میان مکتب های ادبی غرب و اندیشه های نهفته در متون کهن ادب پارسی، همانندی هایی به چشم می خورد که بازخوانی آنها با نگاهی تازه و تطبیقی، می تواند دستاوردهای فراوانی برای نقد ِ ادبی داشته باشد و گستره شناخت را نسبت به هر دو حوزه بازتر کند. سوررئالیسم ، یکی از مکتب های تأثیرگذار غرب است که بسیاری از ویژگی های آن را می توان در حکمت اشراق مشاهده کرد. سوررئالیسم، جدا از تفاوت های بسیاری که با فلسفه اشراق دارد، دارای شباهت های بسیاری با آن هست. این جستار برآن است تا با استناد به رساله های شیخِ سهرورد و بیانیه ها و آثار سوررئالیستی، هفت فنِ سوررئالیسم را که عبارت است از امر شگفت؛ رؤیا؛ نگارش خودکار؛ دیوانگی؛ تصادف عینی؛ اشیای سوررئالیستی و طنز با اندیشه های «شیخ شهاب الدین سهروردی» تطبیق دهد و مقایسه کند. نتایج به دست آمده نشان می دهد این دو تجربه هر چند در نقاط بسیاری به هم نزدیک و شبیه می شوند ولی مبدأ و معادی جداگانه دارند و خاستگاه و رهیافت هر یک نیز با هم متفاوت است. این تحقیق از نوع مطالعه کتابخانه ای است و با روش توصیفی و تطبیقی انجام گرفته است.
این پژوهش داستان کوتاه فارسی را از دیدگاه نظریة روایت شناسی تزوتان تودوروف مطالعه کرده است. فرضیة جستار حاضر مبنی بر امکان وجود انواع گوناگونی از روابط میان پی رفت هاست. تصور می شود هر نوع رابطه ای که میان پی رفت ها برقرار شود کارکرد یا کارکردهایی داشته باشد. جهت بررسی این دو فرضیه هفت مجموعه داستان کوتاه فارسی از نویسندگان برجسته برگزیده شد. این مجموعه ها از یکی بود و یکی نبود جمالزاده به عنوان سرآغاز این ژانر در ادبیات فارسی تا غریبه ها اثر احمد محمود دوره ای پنجاه ساله را در برمی گیرد و جمعاً شامل شصت وسه داستان کوتاه است. در بخش اصلی مقاله مجموعه داستان های گزینش شده به شیوة استنتاجی تحلیل و بررسی شد. درنهایت، با به اثبات رسیدن فرضیه ها این نتیجه به دست آمد که میان پی رفت های روایات داستانی انواع گوناگونی از روابط مانند رابطة تقابلی، رابطة خاطره ای، رابطة پرسش و پاسخی و... وجود دارد که هریک کارکردهایی نظیر پیش آگاهی، برجسته سازی مضمون داستان، شرکت دادن نمایشی خواننده در خلق داستان، ایجاد حالت تعلیق و... دارد.
This study investigated the impact of using the technique of self-monitoring on non-academic EFL learners’ composition writing. Fifty female students studying English at Navid English Institute in Shiraz, Iran were chosen based on the results of a proficiency test. They were all 16-20 years old and were intermediate learners of English who were divided into two control and experimental groups and took a writing pre-test. The experimental group (EG) received a training program on the effective use of the technique of self-monitoring proposed by Charles (1990). That is, they learned to add annotations expressing doubts and queries on various parts of their five composition drafts. The students in CG wrote their drafts without annotations. At the end of the twenty-second session course, both groups took a writing posttest. The results indicated that the learners in EG performed significantly better and the global features of organization and content in their writing were enhanced. Surveying the students’ views on self-monitoring, through a questionnaire, revealed their interest in taking charge of their writing task. Findings point to the efficacy of the self-monitoring technique in promoting learners’ writing proficiency and autonomy in handling writing tasks.
In this research, different English translations of Sa‘di’s Bustan were studied. An anecdote was selected randomly with its three English translations to identify whether or not the translators have managed to convey the messages of the original poem. The three selected translations were examined according to two of the criteria that Larson (1984) has proposed (accuracy and naturalness) for testing a translation. By accuracy, the researcher intended to see whether, the translators have been successful in rendering the SL text accurately and precisely without radical changes, omission and addition; and by naturalness, it was meant whether the translations sound natural or they contain strange and foreign words. The results of the study show that Edwards has been successful in understanding the main idea of the original poem and conveying it into prose. Clarke’s translation is word-for-word and being literal, the natural criterion has been breached in some instances. Wickens’s has attempted to transfer the exact meaning of the original to the target text. Among the three translations studied, that of Wickens is considered to be the most accurate one.
