقش مهمی ایفا نمود.
شناسایی و انتخاب رویکرد بهینه در همترازسازی نمونه های با حجم کم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
7 - 35
حوزههای تخصصی:
همترازسازی فرم های جدید یک آزمون با فرم های قبلی یکی از موضوعات مهم و پرکاربرد در امر سنجش و اندازه گیری است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه و ارزیابی روش های همترازسازی در قالب الگوی گروه های تصادفی بر مبنای نظریه کلاسیک آزمون بر حسب خطاها و همجنین بررسی عوامل موثر بر افزایش دقت روش های همترازسازی در نمونه های با حجم کم انجام شده است. نظر به اینکه در این پژوهش محقق در پی مقایسه رویکردهای مختلف در همترازسازی و به دست آوردن برآوردهای باثبات تر پارامترها و افزایش اعتبار تصمیم ها و دقت اندازه گیری و در نهایت تعیین روش بهینه همترازسازی بوده، لذا دو نوع مطالعه بر اساس دو روش پژوهش طرح ریزی شد. روش پژوهش در این مطالعه به طور عام جزء پژوهش های توصیفی است. با توجه به دو نوع داده مورد استفاده در پژوهش حاضر (داده های واقعی و داده های شبیه سازی شده)، و متناسب با آن دو نوع مطالعه، دو نوع جامعه نیز مطرح است. در مورد مطالعه اول به منظور بررسی مقایسه ای روش های همترازسازی و با توجه به اجرای پرسش نامه تفکر انتقادی کالیفرنیا (فرم A و B)، از داده های واقعی استفاده شد. جامعه آماری در این مطالعه شامل کلیه کارکنان در تمامی رده های شغلی شاغل در شهرداری قزوین در سال 1399 با حجم 2048 نفر می باشد. همچنین به جهت استفاده از الگوی گروه های تصادفی همترازسازی، دو نمونه به صورت کاملاً تصادفی و مستقل با حجم 200 نفر از جامعه مذکور انتخاب شد. در خصوص مطالعه شبیه سازی نیز در حالات مختلف (حجم نمونه و ضرایب دشواری) پارامترها بر اساس توزیع آماری تولید شدند. با توجه به شاخص های محاسبه شده در خصوص میزان خطای همترازسازی، نتایج نشانگر کاهش میزان خطا با افزایش حجم نمونه بود. همچنین با افزایش مقدار تفاوت دشواری میزان خطا نیز در هر چهار روش همترازسازی افزایش یافت.
بررسی مؤلفه های داخلی معماری و اولویت بندی بر اساس تأثیر در هیجان کاربر در فضای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
7-24
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و اولویت بندی عناصر داخلی معماری در کلاس درس آموزشی است که در هیجان دانش آموزان مؤثر است و ممکن است باعث ارتقای کیفیت یادگیری شود. این هدف در راستای کیفیت بخشی به فضای کالبدی کلاس درس از طریق پرداخت به موضوع هیجان است. پژوهش حاضر به جهت ماهیت کیفی و بر اساس روش گردآوری داده توصیفی است که با روش میدانی و با استفاده از پرسش نامه به روش دلفی انجام گرفته است. به این صورت که با مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش و استخراج مؤلفه ها آغاز شده و با نظر کارشناسان به تأیید رسیده و بر اساس میزان تأثیرگذاری اولویت بندی شده است. نخست، با به کارگ یری نظر کارشناسان با استفاده از روش دلفی، هفده مؤلفه داخلی معماری مؤثر بر هیجان کاربر مستخرج از مبانی نظری و ادبیات موضوع شناسایی و تأیید شد. سپس این مؤلفه ها با استفاده از روش های آماری تحلیل و با روش آزمون فریدمن اولویت بندی شدند. در پژوهش حاضر برای تعیین پایایی پرسش نامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. یافته های پژوهش با تأیی د تأثیر ع وامل محیطی بر هیجان نش ان می ده د، ۳ مؤلفه «نور»، «رنگ» و «صدا»، دارای بیشترین اهمیت از بین ۱۷ مؤلفه داخلی معماری تأثیرگذار تأیید شده از طریق کارشناسان در هیجان کاربرد در کلاس درس است که اهمیت محیط کالبدی برای برانگیختن هیجان مثبت در کاربر فضای آموزشی و بهبود تجربه یادگیری دانش آموز را نشان می دهد.
