زمینه و هدف: نظریه ذهن توانایی قضاوت درباره ی حالت های ذهنی خود و دیگران است که در عملکردهای اجتماعی و رفتاری نقش مهمی دارد. هدف پژوهش حاضر مقایسه نظریه ذهن در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی با افراد بهنجار بود.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه علّی مقایسه ای بود. آزمودنی های پژوهش شامل 25 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی عضو در مراکز ویزیت در منزل و مراکز نگهداری بیماران مزمن روانی شهر بجنورد ، 27 بیمار مبتلا به افسردگی اساسی مراجع کننده به کلینیک های روان پزشکی و 30 فرد بهنجار از کارکنان شرکت صنعتی مواد لبنی آشنا شهر بجنورد، بودند. آزمودنی های پژوهش به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در مقطع زمانی آبان ماه تا دی ماه سال 91 مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمودنی ها به وسیله آزمونهایSCID-I و فرم خلاصه شده WAIS-R و ذهن خوانی از طریق چشم های بارون- کوهن مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که نظریه ذهن در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی با افراد بهنجار به طور معنی داری متفاوت است) 001/0 >(P .
نتیجه گیری: همان گونه که نتایج پژوهش حاضر نشان داد نظریه ذهن در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی در مقایسه با افراد بهنجار آسیب دیده است. این آسیب در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی نسبت به بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بیشتر می باشد. همچنین نتایج بیانگر این بود که بهره هوشی نمی تواند نقص نظریه ذهن را در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی و افسردگی اساسی تبیین کند.
زمینه و هدف: بیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) یک بیماری پیش رونده و به شدت می تواند ارزش گذاری به بدن را در بیماران تحت تأثیر قرار داده و به صورت چشم گیر احساسات و نگرش بیماران را در ارتباط با بدن شان تغییر دهد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی ارزش گذاری به بدن در بیماران MSصورت پذیرفت.
مواد و روش ها: این مطالعه پژوهشی از نوع توصیفی بوده و در این پژوهش 395 بیمار مبتلا از انجمن MS شهر تهران در سال 1391 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ارزش گذاری به بدن بود. جهت تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 16 و از آزمون های آماریt مستقل، ANOVA ، آزمون تعقیبی شفه و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته ها: با توجه به نمره ارزش گذاری به بدن (25/3) و میانگین کلی نمره ارزش گذاری به بدن (25/42)، بیماران ارزش گذاری به بدن مطلوبی داشتند. بین ارزش گذاری به بدن با وضعیت تأهل (011/0=p)(= ، میزان تحصیلات (001 /0>P)، وضعیت اشتغال(004/0=P)، درآمد ماهیانه (001 /0>p) و مدت تشخیص بیماری ( 004/0=P) ارتباط معنی داری وجود داشت در حالی که ارتباط برای ارزش گذاری به بدن و سن به صورت معکوس، معنی دار بود (001 /0>P).
نتیجه گیری: از آن جایی که احساس انسان در ارتباط با ارزش گذاری به بدن مطابق ارزشی است که در نتیجه آن چه که می شنود، می بیند و حس می کند در ذهنش به وجود می آید و جامعه در تکامل ارزش گذاری به بدن نقش به سزایی دارد، پرستاران می توانند سوگیری افراد جامعه را در اولین برخورد با افراد ناتوان جسمی تغییر دهند و این گونه در ارزیابی مثبت ارزش گذاری به بدن در بیماران نقش بسزایی داشته باشند.
