مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۰٬۵۸۱ تا ۳۰۰٬۶۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر میزان بهداشت روان در دختران دارای مشکلات دلبستگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر میزان بهداشت روان (کاهش میزان افسردگی، فزوناضطرابی و نافرمانی مقابلهای) دانشآموزان دارای مشکلات دلبستگی انجام شد.
روشکار: این پژوهش تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد در سال 1389 انجام شد. نمونه ی هدف این مطالعه 34 نفر بودند که از بین 388 دانش آموز مقاطع دوم و چهارم ابتدایی که بیشترین نمره را در زمینهی مشکلات مربوط به دلبستگی و علایم اختلالات رفتاری (افسردگی، فزوناضطرابی و نافرمانی مقابلهای) به دست آوردند، انتخاب شدند. ارزیابی با استفاده از پرسشنامهی مشکلات دلبستگی راندولف و فرم بهداشت روان کودکان انتاریو انجام شد. مادران گروه آزمون در 10 جلسهی گروهی درمان مبتنی بر دلبستگی شرکت نمودند. گروه شاهد مداخلهای دریافت نکردند. سپس تاثیر مداخله بر میزان بهداشت روان (کاهش علایم افسردگی، فزوناضطرابی و نافرمانی مقابلهای) کودکان هر دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج با استفاده از نرمافزار SPSS و به کمک آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و به روش تحلیل کوواریانس ارزیابی گردیدند.
یافتهها: میانگین نمرات افسردگی، فزون اضطرابی ونافرمانی مقابلهای در گروه آزمون در مرحلهی پسآزمون (05/0P<) و پیگیری (05/0P<) نسبت به گروه شاهد به میزان معنی داری پایینتر بود. مجموع کاهش این علایم توسط آزمودنیها در پسآزمون 72/0 و در پیگیری سه ماهه 85/0 بود.
نتیجهگیری: درمان مبتنی بر دلبستگی در افزایش بهداشت روان دختران دارای مشکلات دلبستگی موثر بود و پایبندی مادران به تداوم روشهای درمانی باعث بهبودی بیشتر در مرحلهی پسآزمون شد.
درد مزمن، خودکارآمدی درد و افکار خودکشی: نقش تعدیل کننده ی خودکارآمدی درد بر رابطه ی بین افسردگی و افکار خودکشی در بیماران مبتلا به درد مزمن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از نتایج زیانبخش درد مزمن، افزایش قابل ملاحظهی افکار و رفتارهای خودکشی در بیماران مبتلا به درد مزمن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطهی بین افسردگی، خودکارآمدی و افکار خودکشی در بیماران مبتلا به درد مزمن انجام گرفت.
روشکار: در این پژوهش توصیفیهمبستگی، در بهار تا تابستان 1389، 264 بیمار مبتلا به درد مزمن به شیوهی نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و مقیاسهای افکار خودکشی، افسردگی و خودکارآمدی را کامل کردند. دادهها با استفاده از روشهای همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسله مراتبی، تحلیل گردیدند.
یافتهها: همبستگی مثبت و معنیداری بین افکار خودکشی و افسردگی (01/0P<، 56/0=r) و همبستگی منفی و معنیداری بین افکار خودکشی و خودکارآمدی (01/0P<، 36/0-=r) وجود داشت. نتایج رگرسیون سلسله مراتبی نیز نشان داد که خودکارآمدی در رابطهی بین افسردگی و افکار خودکشی، نقش تعدیلکننده را ایفا میکند.
نتیجهگیری: رابطهی معنیداری بین افسردگی و افکار خودکشی در بیماران درد مزمن وجود دارد و خودکارآمدی میتواند چنین رابطهای را تعدیل کند. بنابراین، آن گروه از برنامههای درمانی که علاوه بر اعادهی خلق بهنجار بیماران، افزایش احساس خودکارآمدی مرتبط با درد را در دستور کار خود قرار میدهند احتمالا قادر هستند در کاهش شدت افکار خودکشی بیماران مبتلا به درد مزمن عملکرد موثرتری داشته باشند.