نقش مولفه های سازمان یافتگی شخصیت و روابط موضوعی در پیش بینی سوگیری تفسیری دانشجویان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
12 - 24
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی نقش مولفه های سازمان یافتگی شخصیت و روابط موضوعی در پیش یینی سوگیری تفسیری دانشجویان افسرده بود. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. حجم نمونه 200 نفر از سه دانشکده فنی، علوم پایه و علوم انسانی (76 پسر و 124 دختر) براساس معیارهای ورود به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به سیاهه تجدیدنظر شده افسردگی بک و همکاران (1996)، سازمان یافتگی شخصیت لنزنوگر و همکاران (2001)، روابط موضوعی بل و همکاران (1986)، آزمون سناریوهای مبهم برای افسردگی برنا و همکاران (2011) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین مولفه های سازمان یافتگی شخصیت و روابط موضوعی با سوگیری تفسیری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/01>P). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره به روش گام به گام در گام نهایی نیز آشکار کرد که 55/5 درصد واریانس سوگیری تفسیری به وسیله مولفه های آزمون گری، بی کفایتی، بیگانگی، دلبستگی ناایمن تبیین می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سازمان یافتگی شخصیت (مولفه آزمون گری) و روابط موضوعی (بی کفایتی، بیگانگی و دلبستگی ناایمن) نقش مهمی در پیش بینی سوگیری تفسیری دانشجویان افسرده دارند.
خلقت آدم (ع) در قرآن: تفسیر تطبیقی طباطبایی و رشیدرضا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رازآلودترین داستان های قرآنی داستان خلقت آدم (ع) است. یکی از نقاط کلیدی در این داستان، که رمزگشایی دقیق آن می تواند تأثیر شگرفی در جهت گیری اصلاحات اجتماعی داشته باشد، جمع میان مرتبه تعلیم اسماء و سجده فرشتگان و مرتبه فراموشی عهد و هبوط آدم (ع) به حیات زمینی است. نتایج حاصل از این پژوهش، که با مطالعه تطبیقی تفسیر آیات مربوط در تفاسیر المنار و المیزان سامان یافته، بیانگر آن است که تحلیل رشید رضا از مواطن اصلی داستان آدم (ع) به یک نگاه جامعه شناختی از انسان منجر نمی شود، حال آنکه طباطبایی تفسیری کل نگر و همگرا از انسان در همه عوالم وجودی ارائه می نماید. رشید رضا دنیایی بودن جنت را می پذیرد، غافل از آنکه این رأی نیز محظوراتی دارد که او قادر به رفع آن ها نیست. طباطبایی، اما، جنت برزخی را می پذیرد که با مرتبه فراموشی عهد نیز سازگار است. در تحلیل حقیقت دو هبوط نیز رشید رضا به این پرسش پاسخ نمی دهد که جایگاه هبوط دوم در فرایند خلقت انسان چیست؟ حال آنکه طباطبایی هبوط اول را تنزل از مرتبه الهی و هبوط دوم را مقدمه رسیدن به کمال نهایی می داند.
The Era of Hyperreality and Strategies for Realizing a Desirable Political Attitude in Contemporary Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the contemporary world, media do not merely play the role of reflecting events and realities, but havebecome active agents in reproducing and constructing social reality. This situation, explained in Jean Baudrillard's theory of the "hyperreality" or "era of acute reality," reflects a fundamental transformation in citizens' perceptual patterns and the profound impact of media representations on cultural, social, and political beliefs and attitudes. In Iran, these developments have posed significant challenges to the process of realizing and sustaining perspectives aligned with the ideals of the Islamic Revolution, including distortion of goals and slogans, unrealistic narrations, widespread dissemination of misinformation, selective representation of historical facts, the formation of media-driven movements, and the expansion of organized propaganda. This study, relying on Baudrillard's theoretical framework of hyperreality and employing semi-structured interviews, seeks to answer the fundamental question of what strategies the Islamic Republic of Iran must adopt to realize a desirable political outlook in the era of hyperreality. The research findings indicate that a deep understanding of the transformations in the new lifeworld, the design and application of universal symbols compatible with the logic of hyperreality, intelligent engagement with new cultural authorities, narrative power and priority in storytelling, attention to media balance and honesty, creating narrative coordination and synergy among media outlets, and institutionalizing behavioral and verbal integrity among officials are among the key requirements for achieving a desirable political outlook within the context of acute reality.
