تحولات اخیر در خاورمیانه را می توان به عنوان محور اصلی تغییر در موازنة قدرت منطقه ای دانست. هرگونه جابجایی در ساختار قدرت سیاسی کشورهای منطقه ، دارای پیامدهای راهبردی برای کشورهای مختلف خواهد بود. به عبارتی دیگر، جابجایی قدرت و رهبران سیاسی در خاورمیانه نه تنها منجر به ایجاد خلاء قدرت در محیط منطقه ای می شود بلکه می توان آن را زمینه ساز دگرگونی های بنیادی تری در حوزة امنیت منطقه ای دانست. بنابراین تحولات مربوط به بهار خاورمیانه بر معادلة قدرت و موازنة منطقه ای خاورمیانه و خلیج فارس تأثیرگذار خواهد بود. در این فرایند کشورهایی همانند عربستان و ترکیه در صدد برآمدند تا بر موازنة منطقه ای تأثیر به جا گذارند. آنان تلاش دارند تا نقش ایران در برقراری امنیت منطقه ای در خاورمیانه را کاهش دهند. به طور کلی کشورهای عربستان، ترکیه و اسرائیل را می توان به عنوان اصلی ترین رقبای ژئوپلیتیکی ایران در خاورمیانه دانست. به همین دلیل است که آنان از یک سو در صدد تغییر در موازنة قدرت منطقه ای علیه جمهوری اسلامی ایران هستند، از سوی دیگر، تلاش می کنند تا موج های جدید نوگرایی را در حوزة شکل بندی های قدرت منطقه ای تحت تأثیر قرار دهند. این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی و تکیه بر منابع کتابخانه و منابع الکترونیکی در پی تبیین پیامدهای بی ثباتی امنیتی بر موازنة قدرت درخاورمیانه بر اساس تغییر در مدل موازنة قدرت منطقه ای و بین المللی میباشد. یافته های مقاله حکایت از این دارد، اگرچه جلوه های هستی شناسانة تحولات خاورمیانه براساس بیداری اسلامی مورد توجه قرار می گیرد، اما کشورهایی که نقش رقیب منطقه ای ایران را ایفا می نمایند، درصدد تغییر در موازنة قدرت منطقه ای هستند. این امر در میان مدت ژئوپلیتیک خلیج فارس و خاورمیانه را تحت تأثیر قرار می دهد. این تحولات توانسته است فرصت های نوین و همچنین چالش های جدید برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به وجود آورد.
وقایع 11 سپتامبر 2001م. نقطه عطفی در تحولات ژئوپلیتیک و مناسبات قدرت در منطقه شبه قاره هند به شمار می رود. مقوله ای که به شدت تحت تأثیر موقعیت جغرافیایی و نقش جدید هند به عنوان قدرت نوظهور در عرصة سیاست های جهانی از یک طرف و گزاره های امنیتی و سیاسی جدید ایالات متحده آمریکا پس از حادثه فوق، از طرف دیگر قرار گرفته است.
پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی درصدد برآمده است تا ضمن بررسی و تحلیل علل و زمینه های مناسبات و روابط قدرت در منطقه ژئوپلیتیک شبه قاره هند تحت تأثیر فضای سیاسی- امنیتی غالب بر سیاست های جهانی پس از حادثه 11 سپتامبر 2001م، الگوی روابط ژئوپلیتیک بین منطقه شبه قاره هند با بازیگران مطرح نظام جهانی را ارائه دهد. براساس دستآوردهای این پژوهش، روابط قدرت در شبه قاره هند با نظام جهانی به شدت تحت تأثیر روابط هند با ایالات متحده آمریکا و سایر بازیگران مطرح در نظام ژئوپلیتیک جهانی قرار گرفته و براساس الگوی تعاملی در جریان است.
هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرینات هوازی و مکمل چای سبز بر مقدار لپتین سرمی و مقاومت به انسولین در مردان دارای اضافه وزن و چاق بود. به همین منظور، 43 مرد دارای اضافه وزن و چاق به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و در چهار گروه کنترل (شاخص تودة بدن 7 /3 ± 4 /31 کیلوگرم بر متر مربع، توان هوازی 8 /3 ± 3 /39 میلی لیتر بر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه)، گروه مکمل چای سبز (شاخص تودة بدن 8 /2 ± 3 /30 کیلوگرم بر متر مربع، توان هوازی 1 /4 ± 6 /40 میلی-لیتر بر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه)، گروه تمرین (شاخص تودة بدن 2 /4 ± 6 /30 کیلوگرم بر متر مربع، توان هوازی 6 /5 ± 7 /38
میلی لیتر بر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه) و گروه ترکیب تمرین و مکمل چای سبز (شاخص تودة بدن 6 /2 ± 9 /30 کیلوگرم بر متر مربع، توان هوازی 1 /3 ± 3 /40 میلی لیتر بر کیلوگرم وزن بدن در دقیقه) قرار گرفتند. گروه تمرین به مدت 10 هفته (سه بار در هفته) به تمرینات هوازی با شدت 75 – 65 درصد حداکثر ضربان قلب پرداختند. گروه مکمل چای سبز روزانه سه عدد چای سبز کیسه ای محتوی 2 گرم چای خشک در سه وعدة غذایی، مصرف کردند. برای گروه ترکیب تمرین و مکمل چای سبز هر دو مداخله صورت گرفت. قبل و بعد از دورة پژوهش از همة آزمودنی ها در وضعیت ناشتایی خونگیری به عمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه و آنالیز کوواریانس تحلیل شد. نتایج نشان داد که تمرینات هوازی، مصرف مکمل چای سبز و ترکیب تمرینات هوازی و مصرف چای سبز تغییر معناداری در مقدار لپتین و شاخص مقاومت به انسولین ایجاد نمی کند. مصرف چای سبز موجب کاهش معنادار وزن بدن و شاخص تودة بدن شد. تمرین هوازی به کاهش معنادار وزن، شاخص تودة بدن و درصد چربی بدن منجر شد. ترکیب تمرین هوازی و چای سبز سبب افزایش معنادار حداکثر اکسیژن مصرفی و کاهش معنادار وزن، شاخص تودة بدن و درصد چربی بدن شد. می توان گفت انجام تمرینات هوازی و مصرف مکمل چای سبز بر مقدار لپتین و شاخص مقاومت به انسولین تأثیری ندارد. از این رو برای رسیدن به نتایج قطعی تر انجام تحقیقات دیگری ضروری است.
تغییرات روزافزون محیط و پیشرفت سریع تکنولوژی، تطابق سازمان های بهداشتی و درمانی را در جهت ایجاد تغییرات مناسب، الزامی ساخته است. در قلمرویی مانند بهداشت و درمان، تیم درمان ملزم به تبعیت از قوانین و دستورالعمل های زیادی هستند که این امر منجر به کاهش آزادی عمل، نداشتن قدرت و اختیار کافی برای سازمان دهی مجدد فرایندها و حذف فعالیت های بدون ارزش افزوده توسط آن ها می شود. اصول انعطاف پذیر مدیریت فرایند کسب و کار (BPM یاBusiness process management) راهکاری است که در حال حاضر در بسیاری از کشورهای پیشرفته با موفقیت به کار گرفته می شود. مدیریت فرایند کسب و کار، شامل شناسایی وضعیت موجود فرایندها، مدل سازی آن ها و تعیین تأثیر مدیریت فرایندها پس از اجرای اصلاحات می باشد. این رویکرد، که در بسیاری متون با عنوان موج سوم اصلاحات فرایند معرفی شده است، با هدف رفع مشکلات روش های پیشین و با در نظر گرفتن محدودیت های بودجه و الزامات قانونی موجود، بیانگر روشی قابل اجرا در سازمان ها می باشد. مدیریت فرایند کسب و کار، با در نظر گرفتن گام های ضروری برای انجام کار، یکپارچه سازی آن ها و حذف فعالیت های بدون ارزش افزوده، سعی در افزایش انعطاف پذیری، کیفیت و سرعت انجام فرایندها دارد. این رویکرد در سازمان های بهداشتی و درمانی، با به کارگیری نرم افزار BPMs (Business process management suite) و از طریق یکپارچه سازی پرونده ی الکترونیک بیمار (EHR یا Electronic health record)، دستورالعمل ها (Guidelines) و سیستم اطلاعات بیمارستان (HIS یا Health information system) به اهداف خود دست می یابد. در این مقاله، پس از شرح تاریخچه ی مختصری بر روند فرایندگرایی، رویکرد مدیریت فرایند کسب و کار، اهداف و حوزه های مداخله ی آن در سازمان های بهداشتی و درمانی شرح داده شده است.