مقایسه ی طرح واره های ناسازگار اولیه در مردان وابسته و غیر وابسته به مواد اپیوئیدی شهر زاهدان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عوامل مختلفی با شروع و تداوم مصرف مواد ارتباط دارند که یکی از عوامل مهم در این زمینه، طرحوارههای ناسازگار اولیه میباشند. پژوهش حاضر با هدف مقایسهی طرحوارههای ناسازگار اولیه در افراد وابسته و غیر وابسته به مواد اپیوئیدی انجام شده است.
روشکار: در این پژوهش پسرویدادی در سال 1388، 240 نفر شامل120 نفر مرد مراجعهکننده (65-15 ساله) به مراکز ترک در شهر زاهدان که واجد ملاکهای تشخیصی بر اساس چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی برای وابستگی به مواد بودند، انتخاب و برای گروه غیر وابسته (شاهد) نیز120 نفر به روش نمونهگیری چندمرحلهای تصادفی از جمعیت عمومی شهر زاهدان انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از فرم کوتاه پرسشنامهی طرحوارههای ناسازگار اولیه استفاده شد و در تحلیل دادهها، روشهای توصیفی و جهت مقایسهی میانگینها نیز آزمون تی مستقل به کار رفت.
یافتهها: افراد وابسته به مواد در حوزههای طرحوارهای بریدگی، خودگردانی و عملکرد مختل و گوش به زنگی، نمرهی بالاتری داشته وتفاوت آنها با افراد غیر وابسته در سطح 01/0P< معنیدار است.
نتیجهگیری: با توجه به این که افکار ناسازگارانه، افکار اولیهای هستند که در دورههای تحولی رشد شکل گرفته و میتوانند طرحوارههای ناسازگارانهای را که در سببشناسی مصرف مواد نقش عمدهای دارند ایجاد نمایند، لذا پیشنهاد میشود که در طرحهای پیشگیری و درمان وابستگی به مواد، طرحوارههای ناسازگار مورد توجه قرار گیرند.
مقایسه ی اثر بخشی آموزش گروهی شناختی رفتاری و واقعیت درمانی بر عزت نفس دانش آموزان دبیرستانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در این پژوهش اثربخشی آموزش گروهی شناختیرفتاری و واقعیتدرمانی (مبتنی بر نظریهی انتخاب) بر عزت نفس دانشآموزان مورد سنجش قرار گرفت.
روشکار: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه شاهد میباشد. جامعهی آماری شامل تمام دانشآموزان دختر دبیرستانهای شهر مشهد در سال تحصیلی 89-1388 بودند که با شیوهی نمونهگیری تصادفی 45 نفر انتخاب و در سه گروه به صورت تصادفی جایگزین شدند و سپس گروههای آزمون به مدت 2 ماه (8 جلسهی 2 ساعتی) تحت آموزشهای شناختیرفتاری و واقعیتدرمانی قرار گرفتند و گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکردند. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهی عزت نفس کوپر اسمیت بود که قبل و بعد از آموزش، اجرا گردید. دادههای حاصل با استفاده از تحلیل واریانس یک سویه و آزمون تعقیبی شفه توسط نرمافزار آماری SPSS تحلیل گردید.
یافتهها: آموزش گروهی واقعیتدرمانی و شناختیرفتاری در مقایسه با گروه شاهد، تاثیر مثبتی بر افزایش عزت نفس (06/16=F و 00001/0P<) داشتهاند.
نتیجهگیری: به نظر میرسد که آموزش گروهی واقعیتدرمانی و آموزش گروهی شناختیرفتاری در افزایش عزت نفس موثر میباشند.
