مطالب
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۱٬۲۵۱ مورد.
آداب و کارکردهای روابط جنسی سالم از دیدگاه اسلام، و آسیب های روان شناختی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله ای که در این پژوهش بدان میپردازیم، تأثیر رابطة جنسی سالم در احساس رضایت مندی از زندگی است. از مهم ترین فلسفه های تشکیل زندگی مشترک، آرامشگری زن و شوهر نسبت به یکدیگر است. این آرامش به عواملی وابسته است که یکی از بارزترین آنها، رابطة جنسی سالم است. آرامش در زندگی زناشویی یا معلول رابطة جنسی سالم است یا میان این دو به نحوی تلازم وجود دارد و نمیتوان آنها را از یکدیگر جدا کرد. هدف این پژوهش بررسی انواع روابط جنسی، بسترسازی روانی برای تأثیر آن در رضایت مندی از زندگی، معیارهایی برای تشخیص رابطة جنسی سالم از ناسالم، آسیب شناسی و تمهید مقدماتی برای بهره مندی و آسیب زدایی آن است. روش انجام پژوهش نیز توصیفی- تحلیلی است که در آن از متون دینی و مهارت ها و راهکارهای روان شناختی کمک گرفته شده است.
یافتة این پژوهش نشان میدهد روابط جنسی سالم در آرامش و سازگاری زن و شوهر تأثیر جدّی دارد. کنترل جنسی و محدود کردن آن به فضای زندگی مشترک، کنترل نگاه، احساس برتری در شخصیّت، پیدایش مصونیت و امنیت اجتماعی را به همراه دارد و مراعات آداب در رابطة جنسی این آثار را تقویت میکند. توجه به ناهماهنگی جنسی، نگاه یکسویة به آن، محدودیت های نابه جا، مقابله با هویت جنسی خویش، کاهش میل جنسی و تصویر ذهنی ناسالم از روابط جنسی، آسیب هایی است که آرامش زندگی را به مخاطره میاندازد.
رویکرد عوام گرایی کیفری به جرائم جنسی (مطالعه تطبیقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوام گرایی کیفری در دهه های اخیر سیاست کیفری بسیاری از کشورها را تحت تاثیر قرار داده است. در نتیجه حاکمیت رویکرد عوام گرایی کیفری، سیاستگذارن کیفری تلاش می کنند طرح هایی را تدوین و اجرا کنند که مورد پسند عامه مردم است، بدون این که این تدابیر با یافته های علمی سازگاری داشته باشند. رسانه ای شدن جرم، افزایش ترس و ناامنی، ناامیدی نسبت به الگوهای اصلاح و درمان، و تشدید رقابت های انتخاباتی، مهم ترین بسترهای ظهور عوام گرایی کیفری هستند. جلوه های این رویکرد به صورت ارائه تصویری خطرناک از مجرمان جنسی در رسانه ها، گرایش به سزاگرایی، قانونگذاری کیفری مبتنی بر وقایع مجرمانه و نادیده گرفتن اصول بنیادین حقوق کیفری متجلی شده است. این مقاله بر آن است تا ضمن تشریح چارچوب مفهومی عوام گرایی کیفری، بسترهای ظهور و جلوه های این رویکرد را در حوزه جرائم جنسی مورد بررسی قرار دهد.
