مسأله مهمی که در حوزه حقوق مدنی و نیز فقه قراردادها مطرح است، بحث لزوم یا عدم لزوم رعایت شرایط اساسی صحت معاملات در خصوص شروط ضمن عقد است. در قانون مدنی ایران، به طور صریح شرایط صحت شرط احصاء نشده است. گروهی عمدتا به استناد این که شرط نیز نوعی توافق است، همه شرایط اساسی صحت معاملات را در مورد آن نیز لازم الرعایه می دانند و در مقابل، گروهی دیگر، شرائط مذکور در ماده 190 قانون مدنی را مربوط به توافقهای مستقل و اصلی دانسته، استناد بدون قید و شرط به آن در زمینه شروط ضمن عقد را روی بر نمی تابند. به ویژه اینکه، شروط باطل در قانون مدنی احصا گردیده و قانونگذار به مواردی از قبیل شرط با جهت نامشروع در زمره شروط باطل تصریح نکرده است. این جستار ارائه پاسخ مناسب به مسأله مورد نظر را در گرو توجه به مبانی قانون مدنی در زمینه شرایط اساسی و عمومی صحت قرارداد دانسته است. با بررسی مبانی مزبور به این نتیجه می رسیم که قصد، رضا، اهلیت و لزوم مشروع بودن جهت شرط همچون قراردادها لازم است لیکن در مورد شرط اصولاً علم اجمالی به موضوع کافی است.
پیش از فرا رسیدن زمان انجام تعهد، ممکن است طلبکار با پیش بینی های متعارف و معقول، به این نتیجه برسد که متعهد در موعد مقرر به تعهدات خود عمل نخواهد کرد. یکی از طرق مقابله با این پدیده که به نقض احتمالی، معروف است؛ مطالبه تضمین از متعهد برای عمل به تعهدات در موعد مقرر است. از این رو، راهکار مزبور،مطالبه تضمین از متعهد؛ پیش از فرا رسیدن تعهدات قراردادی، را باید در آن دسته از نظام های حقوقی جستجو کرد که نقض قابل پیش بینی را به رسمیت می شناسند.
در حقوق ایران به متابعت از فقه، از نقض احتمالی و راهکارهای مقابله با آن سخنی به میان نیامده، لیکن در برخی قانونگذار ضمن بهره گیری از مبنای نظریه نقض احتمالی، از تضمین برای مقابله با عهد شکنی احتمالی متعهد مدد گرفته است. تا زمان رفع خلاء قانونی در خصوص مقابله با عهد شکنی احتمالی متعهد؛ باید از این فرصت استفاده کرد؛زیرا بهره گیری از این راهکار، علاوه بر تأمین اطمینان متعهدٌ له، استحکام تعهدات قرارداد طرفین را نیز به همراه دارد. البته باید پیش بینی های متعارف و معقولی مبنای این راه حل قرار گیرد که بر عدم انجام تعهد از سوی متعهد در وعده مقرر دلالت کند افزون بر آن، می توان دادن اختیار به طلبکار برای فسخ قرارداد را ضمانت اجرای استنکاف متعهد ازدادن تضمین دانست.
توانمندسازی کارکنان یکی از تکنیکهای مؤثر برای استفاده بهینه از ظرفیتها و توانایی های آنان جهت دستیابی به اهداف سازمانی است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر دورههای آموزش ضمنخدمت بر توانمندسازی دبیران تربیت بدنی شهر اهواز بود. تحقیق حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بوده و به شکل میدانی انجام شده است. جامعه آماری کلیه دبیران تربیت بدنی زن و مرد در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان شهر اهواز در سال تحصیلی 1390 بودند (n=398). نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان و به روش تصادفی خوشهای تعیین شد(n=200). ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ویژگی های فردی و پرسشنامه تعدیل یافته توانمندسازی نادری(1386) بود. روایی سازه از طریق تحلیل عاملی (0/88) و پایایی از طریق آلفا کرونباخ (0/98 ) محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون یومن ویتنی، تحلیل رگرسیون چندگانه) انجام شد (0/05=α). نتایج تحقیق نشان داد به طورکلی بین دوره های آموزشضمنخدمت با توانمندسازی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین بین دیدگاه زنان و مردان در مورد میزان افزایش توانمندسازی بر اثر دوره های آموزش ضمن خدمت تفاوت معناداری مشاهده شد که این میزان در میان دبیران زن بیشتر از دبیران مرد بود. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد از میان دورههای مختلف آموزش ضمن خدمت، دوره های تخصصی پیشبینی کننده قویتر برای توانمندسازی دبیران تربیت بدنی می باشد.