بررسی اثربخشی آموزش مهارت های فرزندخواندگی بر کاهش تنیدگی و تغییر سبک های مقابله ای زوجین متقاضی فرزند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه به واسطهی افزایش میزان ناباروری زوجها و بیسرپرستی کودکان، فرزندخواندگی بیشتر در کانون توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های فرزندخواندگی برکاهش تنیدگی و تغییر سبک های مقابله ای زوجین متقاضی فرزندخواندگی انجام گرفته است.
روشکار: پژوهش حاضر از نوع طرحهای نیمهآزمایشی است. جامعهی پژوهش شامل تمام زوجین متقاضی فرزندخواندگی بوده که از خرداد 88 لغایت خرداد 89 به سازمان بهزیستی خراسان رضوی مراجعه نمودهاند. زوجین واجد معیارهای پژوهش به شیوهی نمونهی در دسترس انتخاب و پرسشنامهی اضطراب کتل و سبک های مقابله ای لازاروس و فولکمن را تکمیل نمودند. از بین ایشان تعداد 14 زوج دارای نمره ی خام بیشتر از 35 در تست اضطراب و سبک مقابلهی هیجانمدار در پرسشنامهی سبکهای مقابله بودند، انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد جایگزین شدند. سپس 8 جلسهی آموزش مهارتهای فرزندخواندگی برای گروه آزمون اجرا گردید. گروه شاهد روند عادی مراحل اداری را سپری نمودند. بعد از اجرای مداخله، میزان تنیدگی و سبکهای مقابلهی دو گروه مجددا اندازهگیری و 6 هفته بعد آزمون پیگیری روی گروه آزمون اجرا شد. دادهها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل کوواریانس یک سویه و تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل گردید.
یافتهها: بین دو گروه آزمون و شاهد، از نظر تفاوت نمرات در دو ﺁزمون اضطراب کتل (05/0P≤) و سبکهای مقابله (05/0P≤) تفاوت مثبت و معنیداری وجود داشت.
نتیجهگیری: آموزش مهارت های فرزتدخواندگی میتواند موجب کاهش میزان تنیدگی زوجین متقاضی فرزند گردیده و باعث شود که این افراد در مقابله با تنیدگی، بیشتر از سبک های مقابلهی مسئلهمدار استفاده کنند.
مطالعه ی مبتنی بر مدل کلونینجر: مقایسه ی عامل های سرشت و منش اقدام کنندگان به خودکشی با افراد بهنجار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:با توجه به آمارهای اعلام شده از سوی سازمان بهداشت جهانی، خودکشی یکی از علل اصلی مرگ در جمعیت عمومی به ویژه افراد جوان
میباشد. با توجه به تاثیرات زیانبار روانی، اجتماعی و اقتصادی آن، لزوم بررسی همهجانبهی علل زیربنایی و به پیرو آن ایجاد راهکارهای عملی جهت پیشگیری از این معضل بداشت روانی بیش از پیش مشخص میگردد. این پژوهش با هدف بررسی ابعاد سرشتی و منشی افراد اقدامکننده به خودکشی انجام پذیرفته است.
روشکار: در این مطالعهی علی-مقایسهای، 30 بیمار بستری در بیمارستان رازی تبریز که در پاییز و زمستان سال 1390 در پی اقدام به خودکشی به مرکز ارجاع داده شده بودند، به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شده و پس از کسب رضایت بیمار، پرسشنامهی سرشتی و منشی کلونینجر (TCI-125) را تکمیل نمودند. گروه شاهد شامل 30 فرد سالم فاقد سابقهی تشخیص روانپزشکی نیز پرسشنامه را تکمیل نمودند. دادههای به دست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیره بررسی گردیدند.
یافتهها:بنا بر نتایج، گروه اقدامکننده به خودکشی به طور معنیداری نمرات بالای نوجویی و نمرات پایینتر خودراهبری و همکاری را در مقایسه با گروه شاهد نشان دادند (001/0>P).
