در دوره قاجار برخی از مفاهیم که شرط لازم فهم سازوکار شیعه امامیه است، تحول یافت و تحول در مفاهیم، نقشی بسیار مؤثر در فرایندهای آتی سیاسی و اجتماعی کشور برجای گذاشت. تحول در مفاهیم، دستاورد دیگری هم داشت که آن هم عمومیت یافتن مناسک و مراسم شیعه در بین توده های مردم بود. این مفاهیم همه از گذشته به ارث رسیده بود، اما با توجه به مقتضیات زمانی و مکانی ایران، ساختار درونی آنها دچار تحول شد؛ بنابراین مفاهیمی که در این مقاله از آنها یاد شده است، از بدو تاریخ تشیع تا زمان مورد بحث، تداوم یافته، بنا به دلایلی متحول گشته بود. مقاله حاضر برخی از این مفاهیم و نحوه تداوم (Continuation) و تحول (Development) آنها را تشریح کرده است.
در دوره شاه اسماعیل علمایی چون محقق کرکی به ایران آمده بودند، ولی این موضوع در دوره شاه طهماسب اول جدی تر مطرح شد و به صورت یکی از سیاست های اساسی دولت در آمد.
در سایه همین سیاست صفویان بود که گروهی از علمای دینی جبل عامل به ایران آمدند و طبعاً بر اوضاع و احوال فرهنگی، دینی و سیاسی جامعه عصر صفوی تاثیر گذاشتند.
علمای جبل عاملی با انتقال افکار و دانش خود در زمینه های گوناگون، نسلی از فقیهان ایرانی را تربیت کردند که بعدها امور سیاسی دولت صفوی را به دست گرفتند. تلاش آنان برای مشروعیت بخشیدن به دولت صفوی بسیار مؤثر واقع شد. این علما از سویی توانستند فقه شیعه را در ابعاد سیاسی و حکومتی آن غنا بخشند و از سوی دیگر به حکومت صفویه به مثابه حکومتی شیعه یاری رسانند تا در نظر مردم به منزله حکومتی مشروع پذیرفته شود.
در شماره های پیشین اشاره شد که رسول خدا(ص) با مخالفان براساس عطوفت و مهربانی رفتار می کرد. اکنون این سؤال مطرح است که: چرا حضرت جنگ های متعدد داشت؟ آیا این امر با آن چه
گذشت، منافات ندارد و نوعی خشونت گرایی نیست؟
در این خصوص باید گفت: اسلام کشورگشایی را جایز نمی داند و درصدد تجاوز به کشورهای دیگر نیست. پیامبر اسلام(ص) به هیچ کشوری حمله نظامی و تجاوز نکرد. این تهمت نابخشودنی است که گفته-اند: پیامبر برای قدرت طلبی، با قبایل و اقوام دیگر جنگ نمود. البته جنگ هایی در زمان رسول خدا شکل گرفت، اما همه آن ها جنبه دفاعی داشت. دفاع نیز یک حرکت مشروع است و عقل آن را لازم می داند و تجاوز محسوب نمی شود. اسلام همان گونه که اجازه نداده به کشوری تجاوز شود، این اجازه را نیز نداده است که مسلمانان ذلت و ظلم را بپذیرند و از خود دفاع نکنند.
یکی از فضایل اهل بیت، علم اعطا شده خداوند به آنهاست. روایات الکافی و
بصائر الدرجات به این موضوع تصریح دارند و آیه 49 سوره عنکبوت را ناظر و بلکه مختصّ به اهل بیت عصمت و طهارت دانسته اند. برای بررسی این اختصاص، اصطلاح «اوتو العلم» که با واژه «علم و عالم» اندکی متفاوت است، در قرآن کاویده و نظرات مفسّران آورده شد.
این مفهوم، ویژه اهل بیت نیست، امّا عطا شدگان علم در آیه 49 سوره عنکبوت، تنها همان اهل بیت هستند. این آیه، قرآن را نه واژه و نوشته، بلکه آیه هایی روشن در سینه «اوتوا العلم» دانسته است. روایت های متعدد اثباتکننده این انحصار را نیز در این نوشتار آورده ایم.