مدل پذیرش فناوری یکی از مدل هایی است که بطور گسترده و وسیع برای تشریح عوامل اثر گذار بر پذیرش سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات و ارتباطات توسط کاربران و مشتریان مورد استفاده قرار گرفته است. مدل پذیرش تکنولوژی بر دو باور بارز؛ یعنی بر سهولت استفاده و مفید بودن تاکید می ورزد. هدف کلی این مطالعه بررسی عوامل موثر بر تمایل به خرید الکترونیکی بارویکرد بسط مدل پذیرش فناوری است. در این تحقیق به منظور توسعه مدل پذیرش فناوری از امنیت، سازگاری و باور های هنجاری به عنوان ابعاد دیگری که تأثیری بسزایی در پذیرش خرید الکترونیکی دارند، استفاده شده است. روش این تحقیق، پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات آن، پرسشنامه های مدل پذیرش فناوری تیلور و تد (1995)، سازگاری و باور های هنجاری ویجایاساراثی (2004) و امنیت سلیسبوری (2001) است و جامعه آماری این مطالعه را دانشجویان دانشگاه اصفهان تشکیل داده اند که 280 نفر از آن ها به روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. نتایج تحقیق با استفاده از روش آماری معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که امنیت، سهولت استفاده، سازگاری و مفید بودن پیش بینی کننده های معنی داری از نگرش به سمت تمایل به خرید الکترونیکی هستند و باور های هنجاری بر تمایل نسبت به خرید های الکترونیکی تاثیر مثبتی می گذارد. در نتیجه با شناختی که از عوامل تاثیر گذار بر تمایل به خرید الکترونیکی حاصل می شود، می توان با ایجاد بهبود در این عوامل در جهت تشویق مشتریان به خرید الکترونیکی گام برداشت.
بنا به ادبیات نظری بازاریابی، اجرای یک برنامه بازاریابی درونی به آموزش، انگیزش، هدایت و رهبری نیروی کار و ایجاد سطح بالاتری از رضایت در آنان منجر می شود و آنان را قادر می سازد تا سطح بالاتری از کیفیت خدمات را به مشتری ارائه نموده و در نهایت منجر به عملکرد بهتری در سازمانی های خود شوند. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش تلاش گردیده تا عناصر مهم در بازاریابی درونی بررسی شده و تأثیر آن ها بر عملکرد سازمان بررسی شوند. پس از مرور و بازبینی پژوهش های پیشین و ساخت مدل مفهومی، پرسش نامه ای تهیه و در اختیار مدیران و کارکنان شرکت های خدمات مسافرتی شهر تهران قرار گرفت و در نهایت داده های گردآوری شده از 72 پرسش نامه با کمک روش معادلات ساختاری و نرم افزار Amos مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. این پژوهش از دسته پژوهش های میدانی و از نوع همبستگی است که در آن بازاریابی درونی به عنوان متغیر مستقل و عملکرد سازمانی متغیر وابسته است. نتایج حاصل از این پژوهش، مدل مفهومی ارائه شده را تأیید نمود و نشان داد که بازاریابی درونی اثر مستقیم، مثبت و معناداری بر عملکرد دارد.
با توجه به محدودیت های منابع در بنگاه های کوچک و متوسط به تدریج به اهمیت کارکرد های بازاریابی در این قبیل بنگاه ها افزوده شده است. از جمله مهمترین فعالیت های بازاریابی که مالکان/ مدیران بنگاه های کوچک و متوسط انجام می دهند، تمرکز بر شیوه های ترفیع نوین و کارآفرینانه به مثابه یکی از عناصر آمیخته بازاریابی کارآفرینانه است که نقش بسیار مهمی را در پیشبرد فروش و ارتقا آگاهی نسبت به بنگاه های کوچک و متوسط ایفا می کند. با این حال، در مطالعات پیشین کمتر به مستند سازی و بازخوانی دانش ضمنی فعالان صنعت و شناسایی شیوه های تجربی ترفیع در کسب و کارهای کوچک و متوسط پرداخته شده است. در این مقاله تلاش شده است تا شیوه های ترفیع بنگاه های فعال در صنعت پوشاک شناسایی و جهت الگو برداری توسط بنگاه های نوظهور مستند سازی شوند. رویکرد مورد استفاده در روش تحقیق کیفی و از نوع مطالعه موردی مرکب و ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته است. مطالعه اسناد و مدارک نیز به عنوان ابزار تکمیلی جهت گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش هفت شرکت از کسب و کارهای کوچک و متوسط شاخص در صنعت پوشاک کشور است. در پایان یافته ها و پیشنهادات حاصل از بررسی مورد به مورد تجارب فعالان این بخش از صنعت در راستای توسعه اقدامات بازاریابی آنها ارائه شده است. نوآوری این تحقیق شناسایی، تبیین و مفهوم پردازی کارکرد های ترفیع در صنعت پوشاک است.