نتیجهگیری: این مطالعه در راستای پژوهشهای معطوف به بررسی ابعاد شخصیتی زیربنایی دخیل در اقدامات خودکشی، میتواند در جهت شناخت
دقیقتر عوامل دخیل در این پدیده و ارایهی راهکارهای مناسب جهت پیشگیری و درمان، یاریرسان باشد.
ارزیابی کارآمدی دوره های یادگیری الکترونیکی در دانشگاه تربیت مدرس از دیدگاه کاربران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارزیابی کارآمدی دوره های یادگیری الکترونیکی دانشگاه تربیت مدرس از دیدگاه کاربران است. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه، دانشجویان در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تربیت مدرس می باشند. حجم نمونه، شامل 66 نفر از دانشجویان رشته های فن آوری اطلاعات، فن آوری اطلاعات و ارتباطات، حقوق خصوصی، حقوق بین الملل و مدیریت سیستم، از جامعه دانشجویان این رشته ها بوده اند که با شیوه نمونه گیری غیرتصادفی هدف مند انتخاب شده اند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته 53 سؤالی بسته پاسخ پنج گزینه ای با هشت معیار، استفاده شده است. پایایی پرسش نامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 96/0 برآورد گردید و روایی آن مورد تأیید متخصصان مربوطه قرار گرفت. در این پژوهش، از تی تک متغیری برای هر آیتم استفاده و تفسیر شده است. نتایج پژوهش، به لحاظ آماری نشانگر آن است که کاربران سامانه یادگیری الکترونیکی به سامانه دسترسی مطلوب دارند؛ از پشتیبانی مناسب بهره مند می باشند؛ از آزمون و ارزشیابی مناسب بهره مند می باشند؛ از تمرین ها و تکالیف مناسب بهره مند نمی باشند، از منابع مناسب بهره مند می باشند؛ از محتوای الکترونیکی مناسب بهره مند نمی باشند، از واسط کاربری مناسب بهره مند نمی باشند؛ و از ارایه درس مناسب بهره مند می باشند.
تحلیل تأثیر فن آوری اطلاعات و سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از شاخه های اصلی کارآفرینی، کارآفرینی در سازمان است که بدون شک سهم چشم گیری در توفیق و تعالی سازمان ها دارد. بسیاری از سیاست های سازمان ها که برای توسعه کارآفرینی تدوین می گردد، با فن آوری های اطلاعاتی مرتبط است. از سوی دیگر تلاش های کارآفرینی در سازمان با سرمایه فکری اثربخش تر گشته و می تواند، مزیت های رقابتی را افزایش داده و عمکرد کلی شرکت را بهبود ببخشد. لذا، هدف از این تحقیق، تحلیل تأثیر فن آوری اطلاعات و سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، همبستگی است. جامعه آماری تحقیق شامل 172 نفر از کارکنان شرکت سبحان انکولوژی بودند که به صورت تصادفی طبقه ای و با استفاده از فرمول کوکران نمونه آماری تحقیق، 119 انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه مارتینز لورنز و همکاران (2004) برای سنجش فن آوری اطلاعات، و از پرسش نامه سرمایه فکری بونتیس (1998) و پرسش نامه کارآفرینی سازمانی اوزدمیرسی (2011) استفاده شده است. روایی (محتوا، همگرا، واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای کرونباخ) پرسش نامه ها حاکی از آن هستند که ابزارهای اندازه گیری از روایی و پایایی خوبی برخوردار هستند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات توسط نرم افزار SMART-PLS و با استفاده از آماره آزمون t و ضرایب مسیر (β)، نشان داد که متغیر فن آوری اطلاعات بر سرمایه فکری تأثیر معنی دار و قوی دارد. سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی تأثیر معنی دار و ضعیفی دارد، اما، فن آوری اطلاعات بر کارآفرینی سازمانی تأثیر معنی دار و متوسط دارد. هم چنین، فن آوری اطلاعات می تواند، به عنوان متغیر تعدیل کننده اثر مثبت سرمایه فکری بر کارآفرینی سازمانی را افزایش دهد.
