مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
مدل تصمیم گیری
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق با نظرسنجی از خبرگان صنعت فولاد کشور و با استفاده از 4p بازاریابی، که عبارتند از: محصول (Product)، قیمت (Price)، مکان و کانال های توزیع (Place) و فعالیتهای تشویقی و ترغیبی (Promotion) و متغیر های فرعی مربوط به هر یک ازاین 4p ماتریس و مدل تصمیم گیری برای فعالیت بازاریابی صنعتی، جهت پیشرفت توسعه صادرات فولاد کشور طراحی گردیده است. روش تحقیق میدانی است و با استخراج از پرسشنامه ها به توصیف و تجزیه و تحلیل آنها تا رسیدن به مدل تصمیم گیری پرداخته ایم.
کاربرد تکنیک تاپسیس در رتبه بندی اقتصادی برخی ارقام گندم کشت شده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، رتبه بندی اقتصادی برخی گندم های کشت شده در ایران، با استفاده از تکنیک تاپسیس است. گندم مهمترین محصول کشاورزی ایران است، لذا افزایش محصول و انتخاب رقم مناسب کاشت، مورد توجه بوده است. در این پژوهش داده های برخی ارقام گندم کشت شده در ایران با توجه به معیارهای اقتصادی چون عملکرد دانه، زمان کاشت تا رسیدن دانه، وزن هزار دانه و ارتفاع گیاه در شرایط شاهد و تنش شوری و خشکی از تعدادی مقالات گرفته شده است. به منظور انتخاب مناسب تر، از تکنیک تاپسیس استفاده شده است. معیارها با توجه به اهمیت آنها در تولید محصول و با توجه به نقش مثبت و یا منفی آنها در تولید، تعیین شدند و با استفاده از نرم-افزار اکسل و تکنیک تاپسیس، ارقام گندم مورد رتبه بندی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که رقم «اروند 1» در شرایط شاهد با شاخص نزدیکی نسبی 96/0 و در شرایط شوری با شاخص نزدیکی نسبی 99/0 در بین ارقام مورد بررسی بهترین رقم است. رقم های «کرج 1» و «چمران» در شرایط تنش خشکی جزء رتبه های برتر هستند. افزون بر این، با استفاده از نرم افزارهای آماری و آزمون فریدمن، 3 فرضیه ارائه گردید. این پژوهش درستی روش تاپسیس را در رتبه بندی گندم از دیدگاه اقتصادی و تفاوت آن را با تک بعدی نگری بیان می نماید. پیشنهاد می-گردد که با روش تاپسیس به مقایسه کلیه ارقام گندم در مناطق مختلف ایران با آب و هوای متفاوت و با در نظر گرفتن معیارهای اقتصادی بپردازند.
مدل تصمیم گیری کارآفرینی: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال نهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۵
87 - 108
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، تصمیم گیری کارآفرینی توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. چندین جریان پژوهشی در این حوزه وجود دارد؛ اما این زمینه از مدل های مفهومی جامع بی بهره مانده است. در مطالعه حاضر، با اتخاذ رویکرد اساسی نوبلیت و هیر (1988)، روش فراترکیب برای دستیابی به مدل استفاده شده است. 10 مطالعه محوری موجود در این زمینه بررسی شده است. سه مرحله اصلی کدگذاری برای دستیابی به مدل نهایی این مطالعه انجام شد. در این مدل شرایط سببی تصمیم گیری کارآفرینی با تصمیم کارآفرینی که به عنوان گروه اصلی در نظر گرفته شده بود، ترکیب شد. راهبردهای تصمیم گیری (کار عملی) نیز تعیین شده و به مدل نهایی وارد شدند. این مدل نشان دهنده زمینه و شرایط مداخله کننده در تصمیم گیری کارآفرینی و پیامدهای تصمیم گیری کارآفرینی است. در نهایت جنبه زمانی تصمیم گیری کارآفرینی بُعدی است که در این مطالعه شناسایی شده و به مدل اضافه شده است و ماهیت پویا زمانی تصمیم گیری کارآفرینی را نشان می دهد.
تأملی سایبرنتیک بر مدل تصمیم گیری هسته ای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره ششم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۱
119 - 146
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر سیاست هسته ای ایران، یکی از بحث انگیزترین مسائل روابط بین الملل بوده؛ به گونه ای که در اغلب نشست های سران کشورها به رغم عدم حضور ایران، از آن سخن به میان آمده است. برخی بر این باورند که سیاست هسته ای جمهوری اسلامی ایران و نحوه تصمیم گیری در خصوص انتخاب گزینه های بدیل را نمی توان بر پایه نظریه های رایج تصمیم گیری یا «پارادایم تحلیلی» تفسیر و تبیین کرد؛ لذا نیازمند به کارگیری نظریه های جدید و اتکا به رویکردهای تصمیم گیری متفاوت هستیم. در نوشتار حاضر با معرفی و تشریح اصول و مفروضه های «نظریه سایبرنتیک تصمیم» نشان داده می شود که این چارچوب نظری از قدرت تبیین بیشتری در مقایسه با سایر رهیافت ها به منظور بررسی سیاست هسته ای جمهوری اسلامی ایران برخوردار است. نویسندگان بر این باورند که در چاچوب نظریه سایبرنتیک، تمرکز بر متغیر حیاتیِ «دستیابی به چرخه سوخت هسته ای» اصل رفتاری جمهوری اسلامی ایران در سیاست هسته ای بوده است.