امروزه سازمان ها باید با تشخیص و بهره برداری از فرصت های کارآفرینانه ناشی از تغییرات محیطی نه تنها بقا بلکه رشد خود را نیز تضمین کنند. از این رو، باید به منظور حفظ بقای خود از مزایایی رقابتی برخوردار باشند. از جمله این مزایای رقابتی، نوآوری و ارزش مشتری است که با توجه به اینکه مطالعات کمی به بررسی روابط میان کارآفرینی و ارزش مشتری پرداخته است لذا، در مطالعه حاضر با استفاده از روش تحقیق پیمایشی به بررسی اثرات بالقوه کارآفرینی و کسب و کار محوری (یادگیری محوری، بازارگرایی و شیوه های منابع انسانی) بر روی نوآوری و ارزش مشتری پرداخته شده است. جامعه آماری این مطالعه متشکل از شرکت های فعال در صنایع غذایی شهر مشهد بودند که با استناد بر فرمول کوکران، 83 مدیر ارشد از میان مدیران شرکت های مورد مطالعه به عنوان نمونه تصادفی مطالعه در تحقیق مشارکت داشته اند. داده های به دست آمده به وسیله پرسشنامه های توزیع شده از طریق معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزیی به کمک نرم افزار پی. ال. اس تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از پردازش داده ها نشان داد که کارآفرینی و مدیریت منابع انسانی مهمترین محرک های معنادار بر نوآوری و ارزش مشتری هستند. همچنین، یافته های تحقیق بر این نکته تاکید دارد که بازارگرایی یکپارچه نیز می تواند به عنوان پیش بینی کننده نوآوری و ارزش مشتری در نظر گرفته شود. بنابراین، توفیق در اجرای صحیح این عوامل موجب ارتقای نوآوری و ارائه ارزش برتر به مشتریان خواهد شد.
خیابان مبحث مورد علاقه اکثر نظریهپردازان در حوزههای مختلف است. تفاوت دیدگاهها در این زمینه باعث شده تعاریف و به دنبال آن روشهای متفاوت برای مداخله در خیابان ارائه شود : کالبدی (لینچ، ۱۹۶۰ و کالن، ۱۹۶1 و بیکن، ۱۹۷۶)، زیباشناسی
(کبلانس، ۱۹۹۸)، اجتماعی (جیکوبز، ۱۹۶۱)، فرهنگی (لمنورل، ۱۹۹۴)، سیاسی (مارکس، ۱۸۷۰) یا تاریخی (نیکولو، ۱۹۹۵)؛ و به موازات آن دیگر محققین به دنبال راهکار جدید برای مداخله در خیابان باشند. از رویکردهای اخیر، کمیکردن کیفیتهای شهر است که دستور کار دانش منظر شهری قرار گرفته و یکی از ابزارهای آن نگرش سیستمی است.
بر این اساس، نظریهپردازان با نگاه سیستمی به شهر سعی در ارائه یک بستر علمی برای تحلیل سازمان فضایی شهر و نقش آن در تولید منظر شهری داشتهاند. از آنجا که خیابان، مهمترین عنصر کیفی و کمی در تشکیل سازمان فضایی شهر محسوب میشود، کمیکردن کیفیتهای آن از طریق برخورد سیستمی، چارچوبی علمی را برای مطالعه و طراحی در اختیار قرار میدهد. این مقاله در صدد است با استعانت از بنیان نظری نگرش سیستمی به بررسی و تبیین جایگاه نظم در تحلیل منظر خیابان پرداخته و تعاریفی مشخص از نظم خیابان و نقش آن در تولید منظر خیابان ارائه دهد.
هدایت مخلوقات به سوی کمال از سنت های الهی است. دستگاه آفرینش با هدایت تکوینی، انواع موجودات را به سوی کمال مناسب خویش سوق داده است، ولی انسان را از نوع هدایت تشریعی با ارسال پیامبران و انزال کتاب به تکامل می رساند.
از دیدگاه قرآن و عهدین، انسان شبیه به خدا آفریده شده است، ازاین رو هدف از خلقتش، تکامل روحی و معنوی به همراه دانش است. شباهت انسان به خدا درگرو رحمت الهی و فراگیری صفات اخلاقی خدا و داشتن حیات معنوی است.