مقدمه: کارت امتیاز متوازن یکی از الگوهای موفق و پرکاربرد در زمینه ی ارزیابی عملکرد در سازمان های بهداشتی و درمانی، به خصوص بیمارستان ها می باشد. این الگو یک چارچوب مفهومی جهت تدوین مجموعه ای از شاخص های عملکرد در راستای استراتژی سازمان می باشد. این پژوهش با هدف ارایه ی الگوی ارزیابی عملکرد بیمارستان های تأمین اجتماعی ایران با رویکرد کارت امتیاز متوازن انجام گرفت.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- تطبیقی، 11 الگوی نظری و عملی کارت امتیاز متوازن بررسی شد. الگویی برای بیمارستان های تأمین اجتماعی ایران طراحی شد. پرسش نامه ای مبتنی بر مدل پیشنهادی جهت جمع آوری داده ها تهیه شد. اعتبار آن به روش دلفی با استفاده از نظرات صاحب نظران تأیید گردید. ضریب پایایی پرسش نامه (Cronbach’s alpha) 94/0 بود. به منظور تعین معنی دار بودن پاسخ ها از آزمون اختلاف میانگین جامعه استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل گردید.
یافته ها: میانگین نمرات حاصل شده از نظرسنجی خبرگان در الگوی پیشنهادی در رابطه با بیانیه ی رسالت پیشنهادی 02/4 (از 5 نمره)، نمره ی استراتژی بهبود مداوم کیفیت و ایمنی خدمات بهداشتی- درمانی 5/4، استفاده ی بهینه از امکانات و منابع موجود 66/4، تلاش مداوم و گروهی به منظور جلب رضایت مندی مراجعان 66/4 و مسؤولیت پذیری در خصوص بهداشت و ایمنی کارکنان و محیط زیست 32/4 بوده است. میانگین نمره ی منظر بالینی 66/11، منظر بیماران 5/11، منظر فرایندهای داخلی 66/11، منظر مالی 78/10 و منظر رشد کارکنان 46/11 بود. در کل، 27 شاخص برای 5 منظر ارایه شد که یکی از آن ها از الگوی نهایی حذف گردید. میزان معنی داری آزمون t در سطح 95 درصد کمتر از 05/0 بود.
نتیجه گیری: الگوی پیشنهادی هم برای یک بیمارستان و هم برای مجموعه ی بیمارستان های تأمین اجتماعی کشور قابل اجرا بوده و امکان مقایسه ی عملکرد بیمارستان ها را نیز فراهم می آورد. این الگو به دلیل ماهیت پویای کارت امتیاز متوازن، چارچوبی قابل انعطاف است که می تواند برحسب شرایط واحدهای مختلف تعدیل گردد.
مقدمه: یکی از انواع سیستم اطلاعات مدیریت بیمارستانی، سیستم اطلاعات پشتیبان تصمیم گیری (Decision support information system یا DSIS) است. این سیستم، از مدل های تصمیم گیری و پایگاه داده های خاص برای تهیه ی اطلاعات در جهت پشتیبانی از تصمیمات نیمه ساخت یافته یا ساخت نیافته استفاده می کند. هدف این پژوهش، طراحی مدل سیستم اطلاعات پشتیبان تصمیم برای بیمارستان هیأت امنایی آیت اله کاشانی شهرکرد بود.