سنخ شناسی الگوهای روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات اجتماعی سال های اخیر در ایران، به تدریج، ابعاد متفاوتی به خود گرفته اند و نه تنها ارزش ها که رفتارهای افراد را مشمول تغییر قرار داده اند. یکی از این تغییرات در حوزة روابط جنسی پیش از ازدواج و در مناسبات با جنس مخالف روی داده است. نتایج تحقیقات متعدد نشان می دهد که روابط جنسی پیش از ازدواج، در سال های اخیر، میان جوانان افزایش یافته است. اما بیان «رشد» این روابط همة ماجرا نیست؛ چرا که افزایش حجم این رفتارهای جدید به تدریج پیچیده تر شدن آن ها را نیز در پی داشته است تا آن جا که امروزه با «گونه های متفاوتی» از روابط جنسی پیش از ازدواج مواجه ایم که خاستگاه های متفاوتی دارند. هدف این تحقیق کیفی سنخ شناسی الگوهای متفاوت روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران بوده است. در این تحقیق، با 54 نفر از پسران و دخترانی که این روابط را تجربه کرده اند مصاحبه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوهای روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران به حداقل «شش دسته» تفکیک و تکثیر شده است. این الگوها عبارت اند از 1. روابط آزاد (الگوهای روسپی گری)؛ 2. روابط صیغه ای؛ 3. روابط دوست دختر ـ دوست پسر؛ 4. روابط هم خانگی؛ 5. روابط ضد عاشقانه (الگوهای فریب)؛ و 6. روابط مبتنی بر عشق سیال. این الگوهای گوناگون را می توان در زیر چتر سه گفتمان متفاوت از یک دیگر مجزا کرد: «گفتمان پیشامدرن» (روابط دسته های اول و دوم)، «گفتمان مدرن» (روابط دسته های سوم، چهارم، و پنجم)، و «گفتمان پسامدرن» (روابط دستة ششم). هریک از این گفتمان ها سوژه ها را در جهت خاصی فرا می خوانند و افراد در این گفتمان ها نه صرفاً رفتارها که ارزش های متفاوتی نیز پیدا کرده اند. در این میان، گفتمان پیشامدرن قدمتی به درازای تاریخ دارد که تاکنون به بقای خود ادامه داده است؛ اما، در کنار آن ، امروزه، در لایه های پنهان جامعة شهری، دو گفتمان مدرن و پسامدرن نیز سر برآورده اند که، به رغم تفاوت هایشان، هر دو محصول فرایند مدرنیته در جامعة ایرانی اند ؛ الگوهایی از رابطه که به مدد تحولات ساختار اجتماعی و اقتصادی و تغییرات ارزشی ناشی از آن، در سال های اخیر، با گسترش زیادی مواجه شده اند.
بررسی ضرورت وجودی و چگونگی توجه به تربیت جنسی در برنامه ی درسی مقطع متوسطه از دیدگاه دبیران و دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی ضرورت وجودی و چگونگی توجه به تربیت جنسی در برنامه ی درسی مقطع متوسطه انجام گرفته است. با توجه به این که تربیت جنسی به دلیل ابهامات نظری و مشکلات اجرایی، همواره به عنوان یک برنامه درسی مغفول مطرح است، این پژوهش، ابتدا به استناد منابع نظری و پژوهشی مرتبط، اهمیت و ضرورت وجودی تربیت جنسی را در برنامه ی درسی متوسطه مطرح کرده است. در مرحله ی بعدی، این پژوهش، از طریق بررسی میدانی نظرات دبیران و دانش آموزان متوسطه، چگونگی توجه به این حوزه را از نظر محتوا و تجارب و فرصت های یادگیری مشخص ساخته است. در این راستا، تعداد 684 نفر از دانش آموزان متوسطه (359 پسر و 325 دختر) با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحله ای و 295 نفر از دبیران به صورت تصادفی ساده گزینش شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، یک پرسشنامه ی محقق ساخته بوده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، که در مجموع دبیران و دانش آموزان بر اهمیت گنجاندن محتوا و تجارب یادگیری مرتبط با تربیت جنسی در دوره ی متوسطه تأکید کرده اند. در عین حال، میان دیدگاه های آنها در مورد اهمیت برخی عناصر محتوا و تجارب یادگیری تربیت جنسی به لحاظ آماری، تفاوتی معنادار وجود دارد. ضمن آن که بین دیدگاه دانش آموزان دختر و پسر در زمینه ی محتوا، تجارب و فرصت های یادگیری تربیت جنسی تفاوت معناداری وجود ندارد.