آنچه این مقاله بدان اهتمام میورزد، شناخت مفهوم هدفمندی و نوع حیات معنوی در قرآن و عهدین است. از دیدگاه قرآن، انسان با توانمندی هایش در خلقت، مظهر تجلی صفات الهی است و قرار است در دنیا شایستگی خلافت الهی را پیدا کند ومحل ظهور اسمای الهی شود.
تعالیم انبیا در تورات، مبنی بر قداست است که گویای کیفیتی است که نفیاً مستلزم دوری جستن از همة چیزهایی است که مخالف ارادة الهی است و اثباتا ًخود را وقف عبادت کردن است.
در اناجیل، هدفمندی حیات بشر به دنبال انگارة سقوط بشر و گناه نخستین است و به مفهوم فدا و رستاخیز مسیح اتکا دارد. لطف الهی توسط مسیح عامل اصلی نجات بشر است و ایمان آوردن به مسیح به تنهایی و به عبارتی دیگر آموزة فیض یا همراه بودن آن با اعمال نیک در نجات بشر و آمرزیدگی او، در دو دیدگاه کاتولیک و پروتستان تفسیر متفاوت دارد.
این مقاله درصدد است که چگونگی هدفمندی حیات بشر را از منظر قرآن و عهدین « تورات و انجیل» بررسی نموده تا مشترکات و مفترقات ادیان را تبیین نماید
هدف از این مقاله، توسعه مدل های چهارگانه پراکندگی چند نوعه با درنظر گرفتن تسهیلات موجود و ترکیب آنها با مدل تحلیل پوششی داده ها، به منظور انتخاب نقاطی با حداکثر پراکندگی و حداکثر کارایی است. در مرحله ایجاد مدل های ترکیبی نمی توان از مدل های کلاسیک تحلیل پوششی داده ها استفاده نمود، زیرا مدل های مذکور به گونه ای هستند که می باید برای هر واحد تصمیم گیری یک مدل برنامه ریزی خطی حل نمود؛ حال آنکه در مسائل مورد بررسی از قبل مشخص نیست که کدام واحد کاندید انتخاب می شود. از این رو، در این مقاله از مدل تجمیع همزمان تحلیل پوششی داده ها استفاده شده است. در راستای رسیدن به یک تصمیم خوب با توجه به شرایط مساله از برنامه ریزی آرمانی فازی برای یکپارچه سازی اهداف استفاده شده است. همچنین، در این مقاله پس از معرفی مدل های پیشنهادی، یک مثال، به همراه نتایج عددی ارائه می گردد.
این پژوهش با مطرح کردن پنج سوال، به شناسایی موانع اصلی و فرعی گسترش فروش اینترنتی در ایران و اولویت بندی آنها پرداخته است. این پژوهش از نوع آمیخته و از شاخه اتصال داده های کیفی و سپس کمی با تاکید بر مرحله کمی است. با تحلیل محتوای مصاحبه ها با مدیران هفت فروشگاه اینترنتی، فهرستی شامل 45 مانع جزئی شناسایی شد. این موانع در قالب نه طبقه مانع فرعی و چهار طبقه مانع اصلی طبقه بندی شد. در مرحله کمی، پرسشنامه ای 51 سوالی حاوی شش سوال جمعیت شناختی و 45 سوال تخصصی طراحی شد. نتایج بخش کمی نشان داد که موانع اصلی فروش اینترنتی به ترتیب اهمیت عبارتند از: حقوقی دولتی، فرهنگی، زیرساختی و مدیریتی. یافته ها همچنین، نشان داد ، موانع فرعی فروش اینترنتی به ترتیب اهمیت عبارتند از: قانونی، دولت، مخابراتی، جامعه، نیروی کار، حمل و نقل، مالی، مشتریان.
تلویزیون و محصولات آن به عنوان یکی از موثرترین وسایل ارتباط جمعی، می توانند نقشی دوسویه ایفا کنند، به تقویت و نهادینه کردن ارزش های اخلاقی پرداخته یا با عملکرد نادرست خود به تقویت و رواج ضدارزش ها بپردازند. مقاله حاضر با هدف بررسی ارزش های اخلاقی ارائه شده در تبلیغات بازرگانی)تبلیغاتی که به منظور فروش مواد غذایی به کودکان و نوجوانان تهیه شده(، انجام گرفته و برای نیل به این هدف از روش نشانه شناسی استفاده شده است. نمونه های مورد بررسی شامل 16 آگهی تجاری پخش شده در سال 1388 از شبکه یک سیماست. نتایج نشان می دهد که عمده ارزش هایی که از طریق آگهی های مورد بررسی به مخاطب کودک و نوجوان منتقل شده، ارزش های منفی بوده اند که سازندگان آن با بهره گیری از تمهیدات مختلف همچون تسری معنایی با توسل به شخصیت های کارتونی و سخنگو، جهان مبتنی بر رویا، نمایش کالا در کسوت یک ناجی و … ، بر آن بوده اند تا با تهییج و تحریک احساسات، ضمیر ناخودآگاه کودک و نوجوان را تحت تأثیر قرار داده و پیام خود را منتقل سازند و در یک کلام توجه و اعتماد مخاطب را به خود جلب کنند.
