بر اساس یک سنت دیر پا ، تاریخ نگاران به طور کلی نتایج تحقیقات خود را به صورت مکتوب به جامعه ارائه می دهند و دستاوردهای مبتنی بر تاریخ شفاهی نیز تا کنون دست کم در ایران تحت تاثیر این سنت بوده است.اما نکته فراموش شده ان است که تاریخ شفاهی به لحاظ نظری و ساختاری با رسانه های مبتنی بر صوت مانند رادیو وجوه مشترک بیشتری دارد تا رسانه های مکتوب و این دو در مراحل مختلف تولید و سپس انتشار دستاوردهای تحقیقی می توانند به یکدیگر یاری رسانند. اگرچه عده ای عقیده دارند هدف از تولید و مصرف تاریخ شفاهی در رسانه و در ارشیو متفاوت است اما صرفنظر از این تفاوتهای جزیی که ان هم در سالهای اخیر دستخوش تغییر شده است می توان مبانی مشترک میان این دو یافت . این مقاله با تکیه بر جدید ترین منابع در مورد تولیدات رسانه های شنیداری بویژه رادیو در حوزه تاریخ شفاهی به تببین راهکارهای مطلوب در تعامل بین رشته ای تاریخ شفاهی و رسانه رادیو می پردازد.
فرش دستباف یکی از شاخصه های هویت ایرانی است که در جهان شناخته شده است و در بازنگری قدمت فرش، پیوند آن را با اسطوره های این سرزمین می توان دریافت. در این پژوهش، به فرش عصر پیشدادی و کیانی، با هدف شناخت و تحلیل کاربردهای آن، به روایت شاهنامه فردوسی توجه شده است. به دلیل ماهیت تجزیه پذیر الیاف فرش و در دسترس نبودن نمونه بافته هایی از گذشته های دور، بازخوانی تاریخ فرش ایرانی را در منابع مکتوب می توان جستجو کرد. از این رو پژوهش حاضر به طور خاص، به شاهنامه فردوسی به عنوان برگ مهمی از تمدن ایرانی در واکاوی فرش عصر پیشدادی و کیانی توجه دارد. شیوه گردآوری داده ها در این پژوهش کتابخانه ای و روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. نتایج نشان می دهد که علاوه بر کاربرد ادبی فرش در زبان فردوسی و اشاره به سیر فرش بافی، هفت کاربرد فرش که در آن دوران بدان اشاره شده است عبارتند از: مراسم جشن و اعیاد، مراسم تدفین و سوگواری، هدیه و پیشکش، جهیزیه عروس، غنائم جنگی، تجارت و اموال خزانه.