راهبردهای موازنه نرم جمهوری اسلامی ایران در مقابله با طرح ایالات متحده آمریکا جهت عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با اعراب(مقاله علمی وزارت علوم)
تحولات اخیر غرب آسیا نشان دهنده دگرگونی در الگوهای ائتلاف سازی منطقه ای و چرخش کشورهای عربی به سوی عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی است؛ روندی که با ابتکار «صلح ابراهیم» آغاز شد و ابعاد ژئوپلیتیکی منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. این روند، با پیوستن کشورهایی چون امارات متحده عربی، بحرین، سودان و مراکش، به مثابه راهبردی مشترک در مقابله با نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تعریف می شود و بیانگر تلاش ایالات متحده برای بازطراحی نظم امنیتی غرب آسیا در قالب یک محور نوین عربی-عبری و در چارچوب موازنه فراساحلی از سوی آمریکا است. در چنین بستری، پرسش اصلی این مقاله آن است که جمهوری اسلامی ایران از چه راهبردهایی برای اعمال «موازنه نرم» در برابر این ائتلاف احتمالی نوظهور بهره می گیرد و این مولفه ها چگونه می توانند در تضعیف روند عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با اعراب نقش آفرین باشند؟ یافته های این پژوهش که مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از روش مطالعه اسنادی انجام شده است نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران با به کارگیری راهبردهای مشروعیت زدایی از رژیم صهیونیستی، دیپلماسی چندلایه، حمایت از گروه های مقاومت و تاکتیک «دیپلماسی گیرانداختن»، تلاش می کند از طریق موازنه نرم، روند عادی سازی روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی را با چالش مواجه سازد.
امر سیاسی و سیاست خارجی دولت های جمهوری اسلامی ایران: منازعه میان آنتاگونیسم و آگونیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
1 - 30
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی در ایران مبتنی بر ارزش ها و مفاهیم اساسی انقلاب، نوع خاصی از ماهیت امر سیاسی را شکل داد که در پی آن معانی نوینی از دشمن و دوست در سطوح اندیشه، هویت و کنش و در تمامی حوزه ها ازجمله سیاست خارجی به وجود آمد؛ بااین حال، دولت هایی که پس از انقلاب متصدی امور اجرایی در کشور بودند با نگاه های متنوعی دست به جرح وتعدیل ماهیت امر سیاسی زدند و کفه ترازو در ماهیت امر سیاسی را به سمت آنتاگونیسم یا آگونیسم سوق دادند، نتایج این موضوعات با شکل دادن به وجه شناختی عموم جامعه، دوباره منجر به شکل دادن اولویت ها و اهداف در سیاست خارجی به عنوان چرخه ای همواره فعال، گردید. این پژوهش با استفاده از مدل تحلیلی شانتال موف در خصوص بررسی ماهیت امر سیاسی، در پی تبیین تأثیرات ماهیت امر سیاسی دولت های پس از انقلاب بر حوزه سیاست خارجی است که بر اساس مدل های تفسیری مانند سازه انگاری کل گرا به عنوان عناصر هویت بخش در سیاست خارجی مطرح می شوند؛ براین اساس، تغییر در ماهیت امر سیاسی پس از انقلاب منجر به تغییر در شناخت از محیط سیاست خارجی، تغییر در خواسته ها در سیاست خارجی و تغییر در روندهای سیاست خارجی شده است، نتایج نمایش دهنده رشد کلی آنتاگونیسم ماهیت امر سیاسی پس از انقلاب بوده است که درنتیجه آن تغییرات متناسب با آنتاگونیسم در محیط سیاست خارجی، خواسته ها و روندهای سیاست خارجی به وجود آمده است.