مقالة پیش رو کوششی است که با در نظر گرفتن سه مولفة اساسی (خدا، فرد دین دار و دین داری) و با توجه به نظریة هویت و نظریة بازتابندگی آنتونی گیدنز انجام شده است. سینما نیز به عنوان یکی از اثرگذارترین ابزارهای رسانه ای در جهان معاصر، متن اصلی این بازنمایی است. سوال اصلی، توجه به چگونگی بازنمایی هویت دینی در سینمای پس از انقلاب است. هدف از این مقاله، توصیف چگونگی بازنمایی هویت دینی (سنتی/ بازتابنده) در سینمای ایران است. روش تحقیق نیز مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی است و جامعة آماری، کلیة فیلم های سینمایی پس از انقلاب است که تأکیدی مستقیم یا غیرمستقیم به مولفه های هویت دینی داشته اند که تعداد 20 فیلم به عنوان نمونه و در مصاحبه با صاحب نظران سینمایی و به صورت هدفمند و غیرتصادفی استخراج شده است. نتایج به دست آمده حاکی از حضور قطعی مولفه های هویت دینی در سینمای ایران است که در طول سه دهه پس از انقلاب از قالب سنتی به قالب بازتابنده منتقل شده است و این نتایج با تغییرهای اجتماعی و سیاسی سال های پس از انقلاب همخوانی دارد.
مقالة حاضر علل حضور کاربران جوان تهرانی در شبکه های اجتماعی مجازی را مورد بررسی قرار داده است. این مطالعه مبتنی بر چارچوب نظری استفاده و رضامندی و با انجام مصاحبه های عمقی بدون ساختار، انگیزه ها و اهداف عضویت جوانان در این شبکه ها را با وجود ممنوعیت قانونی دسترسی به برخی از آنها شناسایی نموده است. یافته ها حاکی از آن است که اکثر کاربران به منظور تسهیل روابط فعلی، احیای ارتباطات قدیمی، ایجاد و حفظ ارتباطات دوستانه بدان روی آورده اند و فضای شبکه های اجتماعی مجازی را سیاسی نمی دانند. هرچند در کنار دیگر عوامل، برخی پیامدها و دلالت های سیاسی در فرایند کنشگری شبکه ای آنان قابل درک است که مقاله در بخش نهایی به تبیین و تشریح آنها پرداخته است.
سیاست مدن، همواره از مباحث جدی فلاسفه بوده است و آنان پابه پای انبیا، به این اندیشه توجه کرده اند. باید خاطرنشان کرد که انبیا به صورت نظری و عملی، و فلاسفه به صورت نظری به این مسئله پرداخته اند.
از میان فلاسفة یونان، فیلسوفان پیش از سقراط به مسئلة سیاست توجه داشته و افلاطون و ارسطو، بسیاری از آثار خود را به این بحث اختصاص داده اند. در فلسفة اسلامی نیز فارابی لقب «فیلسوف سیاست» را یافته است، گو ابن سینا هم بخشی از رسالة خود را به سیاست مدن اختصاص داده است. فلاسفة دیگر همچون ملاصدرا، پس از این دو، نکته ای جدید را در این باره نیفزوده اند و می توان گفت که تنها به تفصیل و بسط مباحث مجمل ِ فارابی و ابن سینا همت گماشته اند.