فراتحلیل اثر بازی های رایانه ای خشن و غیرخشن بر پرخاشگری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در یک دهه گذشته پژوهش های زیادی در مورد تأثیر بازی های ویدیویی- رایانه ای بر رفتار و افکار پرخاشگرانه انجام شده است که نتایج ناهم خوانی بین آنها مشاهده می شود. لذا، انجام یک پژوهش به روش فراتحلیل مفید به نظر می رسید. در پژوهش حاضر، هدف بررسی فراتحلیل تأثیر دو دسته بازی های رایانه ای خشن و غیرخشن بر رفتار پرخاشگرانه، احساسات پرخاشگرانه و برانگیختگی فیزیولوژیکی بود. جامعه آماری عبارت بود از کلیه پژوهش های مرتبط با موضوع پژوهش در گستره زمانی (2012 – 2002)، (1391-1381) که به زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده بود. روش نمونه گیری، روش هدف مند بود تا امکان مقایسه های مورد نیاز برای پاسخ گویی به سؤالات پژوهش را فراهم نماید؛ یعنی، مقایسه اندازه اثر در پژوهش های آزمایشی با غیرآزمایشی، مقایسه میزان اندازه اثر در بازی های نوع خشن با غیرخشن و بررسی تأثیر افزایش طول مدت انجام بازی های رایانه ای بر میزان پرخاشگری. پس از ارزیابی دقت و نیرومندی پژوهش ها با نظر 3 داور، 30 پژوهش برای بررسی نهایی انتخاب شد. پژوهش ها به آزمایشی و غیرآزمایشی و بازی های رایانه ای هم به خشن و غیرخشن تفکیک گردید. پژوهش های آزمایشی از نظر مدت زمان پرداختن به بازی توسط آزمودنی ها در سه شرایط زمانی جدا شده و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد:
1. اندازه اثر ترکیب یافته برای سه متغیر وابسته عبارت بود از 21/0 در رفتار پرخاشگرانه، 23/0 در احساسات پرخاشگرانه و 29/0 در برانگیختگی فیزیولوژیکی. 2. با مقایسه پژوهش های آزمایشی و غیرآزمایشی تفاوت اندازه اثر به دست آمده برای آنها معنی دار بود؛ یعنی، پژوهش های آزمایشی اندازه اثر بیشتری نشان داد. 3. با افزایش طول مدت پرداختن به بازی، اندازه اثر در هر سه متغیر وابسته ذکر شده کاهش یافت. 4. میزان اندازه اثر در بازی های نوع خشن بیشتر از غیرخشن بود و اندازه اثر نوع غیرخشن معنی دار به دست نیامد.
تأثیر آموزش فن آوری اطلاعات بر بهره وری کارکنان (مطالعه ی موردی: دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق، با هدف اصلی شناخت تأثیر آموزش فن آوری اطلاعات بر بهره وری کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری انجام شد. روش تحقیق در این مطالعه، توصیفی از نوع زمینه یابی بود. جامعه آماری کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری به حجم 836 بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد300 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه پنج گزینه ای محقق ساخته بود که پایایی آن براساس ضریب آلفای کرونباخ 93/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها، با استفاده از آمار توصیفی (شامل: فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (شامل: آزمون t تک نمونه، تحلیل واریانس چندمتغیره، آزمون تعقیبی شفه) انجام شد. نتیجه تحقیق بیانگر آن بود که آموزش فن آوری اطلاعات بر بهره وری کارکنان (شامل: افزایش دانش شغلی، افزایش دقت، افزایش سرعت و مقدار انجام کار، ایجاد انگیزه شغلی، افزایش همکاری و مشارکت و افزایش توانایی در انجام کارهای متفاوت) تأثیر معنادار داشت. هم چنین، نتایج تحقیق نشان داد، بین دیدگاه کارکنان در خصوص تأثیر آموزش فن آوری اطلاعات بر بهره وری کارکنان به تفکیک سابقه کاری افراد (در کلیه مؤلفه ها) و به تفکیک رشته تحصیلی (به جز افزایش سرعت و افزایش دقت) تفاوت معنادار وجود داشت؛ ولی براساس مدرک تحصیلی تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نقص یادگیری توالی حرکتی ضمنی در کودکان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)
ارزیابی اثربخشی بازی های رایانه ای بر میزان توجه مبتلایان به عقب ماندگی ذهنی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این تحقیق، ارزیابی اثربخشی بازیهای رایانهای بر میزان توجه افراد عقبماندهی ذهنی بود.