دلبستگی به ارتباط عمیق و پایداری گفته می شود که بین یک کودک و مراقبش در سال اول زندگی برقرار می شود، این مسأله به طور عمیقی تمام جنبه های زندگی فرد از قبیل ذهن، جسم، هیجانات، ارتباطات و ارزش ه ای فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. مطالعات مرتبط در این زمینه نشان می دهد که این مقوله نه تنها ، دوره کودکی بلکه کل گستره زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین با توجه به اهمیت موضوع و چالش های پیش رو در این زمینه، این مقاله بر آن است که با مروری بر پژوهش های انجام شده در زمینه دلبستگی کودکان کم توان ذهنی، آسیب های احتمالی را شناسایی کرد و نظر خانواده ها به ویژه مادران کودکان کم توان ذهنی را به این مهم جلب نماید .
پادگان ه های دریاچ ه ای سیمره، در بالادست زمی ن لغزش سیم ره، به عنوان بزرگترین لغزش جهان، بیانگر احتمال رخداد مکرّر لغزش هستند. هدف این پژوهش تعیین وسعت و توالی پادگانه های اشاره شده و ارتباط آنها با ویژگی زمین لغزه های روی داده است. برای دست یابی به این هدف، از تصاویر ماهواره ای ETM 2002 و IRS سنجنده ی Pan و Liss III (سال های 2004 و 2006)، نقشه های توپوگرافی، نقشه های زمین شناسی، نقشه های رقومیDEM SRTM ده متر و نرم افزارهای ArcGis، به عنوان ابزارهای اصلی پژوهش استفاده شده است. روش پژوهش تجربی و برپایه ی تحلیل داده های میدانی است. برای این کار، ابتدا ارتفاع پادگانه ها و فاصله از بستر فعّال رودخانه و گسترش آنها تعیین و روی نقشه انتقال داده شده است. سپس مورفومتری آنها از طریق اندازه گیری و ترسیم مقاطع، نیم رخ ها و تلفیق داده های رسوب شناسی پادگانه ها تحلیل شده است. نتایج به دست آمده از طریق مقایسه ی مکانی زمانی مستند به ترتیب و توالی پادگانه ها نشان می دهد که در مسیر رودخانه ی سیمره، چهار پادگانه با اختلاف ارتفاع 630، 595، 585 و 575 متر از سطح دریا تشکیل شده است. ضخامت و گستره ی پادگانه ها، رسوب شناسی، مورفومتری و به ویژه سطوح ارتفاعی آنها، به خوبی روشن می کند که لغزش سیمره در سه یا چهار مرحله تکرار شده است. مقیاس لغزش های بعدی کوچکتر از لغزش اصلی و اوّلیّه بوده است. تکرار لغزش در مقیاس های متفاوت، موجب تشکیل دریاچه های سدّی در مسیر رودخانه های سیمره و کشکان شده است. در فرآیند سرریز شدن این دریاچه ها، سدّ لغزشی بریده شده و پس از تخلیّه ی مجدّد دریاچه و حفر رسوبات ته نشین شده در کف آن، پادگانه های دریاچه ای مورد اشاره در مسیر رود سیمره، به جای مانده اند. روشن است، تعیین سنّ پادگانه های دریاچه ای موجود، می تواند نتایج دقیق تری از زمان وقوع لغزش های مورد اشاره به دست دهد.