چارچوب فرآیند طراحی برای استفاده مجدد از ساختمان های موجود؛ نمونه موردی: سیلوی قدیم گندم شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به روند توسعه و تغییر در جوامع امروزی و زوال اجتناب ناپذیر ساختمان ها، بهسازی و استفاده مجدد تطبیقی، یکی از مناسب ترین گزینه ها جهت انطباق با شرایط و نیازهای جدید هر بنا است. این عمل چه در مراحل اولیه تصمیم گیری و چه در فرآیند طراحی و انتخاب کاربری جایگزین به علت موارد متعدد دخیل در تصمیم گیری، با پیچیدگی هایی مواجه است. بنابراین در این مسیر، چارچوب و سیر مشخص و سیستماتیکی جهت کنترل و هدایت امر نیاز است. نظر به عدم ارائه چنین چارچوبی در ایران، در این مطالعه سعی شده است تا با بررسی پتانسیل استفاده مجدد تطبیقی از یک ساختمان موجود و بررسی نحوه ی تعیین کاربری جایگزین مناسب برای آن، ضمن معرفی مدل های آکادمیک، روند تصمیم گیری به عنوان یک الگو قابل استفاده باشد. بدین منظور، سیلوی قدیم شهر شیراز به عنوان نمونه انتخاب و ضمن پتانسیل سنجی، فرآیند انتخاب کاربری جایگزین نیز معرفی گردیده است. نتایج نشان می دهد که پتانسیل سیلو برای استفاده مجدد تطبیقی، بالا و نیز کاربری مناسب جایگزین برای آن فرهنگی- گردشگری است. دستاورد این مطالعه می تواند به عنوان یک الگو برای طراحان و معماران برای استفاده مجدد تطبیقی از ساختمان های موجود با عمر کالبدی حداقل 20 سال و در بافت های شهری قابل استفاده باشد.
ژئومارکتینگ هوشمند: تدوین مدل تقویت استراتژی های اقتصادی در کسب وکارها
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال دوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
71 - 100
حوزههای تخصصی:
چالش اصلی که این پژوهش را ضروری ساخت، ناکارآمدی برخی رویکردهای سنتی در شناسایی موقعیت های جغرافیایی و پتانسیل های منطقه ای برای توسعه کسب وکار بود که عموماً به عدم بهره برداری صحیح از داده های مکانی و در نتیجه، ضعف در برنامه ریزی استراتژیک اقتصادی می انجامید. در واکنش به این کاستی، هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش ژئومارکتینگ هوشمند و ارتباط آن با تدوین مدل تقویت استراتژی های اقتصادی در کسب وکارها است. برای دستیابی به این هدف، پژوهشگران با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های گردآوری شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان و نیز اسناد مرتبط با پروژه های مکانی را به صورت نظام مند کدگذاری کردند. در نهایت، 6 مضمون اصلی و 120 کد فرعی شناسایی شد که سه حوزه کلیدی «زیرساخت های فناوری»، «تحلیل تعاملی داده های مکانی» و «تجربه کاربران در محیط های جغرافیایی»، به ویژه در راستای تقویت استراتژی های اقتصادی، اهمیت ویژه ای داشت. تحلیل های نهایی حاکی از آن است که تلفیق داده های فضایی با متدهای تحلیلی پیشرفته، زمینه را برای درک عمیق تر نیازهای بازار فراهم کرده و از سوی دیگر، با تأمین اطلاعات دقیق و واقع بینانه، تصمیم گیری های مبتنی بر مکان را تسهیل می کند. همچنین روشن شد که سازمان ها برای پیاده سازی موفق مدل ژئومارکتینگ هوشمند، باید از زیرساخت های داده محور کارآمد، همکاری میان واحدهای مختلف (فروش، بازاریابی، فناوری اطلاعات) و فرهنگ سازمانی پیشرو برخوردار باشند. مقایسه یافته های حاضر با تحقیقات پیشین نشان می دهد که رویکرد تلفیقی بین تحلیل جغرافیایی و راهبردهای اقتصادی، می تواند نقش بسزایی در بهبود رقابت پذیری و توسعه پایدار کسب وکارها ایفا کند. در نتیجه، این مطالعه نوآوری هایی همچون ارائه چارچوبی یکپارچه برای ترکیب جنبه های فناورانه، مدیریتی و فرهنگی را پیشنهاد می دهد که می تواند برای مدیران اجرایی در بخش های مختلف بسیار راهگشا باشد.