نویسنده این مقاله می کوشد تا نسبت های سه گانه اخلاق و سیاست؛ یعنی جدایی بین اخلاق و سیاست؛ اصالت اخلاق و تبعیت سیاست و اصالت سیاست و تبعیت اخلاق را رد نموده، به طرح و بررسی نسبت دیگری با عنوان «یگانگی اخلاق و سیاست» بپردازد. وی پیش فرض هر سه دیدگاه فوق را تفکیک حوزه اخلاق و سیاست می داند. بر اساس دیدگاه چهارم یک حقیقت بیشتر وجود ندارد که از چشم اندازهای مختلف به آن نظر می شود. این دیدگاه به جامعیت دین و فطرت انسان و همپوشانی آنها بازگشت می نماید. این مقاله، مساله اقبال و ادبار در عقل و جهل را به دو جریان تاریخی حق و باطل در زندگی انسان مربوط دانسته، امر توسعه یا به عبارت بهتر، تعالی و انحطاط انسان و جامعه را به ظهور هر یک از آنها وابسته می داند. در پایان نیز با طرح اجمالی ویژگی های جامعه توحیدی اسلامی، این جامعه را مرحله به فعلیت رسیدن قوای عقلانی– رحمانی انسان می داند. فهم اینکه اخلاق و سیاست در واقع یکی است، به فهم ما از دین و انسان باز می گردد.
به مرگی یا قتل از روی ترحم، یکی از مسائل محوری اخلاق زیستی است که مورد نقض و ابرام فراوان واقع شده است. در آغاز این مقاله با مفهوم به مرگی و انواع آن آشنا میشویم و سپس مؤلفه های اصلی و عناصر تشکیل دهنده آن معرفی میگردد. پس از آن، دلایل موافقان و مخالفان به مرگی تقریر و بررسی شده است. سپس به مسأله بیمعنایی رنج در جهان معاصر به مثابه علت اصلی رواج به مرگی اشاره و سرانجام بر این نکته تأکید میکنیم که ادیان الاهی، برای رنج، نقشی سازنده در کمال انسان قائل هستند که تکامل معنوی افراد از طریق همین رنج صورت میگیرد و دین با معنا دادن به رنج، به زندگی افراد معنا داده، مانع به مرگی میشود. در نتیجه نوع خاصی از به مرگی که با خواست و اراده شخص همراه است و به صورت فعال صورت میگیرد، با اصول اخلاقی سازگار نیست و توجیه اخلاقی ندارد.
مهم ترین موضوع در دو اثر اصلی برجای مانده از امام محمد غزالی یعنی کیمیای سعادت و احیاء علوم الدین، اخلاق است. او در آن دسته از مباحث اخلاقی که بین شرع و عقل اختلاف است، جانب شرع را میگیرد و در عین حال محاسن اخلاقی و تهذیب اخلاق را امری اکتسابی و تربیتی میداند و معتقد به دگرگونی اخلاق است. مقاله در صدد تبیین این موضوعات است که اولاً از نظر غزالی جایگاه اخلاق در تقسیم بندی علوم کجاست؟ و ثانیاً چگونه در تفکر او، اصول اخلاقی و شرعی کاملاً منطبق اند و در عین حال تهذیب اخلاق بر پایه عرفان، رکن اصلی کمال اخلاقی است؟
در چند دهه اخیر شکل گیری جنبش اخلاق کسب و کار و نهضت علمی اخلاق حرفه ای دیدگاه های دوگانه گرای اخلاق فردی و اجتماعی را به چالش کشیده است. بسیاری از متفکران اقتصادی به این نکته پی برده اند که بر خلاف تفکرات سنتی در اقتصاد، فشار قانون و همچنین دست نامرئی بازار نمیتواند از آسیب های اخلاقی تجارت جلوگیری کند. در مقابل گسترش اخلاق کسب و کار میتواند با پر کردن خلاء های قانونی به کارکرد بهتر تجارت کمک نماید: بر اساس فرضیه مطرح شده در این مقاله، که با روش تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته، اسلام با گذر از رویکرد کارکرد گرایانه صرف به تجارت، اخلاق تجارت را راهکاری برای گسترش فضایل اخلاقی در بازار و جامعه اسلامی قلمداد میکند. توجه به این رویکرد، میتواند از طرفی منعکس کننده ضرورت مهندسی فرهنگی بازار باشد؛ و از طرف دیگر جهت گیریهای سیاستی به منظور نهادینه کردن اخلاق اسلامی تجارت را دگرگون نماید.
امروزه بحث عدم تخصیص بهینة منابع طبیعی و زیست محیطی و کاهش سطح رفاه جامعه که ناشی از ایجاد پیامدهای جانبی منفی زیست محیطی است به عنوان یک بحث جهان شمول مورد بررسی و کنکاش بسیاری از اندیشمندان قرار گرفته است.
در سالهای اخیر مشاهده شده است که برخی از صاحبنظران بکارگیری اخلاقیات زیستی را برای کاهش این پیامدها پیشنهاد می کنند. بنابراین ما در این مقاله سعی می کنیم سازوکار اقتصادی عملکرد این ارزش ها را تبین کنیم و بدین منظور به بحث پیرامون سرمایة اجتماعی پرداخته و بیان می کنیم که ایجاد سرمایة اجتماعی زیست محیطی توسط اخلاقیات زیستی سبب می شود پیامدهای جانبی منفی کاهش یابد. سپس چگونگی اثربخشی سرمایة اجتماعی زیست محیطی بر اجتماع را برای کاهش پیامدهای جانبی منفی شرح می دهیم