در سال های اخیر وقوع توفان های گرد و غبار در استان های نیمه غربی کشورمان سبب بروز مشکلات گوناگون برای مردم این مناطق از جمله استان فارس شده است. هدف این پژوهش شناسایی الگوهای گردشی ایجاد کننده گرد و غبار در استان فارس می باشد. برای این منظور ابتدا کد شماره 6 ساعتGMT 12 داده های وضعیت هوای حاضر 8 ایستگاه همدید استان در دوره آماری 2003-1992 استخراج شده است. این کد نشان دهنده وجود گرد و غبار با منشاء خارج از ایستگاه می باشد. سپس با انتخاب روش گردشی به محیطی رابطه بین الگوهای گردشی تراز 500 هکتوپاسکال منطقه خاورمیانه با روزهای توام با گرد غبار ایستگاه های منتخب بررسی شده است. برای داده های الگوی گردشی تراز Hpa500 از زیج الگوهای گردشی مسعودیان استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد رابطه معنی داری بین الگوهای گردشی تراز 500 هکتوپاسکال منطقه خاورمیانه با روزهای گرد و غباری در استان فارس وجود دارد. بطوریکه الگوهای گردشی شماره 5، 6، 6-3 و 8 بیشترین رابطه را با روزهای گرد و غباری استان فارس داشتند. در مجموع الگوی گردشی شماره 5 الگوی گردشی غالب و الگوی شماره 6 الگوی نایب غالب در استان فارس در دوره مورد مطالعه بودند. این دو الگو در فصل گرم سال فعالند. کمترین رابطه نیز مربوط به الگوی گردشی 5-3 می باشد. از نظر ایستگاهی نیز ایستگاه لار فراگیرین ترین ایستگاه در زمان حاکمیت الگوهای گردشی بوده است.
شاه جهان در جنوب زون ساختاری کپه داغ و در یال شرقی رشته کوه آلاداغ در عرض جغرافیایی ˚37 تا´25˚37 شمالی و طول جغرافیایی´30˚57 تا ´30˚58 شرقی در شمال شرقی ایران واقع شده است. . به لحاظ زمین شناسی و تکتونیک این منطقه نسبتا جوان بوده و عوامل ژئومورفولوژی و هیدرولوژی از توان بالایی جهت دستکاری ارتفاعات برخوردارند. رودخانه های تقریباً موازی و نسبتاً متراکم با فواصل یکسان توانسته اند ناهمواریهای منطقه را بر هم زده و برای رسیدن به زهکش اصلی خود (رودخانه اترک) انواع سازندها و ساختمانهای تکتونیکی و ساختارهای گوناگون را قطع نموده اند . هدف این تحقیق شناسایی همه جانبه عوامل و فرایندهایی است که موجب ایجاد شبکه های هیدروگرافی انطباق یافته و انطیاق نیافته با ساختمان زمین شناسی و لیتولوژیکی منطقه مورد مطالعه گردیده اند . برای انجام این تحقیق از نقشه های زمین شناسی ، توپوگرافی ، عکسهای هوایی ، تصاویر ماهواره ای و همچنین مشاهدات میدانی استفاده گردید. نتایج بدست آمده پس از بررسی عوامل موثر بر شکل گیری انطباق و عدم انطباق نشان مدهد که حدود 11/1554 کیلومتر ( 56/78 درصد ) شبکه آبها دارای انطباق ساختمانی، 4/345 کیلومتر ( 46/17 ) دارای عدم انطباق ساختمانی ،49/30 کیلومتر (54 /1 درصد) انطباق لیتولوژیکی و15/48 کیلومتر( 43/2 درصد) عدم انطباق لیتولوژیکی ، 65/223 کیلومتر( 46/98درصد ) انطباق یافته گسلی ( تکتونیک ) و 40/30 کیلومتر (54/1 درصد ) عدم انطباق با ساختمان تکتونیکی میباشند. همچنین طول آبراهه ها ، پهنای دره ها و ضریب انحنای ماندری و وسعت اراضی زیر کشت در پایین دست شبکه های انطباق یافته بیشتر از شبکه های انطباق نیافته بوده در حالی که از نظر عمق، شبکه های انطباق نیافته نسبت به شبکه های انطباق یافته از عمق بیشتری (32/1 برابر ) برخوردارند .
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رویکرد تلفیقی( فرزندپروری مثبت و رفتار درمانی) به شیوه گروهی بر بهبود ارتباط مادر-کودک انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری مادران مقطع ابتدایی پسرانه اصفهان بودند. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود. پرسشنامه ی رابطه مادر-کودک توسط مادران تکمیل شد و 30 نفر که نمره پایین تری به دست آوردند، به طور تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در 6 جلسه آموزشی 90 دقیقه ای شرکت کردند و گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفتند. داده ها با نرم افزار SPSS و روش تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که روش تلفیقی به طور معناداری منجر به بهبود رابطه ی مادر-کودک در ابعاد تعارض و وابستگی شده است اما در رابطه مثبت مادر-کودک تفاوت معنی داری بین گروه کنترل و آزمایش مشاهده نشد. نتایج بعد از 2 ماه پیگیری در بعد وابستگی همچنان پایدار بودند، اما در بعد تعارض تفاوت معنی دار بین گروه کنترل و آزمایش از بین رفته بود. بنابراین آموزش مادران بر اساس رویکرد تلفیقی، روش مناسبی برای بهبود ارتباط مادر- کودک می باشد.