ابى العباس احمد بن محمد بن ابى ربیع، در آستانه ی فروپاشى خلافت عباسى در بغداد، در حالى که در فقه سیاسى اهل سنت در مقوله ی فرمانروایى و شالوده های حاکمیت، اساس نگرش بر زعامت مسلمانان و نظام سیاسى بود، با عدول از این مبانى و با رویکردى عقلانى و فلسفى، همراه با روش و نگرش اندرز سیاسى، اثرى به نام سلوک المالک فى تدبیرالممالک پدید آورد. این اثر، که در فصل چهارم آن به بیان اقسام سیاسات پرداخته شده است، از میان آثار مربوط به تاریخ اندیشه ی سیاسى در اسلام، در شیوه ی بررسى موضوع سیاست و مملکت دارى و ارکان قدرت، وظایف فرمان روا در نظام سیاسى، در سنجش با غالب آثارى که درباره ی این موضوع بحث کرده اند، اثری متفاوت به شمار می آید. مقاله ی حاضر، جستارى است توصیفى تحلیلى درباره ی مبانى و ارکان اندیشه ی سیاسى ابن ابى ربیع، همراه با مقدمه اى در خصوص بنیان های تعلقات کلامى و مذهبى نویسنده.
قدرتهای در حال ظهور کشورهایی هستند که در طی دو دهه گذشته رشد اقتصادی بالایی داشته و به قطب های اقتصادی جدیدی در جهان تبدیل شده اند. این ائتلاف که از آنها به گروه «بریک» یاد میشود، شامل کشورهای برزیل، روسیه، هند و چین میباشند که یک چهارم مساحت کره زمین، بیش از 40 درصد جمعیت و 45 درصد ذخایر ارزی جهان متعلق به آنها بوده و تصمیم گیریهای آنها در اقتصاد جهانی تأثیرگذار میباشد. از آنجایی که کشورهای عضو «بریک» شتاب بالایی را در اقتصاد خود تجربه کرده و میکنند (این کشورها در دو دهه آینده نیز به طور میانگین نرخ رشد بیش از 6 درصد را تجربه خواهند کرد) و حداکثر تا سال 2050 به رقبای جدی کشورهای قدرتمند جهان تبدیل خواهند شد.
اما مسأله این است که آیا ژئوپلیتیک بریک این ائتلاف را بر طبق معیارهای قدرت ملی نیز، در حال و آینده، به عنوان قدرتهای در حال ظهور مطرح میکند؟ مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، در صدد پاسخ به این مسأله میباشد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که گروه بریک در چارچوب معیارهای قدرت ملی در آینده رقبای جدی کشورهای قدرتمند اقتصادی جهان محسوب خواهند شد و به عنوان قدرتهای در حال ظهور مطرح میباشند. با توجه به این رویکرد، در پرتو تعاملات جهانی فرصتهایی برای ایران به وجود خواهد آمد که استفاده از این فرصتها باعث ارتقای امنیت ملی ایران خواهد شد.
مقدمه: امروزه بررسی عوامل روان شناختی مداخله گر در ایجاد اختلالات روان شناختی در افراد HIV+ جهت ارتقای سلامت روان آنان به منظور سازگاری بیشتر با بیماری، از اهمیت فراوانی برخوردار است. از جملهی این عوامل، سبک های دلبستگیو سبک مقابلهی مذهبی است که این مطالعه به بررسی رابطهی آنها با سلامت روان افراد HIV+ پرداخته است.
روشکار: در این مطالعهی توصیفیمقطعی که طی اردیبهشت 1387 انجام شد، 120 نفر از بیماران HIV+ تحت درمان در مراکز مشاورهی رفتاری شیراز از طریق نمونهگیری تصادفی انتخاب و پس از تکمیل فرم رضایت آگاهانه توسط پرسشنامهی بازنگری شدهی دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (RAAS)، مقیاس سبکهای مقابلهی مذهبی بادرکس و پرسشنامهی سلامت عمومی (GHQ) گلدبرگ، بررسی گردیدند. از آزمونهای رگرسیون چندگانه، تحلیل واریانس و تی، جهت تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: بنا بر نتایج تحلیل واریانس دادهها، بیماران HIV+ دارای سبک دلبستگی ایمن در مقایسه با بیماران HIV+ دارای سبک های دلبستگی ناایمن اجتنابی و ناایمن اضطرابیدوسوگرا از سلامت روان بالاتری برخوردار بودند (001/0P<). نتایج آزمون تی مستقل مشخص نمود بیماران HIV+ که به میزان بیشتری از مقابلهی مذهبی مثبت استفاده می کردند از سلامت روان بیشتری برخوردار بودند (007/0=P). به منظور پیش بینی سلامت روان بر مبنای متغیرهای سبک دلبستگی ایمن و سبک های مقابلهی مذهبی از آزمون رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج، حاکی از آن بود که در بیماران HIV+، متغیر سبک دلبستگی ایمن، قویترین پیش بینیکنندهی سلامت روان می باشد.