گسترش ارتباطات و توسعه شهرنشینی همگام با رشد صنعت و ورود تکنولوژی به زندگی انسان، سوانح وحوادث، بالاخص سوانح و حوادث ترافیکی، را به عنوان یکی از عوامل مهم و تهدید کننده زندگی انسانها درآورده است. مهمترین علت حوادث و مصدومیت ها در دنیا را حوادث ترافیکی تشکیل می دهند. سوانح در واقع بخشی از بهایی است که انسان به ازاء پیشرفت تکنولوژی می پردازد که علل مشخص و متفاوتی دارد و پیشگیری از آن نیازمند توجه به علل و ماهیت سوانح است (جزوه آموزشی سوانح ترافیکی ویژه کارکنان بهداشتی - شبکه بهداشت و درمان شهرستان البرز، 1390). ویلیام هادون عوامل مؤثر بر تعداد و شدت تصادفات را عوامل رفتاری، عوامل محیطی و اجتماعی (عوامل مربوط به راه) و عوامل مربوط به وسایل نقلیه می داند (هادون، 1970، 1974، 1974، 1980، 1999). این نسبت ها را در ایران برای نیروی انسانی70% ، وسیله نقلیه15% و جاده ها 15% ذکر کرده اند(صحت و علوی،1389 ). بدیهی است که عامل اصلی شدت تصادفات، سرعت غیرمجاز و بالا است که باید با عزم ملی در خصوص رفع این معضل چاره اندیشی گردد. با توجه به مطالعات و تحقیقات انجام شده در بیش از 16 کشور جهان مشخص شده است که در 97 درصد تصادفات، عوامل انسانی دخیل بوده اند که از این میزان سهم نقش انسانی به تنهایی 67 درصد است و در 30 درصد موارد نیز انسان در تعامل با جاده و وسیله نقلیه نقش دارند که از میان سهم قصور جاده به تنهایی 1 الی 2 درصد می باشد (اخبار حمل و نقل جاده ای،1390).
با هدف تعیین برازش مدل شش تیپی هالند، مدل هشت تیپی تریسی، و مدل سلسله مراتبی گاتی رغبت های پایه در دانش آموزان تربت حیدریه، فرم رجحان به فعالیت-های سیاهه کروی فردی بر نمونه ای 391 نفری (182مرد و 209 زن) از دانش آموزان دبیرستانی تربت حیدریه اجرا شد. نتایج کاربرد آزمون آرایش تصادفی روابط منظم فرض شده، به تفکیک جنسیت و پایه تحصیلی، برازش خوبی را برای مدل هالند ( 73/0<CI، 02/0=P) و تریسی (71/0<CI، 001/0>P) را تایید، و برازش ضعیفی را برای مدل گاتی (73/0>CI، 12/0<P) را نشان داد. نتایج هم چنین نشان داد که برازش این مدل ها بر حسب جنسیت و پایه تحصیلی تفاوتی ندارد (05/0<P). نتایج بررسی شاخص همخوانی در 1000 مورد گروه بندی تصادفی نشان داد که برازش مدل هالند به طور معناداری بالاتر از برازش مدل گاتی بود (001/0>P). نتایج این پژوهش بر حمایت های بین فرهنگی از دایره ای بودن ساختار رغبت های پایه شغلی و هم چنین اعتبار ساختاری فرم رجحان به فعالیت های سیاهه کروی فردی افزود. پیشنهاداتی نیز برای پژوهشگران و مشاورین مسیر شغلی ارایه شد.
هدف این مقاله بررسی عوامل انگیزشی و اجتماعی دانشجویان تحصیلات تکمیلی، به عنوان بخشی از کنشگران اجتماع علمی ایران، از نگارش مقالات بین المللی (آی. اس. آی) است. در بخش نظری با هدف فراهم ساختن دانش زمینه ای لازم برای ورود به میدان تحقیق دیدگاه های رایج در جامعه شناسی علم ازجمله مدل کارکردی، مدل مبادله، مدل برساخت گرایی اجتماعی و مدل میدانی علم را مرور کرده ایم. روش پژوهش نیز با توجه به لزوم فراهم ساختن امکان ورود به ساحت معنایی، براساس نظریة مبنایی تدوین شده است. در این تحقیق با 24 تن از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته های علوم پایه و مهندسی دانشگاه تهران مصاحبه عمیق به عمل آمد. این مصاحبه ها طی سه مرحله کدگذاری شدند و در نهایت روایت تحلیلی از این مقولات استنباط شد. خط اصلی این تحلیل، که در واقع روایتی توصیفی- تحلیلی دربارة موضوع تحقیق است، شامل چهار مقولة هسته ای است. این چهار مقوله به ترتیب عبارت اند از «ذهنیت فرهنگی پیشین دربارة دانشگاه» به عنوان شرط زمینه ای شروع فرایند، «وضعیت اجتماعی» و «وضعیت نظام آموزش عالی» به عنوان عوامل ساختاری مؤثر در راهبردهای دانشجویان و سرانجام مقوله «کنش های راهبردی دانشجویان برای کنترل، اداره و برخورد با اوضاع خاص». سرانجام پژوهش به مقولة تحلیلی «رشد تولید مقالات بین المللی» به مثابة پیامد ناخواستة این فرآیند دست می یابد. نتیجة پژوهش نشان می دهد دانشجویان عمدتاً با نگاه آرمانی وارد دانشگاه می شوند و در برخورد با وضعیت نامساعد و محدودیت های دانشگاه و جامعه، که با انتظارات ذهنی آنان سازگاری ندارد، انگیزة مهاجرت تحصیلی در آن ها تقویت می شود. آنان در چنین موقعیتی نگارش مقالات بین المللی را وسیله ای تسهیل کننده برای تحقق راهبرد خود می یابند. بدین ترتیب، بخشی از افزایش سهم ایران در تولید دانش جهانی را می توان پیامد ناخواسته انگیزه های راهبردی دانشجویان برای تدارک مقدمات مهاجرت از کشور قلمداد کرد.