رابطه بین شیوه های فرزندپروری با عزت نفس جنسی و مؤلفه های آن در دانشجویان زن دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش تعیین رابطه شیوه های فرزندپروری با عزت نفس جنسی و مؤلفه های آن (مهارت، تجربه، کنترل، جذابیت، انطباق پذیری و قضاوت اخلاقی) بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود . با استفاده از جدول کرجسی- مورگان ( 1970 ) از بین 3200 دانشجو 345 نفر از دانشجویان زن دانشکده ادبیات و زبان های خارجی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال تحصیلی 1389 به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در گزینش آنها تأهل، حداقل طول زندگی مشترک 2سال، و در قید حیات بودن مادر در نظر گرفته شد . ابزار پژوهش پرسشنامه عزت نفس جنسی زنان زینا و شواترز ( 1996 ) و شیوه های فرزند پروری بامریند 1972 بود . یافته ها: یافته ها نشان داد رابطه بین شیوه فرزندپروری مقتدرانه با مؤلفه های جذابیت و کنترل مثبت و با مؤلفه مهارت و تجربه منفی بود. رابطه بین شیوه فرزندپروری سهل گیرانه با مؤلفه های مهارت ، تجربه و جذابیت مثبت و با مؤلفه کنترل منفی بود .رابطه بین شیوه فرزندپروری مستبدانه با کنترل و جذابیت منفی بود و با مولفه های دیگر معنی دار نبود .نتیجه گیری : شیوه فرزندپروری مناسب عامل مهمی در رشد عزت نفس جنسی و مؤلفه های آن است. از سوی دیگر عزت نفس جنسی نقش مهمی در تقویت عوامل روانشناختی مثل جذابیت جسمانی، احساسات، افکار و رفتار جنسی دارد که در رابطه جنسی سالم، عوامل روانشناختی علاوه بر هورمون های جنسی نقش مهمی ایفا می کند. بنابراین لازم است شیوه فرزندپروری مناسب را به والدین آموزش داد ، تا آنها با اعمال شیوه درست فرزندپروری بتوانند عزت نفس جنسی فرزندانشان را ارتقاء دهند و بدین طریق از بی بند و باری جنسی و آشفتگی خانوادگی در زندگی آتی آنان پیشگیری نمایند.
تبیین ملاحظات جنسی و جنسیتی در ارزش شناسی فمینیسم اگزیستانسیالیسم و اسلام (مبانی-اصول و روش): ارائه راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکسونگری درباره مسائل زنان در جوامع غربی و شرقی همواره با شدت و ضعف وجود داشته است، فمینیست های اگزیستانسیالیسم، به عنوان یکی از گرایش های فمینیستی معاصر با استفاده از خلاء موجود، به طرح مباحث جنسی و جنسیتی در قلمرو متافیزیک، معرفت شناسی و ارزش شناسی (به منظور دفاع از حقوق زنان، نجات و رهایی آنان از ستم و تعدی و ارتقا نقش اجتماعی زنان) پرداخته و در این زمینه علاوه بر گسترش محتوای خود در حیطه های مذکور در قلمرو جغرافیایی نیز توفیقات زیادی به دست آورده اند. با توجه به نفوذ این نهضت فکری در ایران و احساس خطر از جانب این پدیده نوظهور در جامعه اسلامی و اثرات اجتناب ناپذیر آن در تمامی امور، به منظور جلوگیری از ترویج راه حل های غربی در پی شناخت این نهضت فکری در بعد ارزش شناسی برآمدیم. بی شک عدم آگاهی از مبانی ارزش شناسی نگرش موجود از حیث فرهنگی و اجتماعی مشکلاتی را در جامعه اسلامی ما به وجود خواهد آورد.
خانواده و شاخص های تنظیم روابط جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات ساختاری و فرهنگی در جوامع جدید، آستانه رضایت مندی جنسی افراد را افزایش داده و کارکرد خانواده در تنظیم رفتار جنسی را با مشکل مواجه نموده است. پرسش اساسی این است که در چنین شرایطی، زنان و مردان چگونه میتوانند نیاز جنسی خویش را در قالب خانواده مدیریت نمایند؟ شاخص های کارکرد تنظیم رفتار جنسی در خانواده مطلوب اسلامی کدامند؟ این نوشتار با روش تفسیر تحلیلی، معیارهای چگونگی تنظیم و تأمین نیاز جنسی زن و شوهر صرفا براساس مستندات دینی تعیین و تعریف گردیده است.
تنظیم رفتار جنسی در فرایند پیچیده روانی و عاطفی اشباع شدنی است. از نظر اسلام، فرایند ارتباط جنسی زن و شوهر، شامل ابعاد سه گانه مراقبتی، انگیزشی و آمیزشی است. شاخص های تنظیم رفتار جنسی در همین ابعاد قابل تعریف است. طهارت عاطفی، تعهد جنسی، کنترل نگاه، حفظ وقار، حفظ حجاب، آراستگی، تفاوت جنسی، مثبت نگری، محبت، ملاعبه و... از جمله مؤلفه های است که از منابع دینی استخراج گردیده و برای تعیین میزان رضایت مندی جنسی افراد در قالب خانواده، شاخص سازی شده است.