نتیجهگیری: مقابلهی مذهبی مثبت و سبک دلبستگی ایمن میتوانند منجر به سلامت روان بالاتر در بیماران HIV+ گردند.
مقدمه: درصد بالایی از بارداریها بدون برنامهریزی رخ میدهد. عدم موافقت با بارداری، زنان را دچار تنش، اضطراب و افت کیفیت زندگی مینماید. بررسی رفتار باروری در بارداریهای ناخواسته، راهنمایی برای انجام مداخلات در ارتقای سلامت روان زنان میباشد.
روشکار: در این مطالعهی مقطعی، 400 نفر از زنان مراجعهکننده به زایشگاههای شهر مشهد در سال 1385 از طریق پرسشنامه جهت بررسی رفتار باروری و سازگاری با حاملگی ناخواسته بررسی شدند. نتایج با آزمونهای آماری مجذور خی، تی و تحلیل واریانس تحلیل شدند.
یافتهها: به میزان 36 درصد از شرکتکنندگان، بارداری خود را از ابتدا ناخواسته ذکر نمودند. میانگین سنی زنان 22 سال (دامنهی 42-16 سال) بود، در بارداریهای ناخواسته میانگین سن حاملگی فعلی 9/1 سال و سن اولین بارداری 2/2 سال بیشتر، میانگین سن ازدواج 2/1 سال کمتر و میانگین تعداد فرزندان 1/1 فرزند، بیشتر بود. روش منقطع، عامل مهمی در وقوع بارداری ناخواسته بود. سازگاری و موافقت فعلی مادر در بارداریهای ناخواسته پس از زایمان مورد پرسش قرار گرفت. در پایان بارداری 83 درصد افرادی که بارداری خود را بدون برنامه ذکر کرده بودند همچنان با آن سازگار نشده بودند. تفاوت معنیداری در اغلب رفتارهای باروری در بارداریهای برنامهریزی شده و ناخواسته مشاهده شد (05/0P<).
نتیجهگیری: آگاهی دادن به زنان جهت درک خطر رخداد بارداری ناخواسته و شکست بالای روش منقطع و مشاورههای فردی، اقدام موثری در کاهش
بارداریهای ناخواسته میباشد. شیوع بالای بارداری ناخواسته، ضرورت استفاده از ابزارهای غربالگری مشکلات روانی، مشاوره و حمایت از زنان پرخطر را نشان میدهد.
زمینه و هدف: در سال های اخیر، متخصصان در زمینه اختلال وسواس فکری– عملی به دنبال سنجش، اعتبار و کارایی مداخلات دارویی بوده اند. پژوهش حاضر با هدف فراتحلیل اثربخشی دارو درمانی بر بیمارانی بود که نشانه های اختلال وسواسی– اجباری داشته اند. این فراتحلیل بر اساس تحقیقات ده سال اخیر در ایران انجام گرفته است.
مواد و روش ها: این پژوهش، با استفاده از الگوی پژوهشی فراتحلیل، میزان اثرگذاری دارو درمانی را بر کاهش نشانه های وسواس فکری– عملی مورد بررسی قرار داده است. به منظور انجام این تحقیق، بیست پژوهشی که در ده سال اخیر در ایران صورت گرفته، این مقایسه بین میانگین های گروه های آزمایش و شاهد بوده است، انتخاب و روش فراتحلیل بر روی آن ها انجام گرفت. ابزار پژوهش، عبارت از چکلیست فراتحلیل بود.
یافته ها: میزان اندازه اثر مداخلات دارو درمانی بر کاهش نشانه های وسواس فکری– عملی 11/1 = d بود (001/0 ≤ P).
نتیجه گیری: میزان اندازه اثر دارو درمانی بر کاهش نشانه های اختلال وسواسی- اجباری مطابق جدول تفسیر اندازه اثر Cohen در حد بالا بود.