امنیت اقتصادی در معانی مختلفی به کار رفته است. برخی مراد از امنیت اقتصادی را تأمین هزینه های قدرت نظامی، برخی رفاه و آسایش، عده ای دیگر حضور قدرتمند در اقتصاد بین الملل و یا مرتبط با ژئواکونومی می دانند. امنیت اقتصادی در هر کدام از این معانی ارتباط نزدیکی با خصوصی سازی و واگذاری بنگاه های اقتصادی به بخش مردمی اقتصاد دارد؛ چرا که در هر کدام از این سه نظر بر اصلاح ساختار به عنوان فرایند اساسی در افزایش قدرت اقتصادی و تأمین امنیت اقتصادی تأکید می شود. در این فرایند اصلاح ساختار یا افزایش نقش بخش خصوصی یا مردمی اقتصاد، کاهش هزینه و افزایش بهره وری به ظرفیت های اجتماعی، مشارکت فعال و نهادی گروه ها و طبقات اقتصادی در فرایند واگذاری، نظارت دولت بر آن، الگوهای واگذاری و نحوه تعامل با اقتصاد بین الملل، تأثیر جدی بر ثبات و بی ثباتی اقتصادی و کاهش یا افزایش قدرت اقتصادی و به دنبال آن امنیت اقتصادی دارد.
ایالات متحده در دوره اوباما، در سیاست اعلامی خود، به دنبال تغییر محاسبات راهبردی رهبران جمهوری اسلامی ایران در برنامه هسته ای بوده و در این رابطه از تحریم با هدف فلج کردن اقتصاد ایران استفاده کرده است. بنابراین، سؤال اساسی این است که انتظار واشنگتن از کارکرد رژیم تحریم ها بر ضد جمهوری اسلامی ایران چیست و نتیجه نهایی آن که تغییر محاسبه است بر اساس چه مکانیسمی محقق می شود؟ این مقاله با بررسی سیاست های تحریمی، ایجاد تردید و شکاف سیاسی میان مسئولین نظام و شورش مردمی را مهمترین هدف مورد نظر آمریکا از تحمیل رژیم تحریم ها بر ضد ایران می داند و از دیپلماسی اجبار به عنوان چارچوب نظری استفاده نموده است.
این مقاله به آسیب شناسی علل عدم تدوین منشور حقوق شهروندی می پردازد و به این سؤال که «موانع و مشکلات پیش روی دولت برای تدوین منشور حقوق شهروندی و به تصویب رساندن آن توسط نهادهای ذی ربط چیست؟» پاسخ می دهد. برای پاسخ به این سؤال از رهیافت های «تحلیل اجرا» در حوزه مباحث سیاست گذاری عمومی استفاده شده است. در این مقاله ضمن طرح مفاهیم شهروندی و حقوق شهروندی در قوانین ایران و قانون برنامه چهارم توسعه، عوامل عدم اجرای ماده 100 قانون برنامه شناسایی گردیده است. این عوامل شامل: فقدان نظارت مؤثر بر اجرای قانون برنامه چهارم توسعه کشور (مواد 100 و 130)، فقدان اجماع نظر و توافق در محورهای منشور و معتبر نبودن مبانی و اهداف حقوق شهروندی می باشد.(1)
عامل تروریسم و بنیادگرایی از جمله مسائلی است که اتحادیه اروپا مدعی است همواره آن را در روابط خود با جمهوری اسلامی ایران مد نظر دارد. اتحادیه اروپا تحت تأثیر تبلیغات جهانی علیه انقلاب اسلامی ایران و بروز حوادث چندی از اوایل انقلاب تاکنون مانند بحران گروگان گیری اعضای سفارت امریکا در تهران، مسئله سلمان رشدی ، بحران میکونوس، حمایت ایران از حزبا... لبنان و جنبش جهاد اسلامی فلسطین و حماس (که از نظر آنها گروه های تروریستی و از نظر جمهوری اسلامی ایران در زمره گروه های مبارز آزادیبخش میباشند )، از حکومت ایران انتقاد کرده است. جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده که خود بزرگ ترین قربانی اعمال تروریستی است. در سال های آغازین انقلاب اسلامی، تعداد زیادی از مردم بی گناه و مقامات حکومتی ایران توسط تروریست های سازمان مجاهدین خلق(منافقین) که تحت حمایت کشورهای غربی قرار دارند، به شهادت رسیده اند. این اقدامات تروریستی با ترور دانشمندان هسته ای ایران توسط گروه های تروریستی که تحت حمایت برخی کشورهای اروپایی قرار دارند، همچنان ادامه دارد. بنابراین ج.ا.ایران بیش از هر ملت و دولت دیگری طعم تلخ تروریسم را چشیده است و با همه اشکال آن به شدت مبارزه می کند. ایران در مقابل انتقاد اتحادیه اروپا در حمایت از گروه های فلسطینی و لبنانی، هرگونه کمک مالی و نظامی به آنها را رد می کند و حمایت از این گروه ها را به صورت معنوی و در قالب کمک به جنبش های آزادیبخش می داند. هدف اصلی این نوشتار، مطالعه تأثیر عامل تروریسم و بنیادگرایی بر سیاست خارجی اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی ایران پس از 11 سپتامبر 2001 است. در این راستا دیدگاه اسلام و جمهوری اسلامی ایران نسبت به تروریسم، رویکرد امنیتی اروپا به تروریسم و نقش تروریسم در واگرایی جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپا بررسی شده است.