هدف: پژوهش حاضر در پی مشخص کردن انواع شکل های تحریری «تاریخ هجری قمری»در اسناد دوران قاجار، بر اساس تغییرات به وجود آمده در نگارش «عدد صفر» و بررسی دلایل آن است. همچنین، بررسی های مقایسه ای با نسخه های خطیِ علمِ حساب ، در دوران قاجار ، به منظور یافتن شواهد احتمالی وجود این سبک نگارش اعداد در متون علمی و نیز خواص عدد صفر و نحوه جای گیری و عملکرد آن در سلسله اعداد از دیدگاه این متون از اهداف دیگر پژوهش حاضر است.
روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش با گزینش تصادفی 1000 برگ سند تاریخ دار دوران قاجار؛ از یک دوره زمانی 150 ساله ؛ از چهار منطقه مرکز، فارس، شمال، و شمال غرب ایران صورت گرفته است. روش و رویکرد پژوهش حاضر، بررسی و ثبت و ضبط تاریخ های اسناد و طبقه بندی اشکال تحریری آنها با روش آماری و نیز مطالعات مقایسه ای و کتابخانه ای است.
یافته های پژوهش: در بررسی ها، چهار شیوه تحریری گوناگون برای تاریخ کتابت اسناد، در مناطق چهارگانه، و با میزان تکرار متفاوت مشخص گردید. اشکال تحریری مشخص شده(با ویژگی تغییرات عدد صفر) در اسناد تمامی مناطق، بجز شمالغرب(به دلیل محدودیت اسناد بررسی شده) وجود داشت. عملکرد صفر در نسخ خطی علم حساب، در دوران قاجار، پیرو منطق ریاضی است. این نسخه ها، ضمن پرداختن به خواص و ویژگی ها، نحوه عملکرد و اهمیت این عدد در سلسله اعداد، به امکان حذف یا اضافه نویسی این عدد در یک مقدار عددی اشاره ای نداشتند. تنها ویژگی جابجایی صفر- البته در مرتبه مکانی خود و بدون تغییر مقدار و کمیت عدد- توسط نویسنده یکی از این نسخه ها به کار رفته بود. تغییرات نگارشی تاریخ کتابت اسناد در اثر تغییر و دستکاری رقم صفر، ناشی از شیوه های فردی و سلایق شخصی کاتبان در نویسندگی، در اثر نیاز به تندنویسی و شکسته نویسی، به دلیل حجم زیاد اسناد و شاید کم دقتی ناشی از آن و در برخی موارد کمبود فضای نگارش صورت گرفته است.
اهداف پژوهش: هدف اصلی پژوهش حاضر، شناخت امکان ایجاد فهرستگان مجازی در آرشیوهای دیداری- شنیداری سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در شهر تهران است.
روش/ رویکرد پژوهش : پژوهش حاضر به روش پیمایشی توصیفی انجام شده و جامعه مورد مطالعه 20 آرشیو دیداری – شنیداری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در شهر تهران است. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته است. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه مجزا برای مدیران و آرشیویست-کتابداران استفاده شده است. تعداد مدیران 20 نفر و تعداد آرشیویست- کتابداران و کارمندان آرشیو 122 نفر میباشد. روایی پژوهش حاضر صوری است و برای محاسبه پایایی درونی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است، که میزان آن 75/0 است.
یافتههای پژوهش: منابع آرشیوی در حد متوسط سازماندهی شدهاند. 9/46 درصد کارکنان با فهرستگان مجازی آشنایی دارند و میزان آشنایی آنها با سازماندهی منابع آرشیوی در حد متوسط است. 2/59 درصد از نرمافزار گنجینه استفاده میکنند. تبادل اطلاعات کتابشناختی در بین آرشیوها در حد متوسط است. 9/52 درصد مدیران بودجه آرشیوها را ناکافی میدانند. 4/82 درصد مدیران معتقدند که سیاست خاصی برای ایجاد فهرستگان در آرشیوها وجود ندارد. بهعقیده 8/68 درصد مدیران هیچ سیاستی برای اشتراک منابع در بین آرشیوها پیش بینی نشده است. بیشتر مدیران معتقدند فیلم بهعنوان مهمترین منبع بهتر است در فهرستگان مجازی قرار میگیرد.