در پژوهش حاضر، دیدگاه مدیران شرکت های خصوصی در مورد حمایت مالی از ورزش به عنوان ابزار بازاریابی بررسی می-شود. روش پژوهش توصیفی – پیمایشی و از نوع پژوهش های کاربردی است. جامعة آماری کلیة مدیران ارشد (مدیرعامل، مدیر مالی یا مدیر فروش) شرکت های خصوصی (تولیدی) بزرگ در شهرستان اصفهان هستند که در یک سال اخیر شرکتشان حامی مالی ورزشی نبوده است. نمونة آماری برابر با جامعة آماری در نظر گرفته شد. ابزار اندازه گیری پرسشنامة محقق ساخته بود که روایی محتوایی آن را استادان و کارشناسان خبرة مدیریت ورزشی تأیید کردند و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ 90 /0 به دست آمد. برای تحلیل استنباطی داده های به دست آمده از روش آماری T تکمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد مدیران شرکت های خصوصی که حامی مالی ورزشی نیستند، حمایت مالی را به عنوان ابزار مطلوب بازاریابی و تبلیغاتی، برای شرکت ها مؤثر نمیدانند. دیدگاه مدیران با میانگین 1 /66، مؤکد ضعف حمایت مالی به عنوان ابزار مطلوب بازاریابی بود (05 /0< P) . از یافته های پژوهش میتوان نتیجه گرفت که ایجاد فضای مناسب برای نام و نشان حامیان ورزشی در میادین و رویدادهای ورزشی و گسترش پوشش رسانه ای مطلوب رویدادها که موجب شناخت حمایت مالی ورزشی به عنوان ابزار مطلوب بازاریابی میشود. به-منظور جذب سرمایه گذاری صاحبان صنایع و بخش خصوصی در ورزش قهرمانی، مفید و لازم است.
نقش فنّاوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) در تحول جوامع و پشتیبانی از سایر بخش ها غیرقابل انکار است و سیاستگذاران کشور سعی در تدوین خط مشی های پیشرو و اثرگذار برای آن دارند. با توجه به مشکلات ناشی از تعمیم راهکارهای دیگر کشورها، شناخت مشکلات و چالش های این حوزه می تواند در ترسیم افق برنامه ریزی و تعیین نیازها مفید باشد. این پژوهش، با نظرسنجی از خبرگان توسعه این حوزه شامل متخصصان دانشگاهی و مدیران باتجربه، به شناسایی نحوه خط مشی گذاری دولت برای توسعه این بخش، اولویت بندی حوزه های آن، و تبیین نقش آنها در توسعه این فنّاوری پرداخته است. مطابق نتایج، دولت به عنوان متولی اصلی توسعه، باید انواع متنوعی از خط مشی ها را تدوین و اجرا نماید. این خط مشی ها که برپایه توسعه متأخر شکل گرفته اند، باید اصلاح قوانین و مقررات را هدف قرار دهند.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر چندنویسندگی و خوداستنادی بر میزان استناد به مقالات ایرانی نمایه شده در وبگاه علوم است. جامعه پژوهش، مقالات ایرانی نمایه شده در وبگاه علوم در سال 2007 است که دست کم یک استناد دریافت کرده باشند. تعداد این مقالات در زمان انجام پژوهش (اکتبر و نوامبر 2010) برابر با 7355 بود که 390 مقاله از بین آنها براساس روش طبقه ای نسبتی و به صورت تصادفی، به عنوان نمونه انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که مقالات چندنویسنده در مقایسه با مقالات تک نویسنده، استنادهای بالاتری را دریافت کرده اند و این تفاوت از نظر آماری معنی دار است. از طرف دیگر، حذف خوداستنادی، به کاهش معنی دار میزان استناد به مقالات چندنویسنده و تک نویسنده منجر می شود و بعد از حذف خوداستنادی، تفاوت موجود در میزان استناد به مقالات چندنویسنده و تک نویسنده معنی داری خود را از دست می دهد. بنابراین می توان نتیجه گیری نمود که حذف خوداستنادی موجب کاهش استناد به مقالات ایرانی نمایه شده در وبگاه علوم شده است. اما، تأثیر حذف خوداستنادی بر میزان استناد به مقالات چندنویسنده بیشتر بوده است. به عبارت دیگر، میزان استناد بالای مقالات چندنویسنده ایرانی در مقایسه با مقالات تک نویسنده بیشتر تحت تأثیر خوداستنادی بوده است نه استنادهای خارجی. این یافته، با نتایج پژوهش های قبلی در تناقض و در عین حال، نوآوری این پژوهش بود