روش بررسی: این مطالعه اکتشافی و مدل سازی در سال 1389 و در بیمارستان هیأت امنایی آیت اله کاشانی شهرکرد انجام شد. جامعه پژوهش، 30 نفر از اعضای هیأت مدیره و سرپرستان بیمارستان بودند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه 42 سؤالی محقق ساختی که روایی و پایایی آن (آزمون 85 درصد) مورد تأیید استادان فن قرار گرفت و مصاحبه و مشاهده استفاده شد. داده ها با استفاده از اصول تحلیل سیستم ها و مدیریت، تحلیل ریاضی و با استفاده از فنون پژوهش عملیات تحلیل شد.
یافته ها: طبق بررسی صورت گرفته، اطلاعات کامل در مورد شناخت سازمان و محیط سازمانی، نمودار معماری اطلاعات، الگوی تصمیم گیری هیأت مدیره و مسؤولین بیمارستان، تعیین مدل های ریاضی و سایر مدل های تصمیم گیری آنان به دست آمد و مدل سیستم اطلاعات پشتیبان تصمیم برای بیمارستان هیأت امنایی آیت اله کاشانی شهرکرد طراحی گردید.
نتیجه گیری: نمودار معماری اطلاعات بیمارستان در مقایسه با پژوهش های انجام شده تفاوت چندانی ندارد؛ اما استفاده از مدل DSIS و خروجی های آن با استفاده از فنون پژوهش عملیات، الگوهای ریاضی و سایر الگوهای مناسب به نتایجی تبدیل خواهند شد که هیأت مدیره بیمارستان را در اتخاذ تصمیم خود حمایت و پشتیبانی می کند.
مقدمه: گردشگری پزشکی یکی از صنایع پرشتاب در جهان است و کشورهای مختلفی برای توسعه ی آن تلاش می کنند. سیاست گذاران و تصمیم گیران صنعت گردشگری پزشکی برای موفقیت در این حوزه ابتدا باید ذی نفعانی راکه از یک سو می توانند از صنعت تأثیر بپذیرند و از سوی دیگر برآن تأثیر بگذارند، شناسایی و جایگاه آنان را برای همکاری و مشارکت مشخص نمایند. از این رو هدف مطالعه ی حاضر، شناخت و تحلیل ذی نفعان صنعت گردشگری پزشکی اصفهان و ارایه ی راهبردهای مؤثر در توسعه ی آن بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بود که به روش مطالعه ی کیفی در سال 1390 انجام شد. در مرحله ی اول ذی نفعان کلیدی گردشگری پزشکی در استان اصفهان شناسایی و در مرحله ی دوم با ذی نفعان کلیدی صنعت گردشگری پزشکی مصاحبه شد. به منظور تحلیل داده ها از مراحل تحلیل ذی نفعان استفاده شد و در نهایت راهبردهای توسعه ی گردشگری پزشکی ارایه گردید.
یافته ها: ذی نفعان کلیدی صنعت گردشگری پزشکی در اصفهان به 9 دسته ی اصلی تقسیم بندی شدند. این ذی نفعان شامل استانداری، اداره ی کل میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی، نظام پزشکی، ارایه دهندگان خدمات بخش بهداشت و درمان، ارایه دهندگان خدمات گردشگری، بانک توسعه ی صادرات، سرمایه گذاران بخش خصوصی و اتاق بازرگانی بودند. ویژگی ذی نفعان نشان داد که از میان ذی نفعان، روابط بین الملل دانشگاه علوم پزشکی، اداره ی کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و کلینیک از برنامه ی دولت در زمینه ی گردشگری پزشکی آگاهی کامل داشته اند. از نظر قدرت ذی نفعان، بیمارستان خصوصی، نظام پزشکی، سرمایه گذار و دانشگاه علوم پزشکی دارای قدرت زیاد بودند. از میان ذی نفعان، دانشگاه علوم پزشکی، کلینیک، بیمارستان خصوصی و اداره ی کل میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری در موضع کاملاً موافق قرار داشتند. با توجه به تحلیل ذی نفعان، راهبردهای مؤثر شامل راهبردهای متمرکز بر افزایش قدرت، راهبردهای متمرکز بر افزایش موافقت و راهبردهای متمرکز بر حفظ موضع بود.