روشکار: مطالعهی حاضر یک کارآزمایی بالینی کنترل شده بود که در سال 84-1383 انجام شد. دو مرکز از مراکز نگهداری افراد عقبماندهی ذهنی در شهر تهران که حاضر به همکاری بودند، انتخاب شدند. یکی از مراکز به تصادف به عنوان گروه آزمون و مرکز دیگر به عنوان گروه شاهد و در هر مرکز تعداد 30 نفر به تصادف انتخاب شدند. برنامهی بازیهای رایانهای طی 12 هفته 3 جلسهای اجرا گردید. نمرهی توجه افراد با استفاده از ابزار تولوز-پیرون در 3 مرحلهی قبل، بلافاصله بعد و 5 هفته بعد از مداخله محاسبه شد. برای مقایسهی نمرات توجه در مراحل مختلف مداخله از آزمون اندازهگیری تکراری استفاده شد. عملیات آماری با استفاده از SPSS نسخهی 19 انجام شد.
یافتهها: بر اساس نتایج بلافاصله بعد از مداخله، میانگین نمرهی توجه افراد گروه آزمون 33/19 وگروه شاهد 09/9 بود و مداخله، تاثیر معنی داری در افزایش نمرهی توجه افراد داشت (001/0P<، 7/13=F1.3, 75.2). همچنین در گروه آزمون پس از 5 هفته از پایان مداخله، نمرهی توجه نسبت به بلافاصله بعد از مداخله کاهش یافت.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه، بازیهای رایانهای به مدت 35 جلسه می تواند نمرهی توجه افراد عقبماندهی ذهنی را افزایش دهد، اما این نمرهی توجه 5 هفته بعد از مداخله رو به کاهش می رود. لذا این مداخله پایا نیست.
نقش تعدیل کننده خودتنظیم گری در رابطه بین سبک های دلبستگی و شدت اختلال های مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده مقدمه: نقص و نارسایی در مکانیسم های تنظیم هیجان ها و شناخت ها، سیستم های پردازشی را تحت تأثیر قرار می دهند و فرد را با مشکلات جدی سلامت و اختلال های روان شناختی مواجه می سازند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده خودتنظیم گری در رابطه بین سبک های دلبستگی و شدت اختلال های مصرف مواد انجام شد. روش: این پژوهش یک پژوهش اکتشافی از نوع طرح های همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، مردان مبتلا به اختلال های مصرف مواد مراجعه کننده به چهار مرکز درمان مصرف مواد در تهران بودند. نمونه این پژوهش شامل 122 بیمار مرد بود که به روش هدفمند و بر حسب مراجعات متوالی به مراکز درمانی انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس سبک های دلبستگی بزرگسال، مقیاس خودتنظیم گری و شاخص شدت اعتیاد را تکمیل کنند. داده های پژوهش با استفاده از روش ها و شاخص های آماری شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره سلسله مراتبی تعدیلی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که سبک دلبستگی ایمن با خودتنظیم گری رابطه مثبت و با شدت اختلال های مصرف مواد رابطه منفی دارد و سبک های دلبستگی ناایمن (اجتنابی و دوسوگرا) با خودتنظیم گری رابطه منفی و با شدت اختلال های مصرف مواد رابطه مثبت داشتند. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که خودتنظیم گری رابطه بین سبک های دلبستگی و شدت اختلال های مصرف مواد را تعدیل می کند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که خودتنظیم گری شدت اختلال های مصرف مواد را تحت تأثیر قرار می دهد.
