اخلاق پژوهان که در حوزهى بحثهاى اخلاقى، فلسفه اخلاق،
رفتارشناسى انسان و ریشههاى آن ژرفاندیشى نمودهاند، از مقولهاى به عنوان «خود» با گونههایى چون «خودشناسى»، «خودیابى»، «خود عزتمند» و یا «خود زیانى و خودفراموشى» سخن گفتهاند. در میان این اخلاق پژوهان، باید از دانشورى یاد کرد که در حوزه اندیشه و معارف اسلامى، نگرشى همه سویه و فراگیر داشته و به اخلاق و مسأله خودى در آن، هماره، به عنوان بخش مهم و بنیادى از آموزههاى دینى نگریسته و در پى آن بوده که ریشههاى آنها را با شیوههاى نوین و منطقى و کاربردى، استوار سازد. او کسى نیست جز علاقه
شهید، مرتضى مطهرى «رحمها... علیه». آن استاد فرزانه، مسأله خودى در اخلاق را پایه اخلاق دانسته و از آن با عنوان «اخلاق مکرمتى» یاد مىکند. در این مقاله سعى نگارنده بر این است که مفهوم و گونههاى خودى، مبارزه با خود و نمودارهاى از خود بیگانگى را در عرصه اخلاق انسانى از دیدگاه شهید مطهرى مورد بحث وبررسى قرار دهد.
مهندس فردی است که از دانش مربوط به تخصص خود کاملا برخوردار است، این دانش را به روز نگه می دارد، با ابتکار و خلاقیت می تواند مسایل مربوط به سلامت و بهداشت، درمان، آموزش، کشاورزی، مسکن، حمل و نقل، صنعت و غیره آن ها، را حل کند و در نهایت آسایش و رفاه بیشتری را برای مردم فراهم آورد. مهندسان همچنین می توانند جنگ افزارهای فراوانی را خلق کنند تا استفاده کنندگان از آنها بتوانند در زمان کوتاهتری انسانهای بیشتری را از بین ببرند و یا بیمار سازند. همراه با هر دو نوع فعالیت یاد شده، فعالیتهای مهندسی همراه با تخریب و آلوده سازی محیط زیست و اتلاف منابع طبیعی بوده است.در حالی که مهندسان می توانند همچنان از قدرت خلاقیت و ابتکار خود بهره ببرند، مسایل مختلف را حل کنند و رفاه و آسایش بیشتری را برای خود و مردم فراهم سازند، ولی برخورداری از اخلاق مهندسی است که باعث می شود مهندسان، خود، ناظر فعالیتهای خویش و در نهایت حافظ منافع جامعه انسانی و سلامت محیط زیست باشند. برخورداری از ارزشهای انسانی و اخلاق مهندسی می تواند برای مهندسان و جامعه آرامش خاطر، رضایت باطن و در نهایت شادی ناشی از سعادت واقعی بیافریند که بهترین حالت زندگی انسان در روی زمین و هدف نهایی خلقت اوست.مهندس برخوردار از اخلاق مهندسی، رسالت خود را در «ارایه موثرترین خدمت بی ریا به کسانی که بیشترین نیاز را دارند» می داند و در جهت تحقق این رسالت گام بر می دارد.
اخلاق مبتنی بر تکلیف کانت، اخلاقی است که بر پایه اصالت عقل استوار است. اخلاق رواقیون، مالبرانش، لایب نیتس و شوپنهاور و بسیاری دیگر ناشی از دستگاه مابعدالطبیعه (متافیزیکی) آنهاست. آنان اخلاق را از دین استنتاج می کردند. اما کانت به خود می بالد که اخلاقی را بنا نهاده که از دین و متافیزیک مستقل است. در فلسفه کانت، به عکس سایر دستگاه های فلسفی، متافیزیک و دین بر پایه اخلاق قرار گرفته است، ولی در سایر دستگاه های فلسفی، اخلاق بر پایه دین و متافیزیک قرار دارد. نوشتار حاضر بر آن است که رابطه دین و اخلاق را از دیدگاه کانت ـ یکی از بزرگ ترین متفکّران مغرب زمین ـ تبیین کند.