برنامه ریزی نیروی انسانی از مهم ترین مسائل هر سازمان است که موضوعات متنوع، جذاب و در عین حال پیچیده ای را شامل می شود. امروزه با توجه به تحولات شگرف در حوزه مدیریت منابع انسانی و گرایش مدیران به شایسته سالاری در برنامه ریزی های سازمانی، برنامه ریزی منابع انسانی مبتنی بر شایستگی جایگاه ویژه ای پیدا نموده است. بررسی مدل های مختلف در حوزه برنامه ریزی نیروی انسانی مبتنی بر شایستگی نشان می دهد که لزوم توجه به چشم انداز، مأموریت، استراتژی و اهداف سازمان و در ادامه ساختار سازمان جزء لاینفک در برنامه ریزی نیروی انسانی موفق خواهد بود و بدون توجه به این امر نمی توان رویکرد سازمان را مشخص نمود. تبدیل شدن برنامه ریزی منابع انسانی بر اساس رویکرد مبتنی بر شایستگی، نیازمند پارادایم عمده ای است که تفکر برنامه ریزان منابع انسانی را درباره افراد و سازمان به طور کلی تغییر دهد. پژوهش زیر با استفاده از روش تحقیق های مروری (اسنادی، کتابخانه ای)، سعی دارد یک روش اجرایی عمومی جهت طراحی مدل مفهومی شایستگی های منابع انسانی برای برنامه ریزی منابع انسانی سازمان های دولتی و تابعه دولت جمهوری اسلامی ایران ارائه دهد. در این پژوهش ضمن بررسی تفصیلی مفاهیم برنامه ریزی نیروی انسانی، به بررسی محتوایی مفاهیم شایستگی، شایسته سالاری و رویکردهای مختلف این حوزه پرداخته شده است.
جهانی شدن بر جوانب گوناگون زندگی تأثیر می گذارد. این تأثیر نه فقط بر اقتصاد و سیاست و مناسبات اجتماعی، بلکه بر فرهنگ ها و نظام های آموزشی و هویت مردمان نیز هست. برنامه ریزی ثمربخش و نوآوری در آموزش عالی زمان ما نمی تواند بدون توجه دقیق و عمیق به تأثیرات جهانی شدن بر هویت ملی جوانان و دانشجویان صورت گیرد. به دلیل اهمیت مسئله و ناشناخته های که در این جریان قرار دارد، هدف پژوهش حاضر تعیین میزان تأثیر جهانی شدن بر هویت ملی دانشجویان بوده است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 89-1388 بالغ بر 518 نفر می باشد. از بین جامعه آماری با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب تعداد 184 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات در دو سطح آمار توصیفی شامل (میانگین، انحراف معیار، واریانس) و آمار استنباطی برآورد گردید. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد میانگین حاصله در خصوص مؤلفه های تعلق ملی، اتحاد و همبستگی ملی و ایثارگری و از خودگذشتگی برای وطن تقریباً برابر با سطح متوسط (3) بوده و در خصوص مؤلفه زبان فارسی، میانگین حاصله از سطح متوسط (3) بزرگ تر بوده است. می توان نتیجه گرفت که از نظر اعضای هیئت علمی دانشگاه اصفهان، جهانی شدن بر هویت ملی دانشجویان تأثیر داشته است. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که تفاوت معناداری بین نظرات اعضای هیئت علمی دانشگاه بر اساس جنسیت وجود ندارد، اما به لحاظ سابقه تدریس و رشته تحصیلی این تفاوت معنادار است.