نتیجهگیری: تقریباً نیمی از کتابداران تدوین اصطلاحنامهای مختص منابع آرشیوی را لازم میدانند. در بیشتر از نیمی از آرشیوها از قواعد فهرستنویسی انگلوامریکن برای فهرستنویسی منابع استفاده میشود . در بیشتر آرشیوها از ردهبندی روسو استفاده میشود. کمتر از نیمی از کتابداران با فهرستگان مجازی و بیش از نیمی از آنها با نمایهسازی آشنایی دارند. بیش از نیمی از مدیران، بودجه سالانه آرشیو را ناکافی میدانند. بیشتر کتابداران از نرمافزار گنجینه استفاده میکنند. بیشتر مدیران معتقدند که سیاست خاصی برای ایجاد فهرستگان در آرشیوها وجود ندارد. بیشتر کتابداران معتقدند تبادل اطلاعات کتابشناختی تااندازهای بین آرشیوها وجود دارد. بیشترآرشیوها تهی ه تجهیزات فنی(اعم از سرور، کامپیوتر، اجاره خط، و شبکه داخلی نرمافزار کتابخانه) را بهعنوان اولویت نخست برای ایجاد فهرستگان مجازی انتخاب کردهاند. بنابراین، ایجاد فهرستگان مجازی از نظر امکانات نیروی انسانی و فیزیکی تقریباً مطلوب، ولی از نظر امکانات نرمافزاری و سیاستگذاری نامطلوب است.
هدف: هدف از این پژوهش بررسی تبعات اجتماعی حضور مهاجرین لهستانی در طی جنگ جهانی دوم در ایران است.
روش/رویکرد پژوهش: در این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای وبر پایه اسناد موجود به روش تحلیلی به توصیف این تبعات پرداخته شده است.
یافته ها ونتایج : یافته ها حاکی از آن است که با حمله هیتلر و استالین به لهستان، روس ها هزاران اسیر از آنها را به سیبری منتقل کردند. زمان حمله هیتلر به روسیه، در توافق حاصل شده بین استالین و فرمانده لهستان، عده ای از آنها برای کمک به متفقین در بهار 1321 از طریق بندر انزلی وارد ایران شدند. نظامیان برای جنگ در جبهه های متفقین به آفریقای جنوبی و هند رفتند، غیر نظامیان نیز در اردوگاههای دایر شده تا پایان جنگ در ایران باقی ماندند، از آنجا که مسئله اصلی این پژوهش بررسی تبعات اجتماعی حضور آنها در ایران بود، نتیجه حاصله این شد که در بدو ورود آنها، تبعاتی مثل بحرانی تر شدن خواروبار، شیوع امراض مسری و بروز فساد اخلاقی در جامعه پدیدآمد. اما به تدریج که زمینه فعالیت آنها در اجتماع فراهم شد، کودکان در آموزشگاههای دایر شده به آموختن قالی بافی و حکاکی روی آوردند. مردان نیز در کافه ها و هتل ها و همچنین زنان در منازل ثروتمندان به اشتغال پرداختند. فعالیت های فرهنگی و ورزشی آنها نیز رونق زیادی پیدا کرده بود. آنها تعامل اجتماعی مطلوبی نیز با ایرانیان برقرار کرده بودند. بطوریکه اهداء یک باغ توسط یک خیّر ایرانی برای اسکان کودکان، در مقابل کمک مهاجرین به آسیب دیدگان زلزله گرگان مؤید این مطلب است.
هدف: هدف از این پژوهش بررسی روابط آیت الله کاشانی، به عنوان رهبر مذهبی جنبش ملی شدن صنعت نفت، و نواب صفوی، به عنوان رهبر جمعیت فدائیان اسلام، در پیروزی وشکست نهضت ملی ایران است.
روش/رویکرد پژوهش: در این پژوهش سعی شده با استفاده از روش توصیفی، تحلیل تاریخیواستفاده از منابع کتابخانه ای با رویکرد روشن تری به تحلیل این واقعه پرداخته ایم.
