مسئله مذموم بودن سرزمین نجد، از جمله مسائل ذم و مدح سرزمین ها در ادبیات دینی می باشد که از زمان صدور در سده های نخست اسلامی و تا به امروز همواره مورد بحث بوده است. حدیث گرا بودن عالمان دینی نجد به ویژه در قرون متأخر از یک سو و وجود احادیثی در ذم این سرزمین و البته ظرفیت های این احادیث در جهت مشروعیت زایی و مشروعیت زدایی، فضایی چالش برانگیز را در طول تاریخ این سرزمین در دوره اسلامی و تاکنون رقم زده است، این موضوع با برآمدن محمدبن عبدالوهاب در این سرزمین، با اهمیت بیشتری پیگیری شد و از سوی منتقدان جریان وهابی مورد استفاده قرار گرفت. در این نوشته دست کم شرایط برجسته شدن مسئله ذم نجد و معانی واژگونه اتخاذ شده از آن در دو مقطع برآمدن محمدبن عبدالوهاب و حمله صدام به کویت مورد مقایسه قرار گرفته شده است.
گفتگوی خیالی با درون مایه های سیاسی و اجتماعی، بارزترین وجوه انتقادی رایج در مطبوعات عصر قاجار است که روشنفکران و روزنامه نگاران این دوره به کار می گرفتند. نفس رواج این شیوه نشان دهنده وضع ویژﮤ جامعه ایرانی در این برهه زمانی است که در کشاکش عبور از مرحله ای تاریخی بود. پرسشی که در کانون توجه این پژوهش قرار دارد این است که روزنامه نگاران عصر قاجار از چه زمانی به انتخاب این شیوه توجه کردند و ناظر به چه اهدافی بود. در دوره فتحعلی شاه، به استفاده از این شیوه توجه شد؛ اما در عصر ناصری، وجه انتقادی آن آشکارتر شد و سرانجام در دورﮤ استبدادی محمدعلی شاه، به علت وجود خفقان فزاینده، به مثاﺑﮥ گونه ای (ژانر) اثربخش در نشر آگاهی و بیان انتقادهای سیاسی و اجتماعی، از آن استفادﮤ وسیع شد. یافته های این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی و متکی بر رویکرد جامعه شناختی به نسخه های باقیمانده از 75 روزناﻣﮥ درون مرزی دورﮤ قاجاری است. این پژوهش نشان می دهد که هدف غایی روشنفکران و روزنامه نگاران این دوره از به کارگیری چنین شیوه ای، تفهیم نظام مشروطه و مباینت نداشتن آن با شرع مقدس و نیز معرفی این نظام در قالب الگویی مناسب برای ایجاد وضعیت سیاسی و اجتماعی مطلوب در جاﻣﻌﮥ ایران بود.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی رفتار اطلاع یابی محققان مراجعه کننده به آرشیو ملی ایران، شناسایی اهداف و انگیزه ها و رابطة آن با رشتة تحصیلی محققان(با فرض اینکه بین رفتارهای اطلاع یابی مراجعه کنندگان به آرشیو ملی برای مطالعة اسناد با رشتة تحصیلیِ تاریخ و مدرک تحصیلیِ دکتری رابطة معنا دار وجود دارد) انجام شده است. بنابراین، بررسی و مقایسة رفتار اطلاع یابی مراجعانی که در سال 1392 برای نخستین بار به معاونت اسناد ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران مراجعه کرده اند، هدف اصلی این پژوهش است. علاوه بر آن، در این پژوهش اهداف جزئی دیگری پیگیری می شوند که عبارت اند از: شناسایی موضوعات مورد درخواست مراجعان، رابطة رشته و مدرک تحصیلی مراجعه کنندگان، و رابطة جنسیت و استفاده از اسناد.
روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش به روش پیمایشی انجام شده است. اطلاعات مورد نیاز از بین 419 کاربرگة مربوط به جامعة هدف استخراج شده که از آن میان پاسخ 29 نفر کامل نبود.
یافته های پژوهش: پس از گردآوری داده ها و تلخیص و تنظیم آنها مشاهده شد که بیشترین فراوانی محققان( 42/59 درصد) دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد یا دارندگان مدرک کارشناسی ارشد هستند. بیشترین فراوانی(11/29 درصد) از بین جامعة هدف با مدرک کارشناسی ارشد، دانش آموختة رشتة تاریخ هستند و 23/37 درصد از کل محققان، برای انجام پروژه های پایان نامه به تحقیق در اسناد پرداخته اند.
نتیجه گیری: فرضیة پژوهش فقط در مورد رابطة بین رشتة تحصیلی و استفاده از اسناد تأیید شد. نتایج نشان می دهد در زمینة تولید اطلاعات علمی(23/37 درصد) محققان اسناد را به منظور استفاده در پایان نامه مورد بررسی قرار داده اند. در ردیف دوم( 56/35 درصد) اسناد به منظور تولید مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی رشتة تحصیلی این افراد(بدون در نظر گرفتن مقاطع تحصیلی) نشان دهندة آن است که دانشجویان و دانش آموختگان رشتة تاریخ، سهم بسیار قابل توجه و معنا داری در استفاده از اسناد را به خود اختصاص داده اند: 33/40 درصد از کل جامعة آماری، دانش آموختة رشتة تاریخ هستند.
عهدنامه و سوگندنامه گونه ای از منشات رسمی باقی مانده از قرن پنجم و ششم هجری قمری است. با بررسی منشات و متون تاریخی این عهد می توان عهدنامه ها را به دو دسته اصلی تقسیم کرد: اول عهدنامه هایی که خلفا، سلاطین و افراد بلندمرتبه برای تضمین امنیت به حاکمین و تابعین و افراد زیردست اعطا می کردند. این دسته از عهدنامه ها بیشتر به امان نامه شباهت داشته و به منظور تضمین امنیت فرد تابع صادر می شده است. دسته ی دوم از عهدنامه ها، اسنادی بوده که حکام و امرا و افراد زیر دست برای تضمین وفاداری و عمل به تعهدات،به فرد بالادست می دادند. تعدادی از این دسته عهدنامه ها در مجموعه منشات قرن پنجم و ششم هجری قمری باقیمانده و به دست ما رسیده است. از آنجا که در برخی از موارد عهدنامه های یاد شده را دیوانیان در دستگاه قدرت بالادست نوشته ، برای تائید به نزد حاکم دست نشانده می فرستادند، این گونه از عهدنامه ها در تبیین و شناخت روابط سلاطین و حکام تابعه اهمیت خاصی می یابد. چرا که توقعات و انتظارات حکومت مرکزی را از حکام و امرای تابع ،از دیدگاهی متفاوت به رشته تحریر می کشد. این عهدنامه ها همراه با مشابهت های ساختاری که دارند در پژوهش های تاریخی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.