مفهوم قدرت نرم که در اواخر دهه 1980 جوزف نای آنرا ارائه کرد، بخش گسترده ای از ادبیات مربوط به رویکرد غیر مادی به قدرت (به ویژهدر ارتباط با امریکا) را در بر گرفته است. نکته مهم، موقعیت انحصاری این نوع «نگرشنای محور» است که باعث شده دیگر آرا و نظراتی که در حوزه تشریحچگونگی کاربست نرم قدرت در سیاست خارجی تقدم و اولویت دارند (مانند نظریه جنگعادلانه، برداشت صلح دموکراتیک، تفسیر پساگرامشینی از چیره طلبی و...)، مورد غفلتو کم توجهی قرار گیرند. این نوشتار می کوشد تا بر مبنای تشریح بعد نرم افزاریرویکردهای یاد شده در کنار آرای نای، بر این معنا پافشاری کند که در روند نظریه پردازیروابط بین الملل، دیدگاه وی تنها یکی از نظریه هایی است که بر وجه نرم قدرتپافشاری کرده و باید از الگویی فرانای تبعیت کرد.
مقاله در پی توضیح و تبیین الاهیات سیاسی و رویکرد های گونا گون آن است. الاهیات سیاسی در تعبیری عام دربرگیرنده انواع ارتباط و پیوستگی میان دین و سیاست است. این تعبیر اگرچه به یک معنا کهن است، اما محتوی و منظور از این واژه در دوره های مختلف زمانی متفاوت بوده است. دین و سیاست بطور مشترک ابعاد گوناگون اجتماعی و فردی سپهر زندگی انسان را تعیین می کنند. در مقاله پیوستگی دین و سیاست بعنوان موضوع یکی از زیر شاخه های علوم سیاسی تحت نام ""علوم سیاسی دین"" معرفی می شود. این زیر شاخه از علوم سیاسی بعنوان گرایش جدید آکادمیک شناخته می شود. در ادامه به سه نوع الاهیات سیاسی پرداخته می شود: نهادی، حقوقی دولتی و الاهیات سیاسی عدالتگرایانه. نمایندگان فکری برجسته هر کدام از سه نحله معرفی و به شرح دیدگاه آنان می پردازد.
مقاله حاضر به بررسی ظرفیت های عملی حکمت متعالیه در مقایسه با انقلاب اسلامی ایران می پردازد. پرسش این است که پشتوانه فلسفی و خردورزانه انقلاب اسلامی ایران چیست؟ آیا می توان گفت انقلابی چنین بزرگ، فاقد پشتوانه فلسفی و خردورزانه است؟ نگارنده با بررسی دیدگاه موافقان و منتقدان، بر ظرفیت حرکت آفرین حکمت متعالیه در انقلاب اسلامی تأکید کرده و بر این نظر است که این حکمت هم در پیدایش انقلاب اسلامی تأثیراتی داشته است و هم در استمرار و تداوم آن نقش مؤثری ایفا کرده و خواهد کرد. این موضوع به ویژه در تأسیس دانش های موردنیاز، به پشتوانه علمی و عملی چنین دستگاه فلسفی ای امکان پذیر خواهدشد. در واقع، فلسفه متعالیه به سبب نوع نگاه به انسان و قائل شدن به حرکت جوهری، پشتوانه حرکت های انقلابی را فراهم می کند. اگرچه منتقدان نیز به دلیل حضور امام خمینی در نقش رهبری انقلاب بر تأثیر حکمت متعالیه بر انقلاب اسلامی تأکید می کنند، این تأثیر را تأثیر تام و تمامی نمی دانند. به نظر، اوج اسفار اربعه که سفر چهارم است، انقلاب اسلامی و تأسیس نظام جمهوری اسلامی توسط امام خمینی است. حکمت متعالیه تأثیر بسیاری در پیدایش، استمرار و تداوم انقلاب اسلامی داشته است. افزون بر اینکه به این وسیله می توان ارزش های انقلاب اسلامی را احیا کرد و با تحلیل انقلاب اسلامی ایران با بهره گیری از عناصر حکمت متعالیه جان تازه ای به مباحث تحلیلی انقلاب اسلامی ایران ببخشیم.
در این نوشتار ،اشعار ناسیونالیستی دو شاعر عصر مشروطه ،ملک الشعرای بهار و میرزاده ی عشقی ،از حیث زبان و شیوه ی بیان ،به صورت تطبیقی بررسی و تحلیل می گردد. پس از ذکر مقدماتی پیرامون معرفی پدیده ی ناسیونالیسم و چگونگی ترویج آن در ایران،شرح حال مختصری از زندگی و فعالیت های سیاسی دو شاعر نامبرده ذکر گردیده ،آن گاه اشعار ناسیونالیستی آن ها از جهت ""لحن""،""عاطفه و احساس""،""باستان گرایی""،""کاربرد عناصر فرهنگ عامه""،""زبان بلاغی""،""زبان شعری"" و...با ذکر مهمترین شواهد شعری به دست آمده ،به شیوه ی توصیفی –تحلیلی مورد بحث قرار می گیرد.