توجهِ مقاله ی حاضر بر مسئله ی زنان در مجلّه ی ملانصرالدین است. با عنایت به این که مجلّه ی ملانصرالدین جزوِ مجله های پیشرو در ربعِ اولِ قرنِ بیستم میلادی در شرق بود، تحلیلِ رویکردِ آن مجلّه نسبت به مسئله ی زنان می تواند هم آگاهی های دست اولی از موقعیّت زنِ ایرانی و مسلمان در اوایل قرن بیستم میلادی در اختیار بگذارد و هم موجبِ آشنایی بیشتر با نحوه ی مواجهه ی روشنفکرانِ مسلمان با مسئله ی زنان شود. از این رو نوشتار حاضر در صددِ پاسخ به این پرسش است که، مجلّه ی ملانصرالدین موقعیتِ زنِ مسلمان را چگونه بازتاب داده و دیدگاهش درباره ی موقعیتِ زن مسلمان چه بود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد، مجلّه ی ملانصرالدین مسئله ی زنان را با رویکردی آسیب شناسانه در پنج حوزه ی، ازدواجِ زنان، حجاب، آموزشِ زنان، خشونت علیه زنان و آزادیِ زنان موردِ توجه قرار داده و تحت تأثیر اندیشه های جدید که در قفقاز رواج داشت راهِ برون رفت از آن موقعیت را آموزش زنان و نقد مستمرِ مخالفانِ آزادیِ زنان می داند. روشِ پژوهش در این نوشتار، توصیفی تحلیلی با تکیه بر متنِ اصلیِ مجلّه ی ملانصرالدین و اسنادِ دست اول است.
مسئله مذموم بودن سرزمین نجد، از جمله مسائل ذم و مدح سرزمین ها در ادبیات دینی می باشد که از زمان صدور در سده های نخست اسلامی و تا به امروز همواره مورد بحث بوده است. حدیث گرا بودن عالمان دینی نجد به ویژه در قرون متأخر از یک سو و وجود احادیثی در ذم این سرزمین و البته ظرفیت های این احادیث در جهت مشروعیت زایی و مشروعیت زدایی، فضایی چالش برانگیز را در طول تاریخ این سرزمین در دوره اسلامی و تاکنون رقم زده است، این موضوع با برآمدن محمدبن عبدالوهاب در این سرزمین، با اهمیت بیشتری پیگیری شد و از سوی منتقدان جریان وهابی مورد استفاده قرار گرفت. در این نوشته دست کم شرایط برجسته شدن مسئله ذم نجد و معانی واژگونه اتخاذ شده از آن در دو مقطع برآمدن محمدبن عبدالوهاب و حمله صدام به کویت مورد مقایسه قرار گرفته شده است.