بررسی جامعه شناختی احساس امنیت جنسی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع امنیت و احساس امنیت از مهمترین و قدیمترین موضوعات مربوط به زنان است. این تحقیق به مطالعه احساس امنیت در میان زنان می پردازد. سوالات اصلی این تحقیق از این قرارند: احساس امنیت جنسی زنان پایتخت نشین کشور چگونه قابل تبیین است؟ چند درصد از زنان در محیطهای عمومی احساس امنیت می کنند؟ و تجارب اولیه زندگی زنان بر این احساس امنیت چه تاثیری دارد؟ نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که منطقه محل سکونت، مدت زمان بیرون ماندن از خانه، تاهل، نوع شغل، جامعه پذیری و خاطرات گذشته افراد بر میزان احساس امنیت در بانوان تاثیر بسزایی دارد.
رابطه عملکرد جنسی زنان با سازگاری زناشویی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
وجود رابطه جنسی مطلوب بهنحوی که بتواند موجب تامین رضایت طرفین شود، نقش بسیار مهم و اساسی در موفقیت و پایداری کانون خانواده دارد. با شناخت چگونگی عملکرد جنسی و مولفه های آن می توان به رضایت جنسی و در نهایت به رضایت زناشویی که در سازگاری همسران تاثیر بسزایی دارد رسید. هدف پژوهش حاضر شناسایی عملکرد جنسی زنان و بررسی رابطه عملکرد جنسی زنان با سازگاری زناشویی آنان و همسرانشان بود.
روش: این پژوهش همبستگی در سال 1388 روی 60 زوج از ساکنان خوابگاه متاهلان دانشگاه تربیت مدرس که بهشیوه نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند، انجام شد. اطلاعات بهوسیله پرسشنامه عملکرد جنسی زنان و پرسشنامه سازگاری زناشویی که از اعتبار و روایی بالایی برخوردارند، جمع آوری شد. تحلیل آماری داده ها با نرمافزار SPSS 14 و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد.
یافته ها: بین عملکرد جنسی و مولفههای آن در زنان با سازگاری زناشویی آنان و همسرانشان همبستگی مثبت معنیدار وجود داشت. همچنین مولفههای عملکرد جنسی زنان 25% واریانس سازگاری زناشویی آنان و 34% واریانس سازگاری زناشویی همسرانشان را تبیین نمود.
نتیجه گیری: عملکرد جنسی در پیشبینی سازگاری زناشویی نقش دارد. با توجه به عملکرد جنسی زنان و دادن اطلاعات صحیح و آموزشهای لازم در این خصوص، می توان به تداوم زندگی و رضایت زناشویی آنان کمککرد.
بررسی سبک ها و ابعاد دلبستگی بزرگسال در تجاوزگران جنسی و مقایسة آن با افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی سبک ها و ابعاد دلبستگی در یک نمونة تجاوز گر جنسی انجام گرفت.34 تجاوزگر جنسی با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده از میان افرادی که به جرم تجاوز به عنف در زندان مرکزی شهر مشهد به سر می بردند انتخاب شدند. 34 آزمودنی عادی از لحاظ چهار متغییر سن، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال و سطح تحصیلات با گروه اول جور شدند. گروه عادی بر اساس نمرة مقیاس GSI در پرسشنامة SCL-90-R انتخاب شدند (GSI 1). داده ها با استفاده از فرم بازنگری شدة پرسشنامة تجربة روابط نزدیک (ECR-R) جمع آوری شد و با آزمون t استیودنت برای گروه های همبسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمرات گروه تجاوزگران جنسی در بُعد اضطراب دلبستگی به طور معنی داری از گروه عادی بیشتر است. بین دو گروه در بُعد اجتناب مربوط به دلبستگی تفاوت معنی داری وجود ندارد. همچنین، نسبت تجاوزگران جنسی در سبک های دلبستگی نا ایمن به طور معنی داری از گروه عادی بیشتر است. بنابراین، افراد تجاوزگر جنسی دارای سطح بالایی از اضطراب مربوط به دلبستگی اند که می تواند در سوق دادن آنان به سوی رفتارهای تعدی گرانة جنسی نقش داشته باشد.