رابطه ادراک عدالت سازمانی و درگیری عاطفی و ذهنی در بین دبیران دوره متوسطه شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ادراک عدالت سازمانی و درگیری عاطفی و ذهنی در میان دبیران دوره متوسطه شهر اصفهان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و جامعه آماری مشتمل بر کلیه دبیران مدارس متوسطه دخترانه در نواحی پنجگانه شهر اصفهان در سال تحصیلی 90- 1389 (2608 N = ) بوده است. از این تعداد 355 نفر با استفاده از جدول مورگان و از طریق نمونه گیری طبقهای نسبی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل دو پرسشنامه ""عدالت سازمانی"" (نیهوف و مورمن، 1993) با ضریب پایایی 95/0 و ""درگیری عاطفی-ذهنی در کار"" (شوفلی و همکاران، 2008) با ضریب پایایی 84/0 بوده است. تجزیه و تحلیل ها دادهها در دو سطح آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، واریانس و انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، ضریب رگرسیون و مانوا) صورت گرفت. نتایج حاصل از پژوهش گویای آن است که عدالت توزیعی با درگیری عاطفی- ذهنی در کار (21/0 r = ) و مؤلفههای آن رابطه دارد؛ عدالت رویه ای با درگیری عاطفی- ذهنی در کار (16/0 r= ) و مؤلفه های آن بجز ""وقف شدن در کار""رابطه دارد؛ و عدالت تعاملی با درگیری عاطفی- ذهنی در کار (23/0 r= ) و مؤلفه های آن رابطه دارد. نتایج همچنین تفاوت معناداری را بین میانگین نظرهای پاسخگویان بر اساس میزان تحصیلات و سابقه خدمت در خصوص هر دو متغیر عدالت سازمانی و درگیری عاطفی-ذهنی در کار نشان نمی دهد.
رابطه میزان استفاده از فن آوری های اطلاعات و ارتباطات با عملکرد دبیران در فرآیند یاددهی و یادگیری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به منظور بررسی رابطه بین میزان استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات با عملکرد دبیران در فرآیند یاددهی و یادگیری انجام شده است. روش تحقیق از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی (همبستگی) و از نظر هدف، کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دبیران مدارس متوسطه دخترانه شهر تهران به تعداد 12571 نفر تشکیل دادهاند که حجم نمونه مطابق با فرمول کوکران 375 نفر برآورد گردید و این تعداد به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده از بین جامعه آماری انتخاب شده است. ابزار گردآوری دادهها، دو پرسش نامه محقق ساخته فن آوری اطلاعات و ارتباطات با ضریب آلفای 79/0 و پرسش نامه عملکرد بر مبنای مدل هرسی و گلداسمیت با ضریب آلفای 81/0 در طیف پنج درجهای لیکرت بوده است. دادههای گردآوری شده به کمک روشهای آمار توصیفی و استنباطی هم چون K-S، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل واریانس از طریق نرمافزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان داد که بین میزان استفاده دبیران از فن آوری اطلاعات و ارتباطات با عملکرد آنها در فرآیند یاددهی و یادگیری رابطه معناداری وجود دارد و 6/60 درصد تغییرات متغیر وابسته تحقیق (عملکرد دبیران) را به ترتیب مؤلفههای استفاده از نرمافزارهای کاربردی، استفاده از پایگاههای اطلاعاتی و سپس استفاده از اینترنت تبیین میکنند. هم چنین، بین نظرات آزمودنیها به هر دو مؤلفه تحقیق (استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات و عملکرد) از نظر سابقه تدریس، تفاوت معناداری مشاهده نشده است.