یافته ها و نتایج : نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ ایران به شمار می آید که هر چند فصل جدیدی در مسیر مبارزاتی مردم ایران گشود؛ اما سرانجام به شکست انجامید. در پیروزی و شکست این نهضت عوامل متعددی نقش داشته اند که بررسی عملکرد و سهم هر کدام از آنها، می تواند الگوی پژوهشی جدیدی در اختیار محققین قرار دهد. در این مقاله تلاش شده است با استفاده از روش توصیفی، تحلیلی روابط آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی، رهبر مذهبی ملی شدن صنعت نفت، و نواب صفوی، رهبر جمعیت فدائیان اسلام، در پیروزی و شکست نهضت ملی ایران را با رویکردی روشن تر مورد بررسی قرار دهد.
یکی از مؤلفه هایی که به منظور ارزیابی نظریه های سیاسی مورد توجه قرار می گیرد، نحوه مواجهه نظریه با مصالح عمومی است. مفهوم مصلحت عمومی از مؤلفه هایی است که می تواند به منظور ارزیابی ظرفیت نظریه های سیاسی در باب کارآمدی سیاسی مورد توجه قرار گیرد؛ کما اینکه اندیشه ورزی و تأکید فیلسوفان سیاسی گویای این امر است. مصلحت عمومی، مسأله ای است که از دیر باز در فلسفه سیاسی، نظر پژوهشگران را به خود معطوف داشته است و امروزه نیز یکی از مباحث اصلی فلسفه سیاسی به شمار می آید. این مفهوم در عرصه عمل سیاسی نیز به عنوان یک شاخص بسیار مهم در ارزیابی عملکرد گروههای مختلفی که به گونه ای با سیاست سروکار دارند، به کار می رود. تحقق مصلحت عمومی در زمره اهداف میانی حکومت اسلامی، امری است که مورد توجه و تأکید نظریه پردازان ولایت فقیه و محققین اندیشه سیاسی اسلام قرار گرفته است. مراجعه به آثار امام خمینی، علامه طباطبائی، شهید صدر و آیة الله مصباح یزدی و دیگر نظریه پردازان، ما را به این امر مهم رهنمون می سازد. اما همین مقدار برای تحقق چنین امر خطیری کافی به نظر نمی رسد و باید در جهت نشان دادن عملیاتی بودن این تأکیدات، سازوکارهایی پیش بینی شود. در راستای پاسخگویی به این دغدغه، بررسی سازوکارهای موجود در نظریه ولایت فقیه، ضروری می باشد.
زیباشناسی یکی از مهم ترین عرصه های نقد در دوران معاصر است؛ به گونه ای که ناقدان و اهل فن، به جنبه های گوناگون آن توجهی کرده اند. از آنجا که امروزه، متون ادبی از جنبه های مختلف فنی، لغوی، بلاغی و همچنین از نظر اسلوب و ساختار تحلیل و بررسی می شوند، نگارندگان درصدد یافتن گوشه ای از زیبایی های سوره ای هستند که «عروس قرآن» نامیده شده است.صنعت مقابله- که یکی از اسلوب های بلاغی است و در قرآن کریم نیز به بهترین شکل نمود یافته است- در این سوره مبارکه، زیبایی، طراوت و جذابیتی اعجاب آور را پدید آورده است؛ علاوه بر آن، مبحث فاصله نیز- که نمودی از نظم قرآنی است – زیبایی های این سوره را دو چندان کرده است. در این پژوهش، از منظر زیباشناختی به متن قرآن- که به حق در اوج استحکام و زیبایی قرار دارد- نگریسته و دو اسلوب بلاغی مقابله و فاصله را در سوره الرحمن بررسی کرده ایم.
برخی احادیث در فرایند انتقال به نسل های بعدی آسیب هایی دیده اند که از جمله آن ها می توان تصحیف ، تحریف و جابه جایی را برشمرد؛ بنابراین، پیش نهاد کردن روش هایی برای کشف و تصحیح این آسیب ها ضروری است.در این مقاله، «با هم آیی» (اصطلاحی در حوزه زبان شناسی) را به مثابه راه کاری برای شناخت و تصحیح احادیث آسیب دیده معرفی و پیش نهاد کرده ایم؛ بدین منظور، در آغاز، این روش را معرفی کرده و سپس با ذکر مثال هایی، کارآیی آن را در بررسی و تصحیح آسیب دیدگی حدیث نشان داده ایم.