در تاریخنگارى قرن بیستم، مکتب فرانسوى آنال استثناى پر فروغى است. توجه به ساختارها، نگرش به درون تحولات تاریخى و اعتقاد استوار به پیوند پایدار طبیعت و تاریخ، از جمله ابداعات مورخان آنال مىباشد. مکتب آنال با بهرهگیرى از دانشها و رشتههاى مختلف، از قبیل جامعهشناسى، جغرافیا، روانشناسى، باستانشناسى و حتى علوم طبیعى، تاریخ رابه گونهاى قابل توجه، از محدوده تفکر مبتنى بر روایتنگارى صرف رهانید. در مکتب آنال، بهویژه در آثار فرناند برودل، مفهوم تاریخ تام یا کامل، جایگاه ویژهاى دارد. همینطور مارک بلوخ که خود یکى از بنیانگذاران این مکتب است، مطالعه و بررسى تطبیقى در تاریخ را به شیوهاى استوار در تاریخنگارى تبدیل کرد.
اندلس یا بخش اسلامی شبه جزیره ایبری در هشت سده حاکمیت مسلمین، فراز و نشیب بسیار داشته و از همان اوان با شکل گیری هسته های مقاومت مسیحی در برخورد با مسیحیان بود. از اواخر قرن پنجم هجری/یازدهم میلادی بخشهای وسیعی از قلمرو اندلس اسلامی به دست ایشان(مسیحیان)افتاد.این سقوط که روزگارپایانی آن بسیار خونبار ودلخراش است در یک فرایند طولانی فراهم آمد.علاوه بر آنکه مسیحیان با اتکال به حافظه تاریخی خود درباره مناسبات اسلام و مسیحیت وبا انگیزه بسیار این هدف را دنبال کردند،محیط اجتماعی مسلمانان و درگیری های قبیله ای آن ها ازآغاز استقرار مسلمین ، شدت بخش روند سقوط بود.