نتیجه گیری: در صنعت گردشگری پزشکی اصفهان ذی نفعان مختلفی وجود دارند، بنابراین می توان با طراحی شبکه ی ذی نفعان گردشگری پزشکی، تشکیل شورای استانی گردشگری پزشکی و مشخص شدن نقش و وظایف هر یک از ذی نفعان، به صورت نظام مند و منسجم در راستای توسعه ی گردشگری پزشکی اصفهان برنامه ریزی، سیاست گذاری و تصمیم گیری نمود و راهبردهای مؤثری را در جهت تحقق اهداف مربوط به کار گرفت.
مقدمه: سازمان های بهداشتی- درمانی بایستی بر ایمنی بیمار به عنوان یکی از استراتژی های اصلی خود تمرکز نمایند و بزرگ ترین چالش برای حرکت در جهت ایجاد یک سیستم بهداشتی- درمانی ایمن، تغییر فرهنگی است. این پژوهش بر آن است تا با ارزیابی ایمنی در بیمارستان فاطمه الزهرا نجف آباد، بیمار بتواند در ارتقای فرهنگ ایمنی مؤثر واقع شود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- مقطعی در سال 1389 انجام گرفته است. جهت شناخت چگونگی وضع موجود در مرحله ی میدانی، از پرسش نامه ی ترجمه شده ی مطالعه ی فرهنگ ایمنی بیمار در بیمارستان استفاده شد. روایی پرسش نامه با استفاده از نظرات 15 نفر از صاحب نظران تأیید شد. پایایی پرسش نامه توسط آزمون آماری Cronbach's alpha، 846/0 بوده است. پرسش نامه در اختیار کلیه ی پرسنل درمانی بیمارستان فاطمه ی الزهرا نجف آباد قرار داده شد. داده ها با استفاده از آزمون t و تحلیل واریانس یک طرفه و با به کارگیری نرم افزار SPSS تحلیل گردید. معنی داری کمتر از 05/0 در فاصله ی اطمینان 95 درصد در نظر گرفته شد.
یافته ها: تعداد کل پرسش نامه های توزیع شده، 350 پرسش نامه بوده است که از این تعداد، 196 پرسش نامه تکمیل شد و عودت گردید. میزان بازگشت پرسش نامه 56 درصد بود. اقدامات و انتظارات مدیریتی 76 درصد، کار تیمی در درون واحد 75 درصد، یادگیری سازمانی 73 درصد، فیدبک و ارتباطات درباره ی خطا 70 درصد، انتقال دورن بیمارستانی 69 درصد، ارتباطات باز 68 درصد، حمایت مدیریت 65 درصد، کار تیمی بین واحدها 62 درصد، پاسخ غیر تنبیهی به خطا 54 درصد و کارکنان کافی 48 درصد امتیاز مربوط را کسب نمودند. از نظر گزارش خطا، 64 درصد از کارکنان سابقه ی هیچ گونه گزارش خطا را نداشته اند. میانگین نمره ی درجه ی ایمنی بیمار در بیمارستان 36/3 (از 5) بود و بر اساس نتایج آزمون t، میان تعامل مستقیم یا غیر مستقیم با بیمار در رابطه با درجه ی ایمنی بیمار اختلاف معنی داری وجود نداشت (373/0 = P) و بر اساس نتایج آزمون آنالیز واریانس، این اختلاف در بخش زایشگاه و در کارکنان ماما با سایر کارکنان معنی دار بود (001/0 < P). اختلاف معنی داری میان نمره ی فرهنگ ایمنی بیمار در بین کارکنان بخش های مختلف، سابقه ی کار در بیمارستان، سابقه ی کار در واحد فعلی خدمت و نوع تماس با بیمار وجود نداشت (05/0 > P).
