این مقاله پس از تحقیقی نسبتاً مستوفی و مستند درباره ریشه و مفهوم کلمه پاشا، به چگونگی رواج این لقب افتخاری در امپراتوری عثمانی پرداخته و پس از بیان تحول مفهومی و سازمانی این لقب و تبدیل آن به سمتی رسمی در حوزه های حکومتی خلافت عثمانی ، به اهمیت تأثیر و خدمات زیاد پاشایان برجسته عثمانی در اشاعه فرهنگ اسلامی در سرزمینهای امپراتوری اشاره کرده است .
گرایش به خدا در فطرت انسان ها قرار داده شده و آدمی در طول تاریخ در پی شناختن خدای خود بوده و بسا که در این مسیرْ مصادیق ناشایست را به عنوان خدا پرستیده است. برخی برای شناخت خدا او را به انسان یا موجودات دیگری تشبیه می کنند و حتی قائل به تجسم خدا می شوند، و برخی دیگر برای در امان ماندن از تشبیه دچار تنزیه مطلق می گردند و می گویند که ما را راهی برای شناخت خدا نیست. امام علی (ع) تشبیه را رد کرده و برای رد آن، ادله ای به میان آورده است. از آن جمله: همتا نداشتن خدا، این که شباهت مخلوقات به یکدیگر دلیل بی همتایی خداست، احاطه ناپذیری خدا و.... او برای رد تجسیم نیز، ادله و شواهدی آورده است، همچون این که عظمت نفوذناپذیر خدا مانع رؤیت اش است، و نیز تقدم زمانی خداوند، همانند نداشتن او، مکان مند نبودن او، خستگی ناپذیری و عدم عجز و عدم تحمل رنج و...؛ و در این راستا آیات موهم تجسیم را تاویل کرده است. علی(ع) تنزیه مطلق را قبول ندارد و قائل به این است که خدا را در حدی که خود خدا و پیامبران اش معرفی کرده اند و بر اساس آیات و افعال اش می توان شناخت؛ ولی برای شناخت ذات و کُنه صفات اش راهی نیست. او برای تنزیه نیز ادله ای آورده است، مثل: حد نداشتن خدا، محاط نبودن خدا، و توصیف ناپذیری خدا.
این گفتار به نقد و بررسی و تحلیل مطالب یازده تن از خاورشناسان، از سده هیجدهم میلادی تا کنون در مورد ابوطالب بن عبدالمطلب می پردازد. ادوارد گیبون، تامس کارلایل، هنزی لامنس و دوایت دونالدسون، از جمله این خاورشناسان اند. نویسنده در تحلیل خود، علتهایی می آورد که چرا برخی از خاورشناسان به ایمان حضرت ابوطالب اشاره نکرده اند، از جمله: اشتباه های تاریخی و اعتماد مطلق بر منابع اهل تسنن.
واژة «شیعه»، که نامی شناخته شده برای پیروان مکتب اهل بیت علیه السلام است، در بستر تاریخ اسلام، کاربردهای متعدد لغوی داشته، و سپس به یک اصطلاح تبدیل شده است. در این نوشتار، بر اساس روش تاریخی، کاربردهای شیعه توصیف و تحلیل، و مفاهیم آن بازشناسی می شود. بر پایة یافته های این نوشتار، ترکیب «شیعة علی علیه السلام»، مبتنی بر احادیث نبوی و مورد تأیید و تقدیس اهل بیت علیه السلام بوده، و چون در مقایسه با دیگر کاربردهای مضاف، استعمالش فزونی (غلبه) یافته، «الشیعة» (شیعه) آن متبادر و به یک اصطلاح برای آن تبدیل شده است. این اصطلاح افزون بر مفهوم خاص اعتقادی، در برخی مقاطع تاریخی، مفهوم عام داشته، اما با گذشت زمان، به مفهوم اعتقادی مختص گشته است. در این مفهوم، اصطلاح «شیعه» تمامی پیروان امام علی علیه السلام و فرزندان او را، که پیروی شان بر پایة اعتقاد به امامت منصوص آنان پس از پیامبر علیه السلام بوده، پوشش می داده است. از سوی دیگر، عنوان «مُتَشَیّع» برای کسانی که صرفاً دوستدار اهل بیت علیه السلام بوده اند، کاربرد یافته است.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامى, سال گذشته را به مناسبت یکصدمین سالگرد ولادت رهبر کبیر انقلاب, سال حضرت امام(ره) نامیدند.
متإسفانه با آنکه حضور حضرت امام(ره) هنوز در میان امت اسلامى احساس مى شود, لیکن رفتار, گفتار و منویات و افکار بلند و ارزشمند آن عزیز سفر کرده, بیشتر در میان سطور باقى مانده تا اینکه دستورالعمل زندگى افراد جامعه اسلامى قرار گیرد.
شاید نقص اصلى, در عدم درک عمیق, و عدم شناخت دقیق و صحیح ویژه گى هاى برجسته روحى و فکرى آن سلاله پاک حضرت زهرا و على(ع) باشد.
البته عیب بزرگ دیگر , از ناحیه وجودى ماست که از نظر روحى و فکرى, در سطوح مختلفى از معنویت قرار داریم; بدین ترتیب هرچه این عیب و آن نقیصه بیشتر مى شود, فاصله مراد و مرید و امام و مإموم و رهبر و پیرو افزون تر مى گردد.
حال که تقارن سال 79 با دو عیدالله الاکبر, امسال از سوى خلف صالح خمینى کبیر, به نام نامى مولا امیرالمومنین على بن ابى طالب(ع) مزین گشته است, در لبیک به نداى ولایت امرمان, با توکل به سید المتوکلین و اقدر القادرین, و با توسل به حبل الله المتین حضرت مولى الموحدین, نورى از آن مصباح الدجى و نمى از یم معارف و عظمت وجودى حضرتشان برگیریم; باشد تا در مسیر نیت خالصانه معظم له قرار گیریم و قدمى در این راه برداریم!
شمه اى از خصال خیرالبریه و ابوالائمه الطاهرین(ع)