حقوق جنسی زن و شوهر در اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زوجین نسبت به یکدیگر حقوقی دارند که رعایت آنها برای داشتن روابط بهتر و زندگی مستحکم ضروری است. دسته ای از آن حقوق، حقوق جنسی است که به سهم خود نقش بسزایی در تداوم زندگی زناشویی دارند. در دین مبین اسلام این حقوق مورد توجه قرار گرفته است. با شناخت صحیح و اجرای این حقوق، میتوان ضمن تداوم زندگی زناشویی، به برخی از شبهات مطرح در این زمینه پاسخ داد.
این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و با مراجعه به منابع متعدد اسلامی و همچنین برخی از یافته های علمی به بررسی حقوق جنسی زن و شوهر در اسلام و پاسخ به برخی شبهات مطرح در این زمینه میپردازد.
یافته های این تحقیق عبارت اند از: 1. حق جنسی هیچیک از زوجین در اسلام نادیده گرفته نشده است، هریک به تناسب خود حقوق و تکلیفی بر عهده دارند. 2. در مواردی که زن گرم مزاج بوده و بیش از یک بار در چهار ماه نیاز به ارضای جنسی دارد، با استفاده از قاعده لاضرر و قاعده نفی حرج، میتوان احتیاطا شوهر را ملزم به ارضا یا طلاق نمود تا زن دچار ضرر و حرج نشود. 3. تحقیقات علمی نیز نشان میدهد که حقوق جنسی تعیین شده در اسلام موافق طبع عمومی زن و مرد میباشد.
اثربخشی آموزش رویکرد هیجان مدار بر رضایت جنسی زوجین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مطالعه جامعه شناختی آزار جنسی زنان در محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)
زندگی زناشویی ، سلامت جنسی
اثربخشی خانواده در تربیت جنسی کودکان و نوجوانان
طرح واره های ناسازگار اولیه و ابعاد طرح واره تجاوزگران جنسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
تحلیل جامعه تک جنسی در شرفنامه نظامی گنجوی و تطبیق آن با آرای فمینیست های میانه رو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تاثیر سکس تراپی گروهی فمینیستی بر احقاق جنسی در زنان تحصیل کرده(مقاله علمی وزارت علوم)
تأثیر ناباروری زنان در بروز اختلالات جنسی و همسرآزاری نسبت به آنان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ناباروری و نگرش به آن، زندگی زوجین را با انواع آشفتگی های هیجانی مواجه می سازد. پژوهشگران بروز رفتارهای تکانشی، افسردگی، احساس درماندگی، اضطراب، تشویش و باورهای منفی نسبت به خود را در مورد افراد نابارور گزارش نموده اند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیرناباروری و نقش آن در بروز اختلالات جنسی و همسرآزاری در مورد زنان نابارور متأهل شهر مشهد است. این پژوهش به روش توصیفی و از نوع علّی ـ مقایسه ای انجام شده است: از میان مراجعه کنندگان به کلینیک پزشکان متخصص زنان در ماه های اردیبهشت و خرداد سال 1388، تعداد 200 نفر زن (100 نفر بارور و100 نفر نابارور) به شیوه تصادفی ساده انتخاب و پس از رعایت ملاحظات اخلاقی، پرسشنامه خشونت خانوادگی و رضایتمندی جنسی بر روی آنان اجرا شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 و با توجه به ماهیت سازه مورد نظر از طریق روش های آماری t، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس دو عاملی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها بیانگر آن است که خشونت روانی، فیزیکی و اقتصادی بر روی زنان نابارور بیشتر از زنان بارور است. همچنین بین هیچ کدام از انواع همسرآزاری مردان در مورد همسرانشان، و اختلالات جنسی زنان نابارور و نیز بین وضعیت باروری و میزان تحصیلات زنان رابطه تعاملی معناداری وجود ندارد. نتیجه اینکه ناباروری زنان می تواند موجب بروز انواع اختلالات جنسی آنان شود، که این عامل موجب می شود در معرض انواع خشونت های روانی، فیزیکی و اقتصادی از سوی همسرانشان قرار گیرند.