بررسی نقش و رابطه نظارتی استاد راهنما و دانشجو از دیدگاه دانشجویان دوره کارشناسی ارشد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی تحقیق، بررسی دیدگاه دانشجویان کارشناسی ارشد در خصوص نقش استاد راهنما و دانشجو در فرایند تهیه پایان نامه، چگونگی درک و میزان رضایت از رابطه نظارتی با استاد راهنما و عوامل مؤثر بر انتخاب استاد راهنما بود. رویکرد تحقیق کمی و روش تحقیق توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری تحقیق دانشجویان دوره کارشناسی ارشد دانشگاه کردستان و نمونه شامل 200 نفر دانشجو بودند. نمونه گیری به شیوه طبقه ای متناسب با حجم انجام گرفت. در این پژوهش از سه پرسشنامه هنجاریابی شده، استفاده شد. نتایج نشان داد که برای انتخاب استاد راهنما عوامل طرز برخورد و رفتار اجتماعی استاد با دانشجویان دارای بالاترین رتبه بودند. تحلیل داده ها نشان داد که بیشتر دانشجویان خواهان یک سبک ساختاری راهنمایی از طرف استادان راهنما هستند. همچنین، بیشتر دانشجویان گزارش کردند که بیشترین رضایت را از میزان مهارت ها، شخصیت و تجربه استادانشان دارند، اما معتقد بودند که استادان گرایش کمتری به سبک ساختاری دارند و لذا خواهان دخالت بیشتری از طرف استادانشان در جریان تکمیل پایان نامه بودند. علاوه براین، تفاوت های معنی داری بین میانگین نظرهای دانشجویان در زمینه رابطه نظارتی استادان راهنما، عوامل دخیل در انتخاب استاد راهنما با توجه به نوع دانشکده ها و جنسیت آنها مشاهده گردید. تشکیل کارگاههای آموزشی برای استادان راهنما و دانشجویان و ارایه توصیفی روشن و صریح از نقش استاد راهنما و دانشجو به آنان پیشنهاد می گردد.
تشخیص آسیب های سطحی شخصیت از طریق روان درمانی پویشی کوتاه مدت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده مقدمه: آسیب های سطحی شخصیت، زیر مجموعه ای نسبتاً سالم از اختلال های شدید شخصیت می باشند که بعضی از صفات و ویژگی های اختلال های شخصیت را نشان می دهند اما مشکلات و ویژگی های آنها از نوع خفیف بوده و زیر آستانه ی ملاک های تشخیصی متن تجدید نظر شده چهارمین راهنمای آماری و تشخیصی اختلال های روانی قرار دارد. ویژگی اصلی آنها، وجود بعضی خصیصه های خشک و انعطاف ناپذیر شخصیتی است که منجر به رفتار های تکراری می شود. هدف از اجرای پژوهش، بررسی کارایی روان درمانی پویشی کوتاه مدت در تشخیص افراد مبتلا به آسیب های سطحی شخصیت می باشد. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعه ی موردی است. نمونه ی پژوهش حاضر را سه نفر از خانم های مراجعه کننده به مرکز مشاوره ی معراج که در رده ی سنی 20 تا 30 سال قرار دارند تشکیل می دهد، که هر کدام به مدت 20 جلسه هفتگی و هر جلسه 50 دقیقه، مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل نتایج به صورت بالینی و به روش مطالعه موردی صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که تشخیص اختلال های سطحی شخصیت افسرده، اجتنابی و وسواسی از طریق ارزیابی ساختاری و توصیفی بر اساس نظریه ی روابط موضوعی کرنبرگ، امکان پذیر است. نتیجه گیری: مطالعه ی موردی هر کدام از افراد نمونه نشان داد که تشخیص اختلال های سطحی شخصیت، از طریق روان درمانی پویشی کوتاه مدت برای اختلال های سطحی شخصیت امکان پذیر است.