نتیجه گیری: هر چند از نظر نمره ی کلی، فرهنگ ایمنی بیمار در وضعیت به طور نسبی قابل قبولی قرار داشت، ابعاد پاسخ غیر تنبیهی به خطا، کارکنان کافی، کار تیمی بین واحدها و حمایت مدیریت نیازمند مداخله ی سریع شناخته شدند. بیمارستان می تواند با برنامه ریزی و اقدام در این زمینه ها نسبت به ارتقای فرهنگ ایمنی بیمار اقدام نماید.
مقدمه: سازماندهی و نگهداری نظام سازمانی یکی از مهم ترین وظایف و مسؤولیت های مدیریت سازمان محسوب می شود. در واقع مدیران، مسؤول میزان و نوع تعهد کارکنان نسبت به ارزش های رسمی می باشند. چرا که نیروی انسانی متعهد و وفادار به سازمان می تواند تأثیر چشمگیری بر خدمت ارایه شده در سازمان های سلامت بگذارد. هدف از این پژوهش، شناسایی میانگین ابعاد سه گانه ی تعهد سازمانی (مشتمل بر عاطفی، مستمر و هنجاری) در کارکنان مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی استان اصفهان بوده است.
روش بررسی: این مطالعه ی تحلیلی، به صورت مقطعی در سال 1390 صورت پذیرفت و جامعه ی آماری پژوهش، کارکنان حوزه ی مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی استان اصفهان بود. تعداد نمونه 128 نفر و روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بود. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ای با پایایی و روایی تأیید شده در مطالعات قبلی می باشد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و به کارگیری آزمون های آماری Spearman و آنالیز واریانس تحلیل گردیده اند.
یافته ها: امتیاز تعهد سازمانی، 79/59 به دست آمد. در میان ابعاد سه گانه ی تعهد سازمانی، بعد تعهد عاطفی با کسب 2/69 امتیاز در اولویت اول و تعهد تکلیفی با 4/56 امتیاز و تعهد مستمر با 6/50 امتیاز در رده های بعدی قرار گرفتند (حداکثر امتیاز 100 بود).
نتیجه گیری: ضروری است تا مدیران سازمان با توجه به نقش کارکنان شاغل در مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی در تضمین سلامت مردم و نجات جان آن ها در مواقع بروز حوادث و سوانح تمرکز بیشتری در زمینه ی ارزش های سازمانی و بعد تعهد مستمر کارکنان نموده و با اقداماتی نظیر بالا بردن امنیت شغلی، ایجاد تغییرات مثبت در فرهنگ سازمانی، ارایه ی آموزش های مناسب و توجیهی قبل از استخدام و اجرای برنامه های تشویقی در افزایش تعهد سازمانی کارکنان خود تلاش نمایند.
مقدمه: بررسی دوره ای ساختار سازمانی در هر سازمان از ملزومات است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی ساختار سازمانی کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران، بر اساس مدل Stephen Robbins بود.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی انجام شد. جامعه ی آماری این پژوهش، همه ی مدیران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های علوم پزشکی ایران در سال تحصیلی 90-1389 (44 نفر) بودند. حجم نمونه 15 نفر محاسبه شد. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه ی ترجمه شده ی استاندارد Robbins صورت گرفت. روایی این ابزار با نظر 7 نفر از متخصصان مدیریت و کتابداری تأیید شد و پایایی آن با استفاده از Cronbach's alpha، 87% به دست آمد. جمع آوری داده ها به صورت حضوری، پستی و اینترنتی بود و برای تحلیل داده ها، از آمار توصیفی (میانگین، میانه، نما و انحراف معیار) و نرم افزار SPSS استفاده شد.
یافته ها: میزان سه بعد پیچیدگی، رسمیت و تمرکز در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران در حد مطلوب نبود؛ میزان پیچیدگی کم (42/17)، رسمیت زیاد (17/24) و تمرکز نیز زیاد (58/37) بود.
نتیجه گیری: ساختار سازمانی کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران، از وضعیت مطلوبی برخوردار نبود؛ میزان پیچیدگی، کم و رسمیت و تمرکز، زیاد بود؛ بهتر است میزان ابعاد بررسی شده، تعدیل و بهینه شود